با سلام خدمت شما.
هرچند ممکنه سوالی رو که مطرح میکنم شبیه بسیاری از سوالات دوستان خوبم باشه اما دوست دارم خودم جواب سوالم رو مستقیم بگیرم.
من دانشجوی سال دوم مهندسی عمران هستم و مدتی است که تصمیم گرفتم که برای ازدواج اقدام کنم.اما در این بین مشکلاتی دارم که هرچند به یکی از همکلاسیهایم علاقه مند هستم،اما از این کار بیم دارم و کمی مردد هستم.
یکی از دلایل اصلی من برای ازدواج اینه که من احساس کمبود محبت میکنم چرا که در خانه از طرف پدرم به شدت تحت فشار روحی و عاطفی هستم،لذا فکر میکنم که این دلیل،دلیل مناسبی برای ازدواج نیست.در ضمن من هنوز شغل و درآمدی هم ندارم.(البته پدر و مادرم با ازدواج من مخالف نیستند)
دختری هم که بهش علاقه مند شدم از لحاظ مذهبی و اقتصادی و خانوادگی و...تفاوتی با هم نداریم،اما من هنوز جرات این رو پیدا نکردم که این موضوع رو مطرح کنم.(خیلی از وقتها فکر کردم که برای جبران این محبت،با دختری رابطه ی عاطفی برقرار کنم،اما اصلا از این کار خوشم نمیاد)
لطفا راهنماییم کنید
با تشکر فراوان...
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
بسیار جای شکر دارد که خودتان صادقانه با مسایل مربوط به خود برخورد میکنید و این رفتار باعث میشود تا از شکست خوردن دور بمانید. آنچه نوشته اید بر فرض این که دقیقاً همانگونه رخ داده باشد و صرف یک تصور نباشد، میتواند واقعاً مانعی برای یک ازدواج مناسب و مطلوب قلمداد گردد. هنگامی که افراد به منظور جبران کردن خلاءهای عاطفی که در خانواده پدری داشته اند به سمت ازدواج میروند، با یک نقص عمده روبرو هستند و آن اینکه آماده همسری کردن برای یک فرد دیگر را ندارند و صرفاً آمده اند تا محبتی دیافت نمایند و نه آنکه چیزی به دیگری ببخشند. در واقع، احتمالاً در یک وضعیت وخیم، که البته شامل همه موارد نمی شود، چیزی برای اعطا کردن به دیگری ندارند و حوصله هم ندارند که برای دیگری وقت صرف کنند؛ چون نیازمند تر از ان هستند که بتوانند به دیگران رسیدگی کنند. در نتیجه توصیه ما به این دسته از افراد ان است که با مراجعه به مشاور و برخوردار شدن از یک روحیه مناسب، اقدام به ازدواج کنند. فردی که احساس کمبود محبت می کند در زندگی مشترک هر چند که علاقه به محبت کردن هم داشته باشد، این باعث نمیشود تا بتواند آن کار را انجام دهد.
اما در خصوص شغل و درآمد وضع متفاوت است و نمیتوان از آنها به عنوان یک مانع بزرگ و عمده یاد کرد. هر فرد در آغاز زندگی مشترک خود احتمالاً با موانعی روبرو بوده است و به تدریج برطرف شده است؛ البته اگر فرد جوهره کار کردن و فعالیت را داشته است. اشتغال و درآمد هم به تدریج به سمت تثبیت شدن میرود. اما به هر حال تدبیر کردن و رفتار عاقلانه شرط است و نباید از آن غافل ماند. در این خصوص باید با تدبیر و ضمن فراهم نمودن تدریجی مقدمات از خداوند متعال نیز استمداد نمود. در غالب موارد ما نمیتوانیم با محاسباتی که صرفاً بر پایه مادیات بنا شدهاند به بررسی وضعیت زندگی خود بپردازیم و هیچ یک از ما نمی تواند انکار کند که تا چه اندازه شاهد الطاف خداوند بوده است. همانگونه که در قرآن وعده داده است که از محلی که قابل محاسبه نیست به شما روزی خواهیم داد.
اینکه می گویید پدر ومادرتان با ازدواج شما مخالف نیستند، کاملاً مطلوب است، چون تا اندازه آی میتوانید روی کمک آنها حساب نمایید و تا زمانی که به استقلال کامل برسید، مشکلات را پشت سر بگذارید. البته این را هم باید در نظر داشته باید که گاهی ضرورتی در بین نیست تا شما در همان سال نخست و بلافاصله پس از عقد، وارد زندگی مشتر شوید و مدتی میتواند بین این دو وضعیت فاصله وجود داشته باشد تا شما به یک سامان در امور خودتان دست یابید. در خصوص مطرح نمودن این مسایل با پدر و مادر هم باید بدانید که در ابتدا دشوار است و احتمالاً بیشتر افراد بابت آن خجالت میکشند. در این صورت چنانچه صلاح مي دانيد با همكاري يكي از برادران، خواهران يا افراد فاميل به اين كار مبادرت نماييد.
در خصوص برقراری ارتباط با یک دختر پیش از ازدواج ، آن هم به منظور برطرف نمودن خلاءهای عاطفی خودتان، باید بگویم که صرف نظر از آن که خوشتان نمیاید، باید بدانیم که این می تواند منجر به وخامت حال شما گردد و صرفاً ممکن است شما را به طور موقت به خود مشغول ساخته و شما را وضعیت خودتان غافل سازد و به این ترتیب تجربة خوبی داشته بشید. امام بی تردید موانعی که این رفتار نابهنجار دارد و پیامدهای آتی آن میتواند شما را با وضعی وخیم روبرو سازد. از این رو بهتر است از این روش صرفنظر نمایید؛ مضاف بر آنکه همه ما باید نسبت به یکدیگر مسؤول بمانیم. ما ممکن است بتوانیم حدود رفتار خودمان را تعیین و آن را کنترل نماییم؛ اما چه تضمینی وجود دارد که دختری که با او رابطه برقرار کردیم به تدریج به بیراهه نرود و در این صورت ما به عنوان یک سرآغاز مورد بازخواست قرار خواهیم گرفت. در نتيجه بايد نسبت به سرنوشت خودتان و ديگران همچنان مسؤول باقي بمانيد و از روش های مناسب دیگر مانند تعاملات مناسب اجتماعی با هم جنس و حل تدریجی مسأله ارتباطی خودتان با پدر و مادر صرفا به خاطر جبران احساس کمبود ازدواج نکنید.
موفق باشید.






