در سوره حمد که ما آن را وسط نماز می خوانیم،می گوییم که خدایا فقط از تو یاری می جوییم در صورتی که بارها پیش آمده که ما دست به دامن خلق خدا شده ایم.پس چرا ما در وسط نماز دروغ می گوییم؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
عزیز گرامی با عینک های متفاوت و زاویه های مختلف می توان به پرسش تان نگاه کرد و پاسخ داد . به بیان دیگر یاری از خدا جلوه های زیادی دارد . در ذیل تنها به دو جلوه آن اشاره می کنیم .
نخست از زاویه اخلاق به مسئله نگاه می کنیم . در این نگاه با شما همراه و همدل می شویم و سوگمندانه و شرمگینانه می گوییم : « راست می گویی ، چرا از خدای خود شرم نمی کنیم ؟ چرا خجالت نمی کشیم و در پیشگاه حضرتش دروغ می گوییم؟علمای اخلاق گفته اند : کسى که ( در هنگام نماز یا هر زمان دیگری ) مى‏گوید: «وجّهت وجهى للّذى فطر السّماوات و الارض؛روى خود را به سوى کسى کردم که آسمان‏ها و زمین را پدید آورده» و در دلش غیر این است، و یا مى‏گوید: «ایّاک نعبد و ایاک نستعین »؛فقط تو را مى‏پرستیم و تنها از تو مدد می جوییم، در حالی که با دلبستگى به دنیا ، آن را مى‏پرستد،- زیرا هر که دل خود را به چیزى ببندد، بنده آن است. چنان که اخبار بر این معنى دلالت دارد - چنین شخصى دروغگوست.(1)
امام خمینی می نویسد: آیا توبه ندارد که در مقابل حق مى‏گویى قبل از ورود در نماز «وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذی فَطَرَ السَّمواتِ وَ الأَرضَ حَنیفاً مسلماً وَ ما أنا مِنَ الْمُشْرِکینَ، إنَّ صَلاتى ونسکی و مَحْیاىَ و مَماتی للَّه رَبّ العالَمینَ» (2) آیا وجهه قلب شما به فاطر سماوات و ارض است؟ آیا شما مسلمید و از شرک خالصید؟ آیا نماز و عبادت و محیا و ممات شما براى خداست؟ آیا خجالت ندارد در نماز مى‏گویى الْحَمْدُ للَّه رَبِّ الْعالَمینَ؟ آیا شما جمیع محامد( حمد وستایش ها ) را از آن حق مى‏دانید، یا اینکه براى بندگان، بلکه براى دشمنان او محمدت( تعریف و تمجید و حمد وستایش ) ثابت مى‏کنید؟ آیا دروغ نیست قول تو که مى‏گویى ربّ العالمین، با اینکه ربوبیت را در همین عالم براى غیر(خدا ) ثابت مى‏کنى؟ آیا توبه ندارد؟ خجلت ندارد إیّاکَ نَعْبُدُ و إیّاکَ نَسْتَعین؟ آیا تو عبادت خدا مى‏کنى یا عبادت بطن و فرج خود؟ آیا تو خدا خواهى یا حور العین خواه؟ آیا تو استعانت از خدا فقط مى‏طلبى، یا در کارها چیزى که در نظر نیست خدا [است‏]؟
البته این دروغ در بسیاری از اوقات بدون توجه و از روی غفلت بیان می شود و این با دروغی که انسان از روی التفات و توجه می گوید، متفاوت است. این مسئله همانند مراتب شرک است که اگر نگوییم همه آدم ها( غیر از معصومین ) قطعا بسیاری از مردم از شرک خفی در امان نیستند، اما در عین حال این انسان ها را مشرک نمی دانیم. و معامله مشرکین را با آنان نداریم .
این گونه دروغ ها، انسان را از مراتب عالی و بالای صدق ساقط می کند. نه آن که او را در شمار دروغ گویان حقیقی یعنی کذابین قرار دهد. صدق در مرتبه عالی آن است که تمام وجود انسان و سخنان و اعمالش هماهنگ باشد و برای خدا و با خدا از روی صدق و درستی انجام گیرد.
نگاه دوم : استعانت به معنای استمداد و استدعا:
پیش از إیّاکَ نَسْتَعین، می گوییم : إیّاکَ نَعْبُدُ، یعنی فقط تو را عبادت و پرستش می کنیم. بنده با« نعبد » که به معنای عبودیت و بندگی ، پرستش و اطاعت و فرمانبرداری است بیان می کند : شأن و شخصیتی جز بندگی نداریم، چنان که غیر از تو کسی شایستگی عبادت و پرستش و مطاع بودن را ندارد. از این رو تنها از تو استعانت و کمک می خواهیم تا بتوانیم وظایف و مسؤلیت های بندگی را به جا آوریم . فرمان تو را در همه عرصه های زندگی اطاعت کنیم. بنا بر این «ایاک نعبد » دعا کردن و استمداد و یاری جستن از خدا برای این است که بینش و عقیده، ادب و اخلاق، شیوه رفتار و معاشرت ،تربیت و خود سازی ما به گونه ای سامان یابد و به مسیری هدایت شود که هدف و انگیزه و مقصد و مقصود ما در همه امور تنها تو باشی تا بتوانیم به توحید حقیقی برسیم . رسیدن به این هدف عالی ، که هدف آفرینش است، بدون کمک و مدد تو امکان پذیر نیست.
پی نوشت ها:
1.سید جلال الدین مجتبوی ، علم‏اخلاق‏اسلامى ( ترجمه جامع السعادات ملا مهدی نراقی ) انتشارات دانشگاه تهران ، ج3 ، ص443 .
2. امام خميني (ره)، چهل حديث، چاپ دوازدهم، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، 1376 ، ص 74.