پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
اعمال تکلیفی که در شرع مقدس بیان شده، اعم از عبادی و غیر عبادی ، بر دلایلی منطقی و عقل پسند تکیه دارد، گرچه ممکن است برخی از مردم به ژرفای آن دلایل دسترسی نداشته باشند و آن را به طور کامل درک نتوانند. از واژه دلیل منطقی گاهی استدلال عقلی اراده می شود . گاهی حکمت و فلسفه حکم . اگر مراد پرسشگر محترم معنای اول باشد ، باید گفت:
اعمال عبادی گرچه کلیاتش مورد تایید عقل است ، ولی از آن جا که عقل از درک امور جزیی عاجز است، احکام عبادی مبتنی بر آموزه های شرع است. در واقع دلیل منطقی آن از سوی شرع بیان شده . چه این که کلام معصوم حد وسط برهان قرار می گیرد (1) .خود آن در حقیقت دلیل منطقی اعمال عبادی است .پس دلیل منطقی اعمال عبادی وحی و کلام معصوم است . اگر مراد حکمت و فلسفه اعمال عبادی است، باید گفت :همه احکام شرع تابع مصالح و مفاسد واقعی نهفته در آن هاست البته وقتی گفته میشود: فلان کار به مصلحت بشر است، نباید فقط فواید جسمی و بهداشتی به نظر آید، بلکه فواید جسمی، روحی، فردی، اجتماعی، دنیوی، اخروی و هر نوع فایده دیگر که فرض شود، همه جزء مصالح بندگان است.
چه بسا یک حکم فایدة جسمی نداشته باشد، ولی از نظر روحی باعث تهذیب و پاکی نفس شود، مثلاً سجده کردن و سرگذاشتن بر خاک ممکن است اثر بهداشتی نداشته باشد، ولی باعث تواضع و بندگی در مقابل پروردگار میشود و روح و روان انسان جلا پیدا میکند.
یکى از نیازهاى واقعى و اساسى روح بشر مسئله عبادت و پرستش است، چون خداوند انسان را براى تکامل آفریده است . تکامل او جز از راه عبادت و بندگى به دست نمی آید. بندگی خدا است که به انسان حیات و زندگی انسانی می بخشد.
عبادات همان طور که هدف زندگى است، از طرفى هدف مقدماتى است. وسیله است براى رسیدن به هدف برتر . هدف برتر کمال انسان و شکوفا شدن استعدادهاى جان آدمى است که اوج آن رسیدن به قرب پروردگار مىباشد و آن مقامى است که انسان به ذات اقدس الهى رهنمون مىشود و در جوار رحمت الهى استقرار مىیابد.
هدف نهایى انسان کمال است . کمال انسان به معرفتالله مىباشد . معرفت هر شخص به میزان قرب او به خداست . تقرب با سیر الى الله ممکن است. عبادت (بندگى و سرسپردگى محض در برابر خدا) طریقه سیر الى الله است. (2)
اگر خارج از مسیر معرفتی و به طور منفصل بخواهیم به مسایل تربیتی اسلام و احکام فرعی و فقهی نگاه بیندازیم، در پذیرش دستورها و رسیدن به روح تعبد چگونه می توان گفت که انجام همه این امور بر اساس مصلحت و حکمت خاصی است؟
نگاه کارکرد گرایانه و مصلحت محور به دستور دینی و فروع و احکام نگاهی اشتباه و نادرست است. چه بسا بسیار هم ترویج شده و می شود؛ اما تعالیم دینی ما به این حقیقت اشاره کرده اند که اگر چه در پس تمام احکام الهی، مصالح واقعی، نهفته که در راستای سعادت دنیوی و اخروی انسان ها فراهمآمده ، اما برای ما انسان ها تنها دلیل و انگیزه برای رعایت دقیق اعمال عبادی و ضوابط شرعی ، تسلیم بودن در برابر خداوند است ؛ حقیقتی که در برخی روایات حقیقت اسلام خوانده شده :« الاسلام هو التسلیم ؛(3) حقیقت اسلام تسلیم بودن است».
در نتیجه همه آثار و نتایج و ثمراتی که ممکن است بر انجام عبادات و رعایت ضوابط دینی مترتب باشد، در نتیجه روح تعبد و تسلیم حاصل خواهد شد ؛ امام علی علیه السلام همین حقیقت را در قالب جمله ای زیبا در نهج البلاغه مورد اشاره قرار داده اند؛ ایشان در توضیح فلسفه حج می فرمایند:
« مگر نمی بینید خداوند انسان ها را از زمان آدم تا انسان های آخرین این جهان با سنگ هایی که نه زیان می رسانند و نه نفع می بخشند، نه می بینند و نه می شنوند، آزمایش کرده، این سنگ ها را خانه محترم خود قرار داده و آن را موجب پایداری و پا برجایی مردم گردانیده است؟!
سپس آن را در پر سنگلاخ ترین مکان ها و بی گیاه ترین نقاط زمین؛ و کم فاصله ترین دره ها قرار داد...
این آزمونی بزرگ؛ امتحانی شدید و آزمایشی آشکار و پاکسازی و خالص گردانیدنی مؤثر است که خداوند آن را سبب رحمت و رسیدن به بهشتش قرار داد».(4)
کعبه و واجبات حج با همه تعالیم آسمانی و احکام پر رمز و راز و پر حکمت خود در نگاه امیرالمومنین ابزاری برای آزمایش انسان هاست ؛ پس باید دانست که هرچند در دستور و فرامین حج حقیقت های بسیاری وجود دارد که بسیاری برای ما آشکار است. اما اگر هیچ یک از حقایق بر ما روشن نبود، باز حقیقت حج به عنوان یک آزمون بزرگ برای مومنان ، عین دستور حکیمانه و مصلحت آمیز خداوند محسوب
می شد .
حکمت و مصلحت در دستور خداوند یا در خود اعمال است و یا در پایبندی ما در انجام آن ها . تسلیم و تبعیت ما در انجام دقیق دستور خداوند بهترین و برترین آثار و برکات را برای ما خواهد داشت؛ هر چند یقین داریم از آن جا که خداوند حکیم مطلق و عالم به همه مصالح و مفاسد عالم و همه نیازمندی های روح ما است، در راستای تعیین و وضع قوانین و دستور دینی، بهترین و مناسب ترین دستور و فرامین را برای ما قرار می دهد تا آثار و برکات آن به طور مستقیم نصیب ما گردد.(5)
اما این که به طور مشخص آثار ،حکمت ها و برکات دستورهای فرعی دین چیست، باید گفت:
بخشی از این امور در روایات و منابع دینی بازگو شده؛ بخشی هم با تامل ودقت قابل درک است. بخشی نیز با توسعه فهم و دانش و آگاهی و معرفت بشری قابل دست یابی است، اما چه بسا بخشی از مصالح به مدد عقل بشری برای ما قابل دستیابی نباشد .
پینوشتها:
1.عبدالرزاق لاهیجی . گوهر مراد ، ص32 ،نشر وزارت ارشاد اسلامی، 1372 ش.
2. استاد محمد تقى مصباح یزدى، قرآنشناسى، ص 102 - 92، چاپ مؤسسه آموزش و پژوهشى امام خمینى، 1380 ه' ش.
3. نهج البلاغه ، کلمات قصار .125 نشر موسسه امیر المومنین، قم، 1380ش.
4. همان ، ص115 ، خطبه191 .
5. نهج البلاغه، قصار 237.






