۱۴۰۴/۱۰/۲۸ ۲۲:۴۷ شناسه مطلب: 101100
پرسش:
میگویند؛ رسولالله صلیاللهعلیهوآله موقع «اقرأ» گفتن جبرئیل، گفت نمیدانم، اما کوروش بعد از هزار و چندصدسال سخنانش شده منشور سازمان ملل. چه پاسخی دارید؟
امروزه در فضاهای شبههبرانگیز، مقایسههایی میان انبیا و ائمه علیهمالسلام با دیگران مطرح میشود که هدفشان تخریب چهره معصومین است. یکی از این مقایسهها، قیاس بین پیامبر خاتم حضرت محمد صلیاللهعلیهوآله و کوروش کبیر است. هدف از این قیاس، زیر سؤال بردن جایگاه پیامبر صلیاللهعلیهوآله هست. در شبهه موردنظر چنین مطرح شده که: «رسول خدا صلیالله علیه و آله وقتی جبرئیل به ایشان فرمود "اقرأ" (بخوان)، پاسخ داد "ما أنا بقارئ" (نمیتوانم بخوانم)، اما کوروش هزاران سال پیش سخنانی گفته که امروزه منشور سازمان ملل است؛ پس چرا رسول خدا صلیاللهعلیهوآله که خاتم پیامبران است، نتوانست مانند کوروش سخن بگوید؟»
تفاوت جایگاه کوروش و پیامبر صلیاللهعلیهوآله
کوروش یک پادشاه و فرمانروای سیاسی بود که در عصر خود بهعنوان پادشاهی مقتدر شناخته میشد و هرگز مأمور ابلاغ وحی الهی نبود. ازاینرو، آنچه در برخی منابع بهعنوان منشور از او آورده شده، درواقع سخنانی سیاسی است؛ اما پیامبر صلیاللهعلیهوآله نقش پیامآور وحی الهی را داشتند، نه صرفاً یک پادشاه یا فرمانروا؛ بنابراین وظیفه ایشان ابتدا ابلاغ پیام الهی و هدایت انسانها بود، نه نگارش منشور سیاسی. البته با توسعه اسلام و حکومت اسلامی، دیوانها، آییننامهها و قوانین حکومتی توسط خلفا و حاکمان اسلامی و با راهنمایی ائمه علیهمالسلام تدوین شد که در جای خود باید بررسی شود. چنانکه امیرالمؤمنین علیهالسلام هنگام اعزام مالک اشتر به مصر، نامهای به او نوشتند و دستورالعملهایی در موضوع حکومتداری و سیاست اداره جامعه به او آموختند (1) که بسیار مورد توجه قرار گرفته است.
معنا و مفهوم عبارت: «ما أنا بقارئ»
این جمله که پیامبر صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «ما أنا بقارئ» (2) یعنی: «من خواننده نیستم» یا «نمیتوانم بخوانم»، بههیچوجه نشانه ضعف نیست، بلکه بیسوادی پیامبر صلیاللهعلیهوآله (اُمی بودن) به معنای عدم آموختن از بشر بود (3) و این خود نشانه صداقت و معجزه قرآن است؛ زیرا پیامبری که درس نخوانده، کتابی آورد که هنوز بشر نتوانسته مانند آن بیاورد. ازاینرو قرآن بارها تأکید کرده است که پیامبر صلیاللهعلیهوآله امی بود تا کسی نتواند بگوید آنچه آورده، از منابع بشری است:
«وَ ما کُنتَ تَتْلُوا مِن قَبْلِهِ مِن کِتَابٍ وَ لَا تَخُطُّهُ بِیَمِینِکَ إِذًا لَّا ارْتَابَ الْمُبْطِلُونَ» (4) یعنی: «تو پیش از این قرآن، کتابی نمیخواندی و با دست خود چیزی نمینوشتی که در این صورت باطلگرایان شک میکردند.»
بنابراین، اتفاقاً این ناتوانی از خواندن در آغاز وحی، برهانی بر صداقت و الهی بودن قرآن است، نه عیب.
از طرفی، عبارت «نمیتوانم بخوانم» دلالت بر عدم توانایی در بیان جملات حکیمانه، دقیق و مدبرانه نبوده و چهبسا رسول خدا صلیالله علیه و آله، ضمن اینکه توانایی خواندن نداشتند، فردی فصیح و بلیغ در جامعه به شمار میآمدند. (5)
منشور کوروش؛ آیا واقعاً منشور حقوق بشر است؟
ادعای اینکه منشور کوروش (استوانه کوروش) همان منشور حقوق بشر سازمان ملل است، اغراقآمیز و تحریفشده است. منشور کوروش یک متن سیاسی سلطنتی بود که برای اعلام پیروزی و تثبیت قدرت او پس از فتح بابل نگاشته شد. نهایتاً در مورد این منشور میتوان گفت اولین منشور سیاسی و حکومتی بوده است.
قرآن؛ فراتر از منشور حقوق بشر
در مقایسه قرآن با منشور کوروش، باید دانست که منشور کوروش چند جمله ساده و تاریخی است که بهقصد سیاستورزی و تثبیت قدرت نوشته شده، نه هدایت انسانها بهسوی تعالی؛ اما قرآن، فارغ از محتوا، ازنظر زبان، بلاغت و تأثیرگذاری، بیرقیب است و هیچ متنی قابلیت مقابله با آن را ندارد. مفاهیم متعددی از قرآن با اصول حقوق بشر مدرن تطابق دارد و در برخی موارد، حتی مبنای الهامبخشی برای تدوین اصول حقوق بشر بودهاند؛ بهویژه در جوامع اسلامی یا در نهادهایی که میخواستند نسخهای بومی از حقوق بشر داشته باشند (مانند منشور حقوق بشر اسلامی).
در ادامه، چند نمونه از آیات قرآن را بررسی میکنیم که مستقیماً یا غیرمستقیم به اصول حقوق بشر اشاره دارند:
1. کرامت ذاتی انسان (حق کرامت انسانی): «وَ لَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ…» (6) این آیه تأکید میکند که همه انسانها، بدون در نظر گرفتن دین، نژاد، قومیت یا جنسیت، دارای کرامت ذاتی هستند.
2. آزادی اندیشه و عقیده: «لَا إِکْرَاهَ فِی الدِّینِ» (7) این آیه بیانگر حق انتخاب دین و باور است و پایهای برای آزادی عقیده در حقوق بشر به شمار میرود.
3. حق حیات (زندگی): «مَن قَتَلَ نَفْسًا بِغَیْرِ نَفْسٍ… فَکَأَنَّمَا قَتَلَ النَّاسَ جَمِیعًا» (8) قرآن بر حرمت خون انسان و ارزش والای جان تأکید دارد.
4. عدالت برای همه: «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا کُونُوا قَوَّامِینَ بِالْقِسْطِ… وَ لَوْ عَلَی أَنفُسِکُمْ» (9) این آیه حق عدالت را برای همه افراد، حتی اگر به ضرر خود یا بستگان باشد، تضمین میکند که در حقوق بشر اصلی بنیادین است.
5. مساوات نژادی و قومی: «یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَ أُنثَی وَ جَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَ قَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا…» (10) این آیه بر رد هرگونه تبعیض نژادی، قومی و جنسیتی و تأکید بر مساوات انسانی دلالت دارد.
شایانذکر است در اسناد رسمی سازمان ملل متحد، مستقیماً به آیات قرآن استناد نشده است، زیرا آن اسناد بر پایه عرفی و غیرمذهبی تدوین شدهاند؛ اما در سند «حقوق بشر اسلامی» (که در سال 1990 توسط سازمان همکاری اسلامی در قاهره تصویب شد،) اصول قرآنی مبنای کامل این منشور قرار گرفتند. (11)
نتیجه:
وقتی پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله فرمود: «ما أنا بقارئ،» این نه ضعف بود و نه ناتوانی، بلکه نشانه صداقت و اعجاز پیام او بود. قرآن که ایشان آوردند، معجزهای زنده است که در دل میلیاردها نفر جای دارد؛ اما منشور کوروش صرفاً سندی تاریخی است. مقایسه این دو قیاسی معالفارق است. البته مفاهیم متعددی از قرآن با اصول حقوق بشر مدرن تطابق دارد و در جوامع اسلامی یا در نهادهایی که میخواستند نسخهای بومی از حقوق بشر داشته باشند، به آیات آن استناد کردهاند.
پینوشتها:
1. سید رضی، محمد بن حسین، نهجالبلاغه، تصحیح صبحی صالح، قم، هجرت، ۱۴۱۴ ق، نامه ۵۳، ص ۴۲۹. ابنشعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول، تحقیق علیاکبر غفاری، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۰۴ ق، ص ۱۲۶-۱۴۹.
2. مقریزی، تقى الدین، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفده و المتاع، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ اول، 1420 ق، ج3، ص 3.
3. قرشی، سید علیاکبر، قاموس قرآن، تهران، دارالکتب الإسلامیه، چاپ ششم، ۱۳۷۱ ش، ج ۱، ص ۱۱۹
4. سوره عنکبوت، آیه 48.
5. مفید، محمد بن محمد بن نعمان (منسوب)، الإختصاص، قم، انتشارات، کنگره شیخ مفید، چاپ اول، 1413 ق، ص 187.
6. سوره اسراء، آیه 70
7. سوره بقره، آیه 256
8. سوره مائده، آیه 32
9. سوره نساء، آیه 135
10. سوره حجرات، آیه 13
11. کوثری، وحید؛ مشهدی، علی، سلمان نوری، مهسا، اعلامیه 1990 قاهره پیرامون حقوق بشر در اسلام نقدی بر خلأ مبانی یا سایه سنگین الگوی غربی؛ مطالعات حقوق بشر اسلامی بهار و تابستان 1398 - شماره 16 (18 صفحه - از 57 تا 74) 1398.






