باسلام
حدود دو سال است كه يكي از يك دختر مجرد نسبت به من كه مردي متاهل و حدود 40 سال دارم وداراي 2 فرزند هستم علاقهمند شده و به هيچ عنوان حاضر نيست عقب نشيني كند و با توجه به اين كه من بارها برايش توضيح دادم كه اين امكان پذير نيست ولي او مي گويد كه اين آرامش را از من نگير و من مشكلات او را مي دانم چرا كه پدرش بيمار و از كار افتاده است و يكي از برادرانش نابيناست و خواهر كوچكترش عقب مانده ذهني است و قسم ياد مي كند كه او را تنها نگذارم و مي گويد كه فقط ديدن من آنهم در هفته و فقط ديدن و صحبت كردن با من برايش كفايت مي كند و من از اين كار واز عاقبت آن مترسم و احساس گناه مي كنم و وقتي مي گويم كه ما نسبت بهم نا محرميم مي گويد كه صيغه محرميت جاري كنيم ولي من از همسر و دور اطراف وحشت دارم از اين سو هم دلم نمياد او را تنها بگذارم.خواهش مي كنم مرا راهنماي فرمايي. با تشكر

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
از اینکه فردی عاقبت اندیش هستید و نسبت به رابطه موجود دغدغه فکری دارید، بسیار خوشحالم، ولی آیا فکر
می کنید با جاری ساختن صیغه محرمیت که البته از طرف او مطرح شده است ،ترس و احساس گناه شما بر طرف خواهد شد؟ آیا حاضر هستید با اضطراب و استرس همیشگی از این که همسر یا اطرافیان تان با خبر شوند، زندگی زناشویی کنونی خودتان را ملتهب کنید؟ یا با توجه به بزرگ تر شدن و به سن ازدواج رسیدن دو فرزند شما در آینده بهتر نیست وحشت از بازخواست فرزندان تان را هم در نظر بگیرید؟ کمی با خودتان خلوت کنید و خوب بیندیشید که در دو سال گذشته ارتباط شما چه پیامدهایی در زندگی روزمره شما داشته است. سردی روابط با همسرتان، ایجاد استرس و اضطراب همیشگی که با توجه به سن شما در بسیاری از مواقع منجر به مشکلات قلبی، عروقی می شود، بی توجهی به خواسته های فرزندان تان، ترس از رابطه ای که هر لحظه احتمال دارد به گناه منجر شود. پس اگر واقعا دلسوز دختر هستید و به قول خودتان دل تان نمی آید او را در سختی هایش تنها بگذارید، به نکات زیر توجه کنید و با دوراندیشی به این مسئله نگاه کنید.
1. به عنوان روانشناس ایشان را دارای شخصیت وابسته می دانم که در صورت ادامه این ویژگی روانی قطعا نیاز ضروری به مراجعه به روانشناس بالینی خواهد داشت. افراد وابسته استعداد ویژه ای در ابتلا به اختلال افسردگی دارند.
2.هر چه باشد به مدت دو سال دختر جوانی تحت تاثیر احساسات مردانه شما قرار گرفته است . به شما به عنوان یک منجی نگاه می کند. شما هم او را فردی گرفتار و دارای مشکلات متعدد می بینید که نیاز به پناهگاه دارد. اما اگر واقعا قصد نجات او را دارید، چرا از راه های دیگر به انجام وظیفه خودتان نمی پردازید؟ می توانید با معرفی او به افرادی سالم و صالح و مراکزی که برای همین امر ایجاد شده اند، به صورت غیر مستقیم به او و خانواده اش کمک کنید. می توانید شرایط ازدواج او را با پسری مجرد که از لحاظ سنی متناسب با خودش باشد، فراهم نمایید.
3.دوست دارم واقع بینانه تر به رفتار دو سال گذشته خودتان نگاه کنید. علت اینکه می فرمایید دلم نمی آید او را تنها بگذارم چیست؟ چه حسی در وجودت حکم فرماست؟ آیا دوست داری نجات دهنده دختری مجرد با خانواده ای دارای مشکلات متعدد باشی؟ آیا دوست داری حس کنی قوی هستی، مهم هستی، عالی و برتر هستی؟ یا دوست داری خلأهای عاطفی موجود در زندگی خودت را تعدیل کنی؟ هیچ نظری ندارم. دوست دارم خودت به نتیجه لازم برسی. پس خوب فکر کن که مبادا جای منجی و فرد گرفتار جابجا شود.
4.در نامه خودتان میزان اختلاف سنی خودتان را بیان نکردید. اما به نظر می رسد اختلاف سنی شما آن قدر باشد که مانع تفاهم های بعدی و ارضای نیازهای واقعی یک دختر جوان باشد.
5.دختر جوانی که البته به علت کمبودها و مشکلات متعدد زندگی، توقعات خاصی از همسر آینده اش دارد. وقتی وارد زندگی مردی می شود که با مشکلات متعدد دیگری دست و پنچه نرم می کند و مسئولیت یک خانواده سه نفره را بر عهده دارد ،در جا می زند، و این خود گرفتاری جدیدی است برای او و برای شما.
6.داشتن رابطه ای از نوع صیغه محرمیت با مرد متاهلی که فرزند هم دارد، غالبا رابطه ای پنهانی باقی می ماند که خواه ناخواه روزی بر ملا می شود. آیا به این قضیه خوب فکر کرده اید؟
7.به نفع شماست قبل از اینکه اوضاع بدتر شود، از همین الان احساس تعهد شخصی خودت را نسبت به او کنار بگذاری. آمادگی لازم برای قطع شدن این رابطه را در او ایجاد کنی. ایجاد آمادگی لازم برای قطع شدن این رابطه، به این صورت است که او را به یک روانشناس متخصص معرفی کرده، حتی در صورت عدم توانایی مالی او را در پرداخت هزینه ها کمک کنید. ارتباط او با روانشناس باعث کمرنگ شدن تدریجی وابستگی های به شما خواهد شد.