همسر نوح

مراد از عمل غیر صالح بودن فرزند نوح
درباره کنعانِ فرزند نوح دو دیدگاه هست: اقلیت او را فرزند واقعی نمی‌دانند، اما نظر مشهور و مؤیدِ روایت امام رضا(ع) این است که او پسر نوح بود.

پرسش:

آیا فرزند نوح واقعاً از نسل وی نبود که خداوند متعال به نوح می‌فرماید: «قَالَ یَنُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صَالِح»(هود/46)!؟ مراد از اینکه وی عمل غیر‌صالح بود چیست؟

پاسخ:

نوح چهار پسر داشت: سام، حام، یافث و کنعان (یام). (1) همه جز کنعان ایمان آوردند و سوار کشتی شدند. کنعان از سوارشدن خودداری کرد و در کناری ایستاد. نوح با دیدن او در میان امواج، او را صدا زد و گفت: «پسرم، با ما سوار شو و با کافران مباش؛» پسر در پاسخ گفت: به کوهی پناه خواهد برد تا غرق نشود. نوح به او هشدار داد که امروز هیچ پناهگاهی جز رحمت خداوند نیست. پس‌ازآنکه موج بین آنان حائل شد و نوح فهمید پسرش غرق خواهد شد، از روی اندوه و با استناد به وعده الهی مبنی بر نجات اهلش، با خدای خود گفت: «پروردگارا، پسرم از اهل من است و وعده تو حق است.» خداوند به نوح فرمود:

«قٰالَ یٰا نُوحُ إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ فَلاٰ تَسْئَلْنِ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّی أَعِظُکَ أَنْ تَکُونَ مِنَ اَلْجٰاهِلِینَ؛ (2)

خدا فرمود: ای نوح! به‌یقین او از خاندان تو نیست، او کرداری ناشایسته است، پس چیزی را که به آن علم نداری از من مخواه، همانا من تو را اندرز می‌دهم که مبادا از ناآگاهان باشی

 

کنعان پسر واقعی نوح علیه‌السلام نبود

مفسران درباره اینکه آیا این پسر، فرزند بیولوژیک نوح بوده یا نه باهم اختلاف دارند. گروهی معتقدند که کنعان فرزند واقعی و صلبی حضرت نبود؛ مهم‌ترین دلیل این گروه، قرائت متفاوتی از آیه ۴۲ سوره هود است. در این قرائت، عبارت «وَ نَادَىٰ نُوحٌ ابْنَهُ؛ و نوح پسرش را ندا داد»، به‌صورت «وَ نَادَىٰ نُوحٌ ابْنَهَا؛ و نوح پسر زنش را ندا داد» خوانده شده است. گاهی نیز الف حذف شده و حرف «هاء» به‌صورت مفتوح قرائت شده است: «وَ نَادَىٰ نُوحٌ ابْنَهَ.»(3) این قرائت از امیرالمؤمنین، امام باقر و امام صادق علیهم‌السلام نقل شده است.(4) بر اساس این قرائت، مرجع ضمیر، زن نوح است؛ بنابراین آن پسر، فرزند همسر نوح از شوهر دیگری (ربیبه) بوده، نه فرزند خود نوح.(5) دلیل دیگر این گروه، عبارت «إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ؛ همانا او از اهل تو نیست» است. به باور این گروه، خداوند با این جمله، نوح را از حقیقت امر آگاه کرده و به ایشان فهمانده که این پسر، فرزند واقعی او نیست؛ بلکه حاصل خیانت همسرش بوده و نوح از این موضوع خبر نداشته است.(6) مطابق روایتی از امام باقر علیه‌السلام، حضرت فرمودند: «نوح او را پسر خود خواند ولی نمی‌دانست که پسرش نیست.» (7) در روایتی دیگر از امام صادق علیه‌السلام تصریح شده که «وی پسر نوح نبوده، بلکه پسر زنش بوده و پسر زن هرکسی را پسر او می‌خوانند.» (8) این‌ها بر این باورند که منظور از خیانت در آیه دهم سوره تحریم «فَخٰانَتٰاهُمٰا» خیانت در امور زناشوئی است. (9) برابر این دیدگاه منظور از چیزی که حضرت نوح نسبت به آن علم نداشت «فَلاٰ تَسْئَلْنِ مٰا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ‌» همین بود که کنعان پسر واقعی او نیست. (10) چنانکه مراد از «إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ» هم این است که کنعان محصول عمل غیر صالح یعنی زناء است. (11) دلیل دیگری که این گروه ارائه کرده، عبارت «وَ نٰادىٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقٰالَ رَبِّ إِنَّ اِبْنِی مِنْ أَهْلِی»(12) است که نوح گفت: کنعان از اهل من است و نگفت: او از من است. (13) البته این دلیل با آیه‌ای که در آن واژه «اهل» برای فرزندان نجات‌یافته حضرت به‌کاررفته، نقض می‌شود:

«وَ نُوحاً إِذْ نٰادىٰ مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ فَنَجَّیْنٰاهُ وَ أَهْلَهُ مِنَ اَلْکَرْبِ اَلْعَظِیمِ؛ (14)

و نوح را [یاد کن] هنگامی‌که پیش‌ازاین ندا کرد: پس ندایش را اجابت کردیم و او و خانواده‌اش را از آن اندوه بزرگ نجات دادیم

 

کنعان پسر واقعی نوح علیه‌السلام بود

اکثر مفسران معتقدند که کنعان فرزند واقعی و صلبی حضرت بوده است. (15) اهم ادله آنان نیز بر این پایه است:

1. همسر هیچ پیامبری دچار عمل شنیع زناء نمی‌شود؛ چراکه چنین چیزی با شأن پیامبران علیهم‌السلام منافات دارد. (16) این پرتکرارترین دلیل این گروه است که البته به هیچ آیه و روایتی مستند نیست؛

2. قرائت «وَ نَادَىٰ نُوحٌ ابْنَهَ» با ادبیات عرب در تعارض و درنتیجه، شاذّ [غیر معتبر] است؛ چراکه تلفظ حرف «الف» آسان و سبک است و دلیلی برای حذف آن وجود ندارد. (17) قرائت «وَ نَادَىٰ نُوحٌ ابْنَهَا» که الف در آن حذف نشده نیز با رسم‌الخط قرآن سازگار نیست و درنتیجه، آن نیز شاذّ است؛

3. منظور از خیانت در آیه دهم سوره تحریم: «فَخٰانَتٰاهُمٰا» خیانت در امور زناشوئی نیست؛ بلکه منظور از آن، خیانت در دین (18) و نسبت دادن دیوانگی به حضرت نوح است. (19) «إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ» نیز به معنای این است که پسر حضرت نوح دارای عمل غیر صالح یعنی کفر بوده است؛ (20)

4. مطابق ظاهر قرآن، آن پسر فرزند حضرت نوح بوده است و حضرت او را با الفاظی همچون «یَا بُنَیَّ: ای پسرکم» و «ابْنِی: پسرم» خطاب قرار داد. البته این دلیل به باور مخالفان قابل‌قبول نیست؛ چراکه حضرت نوح گمان می‌کرد کنعان فرزند واقعی اوست و  بدین‌شکل او را مورد خطاب قرار داد، اما بعداً خدا واقعیت را به او گفت؛

5. مهم‌ترین دلیل این گروه، روایتی از حضرت امام رضا از امام صادق علیهماالسلام است که مطابق آن، کنعان، فرزند واقعی نوح بود، اما به دلیل مخالفت در دین، از دایره «اهل» حضرت خارج شد و وعده الهی به نجات اهل حضرت، شامل حالش نشد. (22)

نتیجه:

مفسران درباره این‌که فرزند نوح یا همان «کنعان» یا «یام»، واقعاً از نسل حضرت بود یا نبود باهم اختلاف‌نظر دارند. اقلیت معتقدند که کنعان پسر واقعی حضرت نبود و ایشان از این قضیه اطلاع نداشت؛ از‌این‌رو وقتی غرق شد، حضرت از خدا پرسید: چرا باوجود وعده‌ات به نجات اهل من و این‌که کنعان از اهل من بود، او را نجات ندادی؟ خدا در اینجا واقعیت را برای حضرت فاش کرد. مطابق این قول «إِنَّهُ عَمَلٌ غَیرُ صَالِح» یعنی کنعان محصول رابطه نامشروع همسر نوح بوده است؛ اما اکثریت مفسران معتقدند که کنعان پسر واقعی حضرت بود؛ لذا وقتی غرق شد، خدا گفت: او به خاطر اعمال ناصالحش از اهل تو خارج شده بود و درنتیجه، وعده من به حفظ اهلت شامل حال او نمی‌شد.

برای مطالعه بیشتر:

دیمه کارگراب، محسن، علی‌پور، امیر، «بررسی تفسیری درخواست حضرت نوح علیه‌السّلام در آیه 45 هود»، مطالعات تفسیری، زمستان 1399 ش، ش 44، صص 125-146.

پی‌نوشت‌ها:

1. برخی از مفسران از او با نام «یام» یادکرده‌اند. (طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج‏12، ص 23)

2. سوره هود، آیه 64.

3. سمرقندى، نصر، بحر العلوم‏، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1416 ق، ج ۲، ص ۱۵۱.

4. طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج ۵، ص ۲۴۳.

5. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشى، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه، چاپ اول، 1380 ق، ج ۲، ص ۱۴۸: «عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ‌ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه‌السلام‌ قَالَ‌: «وَ نٰادىٰ نُوحٌ‌ اِبْنَهُ‌» قَالَ‌: إِنَّمَا فِی لُغَهِ طَیٍّ‌ اِبْنَهُ بِنَصْبِ اَلْأَلْفِ یَعْنِی اِبْنَ اِمْرَأَتِهِ‌»؛ «عَنْ مُوسَى عَنِ اَلْعُلاَ بْنِ سَیَابَهَ‌ عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ علیه‌السلام‌: فِی قَوْلِ اَللَّهِ‌: «وَ نٰادىٰ نُوحٌ‌ اِبْنَهُ‌» قَالَ‌: لَیْسَ بِابْنِهِ إِنَّمَا هُوَ اِبْنُ اِمْرَأَتِهِ‌، وَ هُوَ لُغَهُ طَیٍّ‌ یَقُولُونَ لاِبْنِ اِمْرَأَتِهِ»؛ زمخشرى، محمود بن عمر، الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فى وجوه التأویل، بیروت، دار الکتاب العربی‏، چاپ سوم، 1407 ق، ج ۲، ص ۳۹۶.

6. طبری، جامع البیان عن تاویل آی القرآن، ج ۱۲، ص 425-427؛ ابن ‏ابى‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ریاض، مکتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، 1419 ق، ج ۶، ص ۲۰۳۴.

7. تفسیر العیّاشی، ج ۲، ص ۱۴۹: «عَنْ زُرَارَهَ‌ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه‌السلام‌: فِی قَوْلِ نُوحٍ‌: «یٰا بُنَیَّ اِرْکَبْ مَعَنٰا» قَالَ‌: لَیْسَ بِابْنِهِ قَالَ‌: قُلْتُ‌: إِنَّ نُوحاً قَالَ یَا بُنَیَّ قَالَ فَإِنَّ نُوحاً قَالَ ذَلِکَ وَ هُوَ لاَ یَعْلَمُ‌

8. قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی، محقق: طیب موسوی جزایری، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، 1363 ق، ج ۱، ص ۳۲۸: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اَللَّهِ علیه‌السلام‌: فِی قَوْلِ اَللَّهِ وَ نٰادىٰ نُوحٌ‌ اِبْنَهُ‌ فَقَالَ لَیْسَ بِابْنِهِ‌، إِنَّمَا هُوَ اِبْنُهُ مِنْ زَوْجَتِهِ عَلَى لُغَهِ طَیٍّ یَقُولُونَ لاِبْنِ اَلْمَرْأَهِ اِبْنُهُ.‌»

9. طبری، جامع البیان عن تاویل آی القرآن، ج ۱۲، ص 425-427؛ ابن ‏ابى‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ریاض، مکتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، 1419 ق، ج ۱۲، ص ۴۲۷.

10. طبری، جامع البیان عن تاویل آی القرآن، ج ۱۲، ص 425-427؛ ابن ‏ابى‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ریاض، مکتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، 1419 ق.

11. طوسى، محمد بن حسن‏، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، بی‌تا، ج ۵، ص ۴۹۴.

12. سوره هود، آیه 45.

13. زمخشری، الکشاف، ج ۲، ص ۳۹۶.

14. سوره انبیاء، آیه 76.

15. مقاتل بن سلیمان،‏ تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1423 ق، ج ۲، ص ۲۸۳.

16. طبری، جامع البیان عن تاویل آی القرآن، ج ۱۲، ص 425-427؛ ابن ‏ابى‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ریاض، مکتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، 1419 ق، ج ۱۲، ص ۴۲۹: «قَالَ قَالَ ابْنُ عَبَّاسٍ‌: هُوَ ابْنُهُ‌، مَا بَغَتِ‌ امْرَأَهُ نَبِیٍّ قَطُّ

17. نحاس، احمد بن محمد، اعراب القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیه، بیروت، منشورات محمد علی بیضون‏، چاپ اول، 1421 ق، ج ۲، ص ۱۶۹.

18. مقاتل بن سلیمان،‏ تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1423 ق، ج‏4، ص: 379

19. زید بن علی، تفسیر غریب القرآن (زید بن علی)، محقق: حسن بن محمدتقی حکیم، بیروت، الدار العالمیه، چاپ اول، 1412 ق، ج ۱، ص ۳۳۷: «و قوله تعالى: "فَخٰانَتٰاهُمٰا" معناه کانت امرأه نوح علیه‌السلام، تخبر النّاس أنه مجنون و کانت امرأه لوط علیه‌السلام تدل النّاس على الأضیاف و ما زنت امرأه نبی قط.»

20. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج‏10، ص 235؛ برخی نیز گفته‌اند درخواست حضرت نوح مبنی بر نجات یافتن کنعان عمل صالحی نبوده است! (طبری، جامع البیان فى تفسیر القرآن، ج‏12، ص 33)

21. تفسیر العیّاشی، ج ۲، ص ۱۵۱: «عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَلِیٍّ اَلْوَشَّاءِ‌ قَالَ‌: سَمِعْتُ اَلرِّضَا علیه‌السلام‌ یَقُولُ‌: قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ علیه‌السلام‌: إِنَّ اَللَّهَ قَالَ لِنُوحٍ‌: "إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ" لِأَنَّهُ کَانَ مُخَالِفاً لَهُ‌، وَ جَعَلَ مَنِ اِتَّبَعَهُ مِنْ أَهْلِهِ قَالَ‌: وَ سَأَلَنِی کَیْفَ یَقْرَءُونَ هَذِهِ اَلْآیَهَ فِی نُوحٍ‌ قُلْتُ‌: یَقْرَؤُهَا اَلنَّاسُ عَلَى وَجْهَیْنِ‌، «إِنَّهُ عَمَلٌ غَیْرُ صٰالِحٍ‌» وَ إِنَّهُ عَمِلَ غَیْرَ صَالِحٍ‌ فَقَالَ‌: کَذَبُوا هُوَ اِبْنُهُ‌، وَ لَکِنَّ اَللَّهَ نَفَاهُ عَنْهُ حِینَ خَالَفَهُ فِی دِینِهِ‌.»