با سلام و خسته نباشید:
من دانشجو ترم آخر کامپیوتر هستم ترم قبل با دختر خانمی که قبلا هم آشنایی جزیی از ایشان داشتم آشنا شدم هدف من از اول آشنایی برای ازدواج بود بعد از چند وقت ایشان نیز با ازدواج با من رضایت داد بعد از تقریبا 3 ماه و گفتنند درسمان که تمام شد خانواده ها را در جریان می گذاریم در ترم جدید ایشان به دانشگاه خود رفته چون در دانشگاه ما یک ترم مهمان بود در ترم جدید بعد از 2 ماه که ابراز علاقه فراوان می کرد من ایشان را به دانشگاه خودشان رساندم در آنجا از هم کلاسیهای قدیم دوره کاردانی را دیدم دوستانم چون از ماجرا من خبر نداشتنند با دیدن خانم شروع به حرف زدن در مورد ان کردنند که دوست پسر داره تو دانشگاه از این چیزا ولی وقتی جریان منو با اون فهمیدنند گفتنند نه من که شک کرده بودم از خودش ماجرا را پرسیدم گفت فقط در حد هم کلاسی بوده و اگر هم صحبتی داشتم در مورد درسو این مسائل بوده که بعد از دو هفته یک دعوا دیگر بر سر این موضوع داشتیم و من گفتم اعتمادم نسبت به شما کم شده و در رابطه احساس سردی می کنم بعد از پیگیری متوجه شدم واقعا چیزی نبوده ولی اعلان ایشان رابطه را تمام شده می داند و بیان می کنند دیگر به من احساسی ندارم ولی من هنوز عاشقش هستم و می خواهم کاری بکننم که برگردد ولی گفته دیگر نمی خواهم تو را ببینم لطفا کمک کنید اگه این دوری باعث فراموش کردن بشه .
دیگر جواب زنگ یا حتی پیامک من را نیز نمی دهد با این حال که می دانند همه تقصیرا متوجه من نسیت ایشان برای جلب اعتماد من هیچ کاری نکرد.
اضهار پشیمانی نیز فاییده نداشت و می گوید دیگر برای من تمام شده می باشد.
اگر رضایت بدهد حتی من حاظر به خواستگاری رفتن نیز هستم.

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
دوست عزیز، بهتر می دانید که سن جوانی، سن بروز شدید عواطف و احساسات پاک جوانی است. سنی که بر اساس فطرت ذاتی بشری، انسان نیاز به نیمه ای گمشده از وجود خودش دارد تا با تکیه بر او کمالات وجودیش را در تمامی ابعاد بروز دهد.
اما بنده به عنوان یک روانشناس عدم ثبات هیجانی و شخصیتی شما را در بعضی از صحبت های تان مشاهده می کنم. از طرفی دم از عشق و محبت زیاد خودتان نسبت به دختری که چندین ماه است می شناسید می زنید؛ از طرفی با کوچک ترین اظهار نظر دوستان تان بدون تحقیق و با شک و تردید دست به قضاوت های نابجا زدید. بهتر نیست در مورد خودتان بیش تر فکر کنید؟ واقعا مقصر اصلی کیست؟
با اظهار عدم اعتماد و سردی در رابطه، ضربه ای جبران ناپذیر به روح انسانی زدید که با هیچ دارویی قابل تسکین نیست. اگر هم تسکین پیدا کند،فراموشی آن با ازدواج شما نه تنها ممکن نمی باشد، بلکه باعث تیرگی در روابط زناشویی می شود. پس اگر واقعا همان طور که گفتید او را دوست دارید و عاشقش هستید، کاری کنید تا شما را فراموش کند. زندگی خودش را بر پایه های محکم تری بنا کند. علاوه بر اینکه دیگر نمی توانید او را برگردانید چون گفته است این رابطه تمام شده و نمی خواهم تو را ببینم. این پیامی واضح و آشکار از طرف مقابل شماست که اصرار و مخالفت شما هیچ چیز را عوض نخواهد کرد. پس بدون اینکه شخصیت خودتان را پایمال کنید، به نظر و خواسته او احترام بگذارید و از توقعات بی جا پرهیز کنید.
توجه شما را به نکات زیر جلب میکنم:
1. شاید علت اصرار شما ریشه در نهادینه شدن روحیه غرور و عدم پذیرش شکست در ایجاد رابطه با افرادی است که به نوعی احساس نیاز به وجود آن ها دارید. گویی در ضمیر ناخودآگاه شما چیزی بایگانی شده که به شما می گوید: تو می توانی با پافشاری بر خواسته ات به یکی از اهداف مردانه که به چنگ آوردن قلب جنس مخالف است برسی.
2. آیا توقع جلب اعتماد از سوی آن دختر خانم بعد از قضاوت عجولانه شما درست است؟ بهتر می دانید که دخترها دارای روحیه حساس و شکننده ای هستند که با کوچک ترین لغزش کلامی به هم می ریزند. پس سعی کنید توقعات خودتان را متناسب با رفتار گذشته تان تغییر دهید و واقع بین باشید.
3. اما اگر بخواهیم واقع بینانه تر به مسئله نگاه کنیم، در مورد میزان آشنایی تان با خانواده دختر و همتا بودن یا نبودن خودتان چیزی نگفتید. توجه به فرهنگ و نوع نگاه به مسائل، توجه به سطح توقعات همسر آینده و خانواده او، توجه به اعتقادات و نوع نگرش و جهان بینی جزء اصول اولیه ازدواج موفق است. در نامه خودتان هیچ اشاره ای به این نکات نکردید.
4. باید قبول کنیم که اصل ارتباط شما در ابتدا تا انتها دارای آسیب هایی بوده است که از آن ها نمی شود چشم پوشی کرد. احساس نیاز به ازدواج با دختری که قبلا آشنایی جزیی با ایشان داشتید، معنایی جز احساساتی شدن یک جوان فاقد ثبات عاطفی، هیجانی را ندارد.
میزان بالای آمار طلاق ها در چند سال اخیر سند خوبی است برای همه جوانانی که بدون توجه به شایستگی های خود و طرف مقابل خود دست به اقدامی نسنجیده و تنها از روی احساسات زودگذر می زنند.
با وجود عدم ثبات عاطفی دست به هیچ اقدام عجولانه ای نزنید. حالا که دختر جواب منفی نسبت به درخواست ازدواج شما می دهد، از پیگیری قضیه جدا خودداری کنید . برای خوشبختی و موفقیت تان کانال های سالم تری را انتخاب کنید تا دچار خطای دیگری نشوید. برای شناخت شخصیت خود و یافتن روحیه با ثبات تر مراجعه به مشاوران دانشگاه و دادن تست های شخصیت بسیار راهگشاست. درمان واقعی این نیست که او را برگردانی؛ باید سعی کنی شخصیت واقعی و سالمی را برای خودت بسازی.