مثال‌های قرآن

فرازمانی و جهان شمولی قرآن و کشتی بادبانی
قرآن با بهره‌گیری از مثال‌های تاریخ‌مند برای فهم مخاطبان اولیه،معارف فراتاریخی و جهان‌شمول خود را به‌گونه‌ای منتقل کرده که در هر زمان با تدبر قابل درک است.

پرسش:

در آیه 33 سوره شوری خداوند می‌فرماید: «اگر خداوند بخواهد باد را ساکن می‌گرداند پس کشتی‌ها بر پشت آب ساکن می‌مانند. به‌راستی‌که در آن نشانه‌هایی برای هر صبر پیشه‌ی سپاسگزاری هست... .» در زمان ما اصلاً حرکت کشتی‌ها متکی به نیروی باد نیست که بودن و نبودن باد سود و زیان قابل‌ذکری بر حرکت یا سکون کشتی‌ها مترتب کند؛ گویی که آیه برای زمان قدیم و با همان فهم ابتدایی نازل شده درحالی‌که وابستگی قرآن به زمان برای خود قرآن عیب بزرگی است. این مشکل چه جوابی دارد؟

پاسخ:

برخی از آیات قرآن ناظر به اشیاء یا افعالی هستند که امروزه دیگر کاربرد و رواجی ندارند. با خواندن این آیات، چه‌بسا به ذهن خطور کند که این آیات و قرائت آن‌ها برای انسان مدرن امروزی چه کاربردی دارد؟ در این نوشتار به این پرسش پاسخ می‌دهیم.

ذکر مثال‌های تاریخ‌مند در قرآن

پدرومادرها معمولاً در زمان کودکی فرزندشان با توجه به شناخت و فهم اندک او از دنیا، از طریق دل‌مشغولی‌های آن زمان او، همچون عروسک، آب‌نبات، توپ، الاکلنگ، قائم‌باشک و...، مفاهیم اخلاقی‌ای همچون راست‌گویی، درستکاری، احترام به بزرگ‌ترها، رعایت حقوق دیگران، فداکاری و کمک به همنوعان و... را آموزش می‌دهند. آیا تاکنون دیده یا شنیده شده که فرزندی وقتی بزرگ شد و به سن جوانی رسید، بگوید: آموزه‌های پدرومادرم برای زمان قدیم و بر اساس همان فهم ابتدایی من گفته شده و ارتباطی با زندگی امروزه من ندارد؟ خیر، زیرا هر انسان عاقلی می‌داند که اموری همچون عروسک و آب‌نبات فقط بهانه یا وسیله‌ای برای آموزش امور مهم‌تری بودند؛ وگرنه خودشان موضوعیتی نداشتند. حال اگر پدرومادر بخواهند برای این‌که مبادا بعدها فرزندشان در جوانی به آنان بگوید: آموزه‌های شما از طریق مثلاً توپ و الاکلنگ فقط برای کودکی من مفید بودند و ارتباطی با زمان کنونی من ندارند، بخواهند در زمان کودکی فرزندشان بدون استفاده از امور بچه‌گانه، آموزه‌های خود را به او منتقل کنند و بکوشند این آموزه‌ها اصلاً با زمان و مکان خاصی ارتباط و وابستگی پیدا نکند و اصطلاحاً جهان‌شمول باشد، آیا واقعاً فرزند در آن زمان متوجه سخنان آنان می‌شود و منظور آنان را درک می‌کند؟ آیا این مصداق بارز ضرب‌المثل «اومد ابروشو درست کنه، زد چشمشم کور کرد» نمی‌شود؟

قرآن و آموزه‌های آن، جهانی و جاودانه‌اند، اما نباید فراموش کرد که اگر قرآن مطابق فهم مخاطبان اولیه‌ی خودش سخن نمی‌گفت و با آنان ارتباط برقرار نمی‌کرد، اصلاً باقی نمی‌ماند و به دست آیندگان نمی‌رسید؛ به‌همین‌دلیل، قرآن در ضمن برقراری ارتباط با مخاطبان اولیه و سخن گفتن بر اساس فهم آنان، آموزه‌های جاویدان خود را بیان کرد؛ آموزه‌هایی که هرچند برخی از آن‌ها در نگاه بدوی و ساده‌انگارانه مختص زمان و مکانی خاص‌اند، اما با کنارزدن برخی از ظواهر زمانی و مکانی، معارفی آشکار می‌شود که تا انسان، انسان است برای هدایت و رسیدن به سعادت، به آن‌ها نیاز دارد.

قرآن و کشتی بادبانی

در رابطه با اشاره قرآن به کشتی بادبانی به چند نکته اشاره می‌شود:

1. قرآن با هدف اشاره به این آموزه که همه امور در این دنیا به اذن و اراده او در حرکت هستند، به باد و یکی از آثار آن‌که حرکت کشتی در دریا باشد، اشاره کرده و این مثال را وسیله‌ای برای هدفی والاتر قرار داده است. در چنین مواردی اگر شخصی به‌جای هدف، بر روی وسیله متمرکز شود، حکایتش حکایت همان کسی می‌شود که با انگشت اشاره ماه را به او نشان دهند، اما او به‌جای نگاه کردن به ماه، بر روی انگشت متمرکز شود و کلاً از ماه غافل شود!

2. در همه زبان‌ها ضرب‌المثل‌هایی به کار می‌رود که اشیاء یا افعالی که در آن‌ها، امروزه کاملاً منسوخ شده‌اند. برای نمونه، می‌توان به ضرب‌المثل‌های «خر رو واسه خوشی عروسی نمی‌برن، واسه آبکشیه» اشاره کرد که امروزه استفاده می‌شود؛ اما کسی به استفاده کردن از آن اشکال نمی‌کند و نمی‌گوید: این ضرب‌المثل برای گذشته است و ارتباطی با زمان ما ندارد؛ چراکه همگان هنوز که هنوزه به‌خوبی متوجه منظور گوینده از آن می‌شوند و به مراد او پی می‌برند؛

3. اشاره قرآن به کشتی بادبانی مشکلی متوجه فرا فرهنگی بودن این کتاب نمی‌کند؛ چراکه هرچند امروزه اکثر کشتی‌ها باقدرت موتور حرکت می‌کنند، اما همچنان شاهد قایق‌های بادبانی فراوانی در سرتاسر عالم هستیم. اگر تعداد این قایق‌ها از تعداد کشتی‌های بادبانی زمان نزول قرآن بیشتر نباشد، قطعاً کمتر نیست؛ چنان‌که اگر شناخت مردم در زمانه ما از قایق‌های بادبانی از شناخت مردم زمان نزول قرآن از کشتی‌های بادبانی بیشتر نباشد، قطعاً کمتر نیست. چنان‌که هرچند دیگر کشتی بادبانی زیادی نداریم، اما به‌جای آن توربین‌های بادی تولید برق داریم که در سرتاسر عالم پخش شده‌اند. نکته مهم این است که خداوند در قرآن از باد به‌عنوان آیه و نشانه خودش و همچنین یکی از مصادیق رحمتش یاد کرده است و توجه به مثال‌های بالا نشان می‌دهد که بودونبود کشتی بادبانی در معنای این آیه خللی ایجاد نمی‌کند؛ چراکه بشر در قدیم با حرکت کشتی‌های بادبانی و امروزه با حرکت توربین‌های بادی، این رحمت الهی را لمس و حس می‌کند و درنتیجه، در برابر پروردگارش خاضع و خاشع می‌شود و به پرستش او رو می‌آورد.

4. از دو حال خارج نیست: قرآن یا باید کلاً بی‌خیال استفاده از مثال می‌شد یا از مثال استفاده می‌کرد. اگر قرآن از مثال استفاده نمی‌کرد و آموزه‌های خود را تنها به‌صورت یک سلسله مفاهیم کلی بیان می‌کرد، در این صورت مخاطب اولیه اصلاً متوجه تعالیم آن نمی‌شد؛ درنتیجه، قرآن به دلیل نداشتن مخاطب کلاً از بین می‌رفت. اگر هم از مثال استفاده کرده باشد، باز از دو حال خارج نیست؛ از مثال‌های زمان‌های نزول استفاده نمی‌کرد، بلکه مثال‌هایی را از آینده بیان می‌کرد. در این صورت نیز باز مخاطبان اولیه متوجه منظور قرآن نمی‌شدند و قرآن را متهم به بیان مطالب عجیب‌وغریب می‌کردند و درنتیجه، باز قرآن باقی نمی‌ماند؛ بنابراین، تنها راه چاره این بود که قرآن از مثال‌های زمان نزولش استفاده کند و به فهم و درک مخاطبان آینده خود اعتماد کند؛ چراکه هر انسان عاقلی می‌داند که مثال هدف نیست، بلکه هدف آن چیزی است که برای آن مثال زده‌اند؛ به‌ویژه‌که هر مثالی بالاخره روزی منسوخ می‌شود؛ مثلاً اگر قرآن به کشتی گازوئیلی نیز اشاره می‌کرد باز با آمدن کشتی هسته‌ای این مثال منسوخ شده بود و در آینده نیز کشتی‌های دیگری می‌آیند و کشتی‌های هسته‌ای منسوخ خواهد شد.

5. برخی از آیات قرآن در نگاه بدوی و ساده‌انگارانه مختص زمان و مکانی خاص هستند، اما با کنارزدن برخی از ظواهر زمانی و مکانی، معارفی آشکار می‌شوند که تا انسان، انسان است، برای هدایت و رسیدن به سعادت به آن‌ها نیاز دارد. برای نمونه، آیه می‌خواهد بگوید همه‌چیز این عالم ازجمله باد در ید قدرت خداست و برای همین، به حرکت کشتی‌های بادی اشاره کرده است، باقطع‌نظراز قایق‌های بادبانی فراوانی که همچنان در اقصی نقاط دنیا وجود دارد و درنتیجه، مردم همچنان با شنیدن این مثال پی به مراد الهی می‌برند، حتی اگر هیچ کشتی یا قایق بادبانی‌ای دیگر وجود نداشت، مخاطب با خواندن این آیه و شنیدن مثالی که در آن ذکر شده پی به منظور الهی می‌برد؛ چنانکه امروزه با شنیدن ضرب‌المثل‌های قدیمی، به منظور استفاده‌کنندگان از آن‌ها پی می‌بریم. (1)

نتیجه:

1. همه انسان‌ها از زمان نزول قرآن تا قیام قیامت مخاطب این کتاب هستند و مطالب آن برای همه قابل استفاده است. در این میان، مخاطبان اولیه قرآن در درجه اولِ اهمیت قرار داشته‌اند؛ چراکه اگر قرآن نمی‌توانست بر اساس فهم و درک آنان با آنان سخن بگوید و با آنان ارتباط برقرار کند، دیگر کسی نبود که بخواهد قرآن را بخواند، حفظ کند و بنویسد و درنتیجه، قرآن به دست نسل‌های بعدی نمی‌رسید؛

 2. قرآن برای بیان مطالب خود نمی‌توانست به بیان یک سلسله آموزه‌های کلی اکتفا کند و چاره‌ای نداشت، مگر این‌که با استفاده از مثال، آموزه‌های خود را برای مخاطبانش ملموس و محسوس کند. اکثر مثال‌های قرآن فرازمانی و فرامکانی هستند و آن‌هایی هم که چنین نیستند، با جهان‌شمولی قرآن منافاتی ندارد؛ چنانکه استفاده از ضرب‌المثل‌هایی که متعلق به قدیم هستند و دیگر وجود ندارند، همچنان رایج است و هیچ‌کس آن‌ها را متعلق به گذشته و درنتیجه، غیرقابل استفاده برای زمان حال ندانسته است.

برای مطالعه بیشتر:

صالحی‌منش، مریم، «استعاره‌های مثال‌های قرآن و فرهنگ زمانه»، دین و دنیای معاصر، بهار و تابستان 1395 ش، ش 4، صص 39-52.

پی‌نوشت‌ها:

1. برای آگاهی بیشتر در این زمینه ر.ک: موسوی، سید محمدعلی، «تأثیرپذیری قرآن از فرهنگ زمانه؛ بررسی و نقد»، قم، بوستان کتاب، تهیه‌شده در مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی، چاپ اول، 1399 ش.