فراوانی آیات یهود

چرایی توجه زیاد قرآن به بنی اسرائیل و یهودیان
علت توجه ویژه قرآن به یهودیان را می توان به: نقش آنان در پرسش‌های مشرکان مکه، دشمنی و کارشکنی در مدینه، شباهت تاریخی بنی‌اسرائیل با امت اسلامی... بیان کرد.

پرسش:

چرا قرآن تا این حد به بنی‌اسرائیل و یهودیان توجه کرده و درنتیجه، شمار زیادی از آیات قرآن درباره یهودیان یا در واکنش به آنان است؟

پاسخ:

داستان هیچ قومی به‌اندازه قوم یهود یا همان بنی‌اسرائیل در قرآن مطرح نشده است. در 36 سوره از سوره‌های قرآن شاهد توجه به این قوم هستیم. (1) نام «موسی» 136 بار، نام «هارون» بیست بار، نام «فرعون» 67 بار، عنوان «بنی‌اسرائیل» 40 بار، عنوان «اهل الکتاب» که علاوه بر مسیحیان شامل یهودیان هم می‌شود و در موارد متعددی فقط یهودیان از آن اراده شده‌اند، 31 بار، عنوان «یهود» هشت بار، تعبیر «الذین هادوا» ده بار و عنوان «هود» 3 بار در قرآن ذکر شده است. در این نوشتار به دنبال چرایی این حجم زیاد از توجه قرآن به این قوم هستیم.

1. یهود و مرجعیت علمی مشرکان مکه

یهودیان، اهل‌کتاب و باسواد بودند و ازنظر اقتصادی نیز وضعیت خوبی داشتند. این امور دست‌به‌دست هم داده بود تا یهود در چشم اَعراب که نوعاً بی‌سواد بودند، اقلیتی برتر به شمار بیایند و آنان خود را پایین‌تر از یهودیان بدانند. (2) همین نگاه پائین به بالای اعراب به یهود، راه را برای نفوذ علمی ـ فرهنگی آنان بر اعراب باز کرده بود و در حقیقت گوش مشرکان به دهان یهودیان بود. به‌گونه‌ای‌که با آغاز بعثت پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله، مشرکان مکه در موارد متعددی برای آزمایش و به چالش کشیدن آن حضرت به علمای یهود مراجعه کردند تا از آنان سؤالاتی بیاموزند و نبوت پیامبر را راستی‌آزمایی کنند؛ برای نمونه، قریش سه نفر را به نزد یهودیان (نجران / مدینه) فرستادند تا از علمای یهود آن دیار مسائلی را بیاموزند و با آن پیامبر را بیازمایند. یهودیان به فرستادگان قریش گفتند: از او درباره ماجرای اصحاب کهف، موسی و خضر، ذوالقرنین و زمان قیامت / روح سؤال کنید و گفتند: اگر به سه سؤال اول پاسخ داد، اما به سؤال چهارم پاسخ نداد، پیامبر است؛ وگرنه دروغ‌گو است. (3) در موارد متعددی شبهه و اشکالی که از سوی مشرکان مطرح شده و قرآن به آن پاسخ داده، یهودیان به آنان آموزش داده بودند. (4) همین مرجعیت علمی پیداکردن یهودیان برای مشرکان سبب شده بود که وقتی مشرکان اشکال کردند و گفتند: پیامبر باید فرشته باشد، نه بشری مثل خودمان، قرآن ضمن اشاره به بشر بودن همه پیامبران گذشته، مشرکان را به اهل کتاب ارجاع داد و گفت: اگر خودتان در این زمینه علم ندارید، از علمای اهل کتاب که مورد قبول شما هستند، سؤال کنید. (5)

2. کارشکنی‌های فراوان یهود

پس از هجرت پیامبر خدا به مدینه، مسلمانان همسایه یهودیان شدند. یهودیان که تا دیروز منتظر ظهور پیامبر بودند، (6) با آمدن پیامبر نه‌تنها ایمان نیاوردند، بلکه به شیوه‌های مختلفی به مبارزه با ایشان برخواستند؛ به‌گونه‌ای که در دشمنی با اسلام گوی سبقت را از مشرکان ربودند و قرآن از آنان با عنوان «دشمن‌ترین مردم با مؤمنان» یاد کرد. (7) کارشکنی‌های یهودیان علیه‌ اسلام، قرآن، پیامبر و مسلمانان فراوان است. همکاری با کافران و مشرکان علیه مسلمانان، تحریک و تشویق مشرکان برای حمله به مدینه و حمایت مالی از آنان، خیانت به وطن در اثنای جنگ از طریق همکاری با دشمن، هدایت‌یافته‌تر دانستن عقاید بت‌پرستان نسبت به اسلام، کتمان حقایق برای گمراه‌سازی مردم و مسلمانان، اسلام‌آوری دروغین و تظاهر بدان در روز و کفر پس‌ازآن در شب برای تردیدافکنی در میان مسلمانان، تمسخر پیامبر، انتساب دروغین نوشته‌های خود به خدا برای گمراه‌سازی مسلمانان و... تنها شمار اندکی از دشمنی‌های یهودیان نسبت به اسلام و مسلمین است. (8) ازآنجاکه قرآن در دیالوگ و گفت‌وگوی با مخاطبان خود شکل‌گرفته و نسبت به حوادث زمان و مکان نزول خود بی‌توجه نبوده، پس اصلاً جای شگفتی نیست که بخش قابل‌توجهی از آیات مدنی قرآن در مقام مبارزه با توطئه‌های یهودیان باشد.

3. شباهت امت اسلامی به بنی‌اسرائیل

مطابق روایاتی که شیعه و سنی از پیامبر خدا نقل کرده‌اند امت اسلامی شباهت زیادی به بنی‌اسرائیل دارد. از پیامبر خدا نقل شده است که شما [مسلمانان] نیز گام‌به‌گام راه گذشتگان را در پیش خواهید گرفت و در این زمینه حتی به‌اندازه یک وجب هم تخطّی نخواهید کرد؛ به‌گونه‌ای‌که اگر یکی از آنان وارد سوراخ سوسماری شده باشد، شما نیز داخل خواهید شد. از پیامبر سؤال شد: منظورتان از گذشتگان، یهودیان و مسیحیان هستند؟ حضرت فرمود: پس چه کسی منظورم است؟! (9) با توجه به تَکرار تاریخ(10) اطلاع مسلمانان از تاریخ گذشته نقش مهمی در عبرت‌اندوزی آنان و جلوگیری از تَکرار اشتباهات گذشتگاه دارد.

نتیجه:

توجه فراوان قرآن به یهود و بنی‌اسرائیل موضوعی چندبُعدی است و نباید آن را منحصر به یک بُعد خاص کرد:

 1. تا زمانی که مسلمانان در مکه بودند، ارتباط آنان با یهودیان به‌صورت غیرمستقیم و باواسطه مشرکان مکه بود. یهودیان در میان مشرکان مکه، مرجعیت علمی داشتند و آنان برای اطلاع از صحت‌وسقم ادعاهای پیامبر خدا به علمای یهود مراجعه و از آنان سؤال می‌کردند. بسیاری از شبهات و اشکالات مشرکان به اسلام و قرآن نیز از آبشخور یهودیان سیراب شده بود و طبیعی است قرآن در مقام پاسخ به آن‌ها به عقاید یهودیان توجه داشته باشد و اصطلاحاً پاسخ نقضی بدهد؛

 2. پس از مهاجرت پیامبر به مدینه، اهل کتاب به‌مرور تبدیل به بزرگ‌ترین دشمن اسلام و مسلمانان شدند و به شیوه‌های مختلفی در مقابل پیامبر کارشکنی ‌کردند. این از یک‌سو و از سوی دیگر، قرآن در تعامل با مخاطبان خود و حوادث عصر نزول شکل‌گرفته و درنتیجه، عجیب نیست شمار زیادی از آیات قرآن در واکنش به توطئه‌های یهودیان باشد؛

 3. مطابق احادیث نبوی امت اسلامی در میان امت‌های گذشته، بیشترین شباهت را به بنی‌اسرائیل دارد؛ بنابراین، آشنایی هرچه بیشتر مسلمانان با تاریخ پرفرازونشیب این قوم سرکش و لجوج، نقش مهمی در عبرت‌اندوزی مسلمانان دارد تا اشتباهات آنان را تَکرار نکنند.

برای مطالعه بیشتر:

علی‌محمدی، عباسعلی و...، «رابطه رفتارشناسی قوم یهود با ذکر حداکثری بنی‌اسرائیل در قرآن»، مطالعات قرآنی، پاییز 1401 ش، ش 51، صص 120 -138.

پی‌نوشت‌ها:

1. علی‌محمدی، عباسعلی و...، «رابطه رفتارشناسی قوم یهود با ذکر حداکثری بنی‌اسرائیل در قرآن»، مطالعات قرآنی، پاییز 1401 ش، ش 51، صص 120 -138، ص 122.

2. مؤمنی، علی‌اکبر، بررسی تحلیلی مواجهه قرآن با یهود، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، 1390 ش، ص 31.

3. قمى، على بن ابراهیم‏، تفسیر القمی، محقق: طیب موسوی جزایری، قم، دار الکتاب، چاپ سوم، 1363 ق، ج‏2، ص 31؛ طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج‏6، ص 697؛ فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج‏21، ص 428.

4. طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج‏7، ص 401 و 402

5. سوره نحل، آیه 43. مقاتل بن سلیمان،‏ تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1423 ق، ج‏2، ص 470؛ طوسى، محمد بن حسن‏، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، بی‌تا، ج‏6، ص 384.

6. ابن‌سعد، الطبقات الکبری، بیروت، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، 1418ق، ج‏1،ص 1277.

7. سوره مائده، آیه 82.

8. امامت‌پدیا (https://fa.imamatpedia.com/wiki/قوم_یهود_در_قرآن)، مدخل «قوم یهود در قرآن»، بخش «کنش‌ها و واکنش‌های یهود در برابر قرآن».

9. قمى، تفسیر القمی، ج‏2، ص 413: «قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله: لترکبن سنه من کان قبلکم حذو النعل بالنعل و القذه بالقذه و لا تخطئون طریقتهم شبر بشبر و ذراع بذراع و باع بباع حتى أن لو کان من قبلکم دخل جحر ضب لدخلتموه قالوا الیهود و النصارى تعنی یا رسول الله قال: فمن أعنی لینقض عرى الإسلام عروه عروه فیکون أول ما تنقضون من دینکم الإمامه [الأمانه] و آخره الصلاه»؛ طبرى، محمد بن جریر، جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1412 ق، ج‏10، ص 122: «قال ابن عباس: ما أشبه اللیله بالبارحه؛ کالذین من قبلکم هؤلاء بنو إسرائیل شبهنا بهم، لا أعلم إلا أنه قال: و الذی نفسی بیده لتتبعنهم حتى لو دخل الرجل منهم جحر ضب لدخلتموه ... عن أبی هریره، قال: قال رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله: و الذی نفسی بیده لتتبعن سنن الذین من قبلکم شبرا بشبر و ذراعا بذراع و باعا بباع؛ حتى لو دخلوا جحر ضب لدخلتموه. قالوا: و من هم یا رسول الله، أهل الکتاب؟ قال: فمه؟»؛ طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج‏7، ص 367: «و صح‏ عن النبی صلی‌الله‌علیه‌و‌آله قوله سیکون فی أمتی کل ما کان فی بنی إسرائیل حذو النعل بالنعل و القذه بالقذه حتى لو أن أحدهم دخل جحر ضب لدخلتموه‏»؛

10. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج‏2، ص 160: «و الآیه [214 بقره] تدل على دوام أمر الابتلاء و الامتحان و جریانه فی هذه الأمه کما جرى فی الأمم السابقه؛ و تدل أیضا على اتحاد الوصف و المثل بتکرر الحوادث الماضیه غابرا و هو الذی یسمى بتکرر التاریخ و عوده». ر.ک: تبریزیان، زینب و...، «انگاره تکرار تاریخ در اندیشه تفسیری علامه طباطبایی با محوریت آیه 214 بقره»، مطالعات تفسیری، پاییز 1399 ش، ش 43، صص 35-54.