سلام
سوالی که برایم پیش آمده در مورد هدف اصلی زندگی ما است.
من چندین متن در مورد هدف زندگی مطالعه کردم و در همه آنان هدف اصلی زندگی را بندگی واقعی خدا و پیوستن به خدا می دانستند.
می خواهم سوالم را با یک نمونه بررسی کنم.
اگر از یک دانش آموز فعال که سال آینده باید در کنکور شرکت کند بپرسید هدفت چیست می گوید می خواهم در کنکور جزو نفرات برتر باشم.
می پرسند برای چی؟
او جواب می دهد برای اینکه در فلان دانشگاه قبول شوم بخاطر آنکه مثلا امکانات آموزشی قوی دارد.
اگر به مثال دقت کنیم می بینیم فرد این هدف را انتخاب کرده چون می داند اگر به این هدف برسد سودش چیز است که او می پسندد.
سوال من اینجاست که اگر ما به خدا برسیم چه عاید ما می شود که ارزشش بیشتر از دیگر هدف ها است؟
نکته که باید بگویم این است که ما باید حتما چیزی که عایدمان می شود را بدانیم تا با تمام تلاش به آن دست یابیم مثلا نمی توان به آن فرد پشت کنکوری گفت تو رتبه برتر را کسب کن ما تضمین می کنیم چیز خوبی است حتی اگر تضمین کننده آن خدا باشد، با اینکه در آن صورت صد در صد آن هدف خوب می شود ولی دیگر من نمی دانم برای چه تلاش میکنم و شیرینی رسیدن به آن چقدر است که ارزشش را بتوانم احساس کنم.
با تشکر از تماسی که با این مرکز برقرار کرده اید ؛
دوست بزرگوار به چند نکته توجه فرمائید:
1.در کنار همه اهداف عالی که در اطاعت و بندگی و ارتباط با خداوند وجود دارد، هدف ما از زندگی در دنیا رسیدن به بیش ترین بهره مندی و لذت ها در دو عالم در سایه آرامش و آسایش می باشد ؛ هم در دنیا و هم در آخرت. اسلام هم هدف های کوتاه مدت دارد و هم اهداف بلند مدت . مؤمن و مسلمان باید به گونه ای زندگی کند که هم در دنیا تا حد ممکن از نعمت های الهی بهره مند باشد و لذت ببرد؛ هم در آخرت جایگاه خوب و عالی داشته ، غرق در لذات و نعمت های خداوند به عنوان پاداش اعمال صالح خود باشد. اسلام را دین جامع می دانیم که هم برای دنیاست و هم برای آخرت. در این نگاه هدف کلی و جامع اسلام رساندن همه افراد به سعادتمندی و بهره مندی کامل از بیش ترین نعمت ها و لذت ها می باشد.
2. بسیاری از نعمت ها و لذت هائی که انسان در دنیا عائدش می شود، جسمی بوده، جسم انسان از آن لذت می برد مثل خوردن غذاهای لذیذ و یا پوشیدن لباس های نرم و لطیف و ... اما بسیاری از لذت ها و نعمت ها روحی بوده که غالبا مقدار لذت بخشی آن به مراتب از لذات جسمی بیش تر است، مثل لذتی که در خنداندن و شاد کردن دیگران و یا کمک به دیگران وجود دارد یا لذت و نفعی که در خوشحال کردن پدر و مادر می یابیم یا لذتی که از بودن کنار عزیزان مان به ما می رسد .
هر چه مقدار علاقه و عشق ما به طرف مقابل بیش تر باشد، بودن در کنار او و یا ارتباط با او لذت بیش تری دارد. به همین مقیاس انسان اگر خداوند را درست بشناسد و بفهمد که از مادر نیز نسبت به ما مهربان تر بوده، حتی علاقه او به عزیزترین نزدیکان ما بیش تر است و هرگز ما را تنها نخواهد گذاشت حتی در سخت ترین اوضاع در کنار ما و مونس ما خواهد بود، به تدریج لذتی از ارتباط با خدا در انسان ایجاد می شود که با هیچ لذت و نفع جسمی و حتی سایر لذت های روحی قابل قیاس نیست .
3.نزديك شدن و رسيدن به خداوند به همین معناست، یعنی ارتباط عمیق قلبی پیدا کردن با خدا و لذت بردن از او و عاشقش شدن ، عشقی که به دنبال خود تسلیم و کرنش و بندگی و اطاعت از معشوق را به دنبال می آورد. لذتی که در کسب رضایت او و از طریق اطاعت و بندگي در مقابل اوامر و احكام الهي و عمل كردن به دستورات براي انسان در دنيا به دست می آید.
4.البته غیر از لذت های معنوی و روحی که در ارتباط داشتن با خدا هست، منافع زیاد دیگری در دنیا در سایه اطاعت و بندگی و عمل به دستورات الهی عائد انسان می شود. دين الهی با داشتن دستورات بهداشتي و عمل به آن، جسمي سالم و با نشاط براي انسان به ارمغان مي آورد يا دستورات اخلاقي كه بستري مناسب جهت ارتباطي عميق و سالم و تاثير گذار و مفيد با ديگران و اطرافيان را ايجاد مي كند یا زندگی دین مدارانه که در آن رعایت حق دیگران و پرهیز از تعدی به حریم دیگران در اولویت قرار دارد، برای ما جامعه و اجتماعی امن و راحت را به وجود می آورد که زندگی در آن همراه با آسایش و اطمینان خاطر خواهد بود و ...
5.اگر هر کس به درون خود رجوع کند، می یابد که در همه اهداف مادی و دنیائی، انسان به دنبال کسب آرامش و لذت و ثبات می باشد . كسب علم و تحصيل در دانشگاه و شغل و ازدواج همه معبری است برای رسیدن به آن، در حالي كه بالاترين آرامش و لذت و ثبات در سايه قرب و نزديكي به خداوند حاصل مي شود.(1)چون انسان خود را متكي به قدرتمند ترين موجود عالم هستي و خالق همه عالم مي يابد . او را در كنار خود و همراه خود احساس مي كند. به همين خاطر آرامشي و لذتي در ارتباط با خداوند وجود دارد كه هرگز بدون آن به دست نمي آيد.
6.علاوه بر این که با نزديك شدن به خداوند و رسيدن به او چنین منافعی وجود دارد حتی سایر منافع و اهدافی که انسان در زندگي دارد، مثل تحصیل و کسب و کار و ... با ارتباط با خداوند و برنامه ریزی بلند مدت انسان برای کسب منافع طولانی مدت تر و ماندگارتر معني و مفهوم بهتري پيدا مي كند . اگر انسان هدف نهائي و طولاني مدت خود را درست انتخاب كند،اهداف دنيائي و كوتاه مدت نيز رنگ الهي به خود مي گيرند. آرامش و لذت و ثباتی كه در ذكر الهي هست، در اين اهداف نيز تقويت مي شوند .
7.در كنار منافع و آثاری که ارتباط با خدا در دنیا برای انسان به ارمغان می آورد، بيش ترين اثر و ماندگارترين منافع آن در آخرت نصيب انسان مي شود. این اعتقاد رنج حاصل از تمام ناکامی های احتمالی در منافع دنیائی را بر انسان می کاهد و تحمل مشکلات عادی و رایج زندگی را بر انسان آسان می کند .
پي نوشت:
1. رعد (13) آيه 28.






