سلام من یه پسر 15 ساله هستم که با یه دختر هم سن خودم ارتباط دارم پدرم و مادرم از این موضوع مطلع شدن بهم گفتن که رابطه خودمو با اون دختر قطع کنم منم قبول کردم ولی نتونستم چون اون دختر رو دوست دارم دوباره فهمیدن که من هنوز با اون دختر ارتباط دارم پدرم گفت من میخوام با اون دختر صحبت کنم منم قبول کردم اون گفت دخترایی که با پسرا صحبت میکنن دخترای خوبی نیستن روز بعد از بس که اعصابم خورد بود میخواستم خودمو بکشم به اون دختره هم گفتم و گوشی رو قطع کردم اون زنگ ززده بود به مادرم اومدن خونه بعد بابام گفت به خاطر حرفای من میخواستی این کار رو بکنی منم گفتم اره اونم گفت اشکال نداره میتونی باهاش صحبت کنی تا امروز که رفته به دخرته گفته بره به خانوادش بگه ما بریم خواستگاری من مشکلی ندارم ولی نمیدونم چیکار کنم هنوز برای یه پسری که 15 سالشه زود نیست که ازدواج کنه؟

پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
یکی از توصیه‌های همیشگی ما مشاورین به همه دختر و پسرها این است که پیش از قول جدی در حضور خانواده و متعهد شدن نسبت به همدیگر بر اساس عرف، شرع و قانون به همدیگر دل نبندید. دلیل آن هم روشن است چون بعد از وابستگی عاطفی امکان دست یابی به یک شناخت مناسب نخواهد بود و از دست مشاورین هم کاری بر نمی آید مگر در جلسات مشاوره متعدد و تازه آن هم با قصد خود دختر یا پسر!
همانطور که در نامه خودتان هم اشاره داشته اید، اقدام برای ازدواج ان هم در این سن و سال امری کاملاً شتابزده است و می تواند تبعات و پیامدهای ناگواری داشته باشد. این مطلب را برای والدین خودتان شرح دهید و آنان را از این اقدام منصرف نمایید. در واقع، ازدواج کردن زمینه های متعددی را نیاز دارد که اگر آن ها فراهم نباشند، فروپاشی زندگی مشترک امری سهل خواهد بود و نمی توان نسبت به آن اعتماد نمود. برای مثال باید در نظر بگیریم که آیا ما توانایی پذیرش مسوولیت برای اداره یک زندگی را در اینده داریم یا نه!
وانگهی آنچه ما را به سوی ارتباط با این دختر کشانده است، احتمالاً یک نیاز عاطفی و یا یک نیاز جنسی بوده است و نه چیزی دیگر. این نمی تواند ملاکی برای انتخاب همسر آن هم در این سن و سال قلمداد گردد! چون:
اولاً :
چندان ریشه ای و عمیق نبوده است.
و در ثانی:
ممکن است به زودی نظر ما تغییر کند و از بودن با این دختر دلزده و پشیمان شویم.
نباید فراموش نمود که تعداد قابل توجهی از ازدواج ها که طرفین به توافق می رسند که چند سال دیگر به ازدواج رسی بپردازند، در سال دوم یا در میانه راه بر هم خورده و مشکلات عاطفی و سرخوردگی را به همراه دارد.
اما در خصوص قطع کردن رابطه و در مورد فراموش كردن رابطه هاي احساسي و عاشقانه هم توجه داشته باشيد كه اين مسايل مانند شماره تلفن و برخي اطلاعات غير ضروري ديگر نيستند كه در آينده با تغيير منزل و مانند آن از بين بروند. اين دسته از اطلاعات شامل محتواهاي احساسي هستند و ماندگارتر هستند. بنا بر اين به اين مسأله بستگي دارند كه ديدگاه ابتدايي شما نسبت به آن ها چه چيزي باشد.
كسي كه معتقد است نمي‌تواند Hن را فراموش كند، يعني كه نمي‌خواهد آن ماده اطلاعات را كنار بگذارد و علاقمند است همچنان آن را حفظ كند. حال اگر همين فرد واقعاً معتتقد گردد كه مي‌تواند آن را به كمك روانشناس يا مشاور كنار بگذارد، در اين صورت احتمال كنار آمدن با اين تعارض به زودي صورت خواهد گرفت.
به اين نكته توجه كنيد كه:
نرسيد ن به يك عشق خود بدتر از از دست والدين نيست كه هزاران بار اتفاق افتاده است و افراد با آن كنار آمده‌اند و همين طور چگونه وقتي افراد معشوق يا معشوقة خود را از دست مي دهند، معمولاً با سادگي يا كمي دشواري خود را مجبور به ترك مي‌بينند و از آن عبور مي كنند و به فرد ديگري دل مي‌بندند و البته در كمترين موارد (صرفاً موارد مرضي) فرد نمي‌تواند عبور كند؟ به هر حال همه چيز در انديشه خودتان است كه بخواهيد يا نخواهيد؛ راه سومي وجود ندارد. بله؛ اگر خواستيد ممكن است به تنهايي نتوانيد كه در اين صورت از روانشناس كمك بگيريد.
زمانه و تجربه به ما بارها و بارها نشان داده است که ما اغلب مجبور به پذیرش واقعیات هستیم و با آن کنار می آییم. چون در بسیاری موارد آنچه می خواهیم نمی شود و آنچه می خواهیم نمی شود. ضمن آنکه گاهی چیزهایی که ما می خواهیم بر خلاف مصالح ما است. بنابراین بهتر است با یک روانشناس گفتگو کنید تا روش تحلیل مسایل و حاکم کردن منطق بر عاطفه و احساس را فرا بگیرید.
به هر حال يك دختر يا پسر لازم است فرا بگيرد كه اين دنيا محل به دست آوردن و از دست دادن است؛ يعني همانطور ياد مي گيريم كه چيزهايي را به دست آوريم بايد ظرفيت تحمل از دست دادن برخي چيزها را هم به دست آوريم. اين درست است كه ما چيزهاي زيادي داريم؛ اما همة آنها همواره در معرض تهديد هستند و ممكن است هر آن هر يك از آن ها را از دست بدهيم. در واقع، چه كسي به ما تضمين داده است كه تمام اين امكانات براي هميشه يا تا اخر عمر با ما همراه باشد؟ به همين دليل هم خداوند ظرفيت سازش با موقعيت هاي شكست و ناخوشايند را در اسان قرار داده است و فرد اندكي بعد با موقعيت سازگار مي‌شود. در اين بين نكتة مهم خواست قلبي فرد براي تغيير است كه گاهي به دليل برخي مشكلات ديگر فرد نمي‌تواند نسبت به آن راضي شود. مثلاً هنگامي كه يك دختر از اعتماد به نفس بالايي برخوردار نيست و از پاسخ منفي يك نفر وحشت مي‌كند، به تكاپو مي افتد كه به هر طريق ممكن پاسخ مثبت را بشنود؛ در اين موارد افراد با وضعيت دشوار روبرو مي‌شوند كه بايد با كمك مشاور ادامه دهند.
فراموش کردن دوست نامشروع:
1- سعي کنيد در بيرون هيچ آثاري از ايشان را جلوي ديد خود نداشته باشيد؛ مانند: عکس ، شماره تلفن و يادگاري ها و ... آن ها را محو کنيد.
2- افرادي که در وضع شما قرار دارند، به هيچ وجه نقاط منفي و بدي ها و آسيب هايي را که از طرف مقابل متحمل شدند نمي بينند. به همين دليل علاقه و وابستگي آن ها ثابت مي ماند.
بنا بر اين ليستي از نقاط منفي ايشان که شامل دروغ ها و عدم پايبندي و تعهد به عشق و علاقه و مشکلاتي است که الان و بعد از ازدواج با ايشان براي شما ايجاد خواهد کرد، بنويسيد و هر روز مرور کنيد تا نگرش تان نسبت به ايشان منطقي تر شده و احساس ناراحتي از ايشان ايجاد شود.
3- در باره امتيازات جدايي و خوبي هاي جدا شدن از ايشان نيز فکر و سعي کنيد با خوشحالي از اين که روابط را با ايشان ادامه نداده ايد، مطالبي را ياد داشت کنيد.
4- در حال حاضر اقدام به ازدواج نکنيد تا سلامت كامل رواني را به دست آوريد. پس سعي کنيد حداقل دو ماه با انجام اين تکنيک ها افکار و تصاوير مربوط به ايشان را از ذهن تان پاک کنيد، به حدي که اصلاً تصوير ذهني ايشان را به خاطر نياوريد. بعد هم حتما با يک مشاوره براي کمک به يک ازدواج عاقلانه کمک بگيريد.
5- سعي کنيد بدون خود سرزنشي و مقايسه، نقاط مثبت و خوبي هاي خودتان را فراموش نکنيد. با نوشتن و مرور و ناديده و بي ارزش نکردن آن ها به آينده خوشبين و اميدوار باشيد.
6- انجام کارهايي مانند ورزش هاي دست جمعي ، تعاملات اجتماعي ، سرگرمي و تفريح و پرهيز از تنهايي بسيار مفيد هستند.
7- ساعات و لحظاتي که ارتباط داشته ايد، بسيار وسوسه برانگيز خواهند بود ، مانند معتادي که ترک کرده، مکان و زمان هاي مصرف در روزهاي اوليه وسوسه انگيز بوده، ممکن است رفتاري مانند عصباني شدن و تحريک پذيري و ... زياد باشد. بنا بر اين بايد با تغيير موقعيت فيزيکي و سر گرم شدن به کاري که عمدا در اين ساعات در نظر خواهيد گرفت و با آرام سازي ذهني سعي کنيد با وسوسه ها مبارزه کنيد.
8- هنگام هجوم افکار و تصاوير ايشان در ذهن بدون پرورش و فکر کردن مکان را ترک کرده، توجه و تمرکزتان را به چيزي جلب مي کنيد، مثلا با قطع کردن افکار مشغول گفتگو با فردي شويد. با عجله از آن مکان را ترک کنيد. با روشن کردن تلويزيون سعي در تمرکز ديداري و شنيداري نسبت به نوع برنامه و حتي نوع لباس هاي مجريان و بازيگران و اسامي آن ها شويد.
9- با افکار منفي و مأيوس کننده مبارزه کنيد . پيش بيني منفي نسبت به آينده نداشته باشيد.
10- شايد هفته اول به دليل درگير شدن با افکار دچار نوعي استرس شويد ، ولي به مرور زمان افکاري که عادت داشتند ، هميشه و همه جا بدون اراده شما وارد ذهن تان شوند، حال شما را ناخوش سازند، اما با تکنيک هاي توقف فکر و فرمان دادن به ذهن که بس کن!!، افکار نامناسب از ذهن شما خارج شده و افکار جديد جايگزين مي شود و در هفته هاي دوم و سوم افکارتان يکدست شده و تعارضي احساس نخواهيد کرد.