با سلام من دانش آموزی 17 ساله رشته ی ریاضی فیزیک هستم مرجع تقلیدم آیت الله خامنه ای هستن . اگه اسم آدم برای سفر شلمچه در بیاد ولی خودش نره یعنی بده به دوستش که بره یعنی اینکه آدم گناهکاری هسته و شهدا دوستش ندارن ؟ممنون

پرسشگر گرامی با سلام سپاس از ارتباط تان با این مرکز
حضور در عرصه هاي«جهاد و شهادت» و تنفس در فضايي كه انسان هاي «عرشي» نفس كشيده اند، و قدم گذاشتن در سرزمين كه با قدوم«مجاهدان راه خدا» پُر بركت شده،‌قطعا نيازمند توفيق الهي و نشانه روشن بودن چراغ «ايمان» در نهانخانه درون است.
قطعا حركت و سير به سوي سرزمين حماسه ها،‌ايثارها،‌رشادت ها ،شجاعت ها،‌جانبازي ها و عرصه تجلي خورشيدهاي تقوا و ورع،‌ايمان و اخلاص، سير به سوي خدا است . نيازمند لياقت و شايستگي و تأييدات الهي است.
اما مهم تر از اين سير و سلوك در قتلگاه شهدا مي داني چيست؟
مهم تر از آن هدف و انگيزه ساير و سير كننده است.
اگر چه« سير و هجرت» و همّت داشتن براي رفتن و هجرت كردن مهم است ،ولي مهم تر از «رفتن» برگشتن و «چگونه برگشتن» است.
برخي هاي مي روند جهت رفع خستگي روحي و تفريح و تفرّج يا درج شدن نام شان در جايي و دفتري.
برخي ها،‌به دليل علاقه مندي به شهدا مي روند.
اما گروهي مي روند تا راه«چگونه زيستن» چگونه خدايي شدن و به خدا پيوستن را بياموزند.
مي روند تا چگونه ولايي شدن ، چگونه حسيني و عاشورايي گشتنن و با انبيا و ائمه زيستن را بياموزند.
اين گروه با عشق آگاهانه و عارفانه مي روند تا اوراقي از كتاب هايي را كه لشگر و سربازان امام زمان (عج) در آن سرزمين با خون خود نوشته اند، بخوانند.
جبهه هاي نور عليه ظلمت درس هاي زيادي از اخلاق،‌ادب، اخلاص و بي ريايي،‌دور شدن از شيطان و شياطين جني و انسي،‌شيطان هاي خودخواهي و خودپسندي،‌دنياگرايي و دنيازدگي آموزش می دهد.
درس هايي در مورد شيوه تنفر از گناه و معصيت، و تبری جستن از دشمنان خدا و دشمنان راست قامتان تاریخ ، هم چنین کلاس هایی از شیوه عشق ورزيدن به نماز و دعا و مناجات با خدا، برگزار می کند.
از اين رو شايد گروهي مي روند تا فاصله زمينيان و آسمانيان،‌ فاصله عاشقان واقعي ولايت با مدعيان عشق به ولايت را با چشم عقل و قلب خويش ببينند تا به بصيرت«عين اليقين» برسند،‌و نردباني نوراني بسازند به بلنداي« عرش خدا» تا چون اميرالمومنين در محراب عبادت،‌فاطمه پشت در نيم سوخته، امام حسن در منزلش ،‌اباعبدالله در قتلگاه كربلا و زينب و همراهانش در اسارت و شماتت ها،‌به «حق اليقين» برسند.
آيا مي دانيد كه چه زمانی مي توان از اين طريق به «عين اليقين» و «حق اليقين» رسيد؟
آن هنگام كه انقلاب روحي و تحول دروني اش گذرا نباشد . به روزهايي كه در سرزمين شهيدان تنفس مي كند،‌ محدود نباشد، بلکه با همان حال و معنویت و روحانیت برگردد . با همان آموخته ها و درس ها و حماسه ها زندگي كند. خواسته ها، اراده ها و اهداف و آرزوهاي شهدا را دنبال كند.
پس اگر ماندن شما و نرفتن به سرزمين شهدا، براي كار مهم و ارزشمندي در راستاي اهداف و آرزوهاي «مهاجران الي الله» بود،‌خوشا به حال تان . اگر به خاطر بي حالي و تنبلي يا كارهاي كم ارزش و غير مهمي كه مي توان آن كار را در يك وقت ديگري هم انجام داد بوده،بايد در كار و فكرتان تجديد نظر كنيد. در اولين فرصت پيش آمده براي رفتن و بازديد كردن از جبهه هاي نور اقدام نمایید.موفق باشید و التماس دعا.