سلام
خسته نباشید...
یکی از دوستان درباره ی اینکه خدا یه عده از آدما رو با مشکل خاص آفریده ( یکی چشماش نمیبینه... یکی مشکل جسمی داره ... یکی مو نداره ..) کلا مشکلات جسمی و ظاهری که مادر زاد هستند بهم گفت:
گاهی من فک می کنم اگه خدای این آدما رو آفریده.!...پس توازن و عدالت چی میشه..هر انسانی حق داره زیبا زندگی کنه.!..اگه به کسی حق زندگی داده میشه که نباید یه چیزایی رو از اون سلب کرد.!
همونطور که ما اگه یه مهمون رو به خونمون دعوت می کنیم که نباید راحتیشو ازش بگیرم.!!!!
حالا اگه خدا ما رو دعوت کرده به اینجا که نباید یه نعمت هائیش رو از آدما بگیره....چه حکمتی داره که یه آدم با زجر کشیدن زندگی کنه؟.!
ـــــــــــ
من نمیدونم چی باید جوابشو بدم!؟
خواهشا راهنمایی کنبد
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
جهان خلقت، عالم علت و معلول و سبب و مسبب است . هر پدیدهای منسوب به علل و عوامل گوناگون خودش است و ربطی به عدل خداوند ندارد، مثلا اگر عوامل خاص در ایجاد بیماری نقش داشته است . باید آن عوامل شناسایی گردد، و گر نه خداوند هیچگاه بنده خود را دچار رنج بیماری نمیکند، بلکه مراعات نکردن شرایط گوناگون طبیعی و مانند آن موجب بیماری افراد میشود.
به گفته صاحب نظران(1) علت تامه هر معلول باید موجود شود. هرگاه علت تامه معلولی تحقق یافت، معلول نیز به طور قطعی تحقق پیدا میکند . قرار هم نیست که خداوند از مجرای غیر طبیعی جلو تأثیر علل و عوامل وقوع حوادث را بگیرد . به حکم قواعد عقلی آدمی باید از طریق جلوگیری ازعوامل و علل جلوی وقوع معلول را بگیرد. اگر علل موجود بود، معلول به طور قهری تحقق مییابد.
این سخن حق است که هیچگاه خداوند ضرر به کسی نمیرساند ،ولی عوامل تأثیرگذار است. کسی نمیتواند تأثیر عوامل طبیعی کارها و پیشامدها را به حساب خداوند بگذارد. مثلاً خداوند در آتش سو زندگی قرار داده، پس اگر کسی به دست خود و یا بر اثر ستم دیگران در آتش بسوزد، این کار را نمیتوان به حساب خداوند گذاشت، حال سبب بیماری مادر زادی مانند آن كه در پرسش مطرح شده ،چه بوده و چه عواملی در به وجود آمدن آن نقش داشته باشد، بايد در جاي خود برسي شود، ولي آنچه در اين جا بايد اشاره شود، اين است :
آنچه از نارسایی ها که موجب عدم کمال و رشد انسان می شود و يا رنج هاي كه براي برخي به وجود مي آيد ، در قیامت جبران می شود ؛ بنا بر این اگر زندگی انسان محدود در دنیا بود ، این اشکال شاید موجه بود ، اما اگر زندگی را ظرفیت بسیار کوچکی از زندگی ابدی انسان بدانیم ، زندگی حقیقی و اصلی انسان در آن عالم است .کمبودها و نقص هایی که انسان خود در تحقق آن دخالت نداشت ، در آن عالم جبران خواهد شد.
بر اساس تصریح قرآن کریم و دلایل عقلی خداوند از هر گونه ظلم و ستم منزه است. در قلمرو فرمانروایی او ذره ای ستم از سوی او بر کسی روا داشته نشده و نمی شود اما آنچه در جهان اتفاق افتاده و می افتد ، عوامل خاص خود را دارد. در مجموع بشر باعث آن همه بدبختی خود را فراهم ساخته است . ربطی به عدالت الهی ندارد . قرار نیست که خدا کسی را به زور و از روی جبر تکوینا به کاری وا و یا از کاری باز دارد. چون انسان ها در امور زندگی خود از نظر تکوینی کاملا مختار است. با توجه به اين نكته بايد گفت:
مشکلات و سختی هایی که بر انسان ها وارد می شود ، دارای وجوه مختلف و فلسفه های گوناگونی است . بخش عمده مشکلات و سختی ها مرتبط با اعمال انسان هاست ، یعنی بسیاری از ما چوب اشتباهات و تصمیمات نادرست خود یا دیگران را می خوریم . متاثر از ظلم ظالمان و بدکاران دچار مشکلات و گرفتاری ها هستیم . این گونه امور نه به خواست خداوند است و نه مورد رضایت او . خداوند همه عوامل طبیعی برطرف شدن بی عدالتی ها و کنار گذاشتن اشتباهات را برای ما روشن ساخته تا گرفتار پیامدهای آن نباشیم .
اما غیر از این گونه موارد برخی از مشکلات و سختی ها عین حقیقت این عالم و جزو لوازم وجودی آن است. خداوند چرا محل زندگی انسان یعنی دنیا را همراه و توام با این قبیل سختی ها قرار داده است ؟
اولا چون ماهیت دنیا و نظام عالم طبیعت ، سختی و مشکلات و دست و پنجه نرم کردن با آن ها است. بسیاری از چیزها در عالم با سختی و تلاش و کوشش بسیار به دست می آید و اهداف زیبا ، لذت بخش و سعادت آفرین تأمین می شود.(2)
ثانیاً فلسفه اصلی وجود مشکلات را باید در سنت امتحان و آزمون الهی بررسی کرد . سنّت امتحان و آزمایش بندگان، یکی از سنّتهای رائج و متداول الهی است که همه انسانها به نوعی در معرض آن قرار میگیرند. شکل آزمایش به فراخور زمان و ظرفيت اشخاص مختلف است. گروهی به وسیله مال و ثروت، برخی با فقر و تنگدستی ، برخی توسّط دشمنان بی رحم یا انواع بلایا و مصیبت های دیگر آزموده میشوند.(3) برای امتحانها فلسفههای گوناگونی ذکر شده است که به برخی اشاره میکنیم.
آزمایش دارای فوائد و حکمتهای فراوانی است، اما کشف حقیقت و پی بردن به امور پنهانی از طریق آزمایش در مورد خدا بی معنا است، زیرا بر همه چیز آگاه است، بدون نیاز به امتحان. حال به برخی فوائد بلایا اشاره میکنیم:
بلا و امتحان موجب بیداری است. کسی که در معرض آزمون قرار می گیرد، بر غفلتها، آلودگیها، انحرافها و سرابها آگاهی می یابد.(4)
وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ؛(5)
به سوی امت های پیش از تو پیامبرانی فرستادیم و چون آن ها را اطاعت نکردند ، به بلا گرفتار شان نمودیم، شاید به زاری و خاکساری به درگاه خدا رو آورند .
امیر المؤمنین (ع) فرمود:
"خداوند انسانها را با مجاهدتهای پرمشقّت می آزماید . بر سر راه شان ناملایمات قرار می دهد تا تکبّر و خودبینی از دل آنان بیرون رود . فروتنی و تواضع بر جان شان حاکم شود، آن گاه درهای فضل خویش را روی بندگانش می گشاید و به سادگی ابزار عفو و بخشش را در اختیارشان می گذارد".(6)
امیرالمؤمنین(ع) می فرماید:
«انّ البلاء للظالم ادبٌ، و للمؤمن امتحان، و للانبیاء درجة و للاولیاء کرامة؛(7)
بلاها برای ستمگران جنبه کیفر و تأدیب دارد. برای مؤمنان، امتحان و برای پیامبران باعث ارتقای رتبه و درجه و برای اولیای الهی موجب کرامت و بزرگواری می گردد». بنابر این وجود مشکلات را نباید دلیل بر عدم محبت الهی نسبت به بنده او تلقی نمود .
این تصور که دنیا جای آسایش و آرامش برای انسان باشد و او را از حقیقت زندگی و سرای فانی دنیا غافل سازد و از یاد زندگی حقیقی و جاودانه باز ماند ، تصوری اشتباه است.
پینوشتها:
1. محمدتقی مصباح، معارف قرآن، ص 388، نشر مؤسسة در راه حق، قم 1367ش.
2. بلد(90) آيه 4.
3. بقره(2) آيه155.
4. ری شهری ، میزان الحکمه، ج 1، ص 49،نشر دارالحدیث، قم، 1416 ق.
5. انعام(6)آيه 42.
6. نهج البلاغه، خ 192، نشر موسسه امیر المومنین، قم، 1380 ش .
7. محمد باقر مجلسی، بحار الانوار، ج 81، ص 198،نشر دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1403 ق.






