عداوت، دشمنی، یهود، یهودیان

پیامبر و شک در حقانیت قرآن
ارجاعات قرآن به اهل‌کتاب، ابزاری برای اتمام‌حجت بر مشرکان بوده و با تحلیل متن و سیاق، هیچ‌گونه دلالتی بر دخالت یا ساختار قرآن توسط آنان ندارد.

 

 پرسش:

مطابق آیه 94 سوره یونس خدا به پیامبر فرمود: اگر در قرآن شک داری از اهل کتاب سؤال کن! منظور از این آیه چیست؟ آیا پیامبر در قرآن شک داشته است؟ مگر خود قرآن اهل کتاب را تخطئه نکرده، پس چرا پیامبر را به آنان ارجاع می‌دهد؟

پاسخ:

خداوند در آیه 94 سوره یونس خطاب به پیامبرش فرمود: اگر در آنچه به تو نازل کردیم شک داری از کسانی که قبل از تو کتاب را می‌خوانند، سؤال کن:

«فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ فَسْئَلِ اَلَّذِینَ یَقْرَؤُنَ اَلْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ لَقَدْ جٰاءَکَ اَلْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلاٰ تَکُونَنَّ مِنَ اَلمُمْتَرِینَ؛

و اگر ازآنچه بر تو نازل کردیم در شک و تردیدی، از آنان که پیش از تو کتاب می‌خواندند بپرس تا روشن شود که حق از سوی پروردگارت به‌سوی تو آمده؛ بنابراین از تردیدکنندگان مباش.» (1)

در این نوشتار به سه سؤال درباره این آیه پاسخ می‌دهیم.

 

آیا پیامبر در حقانیت قرآن شک داشت؟

مفسران درباره این‌که پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله هیچ‌گاه در حقانیت آن‌چه‌که به او وحی شده، شک نکرده و درنتیجه، هیچ‌گاه به اهل کتاب مراجعه نکرده تا از آنان درباره حقانیت چیزی سؤال کند، (2) باهم اتفاق‌نظر دارند؛ (3) اما درباره چرایی خطاب شدن چنین آیه‌ای به پیامبر باهم اختلاف دارند؛ (4) درنتیجه، شاهد آرای مختلفی هستیم:

1. خدا می‌دانست که پیامبرش شک نکرده و سؤال هم نخواهد کرد، اما این نحوه سخن گفتن در عربی رایج است. چنانکه خدا درحالی‌که به‌خوبی می‌داند حضرت عیسی هیچ‌گاه به مردم نگفته که من و مادرم را به‌عنوان معبود انتخاب کنید، خطاب به ایشان می‌فرماید: آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را به‌جای خدا به‌عنوان دو معبود انتخاب کنید؟! ... . (5) در بین مردم رایج است که وقتی می‌خواهند نکته‌ای را متذکر شوند، کسی که از همه قدر و منزلتش بالاتر است را مخاطب قرار می‌دهند اما مابقی را قصد می‌کنند (6) تا از آنان زهرچشم بگیرند (7) و حساب کار دستشان بیاید. برای نمونه، در قرآن خطاب به پیامبر که قهرمان مبارزه با شرک است، گفته شده است:

 «لَئِنْ أَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ اَلْخٰاسِرِینَ؛ (8)

 اگر مشرک شوی، همه اعمالت تباه و بی‌اثر می‌شود و از زیان‌کاران خواهی بود

این آیه هرچند خطاب به پیامبر است، اما دیگران از آن اراده شده‌اند. (9) علت این‌که خداوند این مطلب را خطاب به پیامبرش گفته، این است که دیگران حساب کار دستشان بیاید و بفهمند وقتی خدا در مسئله شرک حتی با پیامبرش هم شوخی ندارد و شرک حتی عمل پیامبر را تباه و نابود می‌کند، خدا با آنان و نیز شرک با اعمالِ آنان چه خواهد کرد؟!

2. جمله شرطیه بر وقوع یا عدم وقوع شرط و جواب دلالت نمی‌کند؛ (10) از‌این‌جهت برخی از مفسران از پیامبر خدا نقل کرده‌اند که حضرت پس از نزول این آیه، فرمودند:

 «لا أشکُّ و لا أسألُ بعد، أشهدُ أنّه الحقُ مِن عندِ الله؛ ‏نه شک می‌کنم و نه سؤال می‌کنم. گواهی می‌دهم که آن از حق و از سوی خداست.» (11)

 برای نمونه، آیه «قُلْ إِنْ کٰانَ لِلرَّحْمٰنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ اَلْعٰابِدِینَ» (12) می‌گوید: اگر برای خدا فرزندی بود، منِ پیامبر نخستین پرستنده آن فرزند بودم. همان‌طور این آیه نمی‌گوید: خداوند فرزندی دارد و پیامبر اولین پرستش‌کننده آن بوده، آیه «فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ فَسْئَلِ اَلَّذِینَ یَقْرَؤُنَ اَلْکِتٰابَ» نیز نمی‌گوید: پیامبر در حقانیت چیزی که به او وحی می‌شده، شک داشته است. (13)

3. این آیه از باب «ایاک أعنی و إسمعی یا جاره»، یا به تعبیر فارسی‌زبانان «به در گفت دیوار بشنوه»، نازل شده است. در این شکل از سخن گفتن، متکلم شخصی را مخاطب قرار می‌دهد و با او سخن می‌گوید، اما غیر او را اراده کرده است. (14) برای نمونه، آیه 23 سوره اسراء خطاب به پیامبر می‌گوید: هرگاه یکی از پدرومادر یا دو نفرشان در کنارت به پیری رسند [چنانچه تو را به ستوه آورند] به آنان اُف مگوی و بر آنان [بانگ مزن و] پرخاش مکن و به آنان سخنی نرم و شایسته [و بزرگوارانه] بگو. (15) این آیه در حالی خطاب به پیامبر نازل شده که حضرت، پدرومادر خود را در عُنفُوان زندگی ازدست‌ داده بودند و در زمان نزول قرآن، اصلاً پدرومادر نداشتند؛ بنابراین، هر آیه‌ای که پیامبر را خطاب قرار داده، لزوماً شامل ایشان نمی‌شود. (16)

4. این آیه در مقام نرم‌کردن دل‌های کفار است؛ چراکه آنان بارها از پیامبر طلب دلیل کرده بودند و باوجود ارائه دلیل، ایمان نیاورده بودند؛ به‌همین‌دلیل، خجالت می‌کشیدند. خداوند برای این‌که به آنان بگوید طلبِ دلیل کردن عیبی ندارد، به پیامبرش می‌گوید: با این‌که سزاوارترین مردم به شک نکردن تو هستی، اما اگر تو هم شک کنی و دلیلی بخواهی، عیبی ندارد. (17)

5. این آیه نمی‌‌گوید: پیامبر شک کرده بود؛ بلکه می‌گوید: آن‌قدر راه‌های برطرف کردن شک در حقانیت پیامبر و قرآن زیاد است که حتی اگر خود پیامبر هم در حقانیت خودش شک کند، برای برطرف کردن شک ایشان ‌هم راهی وجود دارد. (18)

6. خدا در این آیه در مقام بیان شدت اطلاع اهل کتاب از نبوت پیامبر و حقانیت ایشان است و می‌گوید: آگاهی آنان از حقانیت پیامبر به‌اندازه‌ای است که حتی اگر خود پیامبر هم در حقانیت خودش شک کند، با مراجعه به اهل کتاب برطرف می‌شود. (19)

 

مخاطب واقعی آیه 94 سوره یونس چه کسانی هستند؟

این‌که آیه درباره پیامبر خدا نیست، قولی است که جملگی برآنند؛ اما سؤال این است که موضوع آیه چیست و آیه درباره چه کسانی نازل شده است؟

سوره یونس از سوره‌های مکی است که پیش از هجرت پیامبر خدا به مدینه نازل شد. (20) اکثر مفسران ‌همه آیات این سوره را مکی می‌دانند؛ (21) اما برخی از مفسران گفته‌اند آیه‌های 94 و 95 این سوره در مدینه نازل شده‌اند. (22) به باور این‌ها این آیات بعداً به دستور پیامبر خدا به این سوره مکی اضافه شده‌اند؛ اما این ادعا بدون دلیل است و تنها دلیلش می‌تواند این باشد که معتقدند مراد از «اَلَّذِینَ یَقْرَؤُنَ اَلْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ» عبدالله بن سلّام است که جلوتر فساد این قول مشخص می‌شود. به‌ویژه که به باور برخی همچون شعبی هیچ آیه‌ای از آیات قرآن درباره عبدالله نازل نشده است. (23)

با توجه به اعتقاد اکثر مفسران به مکی بودن همه آیات این سوره و نبود دلیلی برای استثناء کردن آیه 94 سوره یونس، این آیه درباره مشرکان مکه است. درباره این‌که چه چیزی سبب شک و تردید مشرکان شده و درنتیجه، خداوند آنان را به اهل کتاب ارجاع داده، شاهد آرای مختلفی هستیم:

1. مشرکان گفتند: چرا خدا فرشته‌ای را به‌عنوان پیامبر بر ما نازل نکرد که نیازی به آب و غذا و رفتن به بازار نداشته باشد؟! خدا به آنان می‌گوید: از کسانی که قبل از شما کتاب را می‌خوانند، سؤال کنید که آیا پیامبران قبلی نیاز به آب و غذا و رفتن به بازار داشتند یا نداشتند؟ (24)

2. مخاطب این آیه مشرکان مکه هستند که مدعی بودند شیطان قرآن را بر زبان پیامبر جاری کرده است. خدا به آنان می‌گوید اگر شک دارید به اهل کتاب مراجعه کنید تا به شما خبر بدهند که در تورات از پیامبری خبر داده شده است. (25)

 

منظور از «اَلَّذِینَ یَقْرَؤُنَ اَلْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ» چه کسانی هستند؟

درباره این‌که منظور از «اَلَّذِینَ یَقْرَؤُنَ اَلْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ» چه کسانی هستند، مفسران باهم اختلاف دارند. بسیاری از مفسران که نمی‌توانستند ارجاع قرآن به یهودیان را قبول کنند، گفته‌اند منظور از یهودیان مسلمان‌شده همچون عبدالله بن سلام، کعب الاحبار،(26) عبدالله بن صوریا (27) و تمیم داری هستند؛(28) اما این ادعا درست نیست؛ چراکه:

- اولاً پیش‌تر گذشت که آیه درباره مشرکان است و مشرکان از یهودیان مسلمان‌شده حرف‌شنوی نداشتند و به آنان مراجعه نمی‌کردند؛

- ثانیاً آیه با فعل مضارع می‌گوید کسانی که کتاب را می‌خوانند «یَقْرَؤُنَ» و این یعنی در حال نزول این آیه نیز آنان کتاب را می‌خوانده‌اند؛ اما یهودیان مسلمان‌شده چرا باید حتی پس از مسلمان شدن کتاب را بخوانند؟!

با قطع‌نظر از چرایی شک مشرکان، این‌که خداوند آنان را به اهل کتاب ارجاع بدهد، اصلاً عجیب نیست؛ زیرا در آیاتی همچون آیه 43 سوره نحل نیز مشرکان به «اهل ذکر» یا همان یهودیان ارجاع داده شده‌اند. مشرکان اهل کتاب را به دلیل این‌که کتاب داشتند اعلم از خود می‌دانستند؛ به‌همین‌دلیل، قرآن به آنان می‌گوید به همان کسانی که آنان را از خودتان داناتر می‌دانید، مراجعه کنید و از آنان درباره پیامبر بپرسید. (29) حتی با توجه به این می‌توان گفت: علت ارجاع مشرکان به یهودیان هر چه بوده، چیزی بوده که آنان در رابطه با آن نمی‌توانستند به مشرکان دروغ بگویند و مجبور بودند حقیقت را بیان کنند وگرنه خداوند مشرکان را به آنان ارجاع نمی‌داد.

نتیجه:

1. آیات مختلفی از قرآن وجود دارند که هرچند خطاب به پیامبر، اما درباره ایشان نیست؛ مثلاً قرآن خطاب به پیامبر فرمود: به پدرومادرت اف نگو و این در حالی است که حضرت پدرومادر خود را در کودکی ازدست‌ داده بودند و در زمان نزول این آیه پدرومادری نداشتند که بخواهند به آنان اف بگویند؛

 2. آیه جمله شرطیه است و چنین جملاتی از وقوع و عدم وقوع خبر نمی‌دهد؛

 3. آیه از باب «ایاک أعنی و اسمعی یا جاره» یا همان «به در بگو تا دیوار بشنود» نازل شده است؛

 4. سوره یونس مکی است و بنابراین، مخاطبان واقعی آیه مشرکان مکه هستند؛

 5. «اَلَّذِینَ یَقْرَؤُنَ اَلْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ» کسانی هستند که در هنگام نزول آیه، کتاب را می‌خواندند؛ بنابراین، منظور یهودیان مسلمان شده نیستند؛

 6. مشرکان تحت مرجعیت علمی یهودیان بودند و سخنان آنان را قبول می‌کردند؛ به‌همین‌جهت خداوند مشرکان مکه را به آنان ارجاع داد؛

 7. موضوع ارجاع مشخص نیست، اما هرچه بوده، یهودیان نمی‌توانسته‌اند در رابطه با آن به مشرکان دروغ بگویند و مجبور بودند حقیقت را بگویند.

پی‌نوشت‌ها:

1. از حسن بصری نقل شده که «إن» در این آیه نافیه است و نه شرطیه؛ ابن ‏عطیه، عبدالحق بن غالب، ‏المحرر الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، چاپ اول، 1422 ق، ج‏3، ص 142؛ بنابر این دیدگاه، آیه می‌گوید: تو شک نداری، اما اگر به دنبال اطمینان قلبی بودی، سؤال کن. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج‏17، ص 301.

2. به باور فخر رازی، قول اهل کتاب حتی اگر مؤمن باشند در این زمینه اصلاً حجت نیست؛ به‌ویژه که تورات و انجیل آنان تحریف شده است. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج‏17، ص 300

3. فقط از ابن عباس مطلبی نقل‌شده که گویا او شک کردن پیامبر را پذیرفته است! شخصی به ابن عباس مراجعه کرد و از شکی که به دلش افتاده بود، گله کرد. ابن عباس گفت: هیچ‌کس از این حالت در امان نیست و حتی خدا به پیامبرش گفت: اگر در آنچه به تو نازل کردیم، شک داری ... . ابن ‏ابى‌حاتم، عبدالرحمن بن محمد، تفسیر القرآن العظیم، ریاض، مکتبه نزار مصطفى الباز، چاپ سوم، 1419 ق، ج‏6، ص 1986) برخی صدور چنین سخنی از ابن عباس را منکر شده‌اند. ؛ ابن ‏عطیه، عبدالحق بن غالب، ‏المحرر الوجیز فى تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، چاپ اول، 1422 ق، ج‏3، ص 143؛ به‌ویژه که مطابق قول دیگری که از او نقل شده، او معتقد بوده هرچند آیه خطاب به پیامبر است، اما دیگران قصد شده‌اند. طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج‏5، ص 201.

4. طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش ، ج‏5، ص 201

5. سوره مائده، آیه 116: «وَ إِذْ قٰالَ اَللّٰهُ یٰا عِیسَى اِبْنَ مَرْیَمَ أَ أَنْتَ قُلْتَ لِلنّٰاسِ اِتَّخِذُونِی وَ أُمِّی إِلٰهَیْنِ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ ...؛ فراء، یحیى بن زیاد، معانى القرآن، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب‏، چاپ دوم، 1980 م، ج‏1، ص 479.

6. ماتریدی، محمد، تأویلات أهل السنه، چاپ اول، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، 1426 ق، ج‏6، ص 83؛ فخر رازی، التفسیر الکبیر، ج‏17، ص 300.

7. قشیرى، عبدالکریم بن هوازن‏، لطائف الإشارات، قاهره، الهیئه المصریه العامه للکتاب‏، چاپ سوم، 2000 م، ج‏2، ص 115.

8. سوره زمر، آیه 65.

9. جصاص، احمد بن على‏، احکام القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1405 ق، ج‏5، ص 23.

10. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج‏17، ص 300.

11. مقاتل بن سلیمان،‏ تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1423 ق، ج‏2، ص 248.

12. سوره زخرف، آیه 81.

13. نحاس، احمد بن محمد، اعراب القرآن، بیروت، دار الکتب العلمیه، بیروت، منشورات محمد علی بیضون‏، چاپ اول، 1421 ق، ج‏2، ص 234.

14. سمرقندى، نصر، تفسیر السمرقندى المسمى بحر العلوم‏، محقق: عمر عمروی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1416 ق، ج‏2، ص 132.

15. «وَ قَضىٰ رَبُّکَ أَلاّٰ تَعْبُدُوا إِلاّٰ إِیّٰاهُ وَ بِالْوٰالِدَیْنِ إِحْسٰاناً إِمّٰا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ اَلْکِبَرَ أَحَدُهُمٰا أَوْ کِلاٰهُمٰا فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ وَ لاٰ تَنْهَرْهُمٰا وَ قُلْ لَهُمٰا قَوْلاً کَرِیماً.»

16. جصاص، احمد بن على‏، احکام القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1405 ق، ج‏5، ص 23.

17. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق ، ج‏17، ص 301.

18. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج‏17، ص 301.

19. نسفى، عبدالله بن احمد، مدارک التنزیل و حقایق التاویل، بیروت، دار النفائس‏، چاپ اول، 14146 ق، ج‏2، ص 252.

20. سمرقندى، نصر، تفسیر السمرقندى المسمى بحر العلوم‏، محقق: عمر عمروی، بیروت، دارالفکر، چاپ اول، 1416 ق، ج‏2، ص 102.

21. طبرسى، فضل بن حسن، ‏مجمع‌البیان فی تفسیر القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ سوم، 1372 ش، ج‏5، ص 131.

22. مقاتل بن سلیمان،‏ تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1423 ق، ج‏2، ص 224: «سوره یونس کلها مکیه غیر آیتین و هما قوله تعالى: فإن کنت فی شک ... إلى قوله: ... فتکون من الخاسرین، فإنهما مدنیتان.‏» برخی نیز فقط آیه 40 این سوره را مدنی دانسته‌اند. دینورى، عبدالله بن محمد، تفسیر ابن وهب المسمى الواضح فى تفسیر القرآن الکریم‏، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون‏، چاپ اول، 1424 ق، ج‏1، ص 335.

23. سیوطى، عبدالرحمن بن ابى‏بکر، الدر المنثور فى التفسیر بالماثور، قم، کتابخانه عمومى آیت‌الله مرعشى نجفى، چاپ اول، 1404 ق، ج‏6، ص 39: «ما نزل فی عبد الله بن سلام رضی‌الله‌عنه شی من القرآن‏.»

24. عیاشى، محمد بن مسعود، تفسیر العیاشى، تهران، مکتبه العلمیه الاسلامیه، چاپ اول، 1380 ق، ج‏2، ص 128.

25. ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان (تفسیر ثعلبى)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1422 ق، ج‏5، ص 149.

26. طوسى، محمد بن حسن‏، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، بی‌تا، ج‏5، ص 430.

27. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج‏17، ص 301.

28. ثعلبى، احمد بن محمد، الکشف و البیان (تفسیر ثعلبى)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی‏، چاپ اول، 1422 ق، ج‏5، ص 149.

29. قرطبى، محمد بن احمد، الجامع لأحکام القرآن، تهران، ناصرخسرو، چاپ اول، 1364 ش، ج‏8، ص 382.

دلیل دشمنی یهودیان با فرشتۀ وحی بر اساس آیات قرآن
یهودیان به دلیل برخی باورها و حوادث تاریخی،جبرئیل را دشمن خود می‌دانستند،اما قرآن مخالفت با جبرئیل را مخالفت با خدا معرفی کرد؛زیرا فرشتگان تنها مجری فرمان الهی‌

پرسش:

چرا یهودیان با فرشتۀ وحی (جبرئیل) دشمنی دارند؟ (بقره: 97 ـ 98).

پاسخ:

جبرئیل در کنار میکائیل، اسرافیل و عزرائیل یکی از چهار فرشته مقرّب خداوند است. واژۀ «جبرئیل»، غیرعربی و در اصل عِبری و مرکّب از دو بخش «جَبْر» و «ایل» است. «جَبْر» به‌ معنای «بنده» و ایل اسمی از اسامی خداوند در زبان عبری است؛ بنابراین جبرئیل به معنای بندۀ خدا و معادل «عبدالله» در عربی است. قرآن سه مرتبه از این فرشته با عنوان «جبرئیل» یاد می‌کند و در کنار این عنوان، شاهد کاربست تعابیری همچون «روح‌الامین» (1)، «رسولٍ کریم» (2) «شدیدالقوی» (3)، «ذومِرّه» و «ذی‌قوه» و «مَکین»، «مُطاع» (4) و «روح‌القُدُس» (5) نیز برای او هستیم (6). قرآن در آیه‌های 97 و 98 سورۀ «بقره» از دشمنی برخی با جبرئیل خبر می‌دهد: «قُلْ مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِجِبْرِیلَ فَإِنَّهُ نَزَّلَهُ عَلىٰ قَلْبِکَ بِإِذْنِ اَللّٰهِ مُصَدِّقاً لِمٰا بَیْنَ یَدَیْهِ وَ هُدىً وَ بُشْرىٰ لِلْمُؤْمِنِینَ * مَنْ کٰانَ عَدُوًّا لِلّٰهِ وَ مَلاٰئِکَتِهِ وَ رُسُلِهِ وَ جِبْرِیلَ وَ مِیکٰالَ فَإِنَّ اَللّٰهَ عَدُوٌّ لِلْکٰافِرِینَ: بگو هرکه دشمن جیرئیل است، [دشمن خداست]؛ زیرا او قرآن را به فرمان خدا بر قلب تو نازل کرده است، درحالی‌که تصدیق‌کننده کتاب‌های پیش از خود و هدایت و بشارت برای مؤمنان است. هرکه با خدا و فرشتگان و رسولانش و جبرئیل و میکائیل دشمن باشد، [کافر است] و بی‌تردید خدا دشمن کافران است». در این نوشتار در مقام پاسخ به دو پرسش هستیم: 1. چه کسانی با جبرئیل دشمن هستند؟ 2. دلیل دشمنی آنان با جبرئیل چیست؟

سبب نزول آیه‌های 97 و 98 سورۀ «بقره»

دربارۀ سبب نزول این آیات در تفاسیر قرآن، ماجراهای مختلفی نقل شده و از افراد متفاوتی نام برده شده است (7)؛ اما همگی در این موضوع با هم اتفاق‌نظر دارند که یهودیان به پیامبر خدا علیه و آله السلام مراجعه کردند و پرسیدند کدام‌یک از میان ملائکه، وحی را برای شما می‌آورد؟ پیامبر خدا فرمود: «هم من و هم همۀ پیامبران گذشته، وحی را به وسیله "جبرئیل: از خدا دریافت می‌کنیم». یهودیان با شنیدن نام جبرئیل ناراحت شدند و گفتند: اگر گفته بودی «میکائیل»، ما حتماً به تو ایمان می‌آوردیم؛ اما جبرئیل دشمن ماست و به همین دلیل مسلمان نمی‌شویم» (8).

چرایی دشمنی یهودیان با جبرئیل

در تفاسیر در توضیح چرایی دشمنی یهودیان با جبرئیل به امور مختلفی اشاره شده است:

1. به باور یهودیان، جبرئیل فرشته نزول عذاب است و هرگاه نازل می‌شود، جنگ و سختی و بدبختی با خود می‌آورد؛ برخلاف میکائیل که فرشته نزول رحمت و باران است (9)؛

2. خداوند از طریق یکی از پیامبرانش به بنی‌اسرائیل خبر داد که در آینده شخصی به نام بخت‌النصر (نبوکد نصّر) بیت‌المقدس (هیکل و معبد سلیمان) را خراب خواهد کرد. یهودیان مردی را که برخی او را همان دانیال دانسته‌اند، به جستجوی او فرستادند و آن مرد بالاخره بخت‌النصر را در‌حالی‌که هنوز نوجوان بود، پیدا کرد و خواست بکشد. جبرئیل نازل شد و به آن مرد گفت: اگر این نوجوان همان کسی است که قرار است بیت‌المقدس را خراب کند، هرگز دستت به او نمی‌رسد؛ و اگر این همان کس نیست، با چه مجوزی می‌خواهی او را بکشی؟! آن مرد با شنیدن این سخن جبرئیل، بخت‌النصر را رها کرد. آن نوجوان بزرگ شد و بیت‌المقدس را خراب کرد (10)؛

3. جبرئیل خواب دانیال را به خرابی اورشلیم تعبیر کرد و بعدها این تعبیر محقق شد (11)؛

4. خداوند جبرئیل را موظف کرده بود که «نبوت» را در بنی‌اسرائیل قرار دهد، اما او خیانت کرد و آن را در بنی‌اسماعیل قرار داد (12)؛

5. جبرئیل بر پیامبر خدا علیه و آله السلام نازل می‌شد و ایشان را از توطئه‌های یهودیان آگاه می‌کرد (13).

از نگاه قرآن، فرشتگان فقط کاری را انجام می‌دهند که به آن مأمور شده‌اند و آنان هیچ‌گاه با خداوند مخالفت نمی‌کنند (14)؛ ازاین‌رو قرآن مخالفت با جبرئیل را مخالفت با خدا و حتی میکائیل دانسته است (15).

باور یهودیان کنونی درباره جبرئیل

امروزه یهودیان هرچند میکائیل را برتر از جبرئیل می‌دانند، اما با جبرئیل دشمنی ندارند و او را بعد از میکائیل، دومین فرشته مقرّب خدا می‌دانند. به باور یهودیان، میکائیل و جبرئیل معمولاً کارها را با همکاری هم انجام می‌دهند (16)؛ اما این امر بدین‌معنا نیست که فرموده قرآن درباره دشمنی دست‌کم یهودیان زمان و مکان نزول قرآن با جبرئیل صحیح نیست؛ چراکه با قطع‌نظر از الهی‌بودن قرآن، شاید برخی از اموری که علت دشمنی یهودیان با جبرئیل نقل شده است، همچون خیانت جبرئیل و انتقال نبوت از بنی‌اسرائیل به بنی‌اسماعیل، در بدو امر عجیب و حتی مسخره به نظر برسند و باور به اینکه یهودیان واقعاً به چنین اموری اعتقاد داشته‌اند سخت باشد؛ ولی آگاهی از مطالب کتاب مقدس یهودیان (تَنَخ) نه‌تنها این تعجب را برطرف می‌کند، بلکه متوجه می‌شویم آنان به اموری مشابه همین امور مسخره نیز معتقد بوده‌ و هستند؛ برای نمونه مطابق کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان (بایبل)، قرار بود پس از حضرت اسحاق علیه‌السلام، پسر بزرگش عیسو به پیامبری برسد؛ اما حضرت یعقوب علیه‌السلام از ضعف بینایی اسحاق در اواخر عمرش سوءاستفاده کرد و با جازدن خود به ‌جای عیسو، برکت (نبوت) را از اسحاق دزدید. اسحاق بعد متوجه خدعه و نیرنگ یعقوب شد؛ اما به عیسو گفت: دیگر برکتی برایم باقی نمانده است که به تو بدهم و بدین‌ترتیب، عیسو و خاندانش غلام یعقوب و خاندانش شدند (17).

نکتۀ دیگر نیز اینکه کتاب مقدس یهودیان از فرشتگانی که مأمور نزول عذاب هستند، با عنوان «فرشتگان شریر» یاد کرده است (18).

نتیجه:

یهودیان زمان پیامبر برای ایمان‌نیاوردن خود بهانه‌تراشی می‌کردند؛ از جمله می‌گفتند اگر به ‌جای جبرئیل، میکائیل وحی را برای تو می‌آورد، مسلمان می‌شدیم. خداوند با نزول آیه‌های 97 و 98 سورۀ «بقره»، مخالفت یهودیان با جبرئیل را مخالفت با خودش و حتی میکائیل دانست؛ چراکه فرشته‌ها از پیش خود کاری نمی‌کنند و همگی مطیع فرامین الهی هستند. مفسران درباره چرایی دشمنی یهودیان با جبرئیل به امور مختلفی همچون فرشتۀ نزول عذاب و سختی‌بودن جبرئیل، ممانعت جبرئیل از کشته‌شدن بخت‌النصر که بعدها بیت‌المقدس را تخریب کرد، تعبیر خواب حضرت دانیال به خرابی بیت‌المقدس توسط جبرئیل و انتقال نبوت از بنی‌اسرائیل به بنی‌اسماعیل اشاره کرده‌اند.

برای مطالعۀ بیشتر:

فاطمه زهرا رفیعی و ...؛ «چرایی دشمنی یهود با جبرئیل علیه السلام با تأکید بر آیه 97 بقره»؛ مطالعات تفسیری، دوره 11، ش 44، 1399 ش، ص 185 ـ 206.

پی‌نوشت‌ها:

1. شعراء: 193.

2. الحاقه: 40.

3. نجم: 5.

4. تکویر: 20.

5. نحل: 102.

6. على‌‏اکبر قرشى بنابى؛ تفسیر احسن الحدیث؛ چ 2، تهران: بنیاد بعثت، 1375 ش، ج ‏1، ص 197.

7. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ بیروت: دار‌المعرفه، 1412 ق، ج ‏1، ص 342.

8. على بن ابراهیم قمی؛ تفسیر القمی؛ محقق: طیب موسوی جزایری؛ چ 3، قم: دار‌الکتاب، 1363 ق، ج ‏1، ص 54. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ ج ‏1، ص 341. فضل بن حسن طبرسى؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ تهران: ناصر‌خسرو، 1372 ش، ج ‏1، ص 326.

9. على بن ابراهیم قمی؛ تفسیر القمی؛ ج ‏1، ص 54. سید قطب؛ فى ظلال القرآن؛ چ 35، بیروت: دار‌الشروق‏، 1425 ق، ج ‏1، ص 93.

10. محمود زمخشری؛ اساس البلاغه؛ بیروت: دار‌صادر، 1399 ق، ج ‏1، ص 169. عبدعلى بن جمعه حویزى؛ تفسیر نور الثقلین؛ چ 4، قم: اسماعیلیان‏، 1415 ق، ج ‏1، ص 103.

11. سفر دانیال، فصل 8، عبارات 15 ـ 27.

12. «فقالت الیهود: إن جبرئیل لنا عدو أمر أن یجعل النبوه فینا فجعلها فى غیرنا من عداوته إیانا» (مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، 1423 ق، ج ‏1، ص 125). جعفر سبحانی؛ مفاهیم القرآن؛ چ 4، قم: مؤسسه الإمام الصادق علیه السلام، 1421 ق، ج ‏7، ص 220.

13. فاطمه زهرا رفیعی و ...؛ «چرایی دشمنی یهود با جبرئیل علیه السلام با تأکید بر آیه 97 بقره»؛ مطالعات تفسیری، دورۀ 11، ش 44، 1399 ش، ص 197 ـ 200.

14. «یَخٰافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ یَفْعَلُونَ مٰا یُؤْمَرُونَ: از پروردگارشان که بر فراز آنان است می‌ترسند و آنچه را به آن مأمور می‌شوند، انجام می‌دهند» (نحل: 50). «... لاٰ یَعْصُونَ اَللّٰهَ مٰا أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ مٰا یُؤْمَرُونَ: ... از آنچه خدا به آنان دستور داده، سرپیچی نمی‌کنند و آنچه را به آن مأمورند، همواره انجام می‌دهند» (تحریم: 6).

15. بقره: 97 ـ 98.

16. آبراهام کُهِن؛ گنجینه‌ای از تلمود؛ ترجمه: امیرفریدون گرگانی؛ چ 2، تهران: اساطیر، 1390 ش، ص 71.

17. سفر پیدایش، سفر 27.

18. «و آتش خشم خود را بر ایشان فرستاد، غضب و غیظ و ضیق را، به فرستادن فرشتگان شریر» (مزامیر، مزمور 78، عبارت 49). چنان‌که نباید فراموش کرد که یهودیان پس از ظهور اسلام در برخی عقاید خود تجدیدنظر کردند؛ برای نمونه می‌توان به کتاب دلاله الحائرین نوشتۀ موسی بن میمون یهودی اشاره کرد که تحت تأثیر کلام اسلامی تألیف شده است.