سلام، من خیلی شنیدم که هر کس از قرآن سوال میکنه، در پاسخ شنیده که قرآن کامل بحث نکرده. در صورتی که در خیلی از آیات داده شده که: خداوند هیچ چیز را در قرآن فروگزار نکرده. یا: قران بهترین راهنمای شماست. و ... .
واقعا جای تعجبه، قرآن که اینقدر روشن نادیده گرفته شده و احادیثی که هر کسی میتونه به راحتی جعل کنه جایگزین شده!!!!!!!
هر چقرد هم علم حدیث شناسی داشته باشیم هم نمیشه.
خداوکیلی بحث کردن روی قرآن که کلام محکم و استواریه رو به بحث روی احادیث ترجیح میدیم!؟!؟!؟!؟!؟
از نظرات دوستان هم خیلی خیلی قدر دانی میکنم.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
اولا: درست است که در قرآن همه چیز آمده و بیان شده، اما به صورت کلی است . مفصل بحث نشده، بلکه بحث در باره جزئیات را به مفسران واقعی واگذار کرده است . خداوند متعال پیامبر را مفسر و مبین قرآن معرفی می کند و
می فرماید«... وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَِّ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِْمْ وَ لَعَلَّهُمْ وَ أَنزَلْنَا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَينَِّ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَيهِْمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ؛(1)
ما اين ذكر [قرآن] را بر تو نازل كرديم، تا آنچه به سوى مردم نازل شده است، براى آن ها روشن سازى و شايد انديشه كنند!
در قرآن محکم و متشابه،ناسخ و منسوخ ،مطلق و مقید وجود دارد . کسی که می خواهد قرآن را بفهمد، باید به همه این ها علم داشته باشد.همچنین در آیه 7 سوره آل عمران تصریح دارد که در قرآن آیات محکم و متشابه وجود دارد . علم به آن و تأویل و تفسیر آن را کسی نمی داند جز خدا و راسخان در علم . مفسران گفته اند منظور از راسخان در علم امامان معصوم علیهم السلام هستند. مثلا در باره نماز که عمود دین است، اجمالا وجوب آن در قرآن آمده اما
همه جزئیات آن از قبیل اوقات نماز،تعداد رکعات آن، انواع نمازهای واجب و...همه را پیامبر اسلام که مفسر و بیان کننده قرآن بود، برای مردم بیان کرد. پس از ایشان هم مفسران دیگر که برجسته ترین آن ها ائمه معصومین علیهم السلام هستند ، جزئیات آیات را تفسیر کردند.
اينكه در قرآن داريم كه قرآن هيچ چيز را فرو گذار نكرده، درست است، ولي فهم آن ها كار هر كسي نيست . بايد در اين فن متخصص باشد.
دوم: اینکه علم حدیث را با بحث درباره قرآن مقایسه کردید، هر کدام از آن ها در جای خود اهمیت دارد . هیچ کدام نباید دست کم شمرده شود. اصلا بسیاری از تفسیرهای قرآن از طریق روایات و احادیثی است که از طریق امامان معصوم به ما رسیده است .از میان تفسیر شیعه چند تفسیر داریم که فقط روائی است ،مانند تفسیر البرهان، تفسیر نور الثقلین و تفسیر قمی، یعنی در این تفاسیر در ذیل هر آیه ای در توضیح و تفسیر آن چند روایت از ائمه آمده است.
البته باید علم رجال و حدیث شناسی را بدانیم تا بتوانیم احادیث ضعیف را از صحیح جدا کنیم . احادیث جعلی را هم بشناسیم و كنار بزنيم.
سوم: اينكه گفتيد قرآن ناديده گرفته شده و احاديث جايگزين شده، درست نيست، زيرا مفسران از حديث براي تفسير و فهم قرآن كمك مي گيرند ،آن هم نه هر حديثي، بلكه حديثي كه اولا صحيح باشد . ثانيا تفسيري و ناظر به آيه باشد.
سخن آيت الله جوادي آملي :
« يكي از بهترين و لازم ترين راه هاي شناخت قرآن ،تفسير آن به سنت معصومين عليهم السلام است.سنت معصومين يكي از منابع علم تفسير و اصول بررسي و تحقيق براي دست یابي به معارف قرآني است.عترت طاهرين بر اساس حديث متواتر ثقلين ، همتاي قرآن بوده، تمسك به يكي از آن دو بدون ديگري مساوي با ترك هر دو ثقل است.»(2)
پس بر اساس آیات متعدد قرآن تبعیت از سنت پیامبر علاوه بر قرآن لازم شمرده شده است .کسی که قرآن را قبول دارد ، باید روایات صحیح را هم قبول نماید . هیچ انسان عاقلی به خاطر وجود احادیث جعلی در میان صدها هزار حدیث صحیح ، همه آن ها را کنار نمی گذارد و خود را از این همه معارف و دستورات راه گشا محروم نمی کند .
پي نوشت ها:
1. نحل (16) آیه 44.
2. آيت الله جوادي آملي، تسنيم- تفسير قرآن كريم ، انتشارات مركز نشر اسراء ، ج1 ، ص 132 .






