با سلام .مسجد جمکران غیر از کتاب نجم الثاقب حاجی نوری سندش در چه کتاب دیگری آمده ؟این کتب در چه سال تالیف شده اند؟قبل از نجم الثاقب یا بعد از آن؟حاجی نوری مولف نجم الثاقب ازنظر رجالی چگونه فردی است؟او وبرخی از کتبش را برخی افراد رد کرده اند واو را متهم به دروغ کرده اندآیا کتاب نجم الثاقب هم از این جمله است؟حاجی نوری در چه سالی می زیسته است؟باتشکر لطفا منابع پاسخ به سوال را ذکر کنید.

پرسش 1:

شرح :با سلام .موضوع مسجد جمکران غير از کتاب نجم الثاقب حاجي نوري سندش در چه کتاب هاي ديگري آمده ؟
پاسخ:
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
سند اصلي مسجد مقدس جمکران به کتاب «مونس الحزين في معرفه الحق و اليقين» شيخ صدوق بر مي گردد . منابع ديگري چون کتاب شريف بحارالانوار مرحوم مجلسي موضوع مربوط به جمکران را از آن کتاب و از آن پس، بيش تر کتاب ها از جمله کتاب نجم الثاقب محدث نوري، موضوع مربوط به جمکران را از کتاب بحارالانوار نقل کرده اند.(1)
در هر صورت، درباره جريان مسجد جمکران مؤيدات فراواني وجود دارد که دلالت بر صدق و راست گويي «حسن بن مثله جمکراني» دارد.از سوي ديگر سيره بزرگان دين نيز آن بوده است که به اين مسجد مشرف شده و در آن به عبادت مي پردازند . براي اين مکان مقدس، احترام خاص قايل مي باشند . ديگران را نيز به حضور به اين مسجد جهت دعا و زيارت سفارش مي کنند، از جمله آيه الله ناصر مکارم شيرازي، ضمن دعوت ديگران به اين مسجد در جواب سوالي
فرمود: داستان مسجد جمکران در بيداري بوده و روايت آن در کتب معروف نقل شده است . علماي بزرگ اهميت خاصي براي اين مسجد قايل قايل بوده اند(2) .مي توان گفت روايت مربوط به اين مسجد مقدس مورد تاييد بيش تر بزرگان است.
پي‌نوشت‌ها:
1.مجلسي، بحارالانوار، تهران، انتشارات اسلاميه، ج 53، ص 230و232
2.مکارم شيرازي ، استفتائات، ج 1، ص 496.

پرسش 2:
حاجي نوري مولف نجم الثاقب ازنظر رجالي چگونه فردي است؟او وبرخي از کتبش را برخي افراد رد کرده اند واو را متهم به دروغ کرده اندآيا کتاب نجم الثاقب هم از اين جمله است؟
پاسخ:

ميرزا حسين نورى، محدث و رجالى بزرگ و چهره سرشناس علماى شيعه در قرن چهاردهم هجرى به شمار مى‏آيد. او استاد محدث بزرگ حاج شيخ عباس قمي ، صاحب کتاب پر ارزش مفاتيح الجنان و شخصي قابل اعتماد و مورد اعتناي علماي عصر پس از خودش مي باشد.
ايشان يكى از كم‏نظيرترين چهره‏هاى علمى است كه در اين عصر پا به عرصه وجود نهاد.
نشانه‏اى از نشانه‏هاى الهى بود و شگفتى‏هاى فراوانى در نهادش نهفته بود.
محدث نورى از دانشمندان بزرگى بود كه در ميان علماى شيعه درخشيد. عمر ارزشمند خود را صرف خدمت به دين و مذهب نمود.
حيات او صفحه‏اى نورانى از اعمال صالح بود. با تأليفات گرانقدر خود جاودانگى را براى هميشه به يادگار نهاد . همه نويسندگان و مورخان را ملزم به اعتراف به فضل و دانش خود كرد.
علامه نورى عمر خود را وقف خدمت به علم كرد . غير از بحث و جستجو و تحقيق به چيز ديگرى نپرداخت.
اخبار و روايات گوناگون را جمع آورى كرد . احاديث مختلف را هماهنگ ساخت . آثار پراكنده را به نظم درآورد . توفيق و يارى و خواست خداوند هم همراه او بود.
هر بيننده‏اى با نظر به نوشته‏هاى محدث نورى مى‏يابد كه خداوند او را مشمول الطاف خاص و عنايت خود قرار داده و گنجينه‏اى گران‏بها را برايش نگه داشته بود كه حتى علماى بزرگ قبل و قدماى اصحاب به آن ها دست نيافته بودند.
گويا خداوند او را براى حفظ آثار و سخنان گهربار آل محمد عليهم‏السلام آفريده است: «ذلك فضل الله يؤتيه من يشاء و الله واسع عليم».
در مورد تمامي اشخاص غير از معصومين سلام الله عليهم اجمعين مي توان گفت: هر نقل و نوشته و يا اثري از غير معصوم نمي تواند بي نقص و عيب باشد . آن چه مهم است، بهره برداري حداکثري از يک نوشته و اثر با واگذاري بخش هاي غير مستند آن است. اين کار بايد به دست متخصصان مربوطه انجام گيرد . اشخاص عادي نمي توانند در اين زمينه نظر دهند.مثلا در کتاب معظم بحارالانوار مرحوم مجلسي با اين همه مراجعه خارج از حد تصور،بعضا مطالبي ديده
مي شود که در نظر اشخاص کمي غير عادي مي نمايد، ولي در کليت تاثير مثبت اين کتاب پر ارزش حديثي و روايي هيچ شکي وجود ندارد . در مورد کتاب هاي اين محدث بزرگ از جمله کتاب نجم الثاقب چون سيره علماي عصر حاضر مراجعه و استفاده از آن است (البته در قالب کلي)قضاوت ها بيش تر مثبت است.

پرسش 3:
حاجي نوري در چه سالي مي زيسته است؟
پاسخ:

ميرزا حسين نورى، محدث و رجالى بزرگ و چهره سرشناس علماى شيعه در قرن چهاردهم هجرى و از اساتيد مرحوم شيخ عباس قمي به شمار مى‏آيد.
او در 18 شوال سال 1254 هجرى در روستاى يالو از روستاهاى اطراف شهرستان نور در استان مازندران چشم به دنيا گشود.
در سال 1273 هجرى يعنى در 19 سالگى عازم نجف اشرف شد.
در شب چهارشنبه 27 جمادى الثانيه سال 1320 هجرى در همان شهر جان به جان آفرين تسليم نمود.