۱۴۰۵/۰۴/۲۷ ۱۷:۴۳ شناسه مطلب: 101781
پرسش:
قرآن کریم به مسلمانان دستور داده که همیشه از پیامبر اطاعت کنند و این در حالی است که مطابق آیه ششم سوره حجرات، پیامبر شخصی را برای مأموریت مهمی در ارتباط با زکات، منصوب کرده که فاسق و دروغگو از آب درآمده است، بهطوریکه براثر دروغ آن شخص، پیامبر قصد داشت سپاهی آماده کند و وارد جنگ شود که قرآن، پیامبر را از این کار بازداشته و دستور به تحقیق میدهد.
این مشکل چگونه حل میشود؟
خداوند در آیه ششم سوره حجرات از مؤمنان خواسته است که اگر فاسق خبر آورد، درباره صحتوسقم آن تحقیق کنید و بدون تحقیق به خبر او ترتیب اثر ندهید:
«یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا إِنْ جٰاءَکُمْ فٰاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَیَّنُوا أَنْ تُصِیبُوا قَوْماً بِجَهٰالَهٍ فَتُصْبِحُوا عَلىٰ مٰا فَعَلْتُمْ نٰادِمِینَ؛
ای اهل ایمان! اگر فاسقی خبری برایتان آورد، خبرش را بررسی و تحقیق کنید تا مبادا از روی ناآگاهی، گروهی را آسیب و گزند رسانید و بر کرده خود پشیمان شوید.»
در این نوشتار به دنبال پاسخ به دو پرسش هستیم:
اولاً چرا پیامبر به شخص فاسق اعتماد کرد؟
ثانیاً چرا پیامبر به خاطر خبر یک فاسق تصمیم به جنگ گرفت؟
سبب نزول آیه نبأ
اکثر مفسران معتقدند آیه در رابطه با اعزام ولید بن عقبه اُمَوی نازل شده است:
1. پیامبر خدا صلیاللهعلیهوآله ولید بن عقبه اموی را مأمور کرد تا برای دریافت زکات و صدقات قبیله بنیمصطلق بهسوی آنان برود. وقتی خبر آمدن نماینده پیامبر به بنیمصطلق رسید، آنان خوشحال شدند و برای استقبال از او از آبادی هجوم آوردند؛ اما ولید که از دوران جاهلیت با این قبیله سابقه دشمنی داشت، هنگامیکه جمعیت آنان را دید، دچار ترس و سوءظن شد و گمان کرد قصد حمله به او را دارند. به همین دلیل، بدون آنکه با آنان ملاقات کند یا حقیقت را بررسی نماید، به مدینه بازگشت. ولید پس از بازگشت، به پیامبر گزارش داد که بنیمصطلق از پرداخت زکات خودداری کردهاند، او را از نزد خود راندهاند و حتی پس از اسلام آوردن، از دین بازگشتهاند. این گزارش بهاندازهای جدی بود که برخی مسلمانان برای جنگ با بنیمصطلق اعلام آمادگی کردند و خواهان جنگ شدند. بااینحال، پیامبر خدا در تصمیمگیری شتاب نکرد و فرمود باید حقیقت روشن شود: «إلا حتى أعلم العلم.» در این میان، گروهی از بزرگان بنیمصطلق به مدینه آمدند و ماجرا را توضیح دادند. آنان گفتند که با اشتیاق در انتظار فرستاده پیامبر بودهاند و برای استقبال از او بیرون رفتهاند، اما اصلاً او را ندیدهاند. همچنین تأکید کردند که همچنان بر اسلام پایبند هستند و آماده پرداخت زکاتاند. آنان علت رفتار ولید را دشمنیهای باقیمانده از دوران جاهلیت دانستند. پس از روشن شدن واقعیت و صدق گفتار بنیمصطلق، آیه نبأ نازل شد تا مسلمانان را از پذیرش شتابزده خبرهای تأییدنشده افراد فاسق برحذر دارد. (1)
2. ولید بن عقبه نزد پیامبر خدا آمد و گفت: بنیمصطلق از اسلام مرتد شدهاند و از پرداخت زکات خودداری میکنند. حضرت، خالد بن ولید را نزد آنان فرستادند و فرمودند: برو و به آنان نزدیک شو و ببین آیا آنان اذان میگویند یا نماز میخوانند. خالد و یارانش نزد آنان رفتند و شبهنگام در نزدیکی مردم اردو زدند و صدای نماز و اذان آنان را شنیدند. خالد برگشت و پیامبر را از واقعیت امر مطلع کرد. در اینجا بود که آیه نبأ نازل شد. (2)
همانطور که مشخص است این مسلمانان بودند که بعد از شنیدن گزارش دروغ ولید بن عقبه خواهان جنگ شدند؛ اما پیامبر با تصمیم آنان مخالفت کرد و فرمود: تا مشخص شدن واقعیت صبر میکند و سپس گروهی را به همراه خالدبنولید بهسوی بنیمصطلق فرستاد و از آنان خواست که درباره صحتوسقم ادعاهای ولید تحقیق کنند.
چرا پیامبر یک فاسق را مأمور دریافت زکات کرد؟
برخی قرآنپژوهان در مقام پاسخ به این سؤال گفتهاند:
«روشن است که فسقِ ولید بن عقبه، از ابتدا روشن نبود وگرنه پیامبر شخص فاسق را بهعنوان نماینده خود جهت دریافت زکات اعزام نمىکرد، بلکه پس از دروغى که ولید در مورد سرباززدن قبیله بنىمصطلق از پرداخت زکات گفت، این آیه، فسق او را آشکار ساخت تا پیامبر و مؤمنان بر اساس خبر او عمل نکنند.» (3)
بنابراین، انتخاب ولید توسط پیامبر خدا بر اساس ظاهری بوده که در آن زمان از خود نشان میداد و حضرت بر اساس ظاهر افراد کارها را پیش میبردند و کاری به باطن آنان نداشتند؛ بهعبارتدیگر، پیامبر مأمور به مدیریت جامعه بر اساس اسباب و علل طبیعی بودند، نه اینکه در تمام امور اجرایی از علم غیب خود (4) استفاده کنند.
نکته دیگر اینکه اگر قرار بود همه کسانی که گذشتهای آلوده داشتند از مسئولیتهای اجتماعی کنار گذاشته شوند، شمار اندکی از افراد باقی میماندند و اداره جامعه نوپای اسلامی عملاً ممکن نبود؛ لذا پیامبر خدا به همه اصحابشان فرصت برای جبران دادند و بسیاری از صحابه از این فرصت، حُسن استفاده را کردند و سوءاستفاده برخی از این فرصت، دلیل نادرستی اقدام خردمندانه پیامبر نیست.
نتیجه:
1. مطابق سبب نزول بیانشده برای آیه نبأ، این مسلمانان بودند که پس از شنیدن خبر دروغ ولید بن عقبه تصمیم به جنگ با قبیله بنیمصطلق گرفتند؛ اما پیامبر با آنان مخالفت کردند و گروهی را برای تحقیق و تفحص به سراغ آن قبیله فرستادند و مشخص شد ولید دروغ گفته است؛
2. پیامبر مأمور به مدیریت جامعه بر اساس اسباب و علل طبیعی بود، نه اینکه در تمام امور اجرایی از علم غیب استفاده کنند. افزون بر این، اکثر مسلمانان در آن جامعه سابقه شرک و بتپرستی و انواع انحرافات اخلاقی را داشتند و اگر پیامبر میخواست فقط از افرادی استفاده کند که سابقه خوبی داشتهاند، اداره حکومت ممکن نبود.
پینوشتها:
1. مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج ۴، ص ۹۲.
2. هواری، هود بن محکم، تفسیر کتاب الله العزیز، الجزایر، دار البصائر، چاپ اول، ۱۴۲۶ ق، ج ۴، ص ۱۷۱؛ طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج ۲۱، ص ۳۵۱.
3. قرائتی، محسن، تفسیر نور، تهران، مرکز فرهنگى درسهایى از قرآن، چاپ اول، 1388 ش، ج ۹، ص ۱۶۷.
4. آیات مختلفی از قرآن حاکی از علم غیب پیامبر خدا است؛ برای نمونه سوره جن، آیههای 26 و 27: «عٰالِمُ اَلْغَیْبِ فَلاٰ یُظْهِرُ عَلىٰ غَیْبِهِ أَحَداً * إِلاّٰ مَنِ اِرْتَضىٰ مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ یَسْلُکُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً؛ [او] دانای غیب است و هیچکس را بر غیب خود آگاه نمیکند؛ مگر پیامبرانی را که [برای آگاهشدن از غیب] برگزیده است، پس نگهبانانی [برای محافظت از آنان] از پیش رو و پشت سرشان میگمارد.»






