آیا اسلام نجات ورستگاری پیروان ادیان دیگر را تایید نمیکند؟هیچ جای قرآن ندیدم که پیروان حق جوی دیگر ادیان را متهم کند به اینکه شما به جهنم خواهید رفت.
پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز
هر زمانی یک دین حق وجود دارد و بس. هر زمان پیغمبر صاحب شریعتی از طرف خدا آمده، مردم موظف بودهاند که از راهنمایی او استفاده کنند .
قرآن کریم میفرماید: "وَ مَنْ یبْتَغِ غَیرَ اَلْإِسْلامِ دِیناً فَلَنْ یقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِی اَلْآخِرَةِ مِنَ اَلْخاسِرِینَ؛(1)
هر کس غیر از اسلام دینی بجوید ، هرگز از او پذیرفته نشود و او در جهان دیگر از جمله زیانکاران خواهد بود".
در پذیرفتن شریعت اسلام هیچگونه اجباری نیست . مسلمانان نباید دیگران را مجبور سازند. اما عدم اجبار دلیل بر حقانیت پیروان ادیان دیگر نیست، بلکه اگر با آگاهی به حقانیت پیامبر اسلام، به انکار بپردازند و کفر بورزند، در "قیامت" جایگاه آنان در جهنم خواهد بود.
در قرآن مجید میخوانیم:
"اِنَّ اَلَّذِینَ کفَرُوا مِنْ أَهْلِ اَلْکتابِ وَ اَلْمُشْرِکینَ فِی نارِ جَهَنَّمَ خالِدِینَ فِیها(2)؛
کسانی از اهل کتاب که به آن چه پیامبر اسلام آورده است. ( 3) کفر ورزیدهاند و نیز مشرکان در آتش دوزخند و در آن همواره میمانند".
از این آیه به خوبی آشکار میشود که مراد از آیاتی که پیروان ادیان دیگر را اهل نجات دانستهاند(4) ، منکران حقانیت اسلام و صفآرایان در مقابل شریعت اسلام نیستند، حتی چه بسا کسانی که توانایی شناخت حقانیت اسلام را داشتهاند، ولی به آسانی از کنار شناخت حق گذشتهاند نیز در قیامت عذری نداشته باشند.
پیروان ادیان الهی هم به حکم کتاب خودشان که در آن به آمدن پیامبر اسلام اشاره شده، نیز به حکم عقل که باید به آخرین پیام الهی گوش فرا دهند، باید دین اسلام را بپذیرند.
بنابراین کفار و پیروان سایر ادیان الهی وظیفه دارند درباره دین خود و دین اسلام تحقیق کنند . دستورهای ادیان را با هم مقایسه کنند. پس از تحقیق دقیق و علمی، به حقیقت اسلام و حقانیت این دین پی خواهند برد. حال اگر پس از تحقیق به این نتیجه رسیدند که دین خودشان بر حق است و از طرفی به محتوای دین خود عمل کردند و بر کسی ظلم نکردند، چون حجت و دلیل و برهان بر اعتقاد خود دارند، خداوند آنان را عذاب نمیکند، ولی اگر تحقیق نکردند و با لجاجت بر دین خود پای فشاری کردند و با این که احتمال میدادند دین اسلام دین حقی باشد، به دنبال آن نرفتند، در وظیفه خود کوتاهی کرده، در نتیجه خداوند آنان را عذاب خواهد کرد.
از نظر قرآن همه آن چه وجود داشته و پیامبران عرضه کردهاند، دین بوده ، نه ادیان، که نام آن " اسلام" است. البته مقصود این نیست که در همه دورهها دین خدا با این نام خوانده میشد، بلکه مقصود این است که حقیقت دین، دارای ماهیت تسلیم و عبد محض بودن در برابر خدا است که بهترین معرف آن لفظ « اسلام» است. از این رو قرآن میگوید:
"ان الدین عند الله الاسلام؛ دین نزد خدا اسلام است".(5) یا میگوید: "ابراهیم نه یهود و نه نصرانی، بلکه حقجو و تسلیم فرمان خدا (مسلمان )بود". (6)
پس دین خدا که از طرف پیامبران الهی عرضه شده، یکی بوده است، با آن خصوصیتی که گفته شد و مردم در دورانهای پیامبران موظف بودهاند از شریعت پیامبر زمان خود که بر اساس رشد فکری و ظرفیت های انسانی تکامل یافته ،پیروی نمایند، به لحاظ این که در آن زمان دین به شکل کامل تر از زمان گذشته عرضه میشود تا آن که این مسیر به دوران خاتمیت و ارائه کامل ترین شریعت و دستور عمل نهایی برای بشر منتهی گردد .
در هر حال با پایان دوران عمل و توجه به تعالیم یک دین به امر خداوند و آمدن پیامبر و شریعت جدید ، دیگر عمل به آن دستورات قبلی عین مخالفت با اراده خداوند و ضد عبودیت و تسلیم در برابر اوست ، در نتیجه در هر مقطع زمانی پیروی از یک دستور عمل مصداق تسلیم و تعبد و بندگی مطلق در برابر خداوند - که عامل اصلی کمال و سعادت بشر محسوب می شود - است .
پس می توان نتیجه گرفت همه پیروان راستین ادیان آسمانی گذشته در زمان انبیای خود - و حتی کسانی که با برهان و دلایل قابل قبول نزد عقل و خرد بر دین انبیای گذشته باقی ماندند و از ادیان جدید مطلع نشده یا زمینه تحقیق برای شان فراهم نشد، ولی در دین خود و پیروی از فرامین شریعت خود صادق بودند، مسلمان محسوب می شوند. دین و دینداری آن ها در قیامت مورد قبول قرار خواهد گرفت . در نتيجه اهل بهشت خواهند بود . هر چند یهودی یا مسیحی و... .
با آمدن دین جدید و کامل تر ، هر مومن خداپرستی باید به دین جدید گرویده، لااقل در مورد ادیان احتمالی به بررسی و تحقیق بپردازد.اصرار بر باقی ماندن بر دین گذشته، در جا زدن و مخالفت با دستور الهی و سفارش انبیای پیشین و لجاجت و خلاف تسلیم بودن است .
پس همه ادیان آسمانی برحق هستند. اما تنها در زمان خودشان یعنی قبل از ظهور پیامبرِ صاحب شریعت بعدی، دین حق و برگزیده خداوند برای انسان های همان عصر و زمان محسوب می شوند؛ اما در زمان کنونی که ادیان مختلفی وجود دارند ،نمی توان همه را بر حق دانست . باید به دنبال دین حق در زمان کنونی ، آن هم به مدد عقل و برهان گشت .
در نتيجه وجود محتوايي درست و مشترك بين اديان به معني نتيجه بخش بودن تبعيت از اين اديان در رسيدن به سعادت ابدي و بهشت محسوب نمي گردد . به يقين اصرار بر تبعيت از دستورات ادياني كه ديگر شريعت شان منقضي شده، تسليم بودن در برابر دستورات الهي نيست و نمي تواند موجب سعادت و نجات باشد ؛ به علاوه كه اصولا اين اديان هم در مباني فكري و اعتقادي حتي در اصلي ترين امور مانند توحيد و هم در دستورات عملي و اخلاقي گرفتار انحرافات و آسيب هاي جدي و تحريفات عميق شده اند كه اعتقاد به اين باورها براي پيروان شان سودمند نخواهد بود .
پی نوشت ها:
1. آلعمران (3) آیه 85.
2. بینه (98) آیه 6.
3. همان، آیه 5.
4. مائده، آیه 69.
5. آل عمران، آیه 19.
6. همان، آیه 67.






