با عرض سلام مي خواستم بدانم كه :

1)
چراواقعا دين تاكيد برنماز كرده اما اكثر مردم به خاطر رضاي خدا نماز نمي خوانند بلكه به خاطر ترس از جهنمشان است( اگر گفته شود جهنم نيست اكثر مردم نماز نمي خوانند ) ؟

2)
وبعضي ها هم از روي بي ميلي وبسيار سبك خوانده مي شود ؟

3)
بعضي ها هم نماز مي خوانند وخود را مسلمان واقعي مي دانند اما بعد از نماز (غيبت ويا هزار ان گناه ديگر مي كنند(چرا) ؟ آيا واقعا خداوند به نماز ما محتاج است ؟؟

4)مگر خداوند نگفته است من از حق خود در آخرت مي گذرم ولي از حق الناس نمي گذرم.پس فكر نمي كنيد كه مي شود نماز نخواند و يا روزه و...... را انجام نداد.؟؟

5)در مجلس عزاداري روحاني ميگفت:(اگر كسي براي امام حسين (عليه السلام) قطرهاي اشك ويا حتي حالت گريه را بگيرد آتش جهنم بر او حرام است ، فكر نمي كنيد كه ممكن است مردم هزاران گناه انجام دهند وبعد با قطرهاي اشك ، تمام آن ها را از بين ببرند.؟؟

6)يا در ايام محرم اگر هنگامي كه آب مي نوشيد بگوئيد سلام بر لب تشنه حسين (عليه السلام)100 هزار تا از گناه هان كم و100 هزار ثواب براي شما نوشته مي شود ، آيا ممكن نيست كافري با همين كارها خود را بهشتي مي كنند ؟
7) يا مثلا كافر با بعضي از انجام دادن كارهاي كه در دين امده است وما عمل نمي كنيم وان ها عمل مي كنند ايا مي توان خود را مسلمان نام گذاري كرد يا ماادم ها تنبل هستيم ؟

پرسش 1:
نماز
شرح : با عرض سلام مي خواستم بدانم كه : 1) چرا واقعا دين تاكيد برنماز كرده، اما اكثر مردم به خاطر رضاي خدا نماز نمي خوانند بلكه به خاطر ترس از جهنمشان است( اگر گفته شود جهنم نيست. اكثر مردم نماز نمي خوانند ) ؟ 2) وبعضي ها هم از روي بي ميلي وبسيار سبك خوانده مي شود ؟ 3) بعضي ها هم نماز مي خوانند وخود را مسلمان واقعي مي دانند اما بعد از نماز (غيبت ويا هزار ان گناه ديگر مي كنند(چرا) ؟

پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
از آنجا که خداوند وجودي نامحدود و پيراسته از هر گونه نقص و نياز است، هيچ گونه احتياجي به پرستش ما ندارد؛ لذا پرستش و عبادت او في الواقع وسيله تکامل و سعادت ماست و دستور او به عبادت، يک نوع لطف و مرحمت و راهنمائي خواهد بود که ما را به کمال شايسته برساند. حال با اين بيان ابتداء به برخي از آثار و بركات نماز با استفاده از آيات و روايات اشاره و سپس به اصل پاسخ مي پردازيم:
1- قرب معنوي:
يکي از آثار بسيار مهم نماز قرب به خداوند است. اين اثر روح عبادت و نماز را تشکيل مي‏دهد و يکي از آيات قرآن هدف آفرينش انسان عبادت بيان شده است (1) که حکايت‌گر بُعد معنوي نماز و اهميت آن است، امام علي(ع) فرمود: «الصلوة قربان لکل تقي؛ (2) نماز وسيله تقرب هر پرهيز کاري به خداوند است». در برخي از روايات از نماز به عنوان معراج مؤمن ياد شده که اشاره به آثار معنوي آن مي‏باشد.
2 - ياد خدا و آرامش رواني:
در قرآن آمده است: «اقم الصلوة لذکري؛ (3) نماز را بر پا دار تا به ياد من باشي».
يکي از نويسندگان در تفسير اين آيه مي‏نويسد: «روح و اساس و هدف و پايه و مقدمه و نتيجه و بالاخره فلسفه نماز همان ياد خدا است. همان «ذکر اللَّه» است که در آيه فوق به عنوان برترين نتيجه بيان شده است».(4) ذکر و ياد خداوند نقش تعيين کننده در آرامش رواني دارد. نماز به عنوان ذکر خدا به انسان‏هاي نماز گذار آرامش مي‏دهد، «ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب (5)، آگاه باشيد ياد خدا مايه اطمينان است».
3 - عامل باز دارنده از گناه:
يکي از آثار مهم نماز جلوگيري از گناه است: «إنّ الصلوة تنهي عن الفحشا و المنکر». (6)
طبيعت نماز از آن جا که انسان را به ياد خدا نيرومندترين عامل بازدارنده يعني اعتقاد به مبدأ و معاد مي‏اندازد، داراي اثر بازدارندگي از فحشا و منکر است. انسان که به نماز مي‏ايستد و تکبير مي‏گويد، خدا را از همه چيز بالاتر مي‏شمرد... بدون شک در قلب و روح چنين انساني، جنبشي به سوي حق و حرکت به سوي پاکي و جهشي به سوي تقوا پيدا مي‏شود...». (7)
يکي از آثار بسيار مهم نماز گناه زدايي است. نماز وسيله شستشو از گناهان و مغفرت و آمرزش الهي است. (8) پيامبر (ص) از ياران خود سؤال کرد: اگر بر در خانه يکي از شما نهري از آب صاف و پاکيزه باشد و در هر روز پنج بار خود را در آن شستشو دهيد، آيا چيزي از آلودگي و کثافت در بدن او مي‏ماند؟ در پاسخ عرض کردند، نه. حضرت فرمود: نماز درست همانند اين آب جاري است. هر زمان که انسان نماز مي‏خواند، گناهاني که در ميان دو نماز انجام شده است، از بين مي‏رود». (9)
5 - غفلت زدايي:‏
بزرگ‏ترين مصيبت براي رهروان راه حق آن است که هدف آفرينش خود را فراموش کند. و غرق در زندگي مادي و لذائذ زودگذر گردند، اما نماز به حکم اين که در فواصل مختلف در هر شبانه روز پنج بار انجام مي‏شود، مرتباً به انسان اخطار مي‏کند و هشدار مي‏دهد و هدف آفرينش او را خاطر نشان مي‏سازد... و اين نعمت بزرگي است که انسان وسيله‏اي در اختيار داشته باشد که در هر شبانه روز چند مرتبه به او بيدار باش گويد. (10)
6 - تکبر زدايي:‏
يکي از عوامل مهم تکبر زدايي نماز است؛ زيرا انسان در هر شبانه روز هفده رکعت و در هر رکعت دو بار پيشاني بر خاک در برابر خدا مي‏گذارد و خود را ذره کوچکي در برابر عظمت او مي‏بيند، از اين رو پرده‏هاي غرور و خودخواهي را کنار مي‏زند. از اين رو علي(ع) بعد از بيان فلسفه عبادت، يکي از آثار نماز را تکبر زدايي بيان نمود: «خداوند ايمان را براي پاکسازي انسان‌ها از شرک واجب کرده است و نماز را براي پاکسازي از کبر». (11)
7 - عامل پرورش فضائل اخلاقي:
نماز روح اخلاص و خداباوري را در انسان افزايش مي‏دهد و نتيجه آن پرورش فضايل اخلاقي است، انسان با نماز خواندن خود را از جهان محدود ماده و چهار ديوار طبيعت بيرون مي‏برد و به ملکوت آسمان‏ها دعوت مي‏کند و با فرشتگان همصدا مي‏شود و خدا را در همه حال حاضر و ناظر مي‏داند.
8 - همگرايي:
علاوه بر آثار مذکور که معمولاً آثار خودي نماز محسوب مي‏شوند، يکي از آثار مهم اجتماعي و سياسي نماز، همگرايي است، برگزاري نماز جمعه و جماعت، وحدت مسلمانان را به نمايش مي‏گذارد؛ زيرا مسلمانان با صفوف فشرده در کنار هم قرار گرفته و با اوضاع سياسي و اجتماعي جهان آگاهي پيدا مي‏کنند. خطيب جمعه با بيان احکام و طرح مسايل سياسي و اجتماعي به نمازگزاران رشد سياسي مي‏دهد، شايد به خاطر آثار مهم نماز جمعه و جماعت است که در آموزه‏هاي ديني به اين دو فريضه اهميت خاصي داده شده است. (12)
پيامبر اسلام(ص) فرمود: «خداوند نماز جمعه را بر شما واجب کرده است هر کس آن را در حيات من يا بعد از وفات من از روي استخفاف يا انکار ترک کند، خداوند او را پريشان مي‏کند و به کار او برکت نمي‏دهد. بدانيد نماز او قبول نمي‏شود، بدانيد زکات او قبول نمي‏شود، بدانيد حج او قبول نمي‏شود،..، تا از اين کار توبه کند...». (13)
9 - نفي طاغوت و ايستادگي در مقابل ستم‏:
انساني که فقط خداوند را عبادت نمايد در مقابل او سر تعظيم و تسليم فرود آورد، هر چه غير خداوند است، براي او حقير و کوچک مي‏شود و کسي نمي‏تواند با ظلم و ستم بر او چيره شود. و در مقابل گردنکشان و ظالمان سر تسليم فرود نمي‏آورد و با طاغوت کنار نمي‏آيد. خداوند اين مسئله را يکي از اهداف بعثت پيامبر(ص) دانسته است: «و در ميان هر امتي، پيامبري را مبعوث کرديم تا خداوند را عبادت نماييد و از طاغوت (هر چه در مقابل خدا است) پرهيز کنيد. (14)

حال بعد از بيان آثار و بركات نماز مي گوييم:
اينكه در سوال بيان داشته ايد كه برخي از روي ترس و برخي ديگر از روي بي ميلي و ... نماز مي خوانند، سخني درست و غير قابل انكار است؛ اما نكته آن است که اولاً:
آيا به صرف آنكه برخي در مسئله نماز اينگونه برخورد مي كنند، ديگران بايد آن همه آثار و بركات نما ز را رها كرده و يا اساساً خداوند نماز را واجب نكند كه اگر اين گونه باشد بايد تمام قوانين عادي بشر تعطيل شود؛ چرا كه به هر حال در اين ميان برخي از روي ترس يا بي ميلي با آن برخورد مي كنند يا بر اساس اين منطق بسياري از دستوراتي كه پدر به فرزند خود مي دهد بايد تعطيل شود؛ چرا كه فرزند اكثراً از روي ترس يا بي ميلي انجام مي دهد و ثانياً:
بر فرض که انجام عبادتي مثل نماز از روي ترس باشد؛ اما وقتي که خداوند در نماز با ترس نيز آثار و برکاتي قرار داده است ما به عنوان بنده چه اصراري بر آن داريم که نماز را تعطيل کرده و نخوانيم ؟!
به علاوه آنكه بي ميلي و سبك شمردن نماز از سوي برخي ، به معناي انكار و ناديده گرفتن آثار و بركات آن نيست تا بگوييم حال كه آن ها از روي بي ميلي نماز مي خوانند، پس نماز تعطيل شود .
اما اين كه در ادامه به گناه ديگران بعد از نماز اشاره كرده و بيان داشته ايد چرا دين بر نماز تاكيد كرده و حال آن كه بسياري بعد نماز گناهان متعدد انجام مي دهند ؟ بايد گفت:
اولاً :
با بيانات قبلي معلوم شد كه خود نماز از بسياري از گناهان جلوگيري مي كند.
ثانياً:
ما هيچ گاه منکر آثار گناه و تبعات آن نيستيم؛ اما از آن طرف نماز نيز داراي آثار واقعي متعددي است. حال نمي توان به بهانه گناه و آثار آن از آثار نماز غافل شد.

پي‌نوشت‏ها:
1. نهج البلاغه، کلمات قصار، جمله 136، با اقتباس از: تفسير نمونه، ج 16، ص 292.
2. طه(20) آيه 14.
3. تفسير نمونه، ج 16، ص 289.
4. رعد(13) آيه 28.
5. عنکبوت (29) آيه 45.
6. تفسير نمونه، ج 16، ص 284.
7. همان، ص 290.
8. وسايل الشيعه، ج 3، ص 7.
9. تفسير نمونه، ج 16، ص 290 - 291.
10. نهج البلاغه، کلمات قصار 252.
11. جمعه (62) آيه‏ 9، تفسير نمونه، ج 24، ص 125 به بعد.
13. وسايل الشيعه، ج 5، ص 7.
14. نحل (16) آيه 36.

پرسش 2:
آيا واقعا خداوند به نماز ما محتاج است ؟ مگر خداوند نگفته است من از حق خود در آخرت مي گذرم، ولي از حق الناس نمي گذرم.پس فكر نمي كنيد كه مي شود نماز نخواند و يا روزه و...... را انجام نداد.؟؟

پاسخ:

پاسخ در دو محور ارايه مي شود
الف) در ابتدا بايد گفت که :
پرستش و نماز در واقع نياز مخلوق است ، نه خالق . مخلوق است که در مقابل موجود با عظمت لب به ستايش باز مي کند و براي رسيدن به کمال انساني به پرستش خداي بزرگ مي پردازد ، نه پرستش نفس اماره و بتي که خود ساخته يا شيطاني که به او فرمان مي دهد. پرستش به معناي پيروي است و هيچ انساني نيست که پرستش نکند ،
به لحاظ تحليل عقلاني نماز و عبادت و پرستش خدا بالاترين مقام آدمي است. اگر انسان خدا را بايد پرستش کند، براي آن است که مي‌خواهد به مقام برتر برسد. خضوع در پيشگاه خدا به خاطر کمال متعالي اوست.خضوع موجودي در برابر موجود ديگر، در واقع خضوع نقص در پيشگاه کمال و تواضع ناقص در برابر کامل است. آن کمال يا از سنخ جمال است که نفس انسان خاضع به سوي آن جذب مي‌شود و مي‌خواهد خود را به آن نزديک کند و رنگي از آن جمال بگيرد، يا از سنخ جلال است که عقل در برابر آن جلال و عظمت مؤدبانه خاضع و قلب در پيشگاه او خاشع است.
از آن جا که مبدأ جمال و جلال حق تعالى است و در هر جاي ديگر نمونه‌‌اي از آن ديده شود، جلوه و مظهري از اسماي جمال و جلال الهي است.
اگر در ماهيت و شکل نماز دقت شود ، مي بينيم که نماز بهترين شيوه اظهار بندگي است . مجموعه اجزا و حرکات آن تجلي تواضع و تسليم در برابر خداوند است . در عين حال گراميداشت جايگاه انسان و قدرت و توان او نيز در اين تکليف مورد توجه قرار گرفته است .
نماز نماد تسليم و عبوديت در برابر خداوند است . اگر قرار باشد که هر انساني طبق خواسته خود عمل نمايد و آن را به جا بياورد، نه آن چيزي که خداوند از او خواسته ، ديگر بندگي خداوند نمي شود، بلکه بندگي خود و عمل طبق خواسته خود است. اميرمومنان (ع) در روايتي پس از بيان اينکه معناي اسلام را تسليم شدن در مقابل پروردگار مي داند که نشان تسليم در عمل آشکار مي شود، مي فرمايد:
مومن، بناي دين خود را بر اساس رأي و نظر شخصي نمي گذارد، بلکه بر آنچه از پروردگارش رسيده ، بنيان مي نهد.(1)
شايد يکي از رموز خواندن نماز ، بعد از قرن ها اين است که در نتيجه آن ماهيت و روح کلي و ساختار اساسي خود دين هم در پرتو آن زنده و پا برجا باقي مي ماند ؛ در حالي در اديان ديگر ما چنين عمل معيني را نمي بينيم . به همين خاطر آن روح کلي اديان ديگر و ساختار اصلي به مرور زمان از دست رفته است .
هشام بن حکم از امام صادق (ع) پرسيد: چرا نماز واجب شد، در حالي که هم وقت مي گيرد و هم انسان را به زحمت مي اندازد؟ امام فرمود: «پيامبراني آمدند و مردم را به آيين خود دعوت نمودند. عده اي هم دين آنان را پذيرفتند، امّا با مرگ آن پيامبران، نام و دين و ياد آن‌ها از ميان رفت. خداوند اراده فرمود که اسلام و نام پيامبر اسلام (ص) زنده بماند و اين از طريق نماز امکان پذير است». (2)
قرآن کريم به صراحت اعلام مي نمايد که نماز مانعي در برابر انجام فحشا و منکر است . (3)
ب) در باره فراز دوم پرسش بايد گفت :
نمي‌دانيم واقعاً چند درصد از مردم يا جوانان اين گونه فکر مي‌کنند که نوشتيد؟ اما اگر واقعاً چنين فکري وجود داشته باشد، به خاطر برداشت نادرست از سخني است که نقل کرده‌ايد.
اين سخن به طور صريح در کلام الهي نيامده، اما مضمون سخناني است که از طرف خداوند نازل شده يا پيامبر و ائمه نقل کرده‌اند.
اما باز تأکيد مي‌کنيم که نبايد برداشت نادرست از آن شود. جان و مال و آبروي مردم نزد خدا و در شريعت اسلام، بسيار مهم است و رعايت و پاسداري از آن از مهم‌ترين واجبات و حدود الهي است و خلاصي از آن تنها به جلب رضايت صاحبان حق و بخشش خداوند بستگي دارد. اما در قرآن و روايات معتبر اسلامي نيامده است که هراس‌ها و دغدعه‌هاي روز حسابرسي قيامت همه‌اش مربوط به «حق‌الناس» است و خداوند از گناهاني که مربوط به «حق الله» است، بدون توبه مي‌گذرد.
چگونه مي‌توان چنين چيزي را گفت، در حالي که بعد از عقيده و شهادت به «وحدانيت خدا» و نبوت و رسالت پيامبران و ساير اصول اعتقادي، هيچ موضوعي به اندازة نماز و زکات و انفاق مال و جان در راه خدا اهميت ندارد؟!
امام باقر (ع) مي‌فرمايد: «ريشه و اساس اسلام نماز است و زکات و انفاق مال در راه خدا به منزلة تنه و ساقه و شاخة درخت اسلام است». (4)
در روايات معتبر زيادي آمده است که ارکان اساسي اسلام (بعد از اصول عقايد) پنج چيز است: نماز، زکات، روزه، حج و پيروي از ولايت امامان معصوم (ع). (5)
آيا نماز بزرگ‌ترين «حق الله» نيست که پيامبر اکرم (ص) و آله فرموده است: «مراقب و مواظب نمازهاي پنج‌گانه باشيد (آن را در وقت خود با رعايت تمامي حدود و شرايطش به جاي آوريد؛ زيرا خدا در روز قيامت و حتي بندگانش را مي‌خواند، نخستين چيزي که از آنان مي‌پرسد، نماز است. اگر آن را کامل انجام دهد و مقبول درگاه خدا گردد (اميد نجاتش هست) و اگر نه،‌ او را به آتش مي‌افکند». (6)
آيا اين جمله که مي‌فرمايد: «فأوّل شيء يسألُ عنه الصلوة فإن جاء بها تامّاً» و بعد مي‌فرمايد: «وإلاّ زحّ في النار و گرنه در آتش جهنم افکنده مي‌شود» دليل بر ناتمام و نادرست بودن آن سخن نيست؟
و در حديث ديگري امام صادق (ع) آمده است:
«اوّلُ ما يحاسَبُ به العبدُ الصلوة؛ فإذا قُبِلَتْ منه، قُبِل سائرُ عَملهِ، وإذا رُدّت عليهِ رُدّ عيه سائرُ عملِه؛ (7) نخستين چيزي که از بنده حساب مي‌کنند و مي‌پرسند، نماز است. اگر از او قبول شود، بقية کارها و اعمالش نيز پذيرفته مي‌شود. اگر نمازش مردود گشت ساير اعمال او نيز پذيرفته نيست».
بخشش خدا بي‌حساب نيست، بلکه مشروط به توبه انسان است. توبه به اين معنا است که گذشته جبران شود، يعني اگر کسي نماز نخوانده است آن را قضا کند. همين امر کافي است که انسان نسبت به انجام واجبات کوتاهي نکند. گفتني است که در قرآن کريم به صراحت در باره افراد ي که نماز نمي خوانند ويا حق الله ديگر بر گردن داردنند فرمود: «کلّ نفس بما کسبت رهينة، الا اصحاب اليمين، في جنات يتسائلون عن المجرمين، ما سلککم في سقر، قالوا لم نک من المصلّين و لم نک نطعم المسکين و کنا نخوض مع الخائضين و کنا نکذب بيوم الدين، حتي اتينا اليقين فما تنفعهم شفاعة الشافعين؛ (8) هر کسي در گرو دستاورد خويش است، به جز ياران دست راست؛ در ميان باغ‏ها، از يکديگر درباره مجرمان مي‏پرسند: «چه چيزي شما را در آتش(سقر) در آورد؟» گويند: «از نمازگزاران نبوديم، و بينوايان را غذا نمي‏داديم، با هرزه‏ درايان هرزه درايي مي‏کرديم و روز جزا را دروغ مي‏شمرديم، تا مرگ ما در رسيد» و شفاعت شفاعت‏گران آنان را سود نبخشد».
در اين آيه به صراحت فرمود: عدم اقامه نماز، انفاق نکردن، هرزه گويي، دنياگرايي و تکذيب روز قيامت، موجب آتش دوزخ است . (9)
در باره فراز پاياني پرسش بايد گفت :
گرچه به لحاظ تکويني مي تواند نماز و يا ساير عبادات را ترک نمود؛ ولي به لحاظ تشريعي هرگز چنين اجازه ي داده نشده و کيفر تارک نماز و ساير تکاليف همان است که اشاره شد .

پي­نوشت­ها:
1. شيخ عباس سفينه الجار، ج4، ص233، ماده سلم. نشر دار الاسوه للطباعه و النشر ، 1422 ق .
2 صدوق علل الشرايع، ج 2، ص 10. نشر دار الحجت للثقافه ، بيروت ، 1421 ق.
3. عنکبوت (29) آية 45.
4. محمد بن يعقوب کليني اصول کافي، ج 2، ص 24. نشر دار الاکتب الاسلاميه تهران 1388 ق.
5. اصول کافي، ج 2، ص 18 ـ 24. پيشين.
6. محمد باقر مجلسي بحار، ج 10، ص 369. نشر دارالاحيا التراث العربي بيروت 1403ق.
7. فيض کاشاني محجة البيضاء، ج 1، ص 339.نشر مکتبيه صدوق تهران 1240 ش.
8. مدّثر (74)آيه 38 - 48 .
9. ر. ک: علامه طبا طبايي الميزان، ج 1، ص 169 - 171. نشر جامعه مدرسين قم بي تا با ترجمه سيد محمد باقر موسوي.

پرسش 3:
در مجلس عزاداري روحاني ميگفت:(اگر كسي براي امام حسين (عليه السلام) قطرهاي اشك و يا حتي حالت گريه را بگيرد آتش جهنم بر او حرام است ، فكر نمي كنيد كه ممكن است مردم هزاران گناه انجام دهند وبعد با قطرهاي اشك ، تمام آن ها را از بين ببرند.؟؟ 6)يا در ايام محرم اگر هنگامي كه آب مي نوشيد بگوئيد سلام بر لب تشنه حسين (عليه السلام)100 هزار تا از گناه هان كم و100 هزار ثواب براي شما نوشته مي شود ، آيا ممكن نيست كافري با همين كارها خود را بهشتي مي كنند ؟ 7) يا مثلا كافر با بعضي از انجام دادن كارهاي كه در دين آمده است وما عمل نمي كنيم و آن ها عمل مي كنند آيا مي توان خود را مسلمان نام گذاري كرد يا ماادم ها تنبل هستيم ؟
پاسخ:

در ابتدا بايد اشاره شود که بر اساس آموزه هاي قرآن حسنات سبب رفع گناهان مي شود ؛ لذا فرمود: «ان الحسنات يذهبن السيات »؛(1) برابر اين اصل قراني معلوم مي شود که ممکن است برخي از کارهاي نيک به اندازه ي ارزشمند باشد که آثار گناه را از بين بر دارد و گريه براي امام حسين اگر طبق شرايط لازم که اشاره خواهد شد ممکن است از همين قبيل باشد؛ لذا :
از رواياتي که در مورد ثواب گريه بر مصيبت امام حسين عليه السلام وارد شده است، استفاده مي شود که: خداوند همه گناهان ( کبيره يا صغيره ) گريه کننده بر مظلوميت امام حسين عليه السلام را مي بخشد. (2) زيرا گريه بر آن حضرت جزء حسناتي است که سبب از بين رفتن سيئات مي گردد .
لکن لازم است به چند نکته در اين مورد توجه شود که عبارتند از :
1. طبيعي است که هر چه انگيزه فرد عزادار بلند مرتبه تر باشد، ثواب بيش تري دارد. ثواب کسي که فقط بر مظلوميت اباعبدالله مي گريد، با ثواب کسي که علاوه بر آن، بر محروميت خود از همراهي با اين قافله هم مي گريد و بر اين که چرا با اين قافله همراه نبود و توفيق جان فشاني نداشت، اشک مي ريزد و در اين عزا و گريه از خدا توفيق همرنگي و همراهي و همگامي در تحقق هدف هاي مقدس آن امام مظلوم را مي طلبد، به طور طبيعي همسان نيست و ثواب فرد دوم به مراتب بالاتر است؛ ولي همان گريه تنها بر مظلوميت آن عزيز، نهال عشق است که در عمق جان کاشته مي شود و با اشک چشم آبياري مي گردد و تناور مي شود . در نتيجه عشق، عمق و ريشه پيدا مي کند ، و هم رنگي و همراهي را در پي خواهد داشت .
2. بخشيدن گناه و يا واجب شدن بهشت بر کسي که در عزاي آن امام گريه کند ، بدون شرايط نيست؛ بلکه کساني از اين امور فيض و بهره کامل مي گيرند که تقوي داشته باشند. چون قرآن کريم مي فرمايد: «انما يتقبل الله من المتقين؛ (3) خداوند فقط از پرهيزکاران مي پذيرد»، يعني کسي که تقوي نداشته باشد عمل خير او فضيلت و نتيجه عالي نخواهد داشت.
بنا بر اين اثر مطلوب گريه وقتي حاصل خواهد شد که بدون عذر شرعي هرگز واجبي تر ک نشود و يا کاري حرام انجام نگردد . و اگر به هر دليلي گناه و کوتاهي اي صورت بگيرد، به درگاه الهي توبه شود.
3. پرواز محبان اهل بيت عليهم السلام به سرمنزل عشق و محبت به معصومين با دو بال ميسر است:
الف : عامل احساس محبت و عاطفه؛
ب : عامل شناخت و آگاهي.
شيعيان به هر دو عامل و هر دو بال نياز دارند، يعني عشق بدون شناخت و عاطفة بدون آگاهي چندان مفيد نسيت . شناخت بدون عشق و محبت نيز کارساز نخواهد بود . هر يک از اين دو عامل در ديگري توليد اثر مي کند.
پس نبايد از اين دو عامل غفلت کرد. خصوصاً عامل شناخت و آگاهي؛ زيرا سوز و گداز و اشک و گريه شيعيان در مصائب اهل بيت و خصوصاً مصائب سيد الشهدا با الطاف خداوندي و استمداد از روح سالار شهيدان در ما علاقمندان به ابا عبدالله بسيار است؛ اما مراتب آگاهي و شناخت ما نسبت به اهداف آن بزرگوار و چگونگي پيدايش انقلاب عاشورا کم است ، لازم است گريه ها را با شناخت و عمل به دستورات و خواسته هاي آن حضرت بياميزيم .
جهت روشن تر شدن مطلب، به کلام نوراني امام باقر عليه السلام و پيام آن حضرت به شيعيان ، تبرک مي جوييم که به جابر مي فرمايد:
«يَا جَابِرُ بَلِّغْ شِيعَتِي عَنِّي السَّلَامَ وَ أَعْلِمْهُمْ أَنَّهُ لَا قَرَابَةَ بَيْنَنَا وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ لَا يُتَقَرَّبُ إِلَيْهِ إِلَّا بِالطَّاعَةِ لَهُ يَا جَابِرُ مَنْ أَطَاعَ اللَّهَ وَ أَحَبَّنَا فَهُوَ وَلِيُّنَا وَ مَنْ عَصَى اللَّهَ لَمْ يَنْفَعْهُ حُبُّنَا ؛ (4) اى جابر! سلام مرا به شيعيان برسان و به آن ها اعلام کن که هيچ گونه قرابت و خويشاوندى بين ما و خدا نيست . فقط با طاعت و بندگى به درگاه الهى تقرب جسته مى‏شود. اى جابر! هر کس اطاعت خدا را کند و - همراه آن - به ما محبت ورزد ، دوست ما است . هر کس معصيت خدا را کند ، تنها محبت ما برايش سودي ندارد».
حضرت على عليه السلام مى‏فرمايند:
«أَنَا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَعِي عِتْرَتِي عَلَى الْحَوْضِ فَمَنْ أَرَادَنَا فَلْيَأْخُذْ بِقَوْلِنَا وَ لْيَعْمَلْ بِعَمَلِنَا ؛(5) من با رسول الله (ص) هستم و در حالى که عترت با من هستند بر حوض [کوثر ]اشراف داريم. پس هر کس ما را مى‏خواهد، هم بايد گفتار ما را بگيرد و هم عمل ما را عمل کند...».
بنا بر اين اين حب اهل بيت (ع) بايد در عمل ظاهر شود.
4. اشک ريختن نوعي بيعت و امضا کردن پيمان و قرارداد دوستي با سيد الشّهدا، نيز ابراز انزجار و تنفّر از قاتلان آن حضرت است. هم چنين نشانه پيوند قلبي با اهل بيت و سيدالشّهدا (ع) است. اشک، دل را سيراب مي‏کند، عطش روح را برطرف مي‏سازد، و نتيجه آن، محبتي است که نسبت به اهل بيت حاصل مي‏شود. نيز نشانه همدلي و هماهنگي روحي با ائمه اطهار است. قلبي که مهر حسين (ع) داشته باشد، بي شک به ياد مظلوميت و شهادت او مي‏­گريد.
در حال گريه و رقت و هيجان، انسان بيش از هر حالت ديگر خود را به محبوبي که براي او مي‏گريد نزديک مي‏بيند، در حقيقت در آن حال است که خود را با او يکسان مي‏بيند . گريه بيشتر از خود بيرون‏ آمدن و خويش را فراموش کردن و با محبوب يکي شدن است . به تعبير شهيد مطهري: «گريه بر شهيد، شرکت در حماسه او و هماهنگي با روح وي و موافقت با نشاط و حرکت او است». (6)
5. گريه و انسان‏سازي:
از آن جا که در فرهنگ شيعي، عزاداري بايد از سر معرفت و شناخت باشد؛ هم‏دردي با آن عزيزان، يادآوري فضايل، مناقب و آرمان‏هاي آنان است و بدين شکل، آدمي را به سمت الگوگيري و الگوپذيري از آنان سوق مي‏دهد.
فردي که با معرفت در مجالس عزاداري، شرکت مي‌کند، شعور و شور و شناخت و عاطفه را در هم مي‏ آميزد و در پرتو آن، انگيزه‏اي قوي در او پديدار مي­گردد و هنگام خروج از مراسم عزاداري، مانند: دوستداري مي‏شود که با روح معشوق پيوند برقرار کرده، فعّال و شتابان به دنبال پياده کردن اوصاف محبوب در وجود خويشتن است. اشکي که بيانگر پيوند عاطفي و رابطه مکتبي و اتصال روحي با راه و فکر و خطّ سيّد الشهدا است، حتماً زمينه ساز پرهيز از گناه مي‏گردد.
بنا بر اين گريه بر امام حسين (ع) سبب مي شود که انسان به مکتب و آرمان و اهداف آن حضرت نزديک شود ، و تلاش کند که ديگر گناه کند و اگر احيانا بر اثر غفلت و فراموشي و يا به هر دليل ديگر گناهي را مرتکب شد ، و از کاروان محبان و عاشقان آن حضرت عقب افتاد، زود با توبه به کاروان محبوب و معشوق مي پيوندد . و با شفاعت آن حضرت قطعا توبه اش پذيرفته مي شود و همه گناهانش بخشيده مي شود . با توجه به اين تحليل هيچ کدام از پيآمد هاي مطرح در پرسش درباب گريه بر امام حسين پيش نخواهد آمد و کساني که با شرايط ياد شده بر آن امام مظلوم بگريند به نتيجه هايي که در روايات آمده خواهند رسيد. ولي کساني که شرايط لازم گريه و عزاداري نکنند نظير موارد مطرح در پرسش عمل شان برکات گريه بر امام را ندارد و نتيجه نخواهد داشت .
پي نوشت ها:

1. هود (11) ، آيه 114.
2. صدوق امالي ، مجلس17، ص73 ، نشر کتاب فروشي اسلاميه تهران 1380 ش.
3. مائده ( 5) ، آيه 27.
4. العلامه المجلسي، بحار الانوار، الناشر: مؤسسه الوفاء، بيروت، لبنان، سنه النشر: 1404 ه.ق ، ج 68 ، ص 179.
5. محمد باقر، مجلسي ، بحار الانوار ، ج 10 ، ص 102. نشر پيشين.
6. شهيد مرتضي مطهري، قيام و انقلاب مهدي ، ص 124. نشر صدرا 1378 ش.