محشورشدن جانوران

بررسی حشر حیوانات در قرآن

پرسش:

 آیا در قرآن کریم دربارۀ حشر و زنده‌شدن حیوانات در قیامت سخنی به میان آمده است؟ چه اتفاقی برای روح حیوانات پس مرگ می‌افتد؟ در برزخ چگونه‌اند؟ آیا آنها نیز در قیامت مانند انسان بر اساس کارهایی که انجام داده‌اند، مجازات می‌شوند؟

پاسخ :

«حشر» در لغت به ‌معنای جمع‌کردن است (1). ده‌ها آیۀ قرآن نشان‌دهندۀ محشورشدن انسان در قیامت است و در‌این‌باره جایی برای شک و تردید باقی نمانده است. پرسشی که در این نوشتار به دنبال پاسخ به آن هستیم، این است که آیا حیوانات نیز در قیامت محشور می‌شوند یا خیر؟

 

حشر حیوانات در قرآن

معتقدان به «حشر حیوانات در قیامت» به سه آیه از آیات قرآن استناد کرده‌اند:

«وَ مٰا مِنْ دَابَّهٍ فِی اَلْأَرْضِ وَ لاٰ طٰائِرٍ یَطِیرُ بِجَنٰاحَیْهِ إِلاّٰ أُمَمٌ أَمْثٰالُکُمْ مٰا فَرَّطْنٰا فِی اَلْکِتٰابِ مِنْ شَیْءٍ ثُمَّ إِلىٰ رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ: و هیچ جنبنده‌ای در زمین نیست و نه هیچ پرنده‌ای که با دو بال خود پرواز می‌کند، مگر آنکه گروه‌هایی مانند شمایند؛ ما چیزی را در کتاب فروگذار نکرده‌ایم، سپس همگی به ‌سوی پروردگارشان گردآوری می‌شوند» (2).

«وَ مِنْ آیٰاتِهِ خَلْقُ اَلسَّمٰاوٰاتِ وَ اَلْأَرْضِ وَ مٰا بَثَّ فِیهِمٰا مِنْ دٰابَّهٍ وَ هُوَ عَلىٰ جَمْعِهِمْ إِذٰا یَشٰاءُ قَدِیرٌ: و از نشانه‌های [ربوبیت و قدرت] او آفرینش آسمان‌ها و زمین است و [نیز] آنچه از جنبنده میان آن دو پراکنده است. و او هرگاه بخواهد بر جمع‌کردنشان تواناست» (3).

«وَ إِذَا اَلْوُحُوشُ حُشِرَتْ: و هنگامی ‌که همۀ حیوانات وحشی محشور شوند» (4).

در ادامه آرای مفسران درباره این آیات را بررسی می‌کنیم.

 

آیۀ 38 سورۀ انعام

بر اساس این آیه، هیچ جنبده‌ای روی زمین نیست مگر اینکه مانند ما انسان‌هاست: «إِلاّٰ أُمَمٌ أَمْثٰالُکُمْ». دربارۀ شباهت جانوران به انسان‌ها، اختلاف است (5)؛ برخی باورمندند آنها نیز همانند انسان‌ها امت‌امت و صنف‌صنف هستند (6)؛ اما برخی دیگر معتقدند آنها حتی در اموری همچون برانگیخته‌شدن در قیامت همانند انسان‌ها هستند (7).

آیه در ادامه می‌گوید: «مٰا فَرَّطْنٰا فِی اَلْکِتٰابِ مِنْ شَیْءٍ: ما از هیچ چیزی در کتاب فروگذار نکرده‌ایم». برخی معتقدند خداوند اعمال حیوانات را در کتاب ثبت کرده است؛ ازاین‌رو آنها نیز باید پاسخ‌گوی اعمال خود باشند. اما برخی دیگر معتقدند منظور از این کتاب، قرآن و بیان همۀ آن چیزی است که بشر برای هدایت به آن نیاز دارد (8).

بخش پایانی آیه یعنی «ثُمَّ إِلىٰ رَبِّهِمْ یُحْشَرُونَ» نیز مورد اختلاف است؛ بر این اساس گروهی معتقدند این بخش ناظر به حشر حیوانات در قیامت است (9)؛ اما گروهی دیگر باورمندند این بخش فقط درباره انسان است و ارتباطی با حیوانات ندارد (10).

طبری از باورمندان به حشر حیوانات، آیه را این‌گونه تفسیر کرده است: «چگونه ممکن است خداوند از اعمال شما انسان‌ها غافل باشد، درحالی‌که از عمل هیچ موجودی که بر زمین می‌جنبد و از عمل هیچ پرنده‌ای غافل نیست؟ آنچه انجام داده‌اند برای آنان محفوظ و همۀ اعمالشان در "امّ‌الکتاب" ثبت شده است. سپس خدای متعال آنان را می‌میراند و سپس در روز قیامت برمی‌انگیزاند و در مقابل اعمال خوب و بدشان به آنها پاداش و کیفر می‌دهد» (11).

محمدجواد مَغنیه از منکران حشر حیوانات، در مقام تفسیر این آیه می‌گوید: «خداوند در این آیه بیان مى‏کند که میان انسان‏ها و جنبنده‏‌ها و پرندگان، نوعى شباهت وجود دارد؛ اما این شباهت را آشکارا بیان نکرده است. مراد از کتاب در این آیه، قرآن است و خدا در قرآن آنچه بیانش براى انسان لازم بوده، از قبیل اصول و فروع دین و... همگى را بیان کرده. مراد از حشر چهارپایان در قرآن، مرگ آنهاست؛ چراکه حساب و مجازات، پس از تکلیف و مخالفت با آن است و تکلیفى نیست مگر بر کسى که داراى عقل باشد، حال آنکه جنبندگان و پرندگان عقل ندارند؛ بنابراین تکلیفى ندارند» (12).

 

آیۀ 29 سورۀ شوری

مطابق این آیه، خداوند هر زمانی که بخواهد، می‌تواند جنبندگان میان آسمان‌ها و زمین را جمع کند. مفسران معمولاً جنبندگان روی زمین را انسان‌ها دانسته‌اند. برخی نیز معتقدند واژۀ «دابه» بیشتر برای حیوانات به ‌کار می‌رود تا انسان. درباره اینکه منظور از جنبندگان آسمانی چه کسانی‌اند، اختلاف است: 1. فرشتگان؛ 2. انسان‌ها؛ 3. موجودات ناشناخته برای ما و ... (13)؛ چنان‌که دربارۀ کلمه «جمع» در این آیه نیز اختلاف است که آیا به معنای «حشر» است یا به معنای نابودی و انقراض. اگر به ‌معنای اول باشد، آیه می‌تواند دال بر محشورشدن حیوانات نیز باشد؛ اما اگر به ‌معنای دوم باشد، آیه می‌گوید هم خلق و پراکنده‌شدن جنبدگان بر روی زمین به دست خداست و هم نابودی و انقراض آنها که در این حالت ارتباطی با مسئله حساب و جزای حیوانات ندارد (14).

 

آیۀ 5 سورۀ تکویر

برای اثبات حشر حیوانات معمولاً به این آیه استناد می‌شود (15)؛ اما به باور برخی آیه دربارۀ آستانۀ قیامت است (16) و ارتباطی با قیامت و حساب و کتاب پس از آن ندارد (17). بسیاری از مفسران «حشر» در این آیه را به دلیل حدیثی از ابن‌عباس به معنای «مرگ» گرفته‌‌اند (18) و معتقدند حشر هر چیزی مرگ آن است مگر حشر انسان و جن. بسیاری نیز معتقدند «حشر» در این آیه به معنای «جمع» است و یکی از نشانه‌های قیامت این است که در آستانه قیامت حیوانات با وجود نفرتی که از هم دارند، از ترس آن روز در کنار هم جمع می‌شوند و سپس می‌میرند (19). برخی نیز آن را مربوط به قصاص برخی حیوانات به دلیل ظلم به برخی دیگر دانسته‌اند (20). خداوند انتقام ظالم را از مظلوم می‌گیرد و سپس همگی می‌میرند (21). نحاس نیز معتقد است خداوند آنان را در روز قیامت برمی‌انگیزاند تا در مقابل دردهایی که در این دنیا متحمل شده‌اند، به آنها عوض بدهد (22). مطابق این قول نیز اختلاف است که حیوانات پس از زنده‌شدن و گرفتن عوض برای همیشه در نعمت باقی می‌مانند یا پس از اینکه عوض دردهای خود را دریافت کردند، خداوند آنها را تبدیل به خاک می‌کند (23). قول دیگر این است که همگی خاک می‌شوند مگر آن حیواناتی که همانند طاووس مایه شادمانی و شگفتی انسان‌ها هستند (24). علامه طباطبایی دلالت آیه بر حشر حیوانات در قیامت را می‌پذیرد و سپس در ادامه می‌گوید: «اما اینکه وحشیان بعد از محشورشدن چه وضعى دارند و سرانجام کارشان چه‏ مى‏شود، در کلام خداى تعالى و در اخبارى که قابل اعتماد باشد، چیزى که از این اسرار پرده بردارد، نیامده است».‏ البته وی نیز در ادامه این احتمال را مطرح می‌کند که آیه درباره نشانه‌های قیامت باشد و منظور از حشر وحوش، خروج آنها از جنگل‌ها و بیشه‌ها و جمع‌شدنشان در کنار هم از ترس زلزله‌های روز قیامت باشد (25).

نتیجه:

درباره محشورشدن یا نشدن حیوانات در قیامت، مطلب صریحی در قرآن نیامده است؛ به ‌همین ‌دلیل میان مفسران در این موضوع اختلاف است. مخالفان حشر حیوانات معتقدند منظور از حشر در این آیات، مرگ یا جمع‌شدن حیوانات در آستانه قیامت است، نه اینکه آنها نیز همانند انسان‌ها در روز قیامت محشور شوند و حساب و کتاب داشته باشند؛ چراکه تکلیف فرع بر عقل است و حیوانات عقل ندارند. برخی دیگر معتقدند حیوانات نیز همانند انسان‌ها در قیامت محشور می‌شوند و حساب و کتاب دارند. به باور این گروه، مطابق ظاهر آیات قرآن حیوانات نیز هرچند نه به اندازه انسان، اما تا حدی درک و شعور و به همین اندازه تکلیف دارند؛ درنتیجه به همین اندازه مسئول هستند و به همین دلیل در قیامت محشور می‌شوند تا پاسخ‌گوی اعمال خود باشند.

برخی معتقدند خداوند حیوانات را در قیامت زنده می‌کند تا عوض دردهایشان در این دنیا را دریافت کنند و سپس می‌میرند و خاک می‌شوند. برخی نیز معتقدند آنها پس از حشر برای همیشه در نعمت باقی می‌مانند. گروه سومی معتقدند پس از حشر فقط آن دسته از حیواناتی زنده می‌مانند که مایه سرور انسان‌ها هستند و بقیه می‌میرند.

آیۀ «وَ إِذَا اَلْوُحُوشُ حُشِرَتْ»، مربوط به رخدادهای هولناک پیش از قیامت و جمع‌شدن حیوانات در کنار هم از ترس حوادث آن روز است و ارتباطی با حساب و کتاب پس از قیامت ندارد.

برای مطالعۀ بیشتر:

1. علی‌اکبر کلانتری؛ «بررسی تفسیری مکلف‌بودن حیوانات و محشورشدن آنها در آیه 38 انعام»؛ مطالعات تفسیری، ش 50، تابستان 1401 ش، ص 205 ـ 226.

2. محمدرضا نقدی و علی نصیری؛ «نظریه‌پردازی‌های علمی در دنیای حیوانات بر اساس آموزه‌های قرآنی»؛ قرآن و علم، ش 6، بهار و تابستان 1389 ش، ص 45 ـ 76.

پی‌نوشت‌ها:

1. علی‌اکبر قرشی؛ قاموس قرآن؛ چ 6، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج ‏2، ص 144.

2. انعام: 38.

3. شوری: 29.

4. تکویر: 5.

5. محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1420 ق، ج ‏12، ص 525.

6. عبدالرحمن بن محمد ابن‏ابى‏حاتم؛ تفسیر القرآن العظیم؛ چ 3، ریاض: مکتبه نزار مصطفى الباز، 1419 ق، ج ‏4، ص 1285.

7. احمد طبرانی؛ التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم؛ اردن: دارالکتاب الثقافی‏، 2008 م، ج ‏3، ص 25.

8. محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب؛ ج ‏12، ص 526.

9. محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب؛ ج 12، ص 529

10. محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ بیروت: دارالکتب العلمی، 1426 ق، ج ‏4، ص 80.

11. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ بیروت: دارالمعرفه، 1412 ق، ج ‏7، ص 119.

12. محمدجواد مغنیه؛ التفسیر الکاشف؛ قم: دارالکتاب الإسلامی، 1424 ق، ج ‏3، ص 186.

13. محمود بن عبدالله آلوسى؛ روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون‏، 1415 ق، ج ‏13، ص 39.

14. ناصر مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دارالکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج ‏20، ص 438.

15. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج ‏20، ص 214.

16. عبدالرحمن بن محمد ابن‏ابى‏حاتم؛ تفسیر القرآن العظیم؛ ج ‏10، ص 3402.

17. سیدمحمود طالقانی؛ پرتوى از قرآن؛ چ 4، تهران: شرکت سهامى انتشار، 1362 ش، ج ‏3، ص 173. ناصر مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه؛ ج ‏26، ص 174.

18. یحیى بن زیاد فراء؛ معانى القرآن؛ چ 2، قاهره: الهیئة المصریه العامه للکتاب‏، 1980 م، ج ‏3، ص 239.

19. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ ج ‏30، ص 43.

20. احمد طبرانی؛ التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم؛ ج ‏6، ص 447.

21. مکى بن حموش؛ الهدایه إلى بلوغ النهایه؛ شارجه امارات: جامعه الشارقه، کلیه الدراسات العلیا و البحث العلمی، 1429 ق، ج ‏12، ص 8077.

22. احمد بن محمد نحاس؛ اعراب القرآن؛ بیروت: دارالکتب العلمیه، منشورات محمدعلی بیضون‏، 1421 ق، ج ‏5، ص 98.

23. محمد بن حسن طوسی؛ التبیان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی‏، [بی‌تا]، ج ‏10، ص 281.

24. محمود زمخشری؛ اساس البلاغه؛ بیروت: دارصادر، 1399 ق، ج ‏4، ص 707.

25. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ‏20، ص 214.