شهادت امام حسن علیه‌السلام

معنای شعر امام حسین(ع) درشهادت امام حسن(ع)
شعر در رثای امام حسن(ع) است که امام حسین علیه‌السلام برای مبالغه و تأکید بر اندوه شدید خویش در سوگ برادر بیان فرموده است.

پرسش:

امام حسین علیه‌السلام در شهادت امام حسن علیه‌السلام می‌فرماید:

 «فلیس حریبا من اصیب بماله و لکنّ من واری أخاه حریب؛ برادر! غارت‌زده، کسی نیست که مالش را ببرند؛ غارت‌زده، کسی است که برادرش را خودش دفن کند

 آیا این جمله بار معنایی خاصی در فرهنگ عرب دارد؟ چون در فارسی که معنای خاصی ندارد.

پاسخ:

بنا بر آنچه در برخی منابع آمده، امام حسین علیه‌السلام پس از آن‏که پیکر مطهر برادرش امام حسن علیه‌السلام را به خاک سپرد، شعر جان‌سوزی در رثای او سرود که مطلع آن چنین است:

«أ أدهُنُ رأسی أم تَطیبُ مجالسی

و رأسُکَ معفورٌ و أنت سلیبٌ؛

آیا من، موی سرم را روغن بزنم و یا موی محاسنم را با عطر خوش‌بو کنم، با این‌که سرِ تو روی خاک است و تو همچون درخت شاخ‌و‌برگ‌ریخته، شده‌ای؟!»

و در یکی از ابیات آن سرود:

«فلیس حریباً من أصیبَ بمالِهِ

و لکنَّ مَن واریٰ أخاه، حریبٌ؛

آن‌کس که مالش ربوده شده، غارت‌شده نیست، بلکه غارت‌شده، کسی است که برادرش را در دل خاک بپوشاند.» (1)

این ساختار، نوعی بیان مجازی شمرده می‌شود که برای تأکید و مبالغه به‌کار می‌رود و در زبان فارسی و عربی نمونه‌های بسیاری دارد. مثلاً تعبیر «یتیم» در اصل به‌معنای کسی است که پدر یا مادرش را ازدست‌ داده؛ ولی به‌صورت مجازی گفته می‌شود: «یتیم واقعی آن‌کس نیست که پدر ندارد؛ بلکه کسی است که از علم و ادب بهره ندارد.» (2)

یا همانند این تعبیر که در حدیث قدسی آمده است که خداوند به حضرت موسى (علی نبینا و آله و علیه‌السلام) فرمود:

 «فقیر کسى است که کفیل و کارسازى مثل من ندارد و بیـمار کسى است که طبیبى ماننـد مـن نـدارد و غریب کسى است که همدمى مثل من ندارد» (3)

 هیچ‌یک از این‌‏ها به معنای نفی معنای لغوی فقیر و مریض و غریب نیست.

در شعر منسوب به امام حسین علیه‌السلام نیز تعبیر «حریب» به همین‌گونه به‌کار رفته است. ماده «حرب» به‌معنای خشمگین شدن است و چون در جنگ نیز طرفین از یکدیگر خشمگین می‌شوند، به معنای جنگ نیز به‌کاررفته و از نتایج جنگ، تصاحب اموال فرد مغلوب توسط فرد غالب است و ازاین‌رو، کلمه «حریب» یعنی کسی که مالش به‌زور از او گرفته‌شده و دیگر مالی ندارد. (4) تعبیر فارسی برای این معنا، «غارت‌زده» است؛ اما به کسی که مورد هجوم و غارت قرار نگرفته و به‌دلیل دیگری اموال خود را ازدست‌ داده باشد نیز گاهی «حریب» و «غارت‌زده» گفته می‌شود. به تعبیر دیگر، گاهی به فردی که در اوج بیچارگی و درماندگی است و دیگر چیزی ندارد نیز حریب می‌گویند. در مرحله بعد، برای بیان وضعیت بسیار اسفناکی که فردی در آن قرار گرفته، می‌گویند «غارت‌زده واقعی او است؛ نه کسی که مالش را برده‌اند.» چنان‌که امیرالمؤمنین علیه‌السلام در ضمن کلامی زیبا در باب اهمیت دین‌داری فرمود:

 «وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْهَالِکَ مَنْ هَلَکَ دِینُهُ و الْحَرِیبَ مَنْ حُرِبَ دِینُهُ؛ (5) هلاک‌شده کسى است که دینش از دستش برود و غارت‌زده و بیچاره واقعی کسی است که دینش را ازدست‌داده باشد

نتیجه:

با این توضیحات، معنای سخن امام حسین علیه‌السلام نیز معلوم می‌شود که آن حضرت در مقام بیان اندوه شدید خویش در سوگ برادر، ابتدا خود را به کسی تشبیه می‌کند که هستی‌اش را به غارت برده‌اند و بیچاره و درمانده شده و سپس، وضع خود را اسفناک‌تر می‌شمارد و می‌فرماید: غارت‌زده و بیچاره واقعی، من هستم که پیکر نازنین برادرم را به خاک سپرده‌ام!

پی‌نوشت‌ها:

1. ابن شهرآشوب مازندرانی، محمد، مناقب آل ابی‌طالب، قم، انتشارات علامه، 1379 ق، ج 4، ص 45؛ جمعی از نویسندگان، دانشنامه امام حسن علیه‌السلام، پایگاه تخصصی عاشورا، ج 1، ص 294.

2. بیتی از یک شعر منسوب به امام علی علیه‌السلام: «لیس الیتیمُ الذی قد مات والدُه / إن الیتیمَ یتیمُ العلمِ و الأدبِ.» دیوان الإمام علی علیه‌السلام، تحقیق: محمد عبد المنعم خفاجی، مصر، دار ابن زیدون ـ مکتبه الکلیات الازهریه، ج 1، ص 37.

3. «یا مُوسى! اَلْفَقیرُ مَنْ لَیْسَ لَهُ مِثْلى کَفیلٌ، وَ الْمَریضُ مَنْ لَیْسَ لَهُ مِثْلى طَبیبٌ، وَ الْغَریبُ مَنْ لَیْسَ لَهُ مِثْلىِ مُونِسٌ.» حرّ عاملی، محمد بن الحسن، الجواهر السنیه فی الاحادیث القدسیه، ایران ـ قم،‌ منشورات مکتبه المفید، ص 72.

4. «الحَرْبُ: نَقِیضُ السِّلم، أُنثى و أَصلُها الصِّفهُ کأَنها مُقاتَلَهٌ حَرْبٌ،… و الحَرَب بالتحریک: أَن یُسْلَبَ الرجل ماله‏… تقول: حَرَبَه یَحْرُبُه حَرَباً، مثل طَلَبَه یَطْلُبه طَلَباً، إذا أَخذَ مالَه و ترکه بلا شی‏ء… و قد حُرِبَ مالَه أَی سُلِبَه، فهو مَحْروبٌ و حَرِیب‏. … یقال حَرِبَ فُلانَ حَرَباً، فالحَرَبُ: أَن یُؤْخَذَ مالُه کلُّه، فهو رَجُل حَرِبٌ أَی نزَلَ به الحَرَبُ و هو مَحْروبٌ حَرِیبٌ… .» لسان العرب، ذیل ماده «ح ر ب».

5. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1365 ش، ج 2، ص 216.

امام حسن مجتبی(ع)، بنا به وصیت خود، قرار بود در کنار پیامبر اکرم (ص)دفن شوند؛ اما با ممانعت عایشه و مروان بن حکم پیکر مطهر امام در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

پرسش:

آیا تیرباران تابوت امام حسن مجتبی علیه‌السلام در منابع اولیه آمده است؟

پاسخ:

امام حسن مجتبی علیه‌السلام، دومین امام شیعیان، طبق مشهور در 28 صفر سال 50 هجری قمری به شهادت رسیدند. به گفته‌ی منابع ایشان به دست همسرشان، جعده بنت اشعث مسموم شدند و پس از مدتی به شهادت رسیدند. طبق وصیت امام حسن علیه‌السلام، قرار بود که ایشان ابتدا در کنار قبر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دفن شود؛ اما مخالفت عایشه و بنی امیه سبب شد تا جنازه حضرت در قبرستان بقیع کنار قبر جده‌اش فاطمه بنت اسد به خاک سپرده شود.

1-بررسی واقعه تیرباران تابوت امام حسن مجتبی علیه‌السلام در منابع اولیه

بسیاری از منابع تاریخی بر این نکته تأکید دارند که عایشه و مروان بن حکم (داماد خلیفه سوم) با دفن امام حسن علیه‌السلام در کنار قبر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله به‌شدت مخالفت کردند. گزارش‌ها حاکی از آن است که در هنگام تشییع جنازه، مروان بن حکم به همراه جمعی از یارانش و عایشه که سوار بر قاطری بود، در کنار قبر رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌و‌آله حاضر شدند تا از دفن امام حسن علیه‌السلام در آن مکان جلوگیری کنند. در این میان، عایشه اظهار داشت: «چرا می‌خواهید کسی را که من دوست ندارم، وارد خانه من کنید؟» ابن عباس در پاسخ او گفت: «گویا دوست داری روزی به نام قاطر در تاریخ ثبت شود، همان‌گونه که روز «جمل» در یادها ماند.» (1) مروان نیز ادعا کرد: «نمی‌پذیریم که عثمان در انتهای بقیع دفن باشد و حسن بن علی کنار پیامبر دفن گردد.» (2)

در این هنگام، امام حسین علیه‌السلام خطاب به مروان فرمودند:

 «ای پسر زرقاء! تو را چه به این کار؟ آیا تو اولی‌تر هستی؟»

 مروان پاسخ داد: «این اتفاق نخواهد افتاد و تا من زنده‌ام، او (امام حسن) به اینجا راه نخواهد یافت.» سپس امام حسین علیه‌السلام با فریاد، به پیمان حلف الفضول استناد کردند و بنی‌هاشم، بنی‌تیم، بنی‌زهره، بنی‌اسد و بنی‌جعونه بن شعوب از بنی‌لیث، همگی مسلح شدند. مروان پرچمی برافراشت و امام حسین علیه‌السلام نیز پرچمی دیگر. هاشمیان تأکید داشتند که امام حسن علیه‌السلام باید در کنار پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله دفن شود تا جایی که درگیری و تیراندازی با کمان میان دو گروه آغاز شد. (3)

هرچند در کتب تاریخی از درگیری میان دو گروه سخن گفتند؛ اما به نظر می‌رسد این تیراندازی از جانب امویان صورت گرفته؛ چراکه اولاً امام حسن علیه‌السلام وصیت کرده بودند که از هرگونه خونریزی اجتناب شود و در صورت درگیری ایشان را در کناره جده‌اش فاطمه بنت اسد دفن کنند. (4) بنابراین با توجه به التزام امام حسین علیه‌السلام به وصیت، بعید به نظر می‌رسد که از جانب حضرت دستور به درگیری صادر شده باشد. ثانیاً حمل شمشیر به‌عنوان یک سلاح رایج در تشییع جنازه معقول به نظر می‌رسد، اما همراه داشتن کمان توسط شیعیان بعید است. ثالثاً در میان یاران امام حسین علیه‌السلام، تنها از ابن جعونه بن شعوب نام برده شده که دست به قبضه شمشیر برده است و عدم اجازه امام حسین علیه‌السلام برای ادامه درگیری نیز مانع از گسترش آن شد. (5)

 2-تیرباران شدن تابوت

در برخی منابع تاریخی و حدیثی شیعه به‌صراحت ذکر شده است که تیرباران در حالی صورت گرفت که هدف تیرها، تابوت و پیکر مطهر امام حسن مجتبی علیه‌السلام بوده است.

ابن شهرآشوب در کتاب «مناقب آل ابی‌طالب» می‌نویسد: «و رموا بالنبال جنازته حتی سل منها سبعون نبلا»؛ یعنی «جنازه آن حضرت را تیرباران کردند تا جایی که هفتاد چوبه تیر را از جنازه ایشان به‌آرامی بیرون کشیدند.» (6)

مرحوم عمادالدین طبری نیز در آثار خود چندین بار به اصابت تیرها اشاره کرده است:

وی در کتاب «کامل بهایی» آورده است: «عایشه کمان از مروان بخواست و تیر بر جنازه حسن انداخت.» (7)

او همچنین در کتاب «فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام» می‌گوید: «معروف است که بر استر سوار شد و به حرب جنازه حسن بن علی علیهماالسلام آمد و مروان را به مدد خواند … و تیر به جنازه حسن علیه‌السلام انداخت.» (8)

در کتاب «تحفه الابرار»، دلایلی ارائه شده که عایشه پس از جنگ جمل توبه نکرده است، ازجمله اینکه: «در روزی که نعش حضرت امام حسن علیه‌السلام را امام حسین علیه‌السلام در روضه جد بزرگوار خود آورد که بر او نماز گزارد، عایشه بر استری سوار شده آنجا حاضر شد و کسان خود را فرمود که تیر بر نعش حسن بزنند. پس در عصیان و طغیان غیر تائب بوده باشد.» (9)

در قرون بعدی نیز نویسندگانی چون حموی به این واقعه اشاره کرده‌اند. او در «انیس المؤمنین» می‌نویسد: «چون خبر به مروان حکم و سایر بنی‌امیه که در مدینه بودند رسید که نعش آن حضرت را به روضه پیغمبر می‌برند، پنداشتند که آن جناب را در آن روضه دفن خواهند کرد، اسلحه پوشیده سر راه گرفتند و عایشه بر استر سوار شده حاضر گردید و تیر و سنگ بسیار به‌جانب امام حسین علیه‌السلام و برادران آن حضرت و نعش امام حسن علیه‌السلام انداختند.» (10)

نتیجه‌:

 با توجه به‌تصریح مورخان به تیراندازی هنگام تشیع جنازه؛ و التزام امام حسین علیه‌السلام به وصیت امام حسن علیه‌السلام برای جلوگیری از خونریزی، می‌توان دریافت که این تیراندازی صرفاً از طرف امویان صورت گرفته است. علاوه بر این، در منابع شیعه، به‌ویژه در کتاب «مناقب آل ابی‌طالب»، به‌صراحت ذکر شده که هدف این تیرها، پیکر مطهر امام حسن علیه‌السلام بوده است. با توجه به شخصیت و جایگاه والای امام حسن علیه‌السلام، طبیعی است که برخی مورخان از ذکر اصابت تیرها به پیکر ایشان اجتناب کرده باشند، به‌خصوص که این اتفاق به دستور عایشه همسر پیامبر و مروان بن حکم از خلفای بنی‌امیه، رخ داده بود.

پی‌نوشت‌ها:

1. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413 ق‏، ج‏2، ص 18

2. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413 ق‏، ج‏2، ص 18

3. ابن سعد، ابو‌عبد‌الله محمد بن سعد بن منیع‏‏، الطبقات ‌الکبرى، بیروت، ‏انتشارات، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، 1418 ق، ج ۱۰، ص ۳۴۳؛ ابن ‌عساکر، علی بن حسن شافعی، تهذیب تاریخ دمشق الکبیر، دار الاحیاء التراث‌العربی، بیروت، 1407 ق-1987 م‏، ج ۱۳، ص ۲۹۲.

4. مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الإرشاد فی معرفه حجج الله على العباد، قم، کنگره شیخ مفید، چاپ اول‏، 1413 ق، ج‏2، ص 17.

5. ابن سعد، ابو‌عبد‌الله محمد بن سعد بن منیع‏‏، الطبقات ‌الکبرى، بیروت، ‏انتشارات، دار الکتب العلمیه، چاپ دوم، 1418 ق، ج ۱۰، ص ۳۴۳.

6. ابن شهرآشوب، محمد بن علی مازندرانى‏، مناقب آل ابی‌طالب، چاپ اول، انتشارات علامه‏، قم‏، 1379 ق‏، ج‏4، ص 44.

7. طبری، عمادالدین حسن بن على، کامل بهائى‏، چاپ اول، انتشارات مرتضوى‏، تهران، 1383 ش‏، ص ۴۹۱.

8. طبری، عمادالدین حسن بن على اخبار و احادیث و حکایات در فضائل اهل‌بیت علیهم‌السلام، تهران، نشر مشعر، چاپ اول، 1386 ش، ص ۲۵۰-۲۵۱

9. طبری، عمادالدین حسن بن على، تحفه الأبرار فی مناقب الأئمه الأطهار علیهم‌السلام، تهران، میراث مکتوب‏، چاپ اول، 1376 ش‏، ص ۲۵۷.

10. حموی، محمد بن اسحاق، انیس المؤمنین‏، تهران، بنیاد بعثت‏، 1363 ش، ‏ص ۹۱.