سلام.
به کمکتون نیاز دارم.
من برادری دارم که میدونم گناه میکنه. میدونم سیگار میکشه ولی تقریبا خانوادم خبر ندارند.یعنی پدر و مادرم خبر ندارند. برادرم 28 سالشه.مجرده.کسی رو میخواد که اون خانم یکسال ازش بزرگتره و شوهرش فوت شده.
بهش شک دارم که خودارضایی میکنه یا نه.
دائما تو اینترنته.
میدونم عکسا و فیلمای ناجور میبینه. و هیچکس هم خبر نداره.جز من.منم اینا رو اتفاقی فهمیدم.
اینکه قبلا دعای کمیل پنج شنبه شبهاش ترک نمیشد الان شک دارم که نمازاشو میخونه یا نه. برا نماز صبح که بیدار نمیشه. بقیشو هم فقط خدا میدونه که میخونه یا نه.
خییییییییییییییییییلی ازین وضعی که داره ناراحتم.
نمیشه هم باش حرف بزنم.حرف که گوش نمیده.
میدونم همه ی اینا اثرات رفیق نابابه.
میترسم اگر اون دختر با کس دیگه ای ازدواج کنه این بره خودشو بکشه یا معتاد بشه یا هر غلط دیگه ای بکنه.
خانواده ی ما یک خانواده ی مذهبیه. ولی این داداشم بخاطر رفیق نابان اینطور شده.میگن: پسر نوح با بدان بنشست.........
الحمدلله من آدم مقیدی هستم و خداروهم شاکرم.ولی نمیتونم ببینم این اینطوریه. وقتایی هم که منو میرسونه مدرسه میبینم به دخترا نگاه میکنه.چشمش از حرام پر شده.
توروخدا راهنماییم کنید.چیکار کنم.یعنی چیکار میتونم بکنم.

با سلام وتشکر از اعتماد شما نسبت به مرکز.
بررسی وضعیتی که برادرتان در آن قرار دارد، نیاز به یک مراجعه حضوری ایشان به روان شناس دارد و از دست شما به تنهایی کاری برای او بر نمی آید. شاید این به دلیل جایگاه شما در خانواده باشد. به خوبی می دانید که مادامی که شما فاقد یک جایگاه در خانواده باشید، نمی توانید به صورت رسمی به فرد کمک کنید؛ اما می توانید به صورت غیر رسمی و خارج از وطایف خانواده، به اندازه ای اندک به او کمک کنید. در این صورت، نقش خانواده و والدین شما برجسته می گردد که البته چیزی در این خصوص ننوشته اید.
برخی رفتارها نیز که به تعبیر شما گناهانی است که از سوی او صورت می گیرد، همان عادات نابهنجار و نامناسبی است که باید به تدریج و با ایجاد شناخت و بینش مناسب از بین بروند. ما نمی توانیم مستقیماً این موارد را در دیگران از بین ببریم. در این صورت، باز هم تنها راه همان برقراری راتباط و ایجاد اعتماد نسبت به شما است که می تواند کمک مناسبی برای تغییر رفتارها باشد. اما در این راه نباید از او بترسید و با ایجاد اعتماد باید بتوانید از او درخواست تغییر رفتار را از او بنمایید.
شما باید بین رفتارهای نابهنجار متعدد ایشان، تفاوت قایل شوید. هیچ یک از این قبیل رفتارها، در یک سطح نیستند.
در خصوص سیگار کشیدن، به عنوان یک رفتار نابهنجار نیز باید با خودش گفتگو کنید و یا او را به روان شناس معرفی کنید و با تماس گرفتن با متخصص بتواند آن را ترک نماید.
تلاش کنید تا مشکلاتش را برای شما بازگو نماید. بخش زیادی از مشکلات، ناشی از بحران های عاطفی است که فرد نمی تواند آن ها را با کسی بازگو کند. سعی نکنید به روش بازجویی از او حرف بکشید. شما باید چنان ملایم و آهسته پیش روید که احساس فشار روانی نکند. امام نباید از این اطلاعات سوء استفاده کنید. مثلاً نباید اطلاعاتی را که در اختیار شما قرار می دهد، بلافاصله در اختیار فرد دیگر قرار دهید و مثلاً به حساب کمک کردن به او، فوراً آن را برای والدینتان بازگو کنید. این مسائل باعث می شود تا به شما اعتماد نکند.
به والدین خودتان بگویید که برای او همسری انتخاب کنند و رفته رفته در صدد فراهم کردن موقعیت ازدواج او باشند. هنگامی که جوانان عذب باقی می‌مانند و از ترس مسائل مالی و یا فراهم نبودن شرایط اقتصادی نگران هستند و به طور غیر منطقی آن را برای چندین سال به تأخیر می‌اندازند، باید نگران این امر بود که آن ها به تدریج برای سرگرم شدن به دوستان پناه می برند و سرمایه عمر خود را هدر می دهند. این در حالی است که ازدواج می‌تواند سرمایه‌های پراکنده زندگی را متمرکز نموده و آن ها را مفید به حال فرد قرار دهد.
اگر دختری در میان است، باید با او گفتگو کنید تا بداند برادرتان در وضعیت مناسبی قرار ندارد و نمی تواند نسبت به ایشان مطمئن باشد. برای او تشریح کنید که او نیاز به درمان فوری دارد و حال خوبی ندارد. پاسخ های او ممکن است کاملاً شتابزده و سطحی باشد و بعد از ازدواج هم پشیمان شود.