خداوند در قرآن کریم و در آیه 36 سوره زخرف می فرمایند: و هر کس از یاد خدا غافل شود شیطانی برای او می گماریم تا همنشین او شود. این چگونه ممکن است که خدای رحمن فقط به علت یک اشتباه انسان شیطانی برای او قرار دهد تا همراه او شود؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
«وَ مَن يَعْشُ عَن ذِكْرِ الرَّحْمَانِ نُقَيِّضْ لَهُ شَيْطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ»؛ (1) «هر كس از ياد خدا روى‏گردان شود، شيطان را به سراغ او مي فرستيم. پس همواره قرين او است».
چنانچه از الفاظ و کلمات آیه فوق پیدا است، انسان با یک بار یا دو بار گناه کردن شیطان قرین و همسایه او نمی شود؛ زیرا کلمه "يعش" از ماده "عشو" بر وزن نَشر، هنگامى كه با "الى" متعدى شود (عشوت اليه)، به معنای هدايت يافتن به وسيله چيزى است با چشمانى ضعيف. هنگامى كه با "عن" متعدى شود (عشو عنه)، به معنای اعراض كردن و رويگردان شدن از چيزى است. در آيه مورد بحث، منظور همين است. "نقيض" از ماده "قيض" بر وزن فيض، در اصل به معنای پوست روى تخم مرغ است و به معنای مستولى ساختن چيزى بر چيز ديگر آمده است. (2)
سپس در مواردى كه افرادى كاملاً بر انسان مسلط مى‏شوند، مانند تسلط پوست بر تخم مرغ به كار رفته است؛ اشاره به اين كه اين دوستان تبهكار و فاسد و با افکار شیطانی آن ها را از هر سو احاطه مى‏كنند، افكارشان را مى‏دزدند و چنان بر آنان چيره مى‏شوند كه حس تشخيص خود را از دست می دهند و زشتي ها در نظر آن ها زيبا مى‏گردد. چه دردناك است چنين حالتى براى انسان؛ زيرا به آسانى در گرداب فساد فرو مى‏رود و درهاى نجات به روى او بسته مى‏شود.
بنابراین، آیه می فهماند که تکرار گناه، اولین اثرش این است كه پرده بر قلب و چشم و گوش انسان مى‏افکند، او را از خود و خدا بيگانه مى‏كند، شياطين را بر او مسلط مى‏سازد و تا آن جا ادامه مى‏يابد كه گاهى راه بازگشت به روى او بسته مى‏شود؛ چرا كه شياطين و افكار شيطانى، از هر سو او را احاطه مى‏كنند و اين نتيجه عمل خود انسان است؛ هر چند نسبت آن به خداوند نيز به عنوان "سبب الاسباب" بودن صحيح مى‏باشد. اين همان چيزى است كه در آيات ديگر قرآن به عنوان "تزيين کردن شيطان" است يا "ولايت شيطان"؛ چنانچه در سوره نحل (3) از آن تعبير شده است.
آيا چنين كسانى، جز اين، سرنوشتى مى‏توانند داشته باشند كه همنشين شياطين و محكوم فرمان آن ها گردند. (4) اتفاقا ً در پایان آیه بیان صفت "رحمانیت" خدا، اشاره لطيفى است به اين كه این افراد چگونه از خدايى كه رحمت عامش همگان را فراگرفته، روى‏گردان مى‏شوند و از ياد او غافل مى‏گردند؟
به هر حال، جاى اين را ندارد كه اولاً كسى تصور کند که با یک بار و یا دو بار، شیطان قرین و همسایه او می شود.
دوم این که تصور جبر و بی اختیاری از اين آيه كند؛ چرا كه همان طور که گفته شد، اين نتيجه اعمالى است كه خود انسان بر اثر تکرار گناه انجام داده‏ است.

پی نوشت ها:
1. زخرف (43)، آیه 36.
2. لسان العرب، ماده "عشو".
3. نحل (16)، آیه 63.
4. ناصر مکارم، تفسير نمونه، ج 21، ص 66، تهران، دارلکتاب، سال 1361(با تلخیص).