۱۴۰۵/۰۲/۳۱ ۲۰:۱۴ شناسه مطلب: 101551
پرسش:
برخی آیات قرآن کریم (مانند بقره/220، هود/55 و ...) با عبارتی شروع میشود که این عبارت هم ازلحاظ ساختار ادبی (زبانی) و هم ازلحاظ معنایی، کاملاً با آیه قبلی مرتبط است، پس چرا در همان آیه قبلی قرار نگرفته است؟ چه نکته بیانی در آن نهفته است؟
در برخی موارد آیه با کلماتی شروع شده که پایان آیه قبلی هستند و باید در انتهای آن میآمدند. برای نمونه به این آیه نگاه کنید:
«... وَ یَسْئَلُونَکَ مٰا ذٰا یُنْفِقُونَ قُلِ اَلْعَفْوَ کَذٰلِکَ یُبَیِّنُ اَللّٰهُ لَکُمُ اَلْآیٰاتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ * فِی اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَهِ وَ یَسْئَلُونَکَ عَنِ اَلْیَتٰامىٰ قُلْ إِصْلاٰحٌ لَهُمْ خَیْرٌ ...؛ (1)
... و از تو میپرسند: چه چیز انفاق کنند؟ بگو: ازآنچه افزون بر نیاز است. خدا اینگونه آیاتش را برای شما بیان میکند تا بیندیشید * درباره دنیا و آخرت و از تو درباره یتیمان میپرسند، بگو: اصلاح امور آنان بهتر است ... .»
همانطور که مشخص است عبارت «فِی اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَهِ» در آیه 220 متعلق به فعل «تَتَفَکَّرُونَ» در آیه 219 است (2) و باید بعدازآن فعل و در انتهای آن آیه میآمد، اما الآن در ابتدای آیه بعدی آمده است!
نمونه دیگر بر این پایه است:
«... قٰالَ إِنِّی أُشْهِدُ اَللّٰهَ وَ اِشْهَدُوا أَنِّی بَرِیءٌ مِمّٰا تُشْرِکُونَ * مِنْ دُونِهِ فَکِیدُونِی جَمِیعاً ثُمَّ لاٰ تُنْظِرُونِ؛ (3)
... هود گفت: من خدا را گواه میگیرم و شما هم گواه باشید که یقیناً من بیزارم ازآنچه شریک او قرار میدهید * به غیر او پس همه شما بر ضد من نیرنگ بزنید، سپس مهلتم ندهید.»
در این دو آیه نیز باز شاهد این هستیم که عبارت «مِنْ دُونِهِ» که متعلق به فعل «تُشْرِکُونَ» است، (4) بهجای اینکه بعداز آن فعل و در پایان آیه قبلی بیاید، در اول آیه بعدی آمده است.
دو نمونه دیگر نیز بر این پایه هستند:
«وَ إِنَّکُمْ لَتَمُرُّونَ عَلَیْهِمْ مُصْبِحِینَ * وَ بِاللَّیْلِ أَ فَلاٰ تَعْقِلُونَ؛ (5)
و شما همواره صبحگاهان [در مسیر سفرهایتان از کنار ویرانههای شهر] آنان گذر میکنید * و نیز شبانگاهان، آیا تعقّل نمیکنید؟»
«وَ إِنْ کٰانُوا لَیَقُولُونَ * لَوْ أَنَّ عِنْدَنٰا ذِکْراً مِنَ اَلْأَوَّلِینَ * لَکُنّٰا عِبٰادَ اَللّٰهِ اَلْمُخْلَصِینَ؛ (6)
و مشرکان [پیش از بعثت پیامبر] قاطعانه میگفتند: * اگر نزد ما کتابی چون کتابهای آسمانی پیامبران پیشین بود، * بیتردید از بندگان خالصشدۀ خدا میشدیم.» (7)
فاصله در قرآن
«فاصله» اسم فاعل از ریشه «فصل،» به معنای چیزی است که با جدا کردن دو قسمت از یکدیگر باعث تمیز و آشکار شدن آنها از هم میشود. در علوم قرآن تعاریف متعددی برای فاصله بیان شده است. برخی آن را حروف همگون پایان آیات میدانند. برخی دیگر آن را به آخِر آیه تعریف کردهاند، بدون اینکه مشخص کنند منظور از حرف، واژه یا جمله آخِر آیه است. زرکشی و سیوطی فاصله را به کلمه آخِر آیه تعریف کردهاند که مانند قافیه در شعر یا سجع در نثر، آهنگ خاصی به آیات میبخشد. فاصله بر سه گونه است: 1. حرف فاصله، 2. کلمه فاصله و 3. جمله فاصله؛ مثلاً در آیه بیستم سوره بقره که با جمله «إِنَّ اَللّٰهَ عَلىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» پایان یافته، «راء» حرف فاصله، «قدیر» کلمه فاصله و «إِنَّ اَللّٰهَ عَلىٰ کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ» جمله فاصله است. (8)
اهمیت فاصله
«فاصله» یکی از وجوه اعجاز قرآن، تجلی دهنده بلاغت این کتاب و زینتبخش آیات آن است که باعث همبستگی و هماهنگی آیات و سورهها باهم و نظمبخشی به آنها شده است. افزون بر این، سبب تأثیرگذاری بیشتر قرآن در مخاطبان و ترکیبکننده لفظ و موسیقی و معنا و همچنین تسهیلکننده حفظ قرآن است. همه این امور دستبهدست هم دادهاند تا این پدیده قرآنی از ارزش و اهمیت خاصی برخوردار باشد. (9)
اهتمام به رعایت فاصله در قرآن
فاصله یکی از زیباییهای قرآن و محاسن لفظی آن است و به همین دلیل، شاهد این هستیم که خداوند در قرآن به حفظ فاصله اهتمام دارد و از روشهای مختلفی از قبیل تقدم و تأخر، حذف؛ عدول؛ الحاق و اضافه برای حفظ فاصله استفاده کرده است. (10)
برای نمونه، به این دو آیه نگاه کنید:
«فَأُلْقِیَ اَلسَّحَرَهُ سُجَّداً قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ هٰارُونَ وَ مُوسىٰ؛ (11)
پس جادوگران سجدهکنان به رو درافتادند و گفتند: ما به پروردگار هارون و موسی ایمان آوردیم.»
«فَأُلْقِیَ اَلسَّحَرَهُ سٰاجِدِینَ * قٰالُوا آمَنّٰا بِرَبِّ اَلْعٰالَمِینَ * رَبِّ مُوسىٰ وَ هٰارُونَ؛ (12)
پس جادوگران به سجده افتادند. گفتند: ما به پروردگار جهانیان ایمان آوردیم، پروردگار موسی و هارون.»
چرا در آیه 70 سوره طه، اول هارون و سپس موسی آمده، اما در آیه 48 سوره شعراء اول موسی و سپس هارون آمده است؟ البته مطلب سوره شعرا عجیب نیست؛ چراکه مقام حضرت موسی علیهالسلام برتر از حضرت هارون علیهالسلام و اصل تقدم نام موسی بر هارون بوده و آنچه عجیب است تقدم نام هارون بر موسی است. با بررسی فاصله آیات قبل و بعد این دو آیه، پاسخ روشن میشود. فاصله آیات سوره طه «الف مقصوره» است؛ لذا خداوند برای حفظ این فاصله اول به هارون و سپس به موسی اشاره کرده تا آیه با «الف مقصوره» ختم شود و فاصله سوره حفظ شود؛ اما فاصله سوره شعراء دو حرف «نون» و «میم» است و لذا خدا همان چیزی که مقتضای اصل بوده یعنی تقدم نام موسی بر هارون را رعایت کرده است. (13)
چرایی آمدن تتمه آیه قبلی در آیه بعدی
علت اینکه گاهی تتمه آیه قبلی در آیه بعدی آمده، یا به تعبیر دیگر، «رأس آیه» دراثنای کلام و قبل از تمام شدن آن، ایجاد شده، رعایت فاصله است. (14) توضیح آنکه حرف فاصله سوره بقره در اکثر موارد حرف «ن» و سپس حرف «م» و گاهی حروف دیگری همچون «د» و «ر» و «ب» است؛ اگر عبارت «فِی اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَهِ» که متعلق به فعل «تَتَفَکَّرُونَ» است، در آخر آیه 219 آمده بود، فاصله آیه یعنی حرف «ه» با آیههای قبل و بعد ناهماهنگ بود.
چنانکه حرف فاصله سوره هود نیز هرچند حروف مختلفی همچون «ر»، «ن»، «د» و ... است و اگر عبارت «مِنْ دُونِهِ» که متعلق به «تُشْرِکُونَ» است، بهجای اینکه در اول آیه بعدی بیاید، بعد از متعلقّش و در پایان آیه قبلی آمده بود، فاصله این آیه با فاصله آیات قبل و بعد از آن کاملاً متفاوت و ناسازگار بود.
چرایی عدم تقدم و تأخر
شاید بپرسید چرا خداوند در این آیات با تقدم و تأخر فاصله را رعایت نکرد؟ پاسخ این است که اگر در آیه 219 سوره بقره «فِی اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَهِ» بر «لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ» مقدم میشد، خواننده گمان میکرد که «فِی اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَهِ» متعلق به «یُبَیِّنُ اَللّٰهُ لَکُمُ اَلْآیٰاتِ» است نه «لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ.»
چنانکه «مِنْ دُونِهِ» بخشی ازجمله صله اسم موصول «ما» است و همانطور که در ادبیات عرب گفته شده، تقدیم صله و حتی بخشی از آن بر موصول جایز نیست. (15) افزون بر این و بلکه مهمتر، (16) مرجع ضمیر «ه» در «مِنْ دُونِهِ،» کلمه «ما» موصول است و اگر «مِنْ دُونِهِ» بر آن مقدم میشد، عود و بازگشت ضمیر به متأخّر لفظاً و رتبتاً پیش میآمد که ازنظر قواعد ادبیات عربی جایز نیست. بله تقدیم «مِنْ دُونِهِ» بر فعل «تُشْرِکُونَ» جایز بود: «أَنِّی بَرِیءٌ مِمّا مِنْ دُونِهِ تُشْرِکُونَ» و مشخص نیست چرا خدا این کار را انجام نداد و ترجیح داد به شیوه کنونی عمل کند.
گفتنی است علمای تجوید معتقدند در چنین مواردی، آغاز قرائت با ابتدای آیه بعدی خوب نیست؛ چراکه بیمعنا میشود؛ لذا بهتر است پس از وقف بر پایان آیه قبلی، دوباره به آن آیه برگشت (عود) و کلمات ابتدایی آیه را به دنبال متعلق آنها در آیه قبلی قرائت کرد. (17)
نتیجه:
در پارهای آز آیات قرآن مشاهده میشود که تتمه آیه قبلی در آیه بعدی آمده است؛ برای نمونه، فعل (عامل) در آیه قبلی، اما معمولِ آن که طبیعتاً باید بعداز آن و در همان آیه بیاید، در آغاز آیه بعدی میآید. علت این امر رعایت «فاصله» است. به حرف پایانی هر آیه که معمولاً با حرف پایانی آیات قبلی و بعدی هماهنگ است، «حرف فاصله» گفته میشود؛ مثلاً حرف فاصله سوره کوثر «ر» است و همه آیات این سوره به این حرف ختم شدهاند. فاصله یکی از پدیدههای مهم قرآنی است که اهمیت و فواید فراوانی دارد؛ ازاینرو، خداوند بر حفظ فواصل آیات قرآن اهتمام خاصی داشته و از روشهای مختلف و متنوعی در راستای تحقق این هدف بهره برده است. یکی از این روشها ایجاد رأس آیه دراثنای کلام است تا فاصله آیه حفظ شود.
برای مطالعه بیشتر:
قیاس زارعیان، مریم، «واکاوی فواصل آیات قرآن کریم از منظر ساختشکنی،» مطالعات علوم اسلامی انسانی، پاییز 1399 ش، ش 37، صص 38-47.
پینوشتها:
1. سوره بقره، آیههای 219-220.
2. صنعانى، عبدالرزاق بن همام، تفسیر القرآن العزیز المسمى تفسیر عبدالرزاق، بیروت، دار المعرفه، چاپ اول، 1411 ق، ج1، ص 103. البته برخی نیز «فِی اَلدُّنْیٰا وَ اَلْآخِرَهِ» را متعلق به فعل «یُبَیِّنُ اَللّٰهُ لَکُمُ اَلْآیٰاتِ» گرفتهاند. (مکى بن حموش، مشکل إعراب القرآن، بیروت، دار الیمامه، چاپ سوم، 1423 ق، ص 105)
3. سوره هود، آیههای 54 و 55.
4. سمرقندى، نصر، تفسیر السمرقندى المسمى بحر العلوم، محقق: عمر عمروی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1416 ق، ج2، ص 156.
5. سوره صافات، آیههای 137-138.
6. سوره صافات، آیههای 167-169.
7. توفیقی، حسین، تفسیر پنج موضوع قرآنی، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، 1395 ش، ص 75.
8. آخوندی، علیاصغر، «ﺑﺮرسی ﺳﺎﺧﺘﺎرﺷﻨﺎﺳﺎﻧﻪ و ﺗﺤﻠﻴﻞ آﻣﺎری ﻓﻮاﺻﻞ ﻗﺮآنی»، ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻗﺮآن و ﺣﺪﻳﺚ، ﺳﺎل 13، ش 2، 1399 ش، ﺻﺺ 53-80، ص 55 و 56.
9. آخوندی، علیاصغر، «بازیابی جهات اهمیت فواصل قرآنی»، مشکوه، زمستان 1398 ش، ش 145، صص 57-77، ص 74.
10. توفیقی، حسین، تفسیر پنج موضوع قرآنی، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، 1395 ش، ص 62-68.
11. سوره طه، آیه 70.
12. سوره شعراء، آیههای 46-48.
13. خطیب اسکافی، محمد بن عبدالله، دره التنزیل و غره التأویل فی بیان الآیات المتشابهات فی کتاب الله العزیز، بیروت، دارالمعرفه، 1422 ق، ص 128.
14. توفیقی، حسین، تفسیر پنج موضوع قرآنی، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، 1395 ش، ص 75.
15. عباس، حسن، النحو الوافی، قم، دارالمحبین، چاپ اول، 1428 ق، ج 1، ص 313.
16. چون برخی تقدم ظرف و جارومجرور را مجاز میدانند. عباس، حسن، النحو الوافی، قم، دارالمحبین، چاپ اول، 1428 ق، ج 1، ص 313.
17. جریسی، محمد مکی نصر، نهایه القول المفید فی علم تجوید القرآن المجید، بیروت، دار الکتب العلمیه، 1424 ق، ص 161؛ عقرباوی، زیدان محمود، المرشد فی علم التجوید، عمان، دار الفرقان، 1427 ق، ج 1، ص 183.







