أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ ۗ إِنَّ اللَّـهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ ﴿٦٥﴾
(ای بشر) آیا ندیدی که هر چه در زمین است خدا مسخر شما گردانید و کشتی به فرمان او در دریا سیر میکند و آسمان را (دستور) او نگاه میدارد که بر زمین نیفتد مگر به اذن او؟ همانا خدا به مردم بسیار رئوف و مهربان است.
با سلام
مطابق آیه فوق خداوند میفرماید که کشتی به فرمان او حرکت می کند، اگر هم بپذیریم که باد با فرمان خداست آیا کشتی هایی که در مسیر گم می شدند هم به فرمان خدا گم می شدند؟
البته در زمانهای قبل هم کشتی ها خود به خود به جایی نمی رفتند و دانش دریا نوردی این کار را انجام می داد.
در واقع این اراده انسان و ابزار انسان ساز است که کشتی را حرکت می دهد و بخصوص امروزه باد و عوامل طبیعی خیلی نقشی در حرکت کشتی ها ندارند و آیا این به این معناست که این خلاف اراده خداست؟ و اصلا این چه نوع دلیلی است بر اثبات وجود یا قدرت خداوند؟مثل اینکه بگوییم چون شکر شیرین است و نمک شور است پس این نشانه قدرت خداوند است یا چون باد می وزد و برخی چیزها را جابجا می کند...
نکته دیگر آنکه نگهداشته شدن آسمان به نحوی که بر زمین نیفتد چگونه قابل توجیه است؟ ما می دانیم که در واقع آسمان یک فضای بی انتهاست و بر روی چیزی نمی تواند بیفتد که نیاز به نگهداشتن داشته باشد.
توجیه این مسئله چیست؟ آسمان و ستونهایی که آنرا نگه می دارند کجاهستند؟ و اساسا چگونه ممکن است سقوط کنند؟ و چطور می توان بدون دیدن این دلایل و درک آن، این استدلال ها را نشان قدرت خداوند دانست؟ یعنی آسمانی که مشخص نیست چه تعریفی دارد و کجاست و این که ما نمی توانیم از نحوه افتادن آن درکی داشته باشیم؟ پس چطور آنرا درک کنیم و شاهد قدرت خداوند قراردهیم؟ لطفا این استدلال ها را قدری بیشتر توضیح دهید.
ممنون از توجه شما.
پرسش 1:
آسمان و زمين
شرح : أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّـهَ سَخَّرَ لَكُم مَّا فِي الْأَرْضِ وَالْفُلْكَ تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَيُمْسِكُ السَّمَاءَ أَن تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلَّا بِإِذْنِهِ ? إِنَّ اللَّـهَ بِالنَّاسِ لَرَءُوفٌ رَّحِيمٌ ?65? (اي بشر) آيا نديدي که هر چه در زمين است خدا مسخر شما گردانيد و کشتي به فرمان او در دريا سير ميکند و آسمان را (دستور) او نگاه ميدارد که بر زمين نيفتد مگر به اذن او؟ همانا خدا به مردم بسيار رئوف و مهربان است. با سلام مطابق آيه فوق خداوند ميفرمايد که کشتي به فرمان او حرکت مي کند، اگر هم بپذيريم که باد با فرمان خداست آيا کشتي هايي که در مسير گم مي شدند هم به فرمان خدا گم مي شدند؟ البته در زمانهاي قبل هم کشتي ها خود به خود به جايي نمي رفتند و دانش دريا نوردي اين کار را انجام مي داد. در واقع اين اراده انسان و ابزار انسان ساز است که کشتي را حرکت مي دهد و بخصوص امروزه باد و عوامل طبيعي خيلي نقشي در حرکت کشتي ها ندارند و آيا اين به اين معناست که اين خلاف اراده خداست؟ و اصلا اين چه نوع دليلي است بر اثبات وجود يا قدرت خداوند؟مثل اينکه بگوييم چون شکر شيرين است و نمک شور است پس اين نشانه قدرت خداوند است يا چون باد مي وزد و برخي چيزها را جابجا مي کند...
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
آيات فراواني به اين مساله اشاره دارد که به دو مورد اشاره مي کنيم ، سپس به سوال شما پاسخ مي دهيم :
اللَّهُ الَّذي خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُمْ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْفُلْكَ لِتَجْرِيَ فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَكُمُ الْأَنْهارَ ؛ (1 )
خداوند همان كسى است كه آسمان ها و زمين را آفريد و از آسمان، آبى نازل كرد و با آن، ميوهها (ى مختلف) را براى روزى شما (از زمين) بيرون آورد و كشتىها را مسخّر شما گردانيد، تا بر صفحه دريا به فرمان او حركت كنند و نهرها را (نيز) مسخّر شما نمود.
- الَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ وَ الْفُلْكَ تَجْري فِي الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلاَّ بِإِذْنِهِ إِنَّ اللَّهَ بِالنَّاسِ لَرَؤُفٌ رَحيمٌ ؛ (2 )
آيا نديدى كه خداوند آنچه را در زمين است مسخّر شما كرد و (نيز) كشتي هايى را كه به فرمان او بر صفحه اقيانوس ها حركت مىكنند و آسمان [كرات و سنگ هاى آسمانى] را نگه مىدارد، تا جز به فرمان او، بر زمين فرو نيفتند؟ خداوند نسبت به مردم رحيم و مهربان است!
در اين آيات قرآن به تسخير موجودات مختلف زمين و آسمان در برابر انسان از جمله تسخير كشتي ها، تسخير نهرها، تسخير خورشيد، تسخير ماه، تسخير شب و روز كه بخشى از آسمان و بخشى از زمين و بخشى از پديدههاى ميان اين دو (شب و روز) مىباشد.تكيه شده است:
انسان از ديدگاه قرآن آن قدر عظمت دارد كه همه اين موجودات به فرمان" اللَّه" مسخر او گشتهاند، يعنى يا زمام اختيارشان به دست انسان است، و يا در خدمت منافع انسان حركت مىكنند، و در هر حال آن قدر به اين انسان عظمت داده شده كه به صورت يك هدف عالى در مجموعه آفرينش در آمده است.
خورشيد براى او نور افشانى مىكند، بسترش را گرم مىسازد، انواع گياهان براى او مىروياند ،محيط زندگانيش را از لوث ميكرب هاى مزاحم پاك مىكند، شادى و سرور مىآفريند و مسير زندگى را به او نشان مىدهد.
ماه، چراغ شب هاى تاريك او است، تقويمى است طبيعى و جاودانى، جزر و مدى كه بر اثر ماه پيدا مىشود، بسيارى از مشكلات انسان را مىگشايد، درختان زيادى را (به خاطر بالا آمدن آب نهرهاى مجاور درياها) آبيارى مىكند، درياى خاموش و راكد را به حركت در مىآورد . از ركود و گنديدن حفظ مىكند . اكسيژن لازم بر اثر تموج در اختيار موجودات زنده درياها مىگذارد.
بادها، كشتىها را در سينه اقيانوس ها به حركت در مىآورند . بزرگ ترين مركب و وسيع ترين جادههاى انسان را همين كشتىها و همين درياها تشكيل مىدهند، تا آن جا كه گاهى، كشتي هايى به عظمت يك شهر و با همان جمعيت كه در يك شهر كوچك زندگى مىكنند، بر پهنه اقيانوس ها به حركت در مىآيند.
نهرها، در خدمت او هستند، زراعت هايش را آبيارى و دام هايش را سيراب و محيط زندگيش را با طراوت و حتى مواد غذائيش (ماهي ها) را در دل خود براى او مىپرورانند.
تاريكى شب همچون لباسى او را مىپوشاند. آرامش و راحتى به او ارزانى مىدارد. همچون يك باد زن، حرارت سوزنده آفتاب را تخفيف مىدهد و به او جان و حيات تازه مىبخشد.
سرانجام روشنايى روز، او را به حركت و تلاش دعوت مىكند. گرمى و حرارت مىآفريند . در همه جا جنبش و حركت ايجاد مىكند.(3)
اگر به معاني هدايت و اضلال ابتدايي و جزايي پي ببريد ، حتما پاسخي براي پرسش هاي تان خواهيد يافت:
هر کدام از هدايت و گمراه کردن الهي بر دو قسم است: ابتدايي و جزايي (پاداشي و کيفري).
1- هدايت ابتدايي از اوصاف حضرت حق ميباشد، همان طور که ميفرمايد: "ما راه را به او (انسان) نشان داديم، خواه شاکر باشد (و پذيرا گردد) يا ناسپاس!"(4) خدا راه راست و مسير صحيح را به انسان نشان ميدهد و به اصطلاح "ارائه طريق" ميکند.
2- اضلال ابتدايي (گمراه کردن بندگان) نميتواند در حق خداوند صحيح باشد؛ بدين معنا که خدا با وضع قوانين بد و باطل و عدم بيان حقيقت و رها کردن آدمي به حال خود، زمينه گمراهي انسان در طول حياتش را فراهم سازد. اضلال ابتدايي از خدا نفي ميگردد . خدا انسان را در مسير سعادت راهنمايي کرده و راه خوشبختي و کمال را به او نشان داده است
3 - هدايت پاداشي آن است که بنده بعد از هدايت ابتدايي که از خداوند دريافت کرد، خود با حسن اختيار، حق را پذيرفته و به آن عمل کرده ؛ ضمن ايمان به خدا، در مسير بندگي قدم بردارد. در مورد اين شخص خدا هدايتي ويژه با نام "هدايت پاداشي" دارد که به معناي رساندن به هدف و مقصد نهايي ميباشد.
پس در حقيقت بنده با ايمان خود زمينه اين نوع هدايت را با اعمال صالح فراهم ميسازد. با اين توضيح منافاتي بين اين نحوه از هدايت الهي و اختيار انسان يافت نميشود. خدا ميفرمايد: "کسي که اهل تقوا و پرهيزگاري باشد و جزاي نيک (الهي) را تصديق کند، ما او در مسير آساني قرار ميدهيم".(5)
4- اضلال و گمراهي کيفري آن است که انسان بعد از هدايت ابتدايي الهي و فرستادن کتب آسماني و پيامبران و امامان، باز کفر ورزيده و در راه الهي قدم برندارد و به حق رهنمون نشود. در اين صورت با اضلال کيفري الهي از اين شخص سلب توفيق شده و رحمت خاص الهي که ويژه صالحان است، از او منع ميشود و اين دقيقاً معناي "يضلّ من يشاء" ميباشد. خدا ميفرمايد: "اما آن کس که بخل ورزد و بي نيازي طلبد و پاداش (نيک) الهي را انکار کند، به زودي او را در مسير دشواري قرار ميدهيم". (6)
در حقيقت اين اشخاص با اختيار خود زمينه شقاوت را فراهم ساختهاند. (7)
پس کوتاهي مسافران يا ملوان کشتي باعث شده که راه گم کرده و به بيراهه بروند . اين با اراده خدا مخالف نيست، بلکه انسان با سوء تدبير و عدم استفاده صحيح و مناسب و کامل از راه هاي سالم به گمراهي رفته است.
به عبارت ديگر، هدايت الهي قراردادن راه سعادت و خوشبختي و کمال در مسير کساني است که به دنبال هدايتاند . ضلالت، آماده کردن راه گمراهي و باز بودن آن از طرف خداوند، براي کساني که به دنبال ضلالتاند . چون هر چه در ملک الهي جريان دارد، به اراده خداوند است، پس ضلالت و هدايت کساني که راه هدايت و ضلالت را انتخاب نمودهاند، به اراده خداوند تحقق مييابد.
فرموديد: اين اراده انسان و ابزار انسان ساز است که کشتي را حرکت مي دهد؛ از شما مي پرسيم:
اراده و قدرت را چه کسي به انسان داده است ؟
پينوشت ها:
1.ابراهيم (14) آيه 32.
2.حج(22) آيه 65.
3. تفسير نمونه، دار الكتب الإسلامية،تهران، 1374 ش،نوبت اول، ج10،ص 356.
4.انسان(76) آيه 3.
5.ليل(92)آيات5 و 7.
6.ليل(92)آيات 8 و 10.
7.جواي آملي ،تفسير تسنيم،مرکز نشر اسراء،نوبت اول، 1385،قم، ج2،ص 520.
پرسش 2:
نکته ديگر آنکه نگه داشته شدن آسمان به نحوي که بر زمين نيفتد چگونه قابل توجيه است؟ ما مي دانيم که در واقع آسمان يک فضاي بي انتهاست و بر روي چيزي نمي تواند بيفتد که نياز به نگهداشتن داشته باشد. توجيه اين مسئله چيست؟ آسمان و ستونهايي که آنرا نگه مي دارند کجاهستند؟ و اساسا چگونه ممکن است سقوط کنند؟ و چطور مي توان بدون ديدن اين دلايل و درک آن، اين استدلال ها را نشان قدرت خداوند دانست؟ يعني آسماني که مشخص نيست چه تعريفي دارد و کجاست و اين که ما نمي توانيم از نحوه افتادن آن درکي داشته باشيم؟ پس چطور آن را درک کنيم و شاهد قدرت خداوند قراردهيم؟ لطفا اين استدلال ها را قدري بيشتر توضيح دهيد. ممنون از توجه شما.
پاسخ:
به دو آيه در اين موضوع اشاره مي کنيم:
1- اللَّهُ الَّذي رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ وَ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ كُلٌّ يَجْري لِأَجَلٍ مُسَمًّى يُدَبِّرُ الْأَمْرَ يُفَصِّلُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ بِلِقاءِ رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ ؛(1)
خدا همان كسى است كه آسمان ها را، بدون ستون هايى كه براى شما ديدنى باشد، برافراشت، سپس بر عرش استيلا يافت (و زمام تدبير جهان را در كف قدرت گرفت) و خورشيد و ماه را مسخّر ساخت، كه هر كدام تا زمان معينى حركت دارند! كارها را او تدبير مىكند آيات را (براى شما) تشريح مىنمايد. شايد به لقاى پروردگارتان يقين پيدا كنيد!
2- خَلَقَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها وَ أَلْقى فِي الْأَرْضِ رَواسِيَ أَنْ تَميدَ بِكُمْ وَ بَثَّ فيها مِنْ كُلِّ دابَّةٍ وَ أَنْزَلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَنْبَتْنا فيها مِنْ كُلِّ زَوْجٍ كَريمٍ ؛(2)
(او) آسمان ها را بدون ستونى كه آن را ببينيد آفريد، و در زمين كوههايى افكند تا شما را نلرزاند (و جايگاه شما آرام باشد) و از هر گونه جنبندهاى روى آن منتشر ساخت و از آسمان آبى نازل كرديم و به وسيله آن در روى زمين انواع گوناگونى از جفت هاى گياهان پر ارزش رويانديم.
" عمد" (بر وزن قمر) جمع" عمود" به معنى ستون است. مقيد ساختن آن به" ترونها"، دليل بر اين است كه آسمان ستون هاى مرئى ندارد. مفهوم سخن آنست كه ستون هايى دارد اما قابل رؤيت نيست . اين تعبير اشاره لطيفى است به قانون جاذبه و دافعه كه همچون ستونى بسيار نيرومند، اما نامرئى كرات آسمانى را در جاى خود نگه داشته است.
در حديثى از امام رضا(ع) نقل شده که به اين معنى تصريح شده:
سبحان اللَّه، اليس اللَّه يقول بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها؟ قلت بلى، فقال: ثم عمد و لكن لا ترونها؛
" منزه است خدا، آيا خداوند نمىفرمايد بدون ستونى كه آن را مشاهده كنيد؟
راوى مىگويد:عرض كردم آرى، فرمود: پس ستون هايى هست ، ولى شما آن را نمىبينيد".
در واقع براى جمله" بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها" دو تفسير گفتهاند:
نخست اينكه" همان گونه كه مىبينيد آسمان، بىستون است" (گويى در اصل چنين بوده، ترونها بغير عمد)
ديگر اينكه" ترونها"، صفت براى" عمد" باشد كه معنايش چنين است: آسمان ها را بدون ستونى كه مرئى باشد، برافراشته ، كه لازمه آن وجود ستونى براى آسمان است، اما ستونى نامرئى!
اين آيه با توجه به حديثى كه در تفسير آن ذکر کرديم ، پرده از روى يك حقيقت علمى برداشته كه در زمان نزول آيات، بر كسى آشكار نبود، چرا كه در آن زمان هيئت بطلميوس با قدرت هر چه تمام تر، بر محافل علمى جهان و بر افكار مردم حكومت مىكرد. طبق آن آسمان ها به صورت كراتى تو در تو همانند طبقات پياز روى هم قرار داشتند . طبعا هيچ كدام معلق و بىستون نبود، بلكه هر كدام بر ديگرى تكيه داشت، ولى حدود هزار سال بعد از نزول اين آيات، علم و دانش بشر به اين جا رسيد كه افلاك پوست پيازى، به كلى موهوم است . آنچه واقعيت دارد، اين است كه كرات آسمان هر كدام در مدار و جايگاه خود، معلق و ثابتند، بى آن كه تكيه گاهى داشته باشند. تنها چيزى كه آن ها را در جاى خود ثابت مىدارد، تعادل قوه جاذبه و دافعه است كه يكى ارتباط با جرم اين كرات دارد و ديگرى مربوط به حركت آن هاست.
تعادل جاذبه و دافعه به صورت يك ستون نامرئى، كرات آسمان را در جاى خود نگه داشته است.
حديثى كه از امام على(ع)در اين زمينه نقل شده، بسيار جالب است، طبق اين حديث امام(ع) فرمود:
هذه النجوم التي فى السماء مدائن مثل المدائن الذى فى الارض مربوطة كل مدينة الى عمود من نور؛ اين ستارگانى كه در آسمانند، شهرهايى هستند همچون شهرهاى روى زمين كه هر شهرى با شهر ديگر (هر ستارهاى با ستاره ديگر) با ستونى از نور مربوط است".
آيا تعبيرى روشن تر و رساتر از" ستون نامرئى" يا" ستونى از نور" در افق ادبيات آن روز براى ذكر امواج جاذبه و تعادل آن با نيروى دافعه پيدا مي شد؟(3)
به هر حال جمله فوق يكى از معجزات علمى قرآن مجيد است كه داشتن ستون هاي نامريي بر اساس قانون جاذبه و دافعه از اين توجيهات است و اين نشان قدرت لايزال الهي است
مي توانيد براي شرح به تفسير نمونه(جلد 10 ،صفحه 110) ذيل آيه 2 سوره رعد مراجعه نماييد.
پي نوشت ها:
1. رعد(13 ) آيه 2.
2. لقمان(31)آيه10.
3.مکارم شيرازي ،تفسير نمونه،دار الكتب الإسلامية،تهران،4 137 ش،نوبت اول ج17، ص 29 و ج10، ص 110 .






