سلام وخسته نباشید
من میخواستم بدانم خود پیامبر چگونه نماز خوانده منظورم اینست که ایا مثل اهل تسنن دست گرفته اند یا مثل شیعیان دست خود را نگرفته اند چون در زمان پیامبر چیزی به اسم مذهب نبوده و فقط دین اسلام بوده همچنین اداب وضو گرفتن پیامبر را نیز شرح دهید
درضمن در پایین درج شده مسلمان شیعه یا اهل تسنن من فقط مسلمانم نه شیعه هستم نه اهل تسنن
با تشکر
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
خواندن نماز با دستان بسته روشی است که بعد از زمان پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه ابداع شده است .
در متون اهل سنت نوشته شده است:
ابو حمید ساعدی صحابی بزرگ، برای گروهی از صحابه که در میان آنان ابو هریره، سهل ساعدی، ابو قتاده، حارث بن ربعی و محمد بن مسلمه، حضور داشتند، کیفیت انجام نماز را از رسول خدا(ص ) نقل کرد . نیز از جزییات و حتی از مستحبات ریز و درشت آن نام برد؛ ولی از چنین عملی (دست روی دست نهادن در نماز) سخنی نگفت. (1)
اگر روش پیامبر اکرم (ص) چنین بود، او یادآور میشد و یا اصحاب تذکر میدادند. مشابه این نقل ، از زبان امام صادق (ع) به وسیله حماد بن عیسی نیز در کتابهای شیعه نقل شده است. (2)
بیهقی از محدثان برجسته اهل سنت در سنن خود میگوید: از حدیث سهل بن سعد استفاده میشود که خواندن نماز با دستان بسته بعد از پیامبر صلوات الله علیه به وجود آمده است، چون حدیث میگوید"کان الناس یؤمرون" یعنی به مردم دستور میدادند. در حالی که اگر این کار از پیامبر بود، آن را به پیامبر نسبت میداد.(3)
در فقه امامیه (مذهب جعفری) انجام نماز با دستان بسته، بدعت و حرام است. امیر مؤمنان، علی (ع) میفرماید: "لایجمع المسلم یدیه فی الصلاة و هو قائم بین یدی الله یشبه باهل الکفر من المجوس" (4) یعنی نمازگزار دستهای خود را در حالی که در برابر خدا ایستاده است، روی هم قرار ندهد که با این عمل، به کفار از مجوس شباهت پیدا می کند.
گفتنی است که همه فرقههای اهل سنت، دست بسته نماز نمیخوانند، مانند مالکیها. این از اموری است که از زمان خلیفه دوم مرسوم شده و ما آن را بدعت و حرام میدانیم. مسلماً رسول خدا(ص ) و امیر مؤمنان با دست باز نماز میخواندند . باید توجه داشت آن هایی هم که با دست بسته نماز میخوانند ،آن را مستحب میدانند.
به هر حال تغییرات و تشریعاتی که از سوی خلفا، پس از رحلت رسول اکرم (ص ) صورت گرفت، مانند تکتف (دست بسته نماز خواندن)، که از زمان عمر خلیفه دوم مرسوم شد و آن را به داستانی مربوط می کنند که وقتی اسیران ایرانی را نزد عمر بن خطاب آوردند، عمر بن خطاب آن ها را دست بسته دید و پرسید، چرا چنین کرده اید؟ گفتند: رسم ما ایرانیان این است که در برابر پادشاهان مان چنین می ایستیم. عمر بن خطاب از این حالت خوشش آمد و دستور داد از این پس در نماز چنین بایستند. مردم هم مطابق دستور عمل کردند و به این ترتیب سنت شد.(5)
در مورد نحوه وضوی پیامبر مقدمه و پاسخ کوتاهی را بیان می کنیم:
وضو يكي از عبادات ديني و مبتني بر دستور شارع مقدس است . كيفيت انجام آن به طور دقيق را بايد در سنت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم جستجو نمود . روشن است كه هر یک از مذاهب اسلامي عمل خود در همه اعمال ديني از جمله وضو را مستند به عمل رسول خدا و منطبق بر حقيقت شريعت اسلامي مي دانند ، اما به يقين همه اين ادعاها با حقيقت همخواني ندارد . تنها يك شيوه مي تواند منطبق با شيوه عبادي رسول خدا و نزدك به سنت حقيقي او باشد ؛ اما در اين زمينه حقيقت منطبق بر كدام ديدگاه است ؟
در مقام تحليل و پاسخ بايد گفت :
همه مذاهب فقهى اسلامى براى استنباط احکام دین، از یک سرى اصول و مبانى بهره می گیرند. طبیعى است که اگر در اصول، مبانى و منابع استنباط با هم اختلاف داشته باشند، نتیجه و ره آورد استنباط ها متفاوت خواهد شد. بسیارى از اختلافات فقهى شیعه و سنی،ریشه در تفاوت دیدگاه ها در اصول و مبانى استنباط دارد، مثلاً اهل سنت افزون بر قرآن و سنت پیامبر(ص) به سنت صحابه و گاهى به سنت تابعین ارزش مى دهند، ولى شیعه افزون بر قرآن و سنت پیامبر (ص)، به سنت اهل بیت بها مى دهند . سنت صحابه را اگر مستند به سنّت پیامبر نباشد، به عنوان منبع شرعى نمى پذیرند.
اختلاف در وضو هم از همین نوع است. شیعیان با تمسک به حدیث ثقلین که مورد اتفاق فریقین است، به اهل بیت و امامان معصوم(ع) مراجعه مى کنند و احکام شرعى خویش را فرا مى گیرند، امّا اهل سنّت چنین عمل نمی کنند.
در زمان خلفا به ویژه خلیفه دوم (عمر) سیاست جلوگیرى از نشر حدیث رواج داشت . خلفاى بعدى تا زمان عمر بن عبدالعزیز، همین سیاست را در پیش گرفتند . سرانجام بسیارى از روایت هاى پیامبر و حوادث صدر اسلام و حتی نحوه اعمال پیامبر به فراموشى سپرده و یا در مورد آن ها اختلاف ایجاد شد و نسل هاى بعدى نسبت به آن بیگانه شدند. اما شیعیان با مراجعه به امامان معصوم(ع) توانستند سنت پیامبر را حفظ کنند . آن را سرمشق زندگى خویش قرار دهند؛ به عنوان مثال در مورد وضو: امام باقر(ع) ظرف آبى برداشت و به وضو پرداخت و فرمود: پیامبر چنین وضو مى ساخت.(6)
اضافه بر این، وضوی همه مسلمانان تا خلافت عثمان صورت واحدی داشت . مانند وضوی کنونی شیعه بود. این مسئله با آیه قرآن نیز تطبیق دارد که میفرماید: «و امسحوا برؤوسکم و ارجلکم»(7) . در این آیه خداوند امر به مسح سر و پاها نموده است، در حالی که اهل تسنن پاها را میشویند. علت تغییر وضو این بود که عثمان در اواسط دوران خلافت خود نسبت به چگونگی وضوی پیامبر گرفتار تردید شد. او وضوی پیامبر را به شکل شستن پا که اکنون میان اهل سنت مرسوم است، اعلام نمود. این قضیه مورد مخالفت بسیاری از صحابه پیامبر واقع شد،(8) امام علی(ع) کیفیت وضو گرفتن را به صورتی که میان شیعه رائج است، برای محمد بن ابی بکر مینویسد و در پایان یادآور میشود: پیامبر خدا را دیدم که به همین صورت وضو میگرفت.(9)
در روایت دیگر نقل شده که بعد از آن که حضرت به صورتی که میان شیعه رائج است، وضو گرفت فرمود: برخی از مردم چنین وضو گرفتنی را خوش ندارند، ولی این وضوی کسانی است که به رأی و عقیدة خود، وضو گرفتن را ابداع نکردهاند. دیدم که پیامبر این طور (که وضو گرفتم) وضو میگرفت.(10)
اما حکومت اموی به سبب اهداف سیاسی در نقاط مختلف اسلامی شیوه عثمان را تبلیغ کرد . جوی به وجود آوردند که برخی از صحابه جرأت مخالفت با دستگاه حاکم را نداشتند. در نتیجه این گونه وضو گرفتن رواج یافت.(11)
نتیجه این که در زمان رسول خدا نماز به همان صورت بوده است که پیامبر نماز میخواند. برخی تفاوتهایی که بین شیعه و سنی وجود دارد، بعد از زمان رسول خدا به وجود آمده است. البته تفاوت ها در نماز اهل سنت به وجود آمد، نه شیعیان. شیعیان بر این باور هستند نمازی که آنان میخوانند، نمازی است که رسول خدا(ص) میخواند. البته اهل سنت نیز چنین ادعایی دارند. اما این واقعیت را باید قبول کرد که در نماز شیعیان تفاوت به وجود نیامده است، اما در نماز اهل سنت تفاوت به وجود آمد. اما تفاوت ها در مقطع زمانی خاص شکل نگرفت، بلکه این امر به مرور زمان به وجود آمد.
پی نوشت ها:
1.بیهقی ، السنن الکبری، انتشارات دارالفکر ، ج 2 ، ص 28.
2. شیخ حر عاملی ،وسائل الشیعه، قم، انتشارات آل البیت، ج 5، ابواب افعال الصلاة، باب 1 ،حدیث 1 و 2.
3. بيهقي،سنن الكبرى.
4. سبحانی ، منشور عقاید امامیه،قم، انتشارات مؤسسه تعلیماتی و تحقیقاتی امام صادق، ص 279 و 280.
5.آیه الله خویی ، مستند العروه الوثقی،قم انتشارات مکتبه آیه الله العظمی مرعشی نجفی، ج 4، ص 445 .
6.شیخ حرّ عاملی، وسایل الشیعه، دار الا حیاء التراث العربی ، 1412 قمری، ج 1، ص 274.
7. مائده(5) آیه 6.
8. شهرستانی ، وضوء النبی و السنه النبویه،انتشارات مشعر، ج 1، ص 26 و 27.
9. همان، ص 44.
10.همان.
11.همان، ص 49و 47.






