با سلام
مدت 8 ماه است دچار حملات اضطراب شده ام و با وحود خوردن دارو (فلووکسامین) و مشاوره هنوز اضطراب فلج کننده ای دارم و جوری که تبدیل به آگوروفوبیا هم شده است
کتابهای مختلفی از جمله وقتی اضطراب حمله میکند،روانشناسی اضطراب،غلبه بر ترس،از حال بد به حال خوب ، نهج البلاغه و...... را مطالعه و سعی بر عمل کردم و الان یه مشاوره حرفه ای پزشکی روانی شدم(تمام داروهای اعصاب روان وسیستم اعصاب و .... به صورت کاملا پزشکی وآکادمیک میدونم) .ولی باز نتونستم بر ترس خودم غلبه کنم البته علائمم جسمیم کمتر شده ولی باز از اینکه بخوام تنها بمونم می ترسم و همش به این فکر میکنم که اگه تنها باشم و یا جایی دوری باشم و حمله قلبی کنم چی میشه؟!!!
از نظر مذهبی و معنوی خیلی قویم و هر روز و یا شب باید کلی قرآن بخونم تا آروم بگیرم.5 ماهی میشه که عقد کردم و نامزدم هم برای اینکه حالم بهتر شه با اینکه براش سخته ولی پیشم مونده.هر کاری بگین کردم از رژیم غذایی بگیرید تا سنگ درمانی و رایحه درمانی و رنگ درمانی(البته علمی وغیر خرافی)
واقعا با اینکه بهترین خانواده ، بهترین دوستان بهترین همسر ،بهترین شغل...... دارم خدا رو شکر و ممنونم ولی این اضطراب منو داغون کرده.به خدا میدونم که همه چی دست خداست و بی اذن او برگ از درخت نمی افته چه برسه به اینکه یه نفر حمله قلبی کنه و.............
میدونم که درد و بیماری از ماست نه ازطرف خدا و اگه هم باشه دلیلش یا امتحان الهی یا قصد پاکسازی طرفه ولی زندگیم داره کوفتم میشه .نمیخام نا شکری کنم می تونست بدتر از این هم پیش بیاد و مطمئنم که این بیماری جهات مثبتی هم داشته واسه من ولی واقعا در عذابم.لطفا منو راهنمایی کنید.خواهش میکنم یه راهکاری برام بزارید و دعام کنید از این بیماری و آزمایش سربلند بیرون بیام
ممنون
پرسشگر گرامی با سلام و سپاس از ارتباطتان با این مرکز
یکی از اشتباهات عموم مردم این است که خواندن کتاب های روانشناسی و روانپزشکی می تواند به آن ها در درمان خودشان کمک کند و هیچ نیازی به مراجعه به روانپزشک و روانشناس نخواهد بود. این قبیل نگاه ها می تواند باعث پیرفت اختلال گردد و انواع اختلالات پیشرفته در انتظار فرد باشد.
مسأله درمان مانند فراگیری برخی فنون نیست که کسی بتواند آن را بکار گیرد و خود را درمان کند و حتی در بهترین شرایط می توان کتاب را بر اساس تجویز و معرفی از سوی روانشناس به عنوان کمک برای گام های بعدی درمان در نظر گرفت.
مصرف دارو نیز تنها به منظور متوقف کردن افکار اضطرابی است و نمی تواند به معنای از بین بردن یا تغییر دادن محتوای افکار اضطرابی قلمداد گردد. بدین معنا که داروها عملاً مسدود کننده جریان ذهن هستند و البته در تمام موارد استفاده از دارو نقس موثری را در موفقیت روان درمانی ایفا می کند. اما حتی با وجود دریافت دارو نیز نمی توان مطمئن بود که اختلالات تبدل نمی یابند. در واقع، آنچه باعث می شود که فرد به طور کامل یا نسبی درمان گردد، مراجعه به روانشناس بالینی و قرار گرفتن تحت درمان روانشناختی یا همان رواندرمانی است.
وقوع همه چیز به اذن خداوند است, اما برای هر چیزی نیز مسیری خاص قرار داده است که باید از مسیر آن حرکت نمود و نه آنکه خودسرانه رفتار نمود. این اختلال نیز مانند هر اختلال دیگری نیاز به دارو و درمان دارد ،منتهی تنها تفاوت این قبیل اختلالات آن است که فرد از لحاظ ظاهری سالم است . به همین دلیل خود فرد و دیگران انتظار دارند که مانند یک فرد سالم رفتار نماییم. البته ناراحتی از دستگاه دینی هم به این عوامل باز می گردد که ما چون نشانه ای را نمی بینیم ، گمان می کنیم که این بیماری مربوط به مسایل ماورایی است. تلاش می کنيم صرفاً با توسل پیدا کردن به اسباب دینی اختلال را برطرف نماییم. این در حالی است که خدواند به ما فرمان داده است که مسایل را باید از طریق علل مادی آن رسیدگی نماییم. همان گونه که برای درمان هر اختلال و برای رفع گرسنگی به عوامل مادی روی می آوریم ، در این موارد نیز باید برای این عوامل اهمیت قایل شویم.
در ادامه ما برخی راهکارها را برایتان توضیح می دهیم. اما توجه داشته باشید که اقدام خودسرانه و عدم مراجعه به روانپزشک و قطع خودسرانه دارو بدون گزارش وضعیت خودتان، می تواند ماهیت اختلال اضطرابی را همچنان پیچیده سازد. در نتیجه انچه در پیش روی شما قرار خواهد گرفت به معنای درمان کامل شما نیست و باید به روانپزشک مراجعه نمایید؛ در آن صورت تأثیر فنون ارایه شده قابل ملاحظه خواهد بود و البته تحت نظارت یک روانشناس.
یکی از اختلالات همراه با اضطراب همواره وجود میزانی از افسردگی خواهد بود که به شدت بر وضعیت روابط بین فردی و اجتماعی افراد تأثیر منفی گذاشته ، فرد را دچار بدبینی نسبت به خود، دیگران و دنیا و آینده می سازد که به صورت توأم مورد توجه روانپزشک قرار می گیرد.
اما همیشه در درمان این اختلالات بر مراجعه همزمان به روانپزشك و روان شناس تأکید می شود. درمان های دارويی برای متوقف ساختن روند تخریب گرانه بیماری به کار گرفته می شوند. اما نمی توانند به تنهایی برای درمان اختلال کافی باشند. به همین دلیل درمان اختلال مستلزم استفاده از روش های روان درمانی است که توسط روانشناس و مشاور به کار گرفته می شود.
مشاوران معمولاً با استفاده از روش های روان درمانی تلاش می کنند تا فرد افکار منفی خود را کنار بگذارند. به افکار سازگارانه دست یابند. همچنین روش توقف افکار نیز می تواند به قطع افکار اضطرابی کمک کند. اما روان درمانگران علاوه بر آموزش روش های روانشناختی برای مقابله با افکار اضطرابی و افسرده وار برخی روش های مکمل درمانی را نیز آموزش می دهند که ذیلاً توضیح داده خواهد شد:
پس از دریافت دارو، فرد مراجع قادر خواهد بود تا روش های کاهش اضطراب را فرا گرفته و با انجام تنظیم تنفس، تنش های بدنی و تنیدگیهای روانی را از خود دور سازد. مناسبترین روش نتظیم تنفس آن است که با بیرون دادن شکم، هوا را به درون ریه ها وارد سازد و با فرو دادن شکم آن را خارج سازد. این عمل باعث می شود تا حجم بیش تری از ریه با اکسیژن پر شده و اکسیژن بیش تری به مغز برسد. در این صورت شاهد آن خواهیم بود که هیجانات کمتر میتوانند شما را اداره نمایند. همچنین روش دیگری برای اجرای صحیح تنفس وجود دارد که بر اساس آن باید مراحل ذیل را طی نمایید:
- دراز بکشید.
- یک دست روی سینه یک دست روی شکم .
- به یک مساله دیگر فکر کنید.
- بر روی دستان تان متمرکز شوید کدام دست با هر دم بالا میرود.
اما در روش تنآرمیدگی باید فرابگیرید که با استفاده از انقباض منظم عضلات خود تنش های بدنی را از بدن خارج ساخته و به یک مهار ماهیچهای برسید.
باید برای اجرای تن آرمیدگی عضلات بدن تان را به شانزده گروه عضلانی( نوک انگشت تا مچ دست؛ مچ تا انتهای آرنج ؛ بازو تا کتف؛ در هر دست؛ نوک انگشتان پا تا مچ پا، عضلات ساق پا، ران تا کشاله ران؛ عضلات پیشانی به علاوه عضلات کاسه سر؛ عضلات صورت و فک؛ عضلات گردن و سینه؛ مجموعه عضلات شکم) تقسیم نموده و هر یک را به طور جداگانه برای مدت 7 ثانیه با شمارش معکوس به طور نسبی منقبض نموده ، سپس ظرف مدت 3 شماره آن را رها سازید . بعد بر احساس خوشایندی که در نتیجه مقایسه بین حالت گرفتگی و انقباض و حالت رها شدگی به دست مي آيد، متمرکز شوید و به یک احساس مثبت برسید. علاوه بر آنچه ارایه شد، که درمان مکمل است، مراجعه به روانشناس بالینی برای رواندرمانی نیز ضرورت می یابد.






