سلام
دانستن مطالبی مانند زنا در سن ما (13 سالگی) آیا دارای اشکال است؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز.
موانع تا نگردانى ز خود دور درون خانه دل نایدت نور
ای عزیز گرامی که قلبی پاک و خدایی داری! اگر چنین نبود ،چنان سؤالی را در این سن و سال نمی کردی.
اگر می خواهی خانه دلت پیوسته به نور خدا نور باران شود ،و جز خدا و آیات و محبت دوستانش در قلب تو نباشد و در دنیا و آخرت سر و کارت همیشه با آنان باشد ، اجازه نده دیوهای گناه و سگ های هرزه معصیت ، قلب پاک و خدایی تو را نجس و آلوده کنند . مانع نزول فرشتگان رحمت بر دل تان شوند.
آگاهی پیدا کردن از گناه و متمرکز نمودن ذهن و فکر در مورد آن ، ضررهایی را در پی دارد که به برخی از آن ها اشاره می کنیم :
1-در روایت آمده کسی که به زنا بیاندیشد، مانند کسی است که در اتاق زیبا و رنگ آمیزی شدهای، آتش روشن کند. در این صورت هر چند ممکن است خانه در آتش نسوزد اما دست کم دود آن اتاق را سیاه و خراب می کند. (1)
ذهن و فکر انسان به هر چیزی انس بگیرد و در مورد هر چیزی بیندیشد ، رنگ و بوی همان را می گیرد . به سوی آن کشیده می شود . بنا براین اطلاع از گناه و متمرکز کردن ذهن پیرامون آن نفس و روح را تیره و قلب را سیاه میکند.باعث قساوت و سنگدلی می شود. فکر گناه همانند هیزمی است که در یک اتاق سفید و نقاشی شده فقط دود می کند . درست است آتش شعله ور نیست و خانه در آتش نمی سوزد، ولی دود غلیظ آن اتاق سفید را سیاه و همه زیبایی های آن را از بین می برد . عملا از استفاده بردن می اندازد . متمرکز کردن ذهن و فکر به گناه کبیره ای مثل زنا قلب و روح را سیاه و تیره میکند.
2- فکر گناه زمینه آلودگی را در انسان فراهم میکند . شیطان با توجه به نفوذی که در انسان دارد ،با ایجاد وسوسههای ناپاک او را به گناهآلوده میکند. پس اندیشه گناه یکی از دامهای شیطان است . باید برای مصون ماندن از آثار و عواقب وخیم آن از چنین اندیشههایی خودداری کرد.
حضرت علی (ع) فرمود: من کثر فکره فی المعاصی دعته إلیها؛ (2) کسی که در مورد گناهان زیاد فکر کند، گناهان او را به سوی خود می کشند
نیز فرمود: خوض النّاس فی شیءٍ مقدّمة الکائن؛ (3) فرو رفتن و تفکّر در مورد چیزی، سرآغاز وجود و پیدایش آن است". موفق و پایدار باشی.
پینوشتها:
1.بحارالانوار، ج 14، ص 331.
2. عبد الواحد بن تميمي آمدي، غرر الحکم ، انتشارات دفتر تبلیغات ، قم ، 1366 ، ص186.
3. همان، ص 480.






