من مدتیه هرچه دعا بعد نماز میکنم چه حلال و چه نامشروع هیچ کدوم مستجاب نمیشوندهمین امر باعث شده نسبت به نماز ودعا سست شوم ، علت چیست؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
دعا و نماز و کارهایی مانند آن براى برآورده شدن حاجت، از کارهای خوب ، مستحب و مورد ترغیب است. لیکن منظور شما را برای برآورده شدن حاجت و خواسته نامشروع نفهمیدیم. بهتر است منظور خود را بهتر بیان کنید تا پاسخ دهیم. اما به طور کلی در موردکیفیت دعا و آثار و اجابت آن چند نکته را یاد آوری کنیم :
1- برای برآورده شدن حاجت ، دعا و توسل به تنهایی کافی نیست. زیرا خداوند حکیم نظام هستی را بر پایه اسباب و مسببات قرار داده ؛ یعنی برای پیدایش هر پدیده ای ، علتی خاص و برای حل هر مشکلی راهکارهای ویژه ای تعیین نموده است .
از یک سو به انسان « عقل و اندیشه » عنایت کرد تا با کمک آن و مشورت با دیگران راه حل مشکلات را بیابد و افق آینده زندگی خویش را ببیند . بر آن اساس تدبیر و برنامه ریزی کند . به هدف برسد ،
از سویی دیگر دو گونه اسباب و علل مقرر داشته است :مادی و معنوی.
انسان باید به کمک عقل و فکر خدادادی خود و مشورت با افراد آگاه و متخصص در هر کاری اقدام نماید . همزمان از آغاز هر کار تا پایان آن با دعا و توسل به لطف و عنایت های خداوند امیدوار باشد. از او بخواهد اقداماتش را به هدف و نتیجه مطلوب برساند.
نتیجه آن که : دعا و توسل به تنهایی راه حل صد در صدی برای حل مشکلات نیست. نمىتواند جاى کار ، تلاش ، برنامه ریزى و به کار گیری تخصص در هر کاری را بگیرد، بلکه مکمل آن مىتواند باشد.
2- اجابت دعا همیشه آن نیست که خواسته انسان به همان گونه و در همان زمانی که توقع دارد، برآورده شود . گاهی انسان خواستههایی دارد که برآورده شدنی نیست، یا اگر مستجاب شود، به ضرر او یا دیگران است، و او نمیداند، یا اجابت دعا به مقدمات و شرایطی نیاز دارد که فراهم نیست، یا زمان آن هنوز فرا نرسیده و ... .
بنا براین لازم است ، هم به عوامل ظاهری توجه شود و هم به عوامل معنوی .
3- خدایی که فوق العاده مهربان است و ما را خیلی بیش تر از مادر دوست دارد و ما را برای سعادت و خوش بختی آفریده ، چطور ممکن است خواسته و دعای به حق بنده اش را بشنود و ببیند و در عین حال کاری نکند؟ آیا
می خواهد ما را زجر بدهد؟ آیا می خواهد قدرت نمایی کند؟ آیا ما را فراموش کرده؟ آیا از اداره آفرینش خود ناتوان گشته؟ آیا....آیا....
بدون شک چنین نیست. بلکه اشکال کار از ناحیه ماست . خداوند دوست دارد که ما قدرتمند و دانا و باهوش و...باشیم.در تقدیر خود آگاهانه نقش داشته باشیم . خود و دیگران را خوش بخت کنیم.بزرگ ترین خاصیت مشکلات و بلاها ، درس آموزی به ما و ایجاد حرکت آگاهانه است. هر کس که زودتر درس خود را بگیرد و حرکت کند ، زودتر از مشکلات رهایی می یابد . هر کس دیرتر بفهمد یا نفهمد، باید سر کلاس بلا بنشیند تا بالاخره آن را یاد بگیرد.
4- گاهی میزان ایمان و باور ،صداقت ، «اعتماد » و «حُسن ظن» انسان به خدا از طریق تأخیر استجابت و یا عدم استجابت دعاها مورد آزمایش قرار می گیرد، یعنی تأخیر در استجابت دعا برای این هدف است که فرد«حقیقت ایمان » و جوهر وجودی خود و میزان «حُسن ظن» خود به خدا را آشکار نماید ، میزان دلبستگی و علاقه و ایمانش به حقانیت خدا را نشان دهد. آیا تا آن جا با خداست و او را قبول دارد که خدا تابع او باشد و دعاها و خواسته هایش را اجابت کند یا خود را عبد و بنده تابع خدا می داند ؟
چه بسا یکی از مهم ترین آزمایش های خداوند برای بندگان خوبی چون شما تاخیر در اجابت ها و سنجش میزان صبر و حسن ظن شما به خدا باشد. امام صادق (ع) می فرماید.
« اصل و اساس حُسن ظن به خدا، ریشه در «حُسن ایمان» و «سلامت دل» دارد . علامت و نشانه اش این است هر چیزی را که می بیند(و هر راحتی و گرفتاری به او می رسد) با چشم بصیرت و پاک، و نگاهی ارزشمند به آن نگرد.»(1)
5- استجابت دعا شرایطی دارد و موانعی که برای اجابت دعا باید شرایط را فراهم و موانع را برطرف نمود. از جمله مهم ترین موانع استجابت دعا، انجام گناه است. در دعای کمیل می خوانیم" اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا" . معلوم می شود برخی گناهانی که دعا را بازمیگرداند و مانع استجابت میشوند. ترک واجبات مثل نماز از بزرگ ترین گناهان است . شهید دستغیب در متاب گناهان کبیره ترک نماز عمدا را از گناهان کبیره شمرده است.
با توجه به اهمیتی که نماز در اسلام دارد ، روایات زیادی در مورد اهمیت آن وارد شده ، از نظر شرع اهمیت نماز به مقداری است که در هیچ شرائطی نباید ترک شود.
مهم ترین عبادت نماز است. پیامبر بزرگوار اسلام نماز را به عنوان ستون دین معرفی نموده :« الصَّلَاةُ عَمُودُ الدِّینِ مَثَلُهَا کَمَثَلِ عَمُودِ الْفُسْطَاطِ إِذَا ثَبَتَ الْعَمُودُ ثَبَتَ الْأَوْتَادُ وَ الْأَطْنَابُ وَ إِذَا مَالَ الْعَمُودُ وَ انْکَسَرَ لَمْ یَثْبُتْ وَتِدٌ وَ لَا طُنُبٌ ؛ (2) نماز ستون دین است . مثل نماز (نسبت به دین) مثل پایه و ستون خیمه است. اگر عمود خیمه ثابت باشد ، طناب و میخ های خیمه هم ثابت است . اگر عمود کج و شکسته شود، طناب های خیمه هم پائین می افتد».
کنایه از این که نماز در اسلام به قدری اهمیت دارد که اگر کسی به نماز اهمیت ندهد و نماز را ترک کند، در حقیقت دینی برای او نمی ماند.
در حدیث دیگر فرمود: « لیس منى من استخف بالصلاة لا یرد على الحوض لا والله؛ (3) کسى که نماز را سبک بشمارد، از من نیست. در حوض کوثر بر من وارد نخواهد شد (اهل جهنم خواهد بود) » .
انسانی که به نماز اهمیت ندهد و یا آن را نخواند ، از نظر روایات به بدترین عذاب ها گرفتار خواهد شد، علاوه بر عذاب آخرت بی توجهی به نماز در دنیا نیز دارای آثار و پیامدهایی می باشد.
دوست عزیز!
نگاه انسان به نماز برای برآورده شدن خواسته هایش نباید به مانند دسته چک باشد که انسان بازار برود و با آن خرید کند. البته در دراز مدت نماز در برآورده شدن حاجات دنیوی و اخروی آثار فراوانی دارد و برعکس ترک و سستی در آن نیز دارای پی آمد ها و عواقب ناگواری در دنیا و آخرت خواهد بود.
توصیه می کنیم با فراهم کردن اسباب اجابت دعا و از بین برداشتن موانع و نیز حسن ظن به خدا شرایط استجابت دعای تان را فراهم کنید. حسن ظن و اعتماد به خدا کلید بسیار از درهای قفل شده زندگی و خوشبختیها است. پس به خداوند حُسن ظن و اعتماد داشته باشید. او نسبت به بندگانش بسیار مهربان است. خیر و سعادت را گاهی در قالب سختیها و مشکلات ظاهر میسازد. گاهی در لباس آسایش و نعمت ها. خدا به علم نامحدود خویش میداند که صلاح و رستگاری چه کسی از بندگان مؤمنش در میدان مشکلات و مصایب نهفته است و کدام یک از آنان باید در رفاه و نعمتها آن را جستجو کنند. پس باور داشته باشیم که در صورت انجام تکالیف و وظایفی که خداوند برای اهل بلا و مشکلات یا رفاه و نعمتها قرار داده، هر وضعیتی برای ما پیش آید، خیر و خوشبختی ما در همان نهفته است.
در صورتی که از خواسته خود برای ما بگویید ، راهنمایی های دیگری نیز به حضور شما تقدیم خواهد شد.موفق باشید و حاجت روا.
پی نوشت ها:
1. المحدث النوري، مستدرك الوسائل، مؤسسه آل البيت، قم، 1408 ه.ق ، ج2، ص110.
2. شيخ حر عاملى، وسائل الشيعة، مؤسسه آل البيت عليهمالسلام ،قم، 1409 هجرى قمرى ، ج4 ، ص27 .
3. ثقة الاسلام كلينى، الكافي، دار الكتب الإسلامية تهران، 1365 هجرى شمسى، ج3 ، ص 269 .






