چرا در قران قلوب و ابصار جمع امده و سمع مفرد؟
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
«خَتَمَ اللَّهُ عَلىَ قُلُوبِهِمْ وَ عَلىَ سَمْعِهِمْ وَ عَلىَ أَبْصَرِهِمْ غِشَاوَةٌ وَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيم؛
خدا بر دل ها و گوش هاى آنان مهر نهاده و بر چشم هاي شان پردهاى افكنده شده و عذاب بزرگى در انتظار آن هاست».
در بسیارى از آیات قرآن مانند آیه فوق ، قلب و بصر به صورت جمع( قلوب و ابصار) آمده ، ولى" سمع" همه جا در قرآن به صورت مفرد ذکر شده است،
علامه طباطبایی در این که قلب به صورت جمع آمده است می فرماید:
منظور از قلب آن عضو صنوبری در انسان نیست، بلکه قوه درک و شهود انسان است. مراد از آن چیزى است که انسان با آن اشیا را درک مىکند و آن نفس انسان است .(1)
پس منظور قلب ظاهری در شکم نیست که مفرد بیاید، بلکه مدرکات و مشهودات انسانی است که آن ها هم بسیارند. پس جمع آمده است .
در ضمن تنوع ادراکات قلبی(قلوب) و مشاهدات با چشم(ابصار) نسبت به شنیده ها بیش تر است . به خاطر این تفاوت، قلوب و ابصار به صورت جمع ذکر شده ، ولی " سمع" به صورت مفرد آمده است. در فیزیک جدید هم آمده که امواج صوتی قابل استماع تعداد نسبتا محدودوی است و از چندین ده هزار تجاوز نمی کند. در حالی که امواج نورها و رنگ هایی که قابل دیدن هستند، از میلیون ها می گذرد .(2)
-کلمه " سمع " گاهی به عنوان اسم جمع به کار می رود، در حالی که در اسم جمع معنی جمع قرار دارد و نیازی به جمع بستن ندارد .
- " سمع " هم می تواند معنی مصدری داشته باشد و حال آن که مصدر دلالت بر کم و زیاد هر دو می کند و نیازی به جمع بستن ندارد .(3)
پی نوشت ها:
1.علامه طباطبایی، تفسیر المیزان ، ترجمه موسوى همدانى ،دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسين حوزه علميه قم، چاپ قم، 1374 ش، نوبت پنجم، ج 8 ، ص 308 ؛ ج 15 ،290 .
2.مکارم شیرازی ، تفسیر نمونه، دار الكتب الإسلامية، چاپ تهران، 1374 ش، نوبت اول، ج1، ص 89.
3. همان.






