منظور از این سوال چیست؟ در صورتی که می گویند دین پیامبراسلام.حضرت محمد.اخرین دین است؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
منظور روایت آن گونه که تصور کرده اید نیست. جا داشت متن روایت مورد نظر خود را ذکر می کردید تا روشن می شد صغری و کبرای شما بر چه مبنایی قرار داده شده است .

در روایتى که از امام صادق(علیه السلام) در کتاب «اثبات الهداة» نقل شده، مى خوانیم:
«اذا خرج القائم یقوم بامر جدید، و کتاب جدید، و سنّة جدید و قضاء جدید(1); هنگامى که قائم خروج کند، امر تازه، روش تازه و داورى تازه اى با خود مى آورد».
تازگى این برنامه ها و روش ها و داوری ها نه به خاطر آن است که مذهب جدیدى مى آورد، بلکه چنان اسلام را از میان انبوه خرافات و تحریف ها و تفسیرهاى نادرست و برداشت هاى غلط بیرون مى آورد که بنائى کاملا نو و جدید جلوه مى کند.
همچنین تازگى کتاب به مفهوم آن نیست که کتاب آسمانى جدید بر او نازل مى شود، چرا که امام قائم است و حافظ دین، نه پیامبر و آورنده آئین و کتاب جدید; بلکه قرآن اصیل فراموش شده را چنان از زوایاى تحریف هاى معنوى و تفسیرهاى نادرست بیرون مى کشد که مى توان نام کتاب جدید بر آن گذاشت.
شاهد این گفتار علاوه بر صراحت قرآن در زمینه ختم نبوّت در آیه 40 سوره احزاب و گذشته از روایاتى که خاتمیّت پیامبر اسلام را ثابت مى کند، احادیث متعدّدى است که تصریح مى کند با روش پیامبر و کتاب و سنّت و آئین او بر مى خیزد.
یکى از دوستان امام صادق(علیه السلام) به نام «عبداللّه بن عطا» مى گوید: از امام پرسیدم: روش و سیره مهدى(علیه السلام) چگونه است؟
امام فرمود:«یصنع ما صنع رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم) یهدم ما کان قبله کما هدم رسول اللّه امر الجاهلیّة و یستأنف الاسلام جدیداً;
کارى را که رسول خدا انجام داد، انجام مى دهد. برنامه هاى (نادرست) پیشین را ویران مى سازد، همان گونه که رسول خدا اعمال جاهلیّت را ویران ساخت و اسلام را نوسازى مى کند.»
در همان کتاب (اثبات الهداة) مى خوانیم که پیامبر فرمود:«القائم من ولدى; اسمه اسمى و کنیته کنیتى و شمائله شمائلى; و سنّته سنتى; یقیم النّاس على طاعتى و شریعتى و یدعو هم الى الکتاب ربّى;
قائم از فرزندان من است; نام او نام من . کنیه اش کنیه من . قیافه اش قیافه من. روشش روش من است. مردم را به پیروى من و آئینم وا مى دارد و آن ها را به کتاب پروردگارم دعوت مى کند.»
در کتاب «منتخب الاثر» از رسول خدا آمده است:و انّ الثّانى عشر من ولدى یغیب حتّى لایرى، و یأتى على امّتى بزمن لایبقى من الاسلام الاّ اسمه، و لایبقى من القرآن الاّ رسمه فحینئذ یأذن اللّه له تبارک و تعالى بالخروج فیظهر الاسلام به ویجدّده(2);
دوازدهمین فرزندم از نظرها پنهان مى گردد و دیده نمى شود; زمانى بر پیروان من خواهد آمد که از اسلام جز نام و از قرآن جز نقشى باقى نماند. در این هنگام خداوند بزرگ به او اجازه خروج مى دهد. اسلام را با او آشکار و تجدید مى کند.
صراحت این اخبار ما را از هر گونه توضیح بى نیاز مى کند.(3)
پي نوشت ها :
1. حر عاملي، اثبات الهداة، دارالكتب العلميه الاسلاميه، تهران، ج 7، ص 83.
2. لطف الله صافي گلپايگاني، منتخب الاثر، قم ، موسسه حضرت معصومه ، 1419 ق ،چاپ اول . ص 98.
3. حکومت جهانی مهدی، آیه الله مکارم شیرازی ،ص 282 تا 288.