سلام؛
آيا اين نظر درست است ؟
براي ما فارسي زبانان كه تسلط ناچيزي هم بر زبان عربي نداريم آيا خواندن ترجمه فارسي قرآن ارزش و ثواب بيشتري از تلاوت عربي آن ندارد ؟ چون خود قرآن مي فرمايد: ما شفا و رحمتيم براي اهل عمل، خذلان و گرفتاري زياد مي کنيم براي کساني که اهل عمل نيستند.يعني فلسفه نزول قرآن عمل به دستوراتش براي رستگاريست. درست است ؟ وقتي در ماه رمضان روزي يك ساعت وقت صرف كنيم يك جزء عربي بخوانيم و هيچ نفهميم چطور عمل نماييم ؟ سي جزء قرآن را خوانده ايم اما نفهميديم حتي يك آيه اش چه مي خواهد بگويد . مگر همين نميشود كه خدا و قرآن خدا هم لعنتمان مي کند.
ممنون
پاسخ:
@@@@پرسشگر گرامي با عرض سلام و سپاس به خاطر ارتباطتان با اين مركز
خواندن قرآن و حتی نگاه کردن به خط آن ثواب دارد. اما تدبّر در قرآن و فهمیدن معانی و به کار بردن آن در زندگی ارزش و اهمیت بیش تری دارد. بنابر این خواندن قرآن به زبان فارسی به این معنا که انسان ترجمه آن را بخواند، نه تنها اشکال ندارد ، بلکه چه بسا در موادی ترجیح دارد. اینکه انسان معنای آیات قرآن را به خوبی درک کند تا بتواند هر چه بهتر و بیش تر از آن برای بهتر زیستن بهره گیرد ، بسیار شایسته و ارزشمند است.
هدف اساسی نزول آیات برای همین است . اگر بر قرائت قرآن تاکید شده ،برای رسیدن به فهم آیات و به کار گیری آن در زندگی است.
اما اینکه توصیه به قرائت الفاظ قرآن به صورتی عربی شده و تاکید در مورد نماز بیش تر و در حد وجوب است ، میتواند دلائل مختلفی داشته باشد که به برخی اشاره میکنیم:
اولاً: تعبدی و توفیقی بودن خواندن قرآن و نماز به لفظ عربی،
شریعت اسلام دستور به عربی خواندن نماز و قرآن را داده است، گرچه انسان میتواند ترجمه قرآن مجید را مطالعه نماید و از ثواب آن بهره مند شود، اما به جای تلاوت عربی قرار نمیگیرد؛ زیرا قرآن الفاظی است که از جانب خدا و به وسیله جبرئیل و به زبان عربی بر پیامبر (ص) نازل شده است.
دوم: ایجاد زبانی مشترک میان همه پیروان اسلام و در واقع فراهم سازی وحدت و پیوند بین المللی دینی .
سوم: روح و محتوای هر پیام و سخنی در قالب زبان خاصی که در آن ریخته شده، عمیق تر و درک میشود تا زمانی که به زبانهای دیگر برگردانده شود. قرآن که دارای مضامین بسیار بلند و عالی است، هرگز قابل ترجمه دقیق و کامل، زبان دیگری نیست. شاید بتوان گفت که اکثر ترجمههای قرآن نارسا و حتی در برخی موارد ، اشتباه میباشد. به عنوان مثال از سوره حمد نام میبریم که هیچ ترجمهای که بتواند تمام مفاهیم آن را به زبان دیگر بیان کند، نیست. حتی تنها کلمه الله، هیچ معادلی در زبان دیگر ندارد و کلمه خدا در زبان فارسی معادل معنای الله نمیباشد.
چهارم: زبان عربی، زبانی است که توان تحمل بار معانی قرآن را دارد.
یکی از راه هایی که شیطان برای دور کردن مؤمنان از قرآن به کار می گیرد، وسوسه ای است که در قلب آنان می اندازد که خواندن قرآن که عربی است و ما مفهوم آیات را متوجه نمی شویم، چه فایده دارد. امام خمینی در جواب این توهم اشتباه می گوید:
".فرزندم! با قرآن اين بزرگ كتاب معرفت آشنا شو، اگر چه با قرائت آن؛ و راهى از آن به سوى محبوب باز كن و تصوّر نكن كه قرائت بدون معرفت اثرى ندارد كه اين وسوسه شيطان است. آخر، اين كتاب از طرف محبوب است براى تو و براى همه كس، و نامه محبوبْ محبوب است اگر چه عاشق و محبّ مفاد آن را نداند و با اين انگيزه حبّ محبوب كه كمال مطلوب است، به سراغت آيد و شايد دستت گيرد. ما اگر در تمام لحظات عمر به شكرانه اين كه قرآن كتاب ما است، به سجده رويم، از عهده برنيامدهايم."(1)
اما این بدان معنا نیست که فقط به تلاوت بدون فهم اکتفا کنی ، بلکه به ترجمه آیات هم مراجعه کن. مفهوم را هم دریاب . در مفهوم تامل و تفکر کن . سعی کن زبان عربی را به حدی یاد بگیری که با تلاوت قرآن، مضمون آن را هم حداقل در حد ترجمه دریابی.
در خواندن و روخوانی قرآن هم سعی کن که درست خواندن را فرا بگیری . حالا در تلاوت قرآن اگر هم ناخواسته و بدون توجه اشتباه بخوانی، منعی ندارد ،زیرا عمد نیست . نباید به جهت امکان این اشتباهات غیر عمدی خودمان را از آن فیض عظیم محروم کنیم.
خلاصه هم به خواندن قرآن بها دهیم و هم به خواندن ترجمه و هم به یادگیری ترجمه و... هیچ کدام ما را از دیگری باز ندارد.
اگر هم ساعتی بخواهیم فقط با خواندن ترجمه، پیام های بیش تری از قرآن در یابیم و استفاده بیش تر ببریم، هیچ منعی ندارد. خواندن متن قرآن، ترجمه اش، نگاه کردن به سطرهایش، یادگیری تلاوت و ترجمه و تفسیرش و... همه عبادت است و همگی ارزشمند هستند.
البته فراموش نکنیم که عربی کلام خدا و فارسی ترجمه ماست . پس یقینا آثار معنوی عربی بیش تر از فارسی است اما برای اینکه جمع کرده باشیم بین کسب برکات و متوجه شدن مفاهیم آن ، سعی کنیم هم عربی و هم ترجمه و تفسیر آن را بخوانیم.
دین ما دعوت به کیفیت می کند تا به کمیت . از این رو به جای قرائت از عربی و یا فارسی، سعی کنیم مقدار کم تری بخوانیم. اما همراه با ترجمه و یا تفسیر .
پی نوشت :
1. صحیفه امام،ج16، ص211.






