پرسش:
در آیه 54 سورۀ مریم از پیامبری با نام «اسماعیل» و با وصف «صادقالوعد» یاد شده است. آیا وی همان اسماعیل معروف یعنی اسماعیل فرزند ابراهیم خلیل است یا پیامبر دیگری است؟
پاسخ:
نام اسماعیل دوازده مرتبه در قرآن کریم تصریح شده است. در هشت مورد در کنار «ابراهیم» (1) یا «ابراهیم و اسحاق» (2) ذکر شده است که با قرینه همنشینی دلالت میکند مراد از آن اسماعیل فرزند ابراهیم خلیل علیه السلام است. در چهار مورد دیگر، این همنشینی وجود ندارد (3)؛ یکی از آن چهار مورد، این آیه است: «وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولاً نَبِیًّا: و در این کتاب از اسماعیل یاد کن که او در وعدههایش صادق، و رسول و پیامبرى [بزرگ] بود» (4).
دربارۀ آیۀ پیشگفته این پرسش مطرح شده است که آیا اسماعیل صادقالوعد، همان اسماعیل بن ابراهیم است یا پیامبری دیگر با همین نام از بنیاسرائیل؟ نوشتار حاضر به بررسی این پرسش میپردازد.
اسماعیل صادق الوعد کیست؟
مفسران در پاسخ به اینکه آیا اسماعیل صادقالوعد، همان اسماعیل معروف، فرزند ابراهیم خلیل علیه السلام است یا اسماعیل بن حزقیل از انبیای بنیاسرائیل دیدگاههای مختلفی ارائه دادهاند. بیشتر مفسّران احتمال اول را برگزیدهاند و گفتهاند مراد اسماعیل بن ابراهیم است؛ اما گروه دیگری از مفسّران با استناد به سیاق آیات و همچنین برخی روایات واردشده دراینباره دیدگاه دوم را برگزیدهاند (5). داستان اسماعیل بن حزقیل فقط در همین دو آیه از قرآن ذکر شده است (6)؛ در بعضى از روایات اهلبیت علیهم السلام تصریح شده است که او «اسماعیل بن حزقیل» از انبیای بنیاسرائیل است؛ از جمله از امام صادق علیه السلام روایت شده است: «اسماعیلى که خداى عزوجل در کتاب خود دربارهاش فرموده "وَ اذْکُرْ فِی الْکِتابِ إِسْماعِیلَ إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًّا" (7)، اسماعیل فرزند ابراهیم نیست، بلکه پیغمبرى دیگر از انبیا بوده که خداى عزوجل به سوى قومش مبعوث نمود؛ اما مردمش او را گرفتند و پوست سر و رویش را کندند، پس فرشتهاى نزدش آمد و گفت: خداى عزوجل مرا نزد تو فرستاد تا هر امرى دارى، اطاعت کنم. گفت: من باید به دیگر انبیا اقتدا داشته باشم و آنان را اسوۀ خود قرار دهم» (8).
در روایت دیگری، برید بن معاویه عجلی از امام صادق علیه السلام پرسید: یابنرسولالله، منظور از اسماعیل که حقتعالى در کتاب خودش از او یاد میکند و میفرماید: «و اذکر فِى الکتابِ اِسماعیلَ اِنَّهُ کانَ صادِقَ الوَعدِ و کانَ رَسولاً نَبیّا» (9)، آیا اسماعیل بن ابراهیم علیه السلام است؟ چراکه مردم میپندارند که وى اسماعیل بن ابراهیم است. امام علیه السلام فرمود: «اسماعیل پیش از حضرت ابراهیم از دنیا رفت و جناب ابراهیم علیه السلام حجّت قائم حق تعالى و صاحب شریعت بود؛ با این حال، اسماعیل با چنین موقعیتى به جانب چه کسانى میتوانست مبعوث باشد؟» راوى میگوید: به امام عرض کردم: پس اسماعیل در آیه چه کسى است؟ آن حضرت فرمود: «وى اسماعیل بن حزقیل پیامبر است که خدای متعال او را به جانب قومش برانگیخت و آنها وى را تکذیب کردند و کشتند، سپس پوست صورتش را کندند؛ پس خداوند بر آنها غضب نمود» (10).
دلیل صادقالوعدی اسماعیل
دربارۀ صادقالوعدی اسماعیل نبی در روایتى آمده است: «او به قدرى در وفاى به وعده اهتمام و اصرار داشت که با کسى در محلى وعدهاى گذاشته بود و آن طرف نیامد؛ اسماعیل همچنان تا یک سال در انتظار او بود. هنگامى که بعد از این مدت آمد، اسماعیل گفت: من همواره در انتظار تو بودم» (11). بدیهى است هرگز منظور این نیست که اسماعیل کار و زندگیاش را تعطیل کرده و منتظر وی بوده است، بلکه با وجود ادامۀ برنامههای روزمرهاش، حواسش به وعدهاش بود و در انتظار آمدن شخص مزبور بود (12).
دربارۀ رسول خدا صلی الله علیه وآله نیز گزارش شده است به یکی از اصحاب خود وعده داد که نزد خانه کعبه منتظرش میباشد تا او برگردد؛ ولی آن مرد در پی کار خود رفت و فراموش کرد تا برگردد. رسول خدا صلی الله علیه وآله سه روز در آنجا منتظر ماند تا خبر به آن مرد رسید، به مسجد آمد و عذرخواهی کرد. آری، این مقام صدیقین است که هیچ سخنی نگویند مگر آنکه بدان عمل کنند (13).
ویژگیهای برجستۀ اسماعیل نبی
با چشمپوشی از اینکه اسماعیل صادقالوعد، اسماعیل فرزند ابراهیم خلیل است یا یکی از پیامبران بنیاسرائیل با نام اسماعیل بن حزقیل، مهم ویژگیهای برجستهای است که قرآن برای وی برشمرده است. در دو آیۀ 54 و 55 سورۀ «مریم» در وصف اسماعیل نبی میفرماید: «وَ اذْکُرْ فِی الْکِتَابِ إِسْمَاعِیلَ إِنَّهُ کَانَ صَادِقَ الْوَعْدِ وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًّا * وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاهِ وَ الزَّکاهِ وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا: در قرآن از اسماعیل یاد کن که او در وعدههایش صادق و رسول و پیامبر بزرگى بود. او همواره خانواده خود را به نماز و زکات دعوت مىکرد و همواره مورد رضایت پروردگارش بود».
خداوند در این دو آیه چند ویژگی برای اسماعیل برمیشمارد:
1. در وعدههایش صادق بود: «إِنَّهُ کانَ صادِقَ الْوَعْدِ»؛
2. پیامبر عالیمقامى بود: «وَ کانَ رَسُولًا نَبِیًّا»؛
3. همواره خانواده خود را به نماز و زکات امر مىکرد: «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ»؛
4. همواره مورد رضایت پروردگارش بود: «وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا».
صادقالوعدبودن، پیامبر عالیمقامبودن، امر به نماز و پیوند و رابطه با خالقداشتن، امر به زکات و برقراری رابطه با خلق خدا و درنهایت انجام کارهایى که جلب خوشنودى خدا را کند، از صفات این پیامبر بزرگ الهى برشمرده شده است (14).
وفای به عهد
تأکید بر وفاى به عهد که قبل از مقام نبوت او ذکر شده است، نشاندهندۀ اهمیت و ضرورت این ویژگی برای رسیدن به مقامات بالاست. در حقیقت تا انسان «صادق» نباشد، محال است به مقام والاى رسالت برسد؛ چراکه نخستین شرط این مقام آن است که وحى الهى را بىکموکاست به بندگانش برساند (15).
تربیت خانواده
قرآن کریم در بیان ویژگیهای اسماعیل نبی بر توجه ویژه او به تربیت معنوی خانوده و هدایت آنها به سمت نماز و زکات اشاره میکند و میفرماید: «وَ کانَ یَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلاةِ وَ الزَّکاةِ: همواره خانواده خود را به نماز و زکات امر مىکرد» (16). تأکید بر این ویژگی، بیانکنندۀ اهمیت فوقالعاده این وظیفۀ الهى است. بر همین اساس نخستین مرحله براى تبلیغ رسالت، شروع از خانواده است که از همه به انسان نزدیکتر هستند؛ چنانکه پیامبر صلی الله علیه وآله نیز نخست دعوت خود را از جناب خدیجه سلام الله علیها و حضرت على علیه السلام شروع کرد و سپس طبق فرمان الهی در آیۀ «وَ أَنْذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» (17) به بستگان نزدیکش پرداخت (18).
جلب رضایت خدا
یکی دیگر از صفات اسماعیل نبی، مرضیبودن پروردگارش بود: «وَ کانَ عِنْدَ رَبِّهِ مَرْضِیًّا» (19). صفت «مرضى خدا بودن» اشاره به این حقیقت دارد که او در مجموع برنامههایش رضایت خدا را جلب کرده بود. اصولاً نعمتى از این بالاتر نیست که معبود و مولا و خالق انسان از او راضى و خوشنود باشد؛ به همین دلیل در سورۀ «مائده» بعد از آنکه نعمت بهشت جاویدان را براى بندگان خاص خدا بیان مىکند در پایان مىگوید: «رَضِیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ ذلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ» (20)؛ یعنی خداوند از آنها خوشنود و آنها نیز از او خوشنود خواهند بود و این فوز عظیم و رستگارى بزرگى است (21).
نتیجه:
بیشتر مفسران اسماعیل صادقالوعد در آیۀ 54 و 55 سورۀ «مریم» را همان اسماعیل بن ابراهیم دانستهاند؛ برخی نیز با استناد به سیاق آیات و همچنین برخی روایات واردشده دراینباره، معتقدند مراد اسماعیل بن حزقیل یکی از انبیای بنیاسرائیل است که داستان وی فقط در همین دو آیه از قرآن ذکر شده است.
اسماعیل نبی بدان دلیل به صادقالوعدی متصف شده است که در وفاى به وعده اهتمام بالایی داشت؛ به گونهای که روایت شده است به دنبال وعده با شخصی، یک سال در انتظار وی بود؛ یعنی با وجود ادامۀ برنامههای روزمرهاش، در انتظار وعدهاش نیز بود.
با چشمپوشی از اینکه اسماعیل صادقالوعد، اسماعیل فرزند ابراهیم است یا یکی از پیامبران بنیاسرائیل به نام اسماعیل بن حزقیل، مهم ویژگیهای برجستهای است که قرآن برای وی برشمرده است.
پینوشتها:
1. «... وَ عَهِدْنا إِلى إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ أَنْ طَهِّرا بَیْتِیَ لِلطَّائِفینَ وَ الْعاکِفینَ وَ الرُّکَّعِ السُّجُودِ: ... و ما به ابراهیم و اسماعیل امر کردیم که خانه مرا براى طوافکنندگان و مجاوران و رکوعکنندگان و سجدهکنندگان، پاک و پاکیزه کنید» (بقره: 125). نیز ر.ک: بقره: 127 و ابراهیم: 39.
2. «... إِذْ حَضَرَ یَعْقُوبَ الْمَوْتُ إِذْ قالَ لِبَنیهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدی قالُوا نَعْبُدُ إِلهَکَ وَ إِلهَ آبائِکَ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ: ... آن هنگام که یعقوب به فرزندان خود گفت پس از من، چه چیز را مىپرستید؟ گفتند: خداى تو و خداى پدرانت، ابراهیم و اسماعیل و اسحاق، خداوند یکتا را و ما در برابر او تسلیم هستیم» (بقره: 133). نیز ر.ک: بقره: 136 و 140؛ آلعمران: 84 و نساء: 163.
3. افزون بر آیۀ 45 سورۀ مریم، سه آیۀ دیگر عبارت است از:
«وَ إِسْماعیلَ وَ الْیَسَعَ وَ یُونُسَ وَ لُوطاً وَ کلاًّ فَضَّلْنا عَلَى الْعالَمینَ: و اسماعیل و الیسع و یونس و لوط را و همه را بر جهانیان برترى دادیم» (انعام: 86). «وَ إِسْماعیلَ وَ إِدْریسَ وَ ذَا الْکِفْلِ کُلٌّ مِنَ الصَّابِرینَ: و اسماعیل و ادریس و ذاالکفل را [به یاد آور] که همه از صابران بودند» (انبیاء: 85). «وَ اذْکُرْ إِسْماعیلَ وَ الْیَسَعَ وَ ذَا الْکِفْلِ وَ کُلٌّ مِنَ الْأَخْیارِ» و به یاد بیاور اسماعیل و الیسع و ذاالکفل را که همه از نیکان بودند» (ص: 48).
4. مریم: 54.
5. ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ چ 5، قم: دفتر انتشارات اسلامى جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم، 1417 ق، ج 14، ص 63.
6. ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج 14، ص 64.
7. مریم: 54.
8. ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج 14، ص 64.
9. مریم: 54.
10. جعفر بن محمد ابنقولویه؛ کامل الزیارات؛ نجف اشرف: دارالمرتضویه، 1356 ش، ص ۶۵.
11. «عَنْ مَنْصُورِ بْنِ حَازِمٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: إِنَّمَا سُمِّیَ إِسْمَاعِیلُ صَادِقَ الْوَعْدِ لِأَنَّهُ وَعَدَ رَجُلًا فِی مَکَانٍ فَانْتَظَرَهُ فِی ذَلِکَ الْمَکَانِ سَنَهً فَسَمَّاهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ صَادِقَ الْوَعْدِ ثُمَّ قَالَ إِنَّ الرَّجُلَ أَتَاهُ بَعْدَ ذَلِکَ فَقَالَ لَهُ إِسْمَاعِیلُ مَا زِلْتُ مُنْتَظِراً لَکَ» (محمد بن یعقوب کلینى؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ج 2، ص 105. نیز ر.ک: محمد بن علی ابنبابویه (شیخ صدوق)؛ عیون اخبار الرضا؛ تهران، [بینا]، 1378 ق، ج 2، ص 79. محمد بن حسن حر عاملى؛ وسائل الشیعه؛ قم: جامعۀ مدرسین، 1409 ق، ج 12، ص 165. محمدباقر مجلسى؛ بحار الأنوار؛ چ 2، بیروت: دارالکتب العلمیه، 1403 ق، ج 68، ص 5 و ج 13، ص 388. و ... .
12. ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 105 (پاورقی یک). ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1374 ش، ج 13، ص 95.
13. ر.ک: سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج 14، ص 65.
14. ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ ج 13، ص 95.
15. ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ ج 13، ص 95.
16. مریم: 55. در آیۀ 132 سورۀ «طه» نیز مىخوانیم: «وَأْمُرْ أَهْلَکَ بِالصَّلاةِ وَ اصْطَبِرْ عَلَیْها: خانوادۀ خود را به نماز دعوت کن و بر انجام نماز شکیبا باش».
17. شعراء: 214.
18. ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ ج 13، ص 96.
19. مریم: 55.
20. مائده: 119.
21. ناصر مکارم شیرازی؛ تفسیر نمونه؛ ج 13، ص 96.







