پرسش:
دلیل اصرار جمهوری اسلامی ایران بر وحدت ساحات و بهطور خاص، توقف جنگ علیه لبنان در مذاکرات آتشبس جنگ تحمیلی سوم چیست و چه ارتباطی با منافع و امنیت ملی ایران دارد؟
وحدت ساحات به معنای هماهنگی و همافزایی گروههای مقاومت در مواجهه با دشمن آمریکایی - صهیونیستی است، هرچند هر یک از آنها در تصمیمگیری مستقل عمل میکند. وحدت میدان یکی از راهبردهای اصلی جمهوری اسلامی در منطقه است که توسط رهبر شهید انقلاب پایهگذاری شده است. (1) تأکید جمهوری اسلامی ایران بر وحدت ساحات در سالهای گذشته و بهطور خاص، توقّف جنگ علیه لبنان در مذاکرات آتشبس جنگ تحمیلی سوم، دلایل مختلفی دارد که در زیر بدانها اشاره میشود.
دلایل تأکید جمهوری اسلامی ایران بر وحدت ساحات
1. وحدت و همافزایی مقابل دشمن مشترک
آمریکا و رژیم صهیونیستی دشمن مشترک ایران و گروههای مقاومت هستند. عقل و تجربه بارها اثبات کرده که در مقابل دشمن مشترک، باید از همه توان و ظرفیت خود استفاده کنیم و متحد و یکپارچه در برابر آن بایستیم. با ادامه حملات اسرائیل علیه حزبالله درحالیکه ایران پایبند به آتشبس باشد، دشمن همه توان خود را که قبلاً مجبور بود در چند جبهه بهکار گیرد، علیه حزبالله متمرکز خواهد کرد و این اتفاق میتواند منجر به ضربات سنگین و شاید جبرانناپذیری علیه محور مقاومت شود. سیاست راهبردی رژیم صهیونیستی همیشه این بوده که از جنگ در چند جبهه خودداری کرده و با هر یک از اجزاء محور مقاومت جداگانه درگیر شود. همانگونه که دشمنان برای تضعیف و ضربهزدن به ما از سیاستِ «تفرقه بینداز و حکومت کن» استفاده میکنند، ما نیز در مقابل باید با حفظ وحدت، قدرت خود را تقویت کنیم تا بتوانیم از جهات مختلف و اثرگذارتر به دشمن ضربه بزنیم.
2. حمایت و فداکاری گروههای مقاومت در جنگ 40 روزه
درحالیکه دشمن آمریکایی و صهیونیستی در جنگ 40 روزه مستقیماً به خاک ایران حمله کرد، اما حزبالله لبنان، حشدالشعبی عراق و انصارالله یمن حمایت از ایران را در دستور کار خود قرار دادند و به مواضع آمریکا و رژیم صهیونیستی حمله کردند. (2) این حمایت در حالی بود که آنها میتوانستند سکوت کرده و وارد این درگیری نشوند و اینهمه خسارت نبینند. تنها در یک مورد، تعداد شهدای حزبالله در جنگ اخیر حدود 4200 نفر بوده (3) که این آمار حتی از تعداد شهدای ایران در همین جنگ که حدود 3500 نفر بود، بیشتر است. (4). پیشازآن نیز در جنگ 12 روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران، این گروهها برای کمک به ایران اعلام آمادگی کرده بودند که ایران نپذیرفته بود. (5) طبیعی است که جمهوری اسلامی ایران بهپاس خدمات و فداکاریهای جانانه این گروهها در زمان جنگ، توقّف حملات علیه لبنان را یکی از شروط اصلی خود در مذاکرات آتشبس اعلام کند.
3. ایجاد عمق راهبردی برای حفظ امنیت مردم
متأسفانه در سالهای گذشته افرادی تصور میکردند حمایت از گروههای مقاومت ضروری نیست، چون جنگ اسرائیل با آنها کیلومترها دورتر از کشور ماست و هر وقت دشمن به مرز ما رسید، خودمان با آن میجنگیم!
در نقد این دیدگاه سطحی باید بیان داشت:
اولاً این ادعا شاید در سالهای گذشته کمی قابلطرح بود، اما بعد از جنگ 12 روزه و 40 روزه که دشمن مستقیماً به کشور ما حمله کرده، طرح چنین ادعایی غلط است و لازم است ایران از گروههای همسو با خود برای جنگ علیه دشمن مشترک حداکثر حمایت را بکند؛
ثانیاً طرح این ادعا در همان دوران گذشته هم بسیار اشتباه بود، چراکه وحدت ساحات یک فایده دیگر غیرازآنچه در مورد اول بیان شد دارد که مختص ایران است.
توضیح آنکه در ادبیات نظامی و سیاسی اصطلاحی وجود دارد تحت عنوان «عمق استراتژیک.» عمق استراتژیک به زبان ساده یعنی آنکه یک کشور باید تا جایی که میتواند خط مقدّم جنگ را از سرزمین خود دور کند تا در خلال جنگ آسیب کمتری ببیند. بهعنوانمثال ایالاتمتحده با تأسیس ۷۵۰ پایگاه نظامی در بیش از ۱۳۰ کشور جهان (6) تلاش کرده بهجای آنکه در خاک خود با دشمن درگیر شود و احیاناً امنیت مردم و زیرساختهایش آسیب ببیند، خط مقدّم جنگ را هزاران کیلومتر دورتر از سرزمین خویش تعریف کند. مفهوم و فایده عمق راهبردی را در جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق علیه ایران هم میتوان بهخوبی دید. در دوران 8 سال دفاع مقدس شهرهای جنوبی و غربی که به مرز عراق نزدیک بودند، بیشترین آسیب را دیدند، ولی در مقابل، شهرهای شمالی یا شرقی که بیشترین فاصله را با خط مقدّم داشتند، کمترین آسیب را دیدند.
برای درک بهتر عمق راهبردی و فایده بزرگ و اختصاصی آن برای ایران به دو جنگ گذشته، یکی دور از مرزها و دیگری در مرز ایران دقت کنید. درزمانی که آمریکا با ایجاد داعش در منطقه به دنبال تضعیف گروههای مقاومت و تجزیه کشورها و درنهایت، حمله به ایران بود، جمهوری اسلامی توانست خط مقدّم جنگ را در همانجایی که داعش ایجاد شده بود، نگه دارد و اجازه رسیدن آن به مرزهای ایران را ندهد، اما در جنگ دیگر یعنی جنگ 40 روزه که محور مقاومت پیش از آن تضعیف شده بود، خط جنگ به کشور ما رسید. نتیجه را در آمار زیر ببینید. آمار سمت راست مربوط به جنگ با داعش و سمت چپ مربوط به جنگ 40 روزه است.
تخریب زیرساخت: صفر / متعدّد
بمباران مناطق مسکونی: صفر / هر روز و هر شب
مجازی شدن مدارس و دانشگاهها: صفر / تمام دوره جنگ
تعداد شهدا: حدود 2000 نفر (7) در بیش از 5 سال / حدود 3500 نفر در کمتر از 40 روز
اینها همه در حالی است که در سوریه و عراق بسیاری از زیرساختهای این دو کشور ازبین رفت، مردم بیگناه زیادی شهید و بسیاری آواره شدند، شهرها، مدارس و دانشگاهها ویران و وحشت عجیبی بین مردم شکل گرفت.
ازاینروی کشورهای مختلف بر اساس توان نظامی خود سعی میکنند برای حفظ امنیتشان عمق راهبردی یا منطقه حائل درست کنند. در این راستا حمایت ایران از محور مقاومت باعث بازدارندگی فرامرزی و درنتیجه، حفظ زیرساختها و امنیت مردم در سالهای متمادی گذشته شده است. در جنگ تحمیلی اخیر نیز که در پی تضعیف محور مقاومت، دشمن جرئت حمله به خاک ایران را پیدا کرد، وجود گروههای مقاومت باعث افزایش توانمندی عملیاتی ایران و امکان حمله به دشمن از مناطق مختلف شد.
۴. اظهار نظر صریح دشمن
سران رژیم صهیونیستی و آمریکایی بارها از گروههای مقاومت بهمثابه بازوهای جمهوری اسلامی یا نیروهای نیابتی ایران یاد کردهاند. این تعابیر هرچند صحیح نیست، چون این نیروها در عین همافزایی با ایران، در تصمیمگیری مستقل هستند، (8) اما یک نکته در درون خود دارد و آن اینکه وجود گروههای مقاومت در نگاه سران غربی، به نفع جمهوری اسلامی و به ضرر رژیم صهیونیستی است، پس، از هر طریقِ ممکن سعی در نابودی آنها دارند. بر این اساس بر ما لازم است تا از کسانی که حضور آنها به نفع کشور ایران است، حمایت کنیم.
۵. پاسخ به یک اشکال
با توجه به این نکته ممکن است کسی تصور کند ایجاد عمق راهبردی، بهنوعی سوءاستفاده از دیگران به نفع خودمان است! گویا ما آنها را سپر بلای جان خود کردهایم!
در پاسخ به این اشکال باید گفت کمک ما به محور مقاومت و بالعکس یک همکاری برد - برد است. این گروهها چه ما بخواهیم و چه نخواهیم، به دنبال بازپسگیری سرزمینهای غصب شده خودشان هستند. حمایت ما از این گروهها از یکسو باعث تقویت آنها شده تا بتوانند حق خود را پس بگیرند. بهعنوان نمونه، در سال 2000 میلادی حزبالله لبنان با حمایت ایران و فداکاری رزمندگانش توانست با شکست اسرائیل مناطق اشغالشده لبنان را آزاد کند.
از سوی دیگر، مقاومت این گروهها در برابر اسرائیل و تلاش برای احقاق حق خود، باعث دور شدن خط مقدّم جنگ از کشور ما نیز شده است. درواقع کمک ما، برای آنها ایجاد قدرت کرده است و برای ما ایجاد امنیت. امنیت چیزی نیست که بتوان برای آن حدّ و اندازه و قیمتی تعیین کرد. همینکه سالهای سال جنگ از یک کشور دور شود، بالاترین ارزش را دارد که با هیچچیز دیگری قابلمقایسه نیست. علاوهبراین، گروههای مقاومت به این هم اکتفا نکرده و در مواقع لزوم مثل جنگ 40 روزه وارد نبرد مستقیم با دشمن به نفع ایران شدهاند که توضیح آن پیشتر گذشت.
نتیجه:
تأکید جمهوری اسلامی ایران بر وحدت ساحات، ارتباط مستقیمی با منافع و امنیت ملّی کشور دارد، زیرا که این اقدام از یکسو باعث همافزایی علیه دشمن مشترک و ایجاد عمق راهبردی برای ایران شده است و از سوی دیگر قدردانی عملی از گروههایی است که در جریان جنگ 40 روزه، برای مردم ایران فداکاریهای زیادی کردهاند.
پینوشتها:
1. اسداللهی، مسعود، وحدت ساحات، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار شهید آیتاللهالعظمی سید علی خامنهای، 7 تیر 1405،
2. قاآنی، اسماعیل (فرمانده سپاه قدس)، وحدت ساحات نقطه قوّت امّت اسلامی و کابوس وحشت استکبار جهانی، پایگاه خبری سپاه نیوز، ۲۹ اسفند ۱۴۰۴، ۳۳۸۰۳،
3 . آمار شهدای حملات تلآویو به لبنان به ۴۱۹۲ نفر رسید، روزنامه جوان، 2 تیر ۱۴۰۵، 1365314،
Javann.ir/005jBC
4. آمار شهدای جنگ رمضان؛ 3519 شهید، 517 زن و 270 دانشآموز، خبرگزاری تسنیم، 18 مرداد 1405،
https://tasnimnews.ir/3666987
5. راجی، سید محمدحسین، دلایل هوشمندانه عدم درخواست کمک از متحدان در جنگ ۱۲ روزه، روزنامه کیهان، ۱۴ مهر ۱۴۰۴، ۳۱۹۷۴۹،
6. پراکندگی پایگاههای نظامی آمریکا در جهان، شورای راهبردی روابط خارجی، 3 تیر 1398،
7. جمعیت کل ایثارگران مدافع حرم 7308 نفر اعلام شد، پایگاه خبری حیات، ۱۸ مرداد ۱۴۰۲، 212037،







