سلام.برای من خواستگاری امده است که اصلا به مهریه علاقه ندارد و می گوید من هم مهریه تعیین نکنم .ایا میتوان با او ازدواج کرد؟بدون مهریه

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
با سلام و تشکر از تماس شما ، ازدواج بدون مهریه ، باطل و غیر اسلامی است.
در روایات و سیره معصومین علیهم‏السلام همان طور که تعیین زیاد و بیش از حد مهریه نکوهش شده ، تعیین مبلغ ناچیزی به عنوان مهریه نیز ناپسند شمرده شده و توهین به شخصیت و حرمت زن تلقی گردیده است، چه برسد به اینکه اصلا مهریه ای را قرار ندهند.
حضرت علی علیه السلام می فرماید:
إِنِّي لَأَكْرَهُ أَنْ يَكُونَ الْمَهْرُ أَقَلَّ مِنْ عَشَرَةِ دَرَاهِمَ لِئَلَّا يُشْبِهَ مَهْرَ الْبَغِي‏؛ (1)
خوش ندارم كه مهر را كم تر از ده درهم كنند ، بلكه بيش تر از آن قرار دهند تا به اجرت زنان نابكار (زانيه) شباهت پيدا نكند.
خواهر گرامی ،
می توانید در صحبت هایی که با خواستگارتان دارید، از علل عدم علاقه او به مهریه بپرسید که چرا علاقه ای به پرداخت مهریه حتی به مقدار مهر السنه و قبول آن از جانب شما ندارد. در حالی که قرآن مهر را عطیه و پیشکشی می داند که مرد در قبال ازدواج به همسر خویش می دهد و توصیه می کند پرداخت آن باید توأم با رضایت و صداقت و صفا باشد.
این سخن خداوند است در قرآن که می فرماید:" صداق زنان خود را با رغبت و رضایت بپردازید."(2)
آشنایی با فلسفه قراد دادن مهریه برای زنان می تواند شما را در طرح پرسش فوق (که علل عدم علاقه خواستگار به مهریه چیست) کمک کند.
بدین منظور نکات ذیل را بخوانید و با خواستگارتان مطرح کنید و از او بخواهید به این پرسش پاسخ دهد : با وجود آثار مثبتی که در خصوص مهریه وجود دارد ، چرا با مهریه حتی به مقدار مهر السنه مخالف است ؟
فلسفه مهریه در اسلام :
نگاه اسلام به مهریه، تنها جنبه مادى و اقتصادى ندارد، بلكه بسیارى از ابعاد معنوى و تربیتى لطیف كه حاكى از پیوند محبت و عشق و بقا و تكامل بوده ،نیز منظور شده است.
براى این كه هویت معنوى- نه اقتصادى- مهر روشن گردد، لازم است برخى دستورات آسمانى كه درباره تعیین صداق و تبیین كابین و مهر در احادیث آمده است ، مورد دقت قرار گیرد. به هر حال فلسفه مهریه را در امور ذیل خلاصه مى توان كرد:(3)
1. مهریه تجلى فطرت و طبیعت است:
هدیه دادن به محبوب به عنوان اظهار محبت و نشان دادن علاقه، امرى فطرى و طبیعى است كه معمولا از سوى كسى كه پیشقدم مى شود و طالب و یا خواستگار است ارایه مى گردد. این امر حتى در میان بسیارى از موجودات رایج است. به تازگى كشف شده كه زاغچه نو پس از بازدید آشیانه هاى مورد نظر به اتفاق همسر آینده اش به او یك حشره هدیه مى كند.
2. مهریه قانون عشق و جذب است:
مرد از نظر آفرینش مظهر طلب، عشق و تقاضا است . زن مظهر محبوبیت و معشوقیت مى باشد. مهریه از جانب مرد اظهار عشق و محبت فوق العاده براى زن مى باشد كه حتى بالاتر از بخشش و هدیه هاى معمولى است.
3. مهریه پاداش و نشانه حیا و عزت زن است.
شهید مطهری می نویسد :
مهر با حیا، عفت و عزت زن یك ریشه دارد. زن از لحاظ آفرینش نسبت به شهوت ها مقاوم تر است. این ویژگى همواره به زن فرصت داده كه دنبال مرد نرود و خود را رایگان در اختیار او قرار ندهد.(4)
4. مهریه باعث بقاى خانواده و مانع از فروپاشى آن است.
برخى مردان هوسباز گاه بدون هیچ دلیلى همسر را ترك و زن دیگرى را كه جوان تر و با نشاط تر است، انتخاب
مى كنند. مهریه مانع عمده اى در مقابل هوس رانى ها است.
5. مهر باعث تعادل اقتصادى است.
هر چند زن داراى استقلال مالى و اقتصادى از نظر اسلام است، ولى به طور معمول در جوامع ابتكار عمل به دست مردان است. در صورت طلاق و جدایى احتمال این كه زن بدون پشتوانه اقتصادى بماند، بسیار است. وجود مهریه یك نوع احساس امنیت اقتصادى و پشتوانه براى زن مى باشد.(5)
نتیجه آن كه: مهریه از نظر اسلام تنها جنبه مادى ندارد، بلكه افزون بر آن، حكمت هاى دیگرى نیز در تعیین مهر نهفته است .بنا بر این نه تنها به زنان به عنوان كالا نگاه نشده، بلكه ارزش و احترام زن به وسیله وضع و تأیید چنین قانونى محفوظ مانده است.
نکته پایانی:
خواستگاری که با مهریه بالا موافق نیست ، یا آگاهی از اهمیت مهریه ندارد یا از به اجرا گذاشته شدن آن و نافرمانی های زنش نگران است یا می خواهد راه جدایی را باز نگه دارد یا ... با ایشان از دلیل مخالفتش بپرسید ؛ اگر از نوع اول بود ، فلسفه مهریه را که در بالا اشاره شد ، ارائه دهید. اگر از نوع دوم بود ، به او اطمینان بدهید که اهل زندگی و سازگاری هستید . ضمنا مهریه را خیلی زیاد قرار ندهید تا احساس ناامنی نکند، ولی اگر باز نپذیرفت، باید با هشیاری بیش تری عمل کنید . در این باره با ما مشورت مجدد نمایید .موفق باشید.

پى‏نوشت‏ ها :
1. شيخ صدوق‏، علل الشرائع‏، نشرداورى‏، ج2، ص 501 .
2. نساء(4) آیه 4 .
3. زن در آیینه جلال و جمال، آیت الله جوادى آملى، نشر اسراء، ص 43.
4. استاد مطهری، نظام حقوق زن در اسلام، انتشارات صدرا، ص 233 .
5. همان، ص 102.