ساده زیستی ائمه وطلاکاری حرم انها

طلاکاری حرم ها و بدعت
ساخت حرم و ضریح، نوعی ابراز محبت به اهل‌بیت و تعظیم شعائر الهی است و در دایره دین قرار می‌گیرد، بنابراین بدعت محسوب نمی‌شود.

پرسش:

آیا گنبد و بارگاه ساختن، حرم و ضریح درست کردن، طلاکاری‌ها و ... بدعت نیست؟ هزینه‌های سنگین برای حرم‌ها در وضعیتی که نیازهای شدید معیشتی به مردم فشار آورده است، چه توجیهی دارد؟

پاسخ:

پرسش از «بدعت بودن» ساخت گنبد و بارگاه، ضریح و طلاکاری حرم‌ها ـ به‌ویژه در شرایطی که جامعه با فشارهای معیشتی روبه‌روست ـ پرسشی جدی و قابل‌تأمل است. این سؤال، درواقع دو لایه دارد: لایه نخست، فقهی و دینی است و می‌پرسد آیا این امور در شمار بدعت‌های دینی قرار می‌گیرند یا نه؛ لایه دوم، اخلاقی و اجتماعی است و به نسبت این هزینه‌ها با اولویت‌های اقتصادی و نیازهای فوری مردم نظر دارد. پاسخ دقیق، تنها با تفکیک این دو ساحت و پرهیز از داوری‌های احساسی یا صفر و صدی ممکن است.

نکته اول: تعریف دقیق بدعت و جایگاه این اعمال

در فقه اسلامی، «بدعت» به معنای وارد کردن امری در دین است که نه نص خاص دارد و نه تحت عمومات و قواعد کلی دین قرار می‌گیرد؛ (1) بنابراین هر امر جدید یا هر پدیده نوظهور، صرفاً به دلیل نداشتن سابقه تاریخی، بدعت محسوب نمی‌شود. بسیاری از نهادها و رفتارها و عاداپت‌های ما در زندگی، در صدر اسلام به این شکل وجود نداشتند، اما چون ذیل عمومات دینی قرار می‌گیرند، بدعت به شمار نمی‌آیند.

ساخت حرم، ضریح و گنبد نیز از همین سنخ است. این أعمال، نوعی ابراز مودّت نسبت به اولیای الهی و تکریم آن‌ها است و قرآن کریم محبت به نزدیکان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله را به‌صراحت مزد رسالت معرفی می‌کند. (2) یکی از نمودهای اجتماعی و تاریخی این مودّت، بزرگداشت قبور و حرم آنان بوده است. همچنین، قرآن تعظیم شعائر الهی را توصیه کرده و آن را نشانه تقوای قلب می‌داند. (3) روشن است که زیارت حرم اهل‌بیت نقش بسزائی در تعظیم شعائر الهی دارد. ازاین‌رو، اصل این کار تحت عمومات دینی قرار می‌گیرد و از دایره بدعت خارج است.

نکته دوم: مسئله اسراف و مرز آن

باوجود اهمیت تعظیم و تکریم اولیای الهی و حرم‌ها، این امر بی‌قیدوشرط نیست. اسلام با اسراف، تبذیر و مدیریت نادرست منابع مخالف است و بر رعایت اعتدال در همه امور تأکید دارد. (4)

بنابراین، هرگونه هزینه یا اقدام فرهنگی و مذهبی که از حد معقول خارج شود یا اولویت‌های ضروری جامعه فراموش شود، قابل نقد است. این نقد به خود عمل تعظیم و حرم‌سازی وارد نیست، بلکه به شیوه مدیریت و تصمیم‌گیری مربوط می‌شود.

درواقع، احترام به سنت‌های دینی و ارزش‌های معنوی نباید منجر به بی‌تدبیری یا هزینه‌کرد غیرکارآمد شود. مدیریت صحیح منابع، برنامه‌ریزی دقیق و تعیین سقف منطقی برای هزینه‌ها، می‌تواند ضمن حفظ ارزش‌های دینی، از تضییع اموال و ایجاد فشارهای غیرضروری بر جامعه جلوگیری کند. این نگاه هم با اصول اخلاقی و اقتصادی سازگار است و هم اعتماد عمومی نسبت به نهادهای مذهبی و فرهنگی را افزایش می‌دهد.

نکته سوم: تفاوت میان اموال وقفی و غیروقفی

در بررسی هزینه‌ها و مدیریت مالی در حرم‌ها، تمایز میان اموال وقفی و عمومی اهمیت اساسی دارد. اموال وقفی و نذری معین، مانند پول یا مال‌هایی که واقف صراحتاً برای طلاکاری یا ساخت ضریح اختصاص داده است، باید دقیقاً در همان مسیر مصرف شوند و تبدیل آن‌ها به مصارف دیگر، حتی کمک به فقرا، جایز نیست. این امر احترام به نیت واقف و شرعی بودنِ استفاده از وقف را تضمین می‌کند.

در مقابل، اموال عمومی و غیرمقیّد، یعنی منابعی که محدودیتی در مصرف آن‌ها وجود ندارد، باید با تدبیر، اولویت‌سنجی و توجه به نیازهای حیاتی جامعه مانند درمان، آموزش و معیشت هزینه شوند. مدیریت این منابع نیازمند برنامه‌ریزی هوشمندانه و تعادل میان امور مختلف است.

نکته چهارم: توازن میان نیازهای متنوع جامعه

جامعه مجموعه‌ای از نیازهای متنوع و گاه متضاد دارد و نمی‌توان برای تأمین بخشی از نیازهای معیشتی گروهی از مردم، سایر نیازهای عمومی و فرهنگی را نادیده گرفت. به‌عنوان‌مثال، نمی‌توان برای کاهش هزینه‌ها و اختصاص منابع صرفاً به معیشت، حمایت از درمان‌های صعب‌العلاج را قطع کرد، یا جلوی ساخت و توسعه ورزشگاه، سینما و فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی را گرفت و نیز نمی‌توان هزینه‌های معقول برای حفظ میراث فرهنگی و حرم‌ها را حذف نمود. چنین تصمیماتی نه‌تنها ناعادلانه است، بلکه موجب تضاد میان نیازهای مختلف جامعه می‌شود.

راهکار منطقی، مدیریت هوشمندانه و بهینه منابع موجود است؛ یعنی اصلاح هزینه‌ها و استفاده از ظرفیت‌های موجود برای خدمت به نیازهای متنوع. برای نمونه، ورزشگاه‌ها و سینماها می‌توانند میزبان مسابقات، نمایش‌ها و برنامه‌های عام‌المنفعه باشند، بخشی از درآمد گیشه به نیازمندان اختصاص یابد و فیلم‌های آموزشی و اثرگذار تولید شود. به همین ترتیب، هزینه‌های معقول برای حفظ و زیباسازی حرم‌ها می‌تواند هم ارزش فرهنگی و معنوی بناها را حفظ کند و هم پاسخگوی نیازهای معنوی و اجتماعی مردم باشد. چنین نگرشی تضمین می‌کند که همه نیازهای جامعه به شکل متوازن و منصفانه تأمین شود.

نکته پنجم: توجه به کارکردهای اجتماعی و فرهنگی حرم‌ها

حرم‌ها را نباید صرفاً به‌عنوان مکان‌هایی برای زیارت فردی و عبادت شخصی دید. این بناها در طول تاریخ اسلام، نقش‌هایی فراتر از کارکرد آیینی داشته‌اند و به کانون‌های اثرگذار فرهنگی، اجتماعی و حتی اقتصادی تبدیل شده‌اند. تجمع زائران، شکل‌گیری وقف‌ها و نذورات مردمی و اعتماد عمومی به این مراکز، ظرفیتی پایدار ایجاد کرده که امکان سامان‌دهی فعالیت‌های گسترده عام‌المنفعه را فراهم می‌سازد.

در کنار توسعه فضای زیارتی، بسیاری از حرم‌ها به پشتوانه همین منابع مردمی، منشأ شکل‌گیری خدمات اجتماعی متنوعی بوده‌اند؛ از کمک به محرومان و نیازمندان گرفته تا تأسیس مراکز درمانی، آموزشی، پژوهشی و خدماتی. این کارکردها نشان می‌دهد که حرم‌ها در عمل، پیوندی میان معنویت و مسئولیت اجتماعی برقرار کرده‌اند و دین‌داری را از سطح فردی به عرصه کنش جمعی ارتقا داده‌اند.

در این میان، جلوه‌های ظاهری، شکوه معماری و زیبایی بصری این بناها نیز نقشی تعیین‌کننده داشته است. این مظاهر، علاوه بر ایجاد احترام و جاذبه معنوی، توجه عمومی را برمی‌انگیزد و انگیزه مشارکت مردم در امور خیر و وقف‌های پایدار را افزایش می‌دهد. به‌این‌ترتیب، حرم‌ها به‌طور هم‌زمان هم نماد معنویت‌اند و هم موتور محرک فعالیت‌های اجتماعی و انسانی در جوامع اسلامی.

نکته ششم: جلب‌توجه ناظران بیرونی

هنگامی‌که فردی با بنایی مواجه می‌شود که از حیث عظمت، معماری و زیبایی، به‌روشنی با مقبره‌ها و بناهای عادی تفاوت دارد، به‌طور طبیعی این پرسش در ذهن او شکل می‌گیرد که این شخصیت کیست که پس از قرن‌ها چنین جایگاه رفیعی یافته است و چه معنا و پیامی پشت این تکریم نهفته است.

این پرسش‌برانگیزی، نقطه آغاز یک فرایند شناختی است؛ فرایندی که می‌تواند مخاطب را از مشاهده ظاهری به جست‌وجوهای بیشتر سوق دهد. در بسیاری موارد، همین مواجهه اولیه سبب می‌شود فرد به مطالعه تاریخ، اندیشه، سیره اخلاقی و اجتماعی صاحب آن حرم علاقه‌مند شود و با لایه‌هایی از اسلام و تشیع آشنا گردد که شاید هرگز از مسیرهای رسمی تبلیغ دینی به آن دست نمی‌یافت. از این منظر، شکوه ظاهری این بناها نه جایگزین پیام معنوی، بلکه دروازه‌ای ارتباطی برای انتقال آن است؛ دروازه‌ای که بدون تحمیل و با استفاده از زبان هنر زیبا، مخاطب را به تأمل و گفت‌وگو دعوت می‌کند.

نکته هفتم: طلاکاری، راهکاری برای حفظ گنبدها

در بررسی طلاکاری گنبدهای حرم‌ها، نباید این اقدام را تنها به‌عنوان جلوه‌ای زیباشناختی یا احساسی تفسیر کرد؛ بلکه توجه به ملاحظات فنی و مهندسیِ حفاظت از بنا نیز اهمیت اساسی دارد. تجربه تاریخی معماری مذهبی، همراه با ارزیابی‌های فنی، نشان می‌دهد که طلاکاری ـ در صورت اجرای اصولی ـ از پایدارترین روش‌ها برای صیانت بلندمدت گنبدهای بزرگ در برابر فرسایش‌های طبیعی است.

درگذشته که تولید قیر و ایزوگام به شیوه امروزی، وجود نداشت، گنبدها بیش از سایر اجزای بنا در معرض فشارهای محیطی بودند؛ از نوسانات شدید دما و تابش مستقیم آفتاب گرفته تا باران، برف و یخ‌زدگی. مصالحی مانند آجر، سیمان یا کاشی، هرچند در آغاز کم‌هزینه‌تر به نظر می‌رسند، اما پس از چند دهه (حدوداً سی سال) دچار ترک‌خوردگی، نفوذ رطوبت و ریزش می‌شوند و مرمت‌های مکرر و پرهزینه را تحمیل می‌کنند. در مقابل، طلاکاریِ ورق‌های مسی با لایه‌ای نازک از طلا، به‌سبب انعطاف‌پذیری مس و پایداری شیمیایی طلا، پوششی مقاوم و ماندگار فراهم می‌آورد که می‌تواند قرن‌ها دوام داشته باشد.

ازنظر اقتصادی نیز، باوجود هزینه اولیه بالاتر، طلاکاری در افق بلندمدت یکی از گزینه‌های مقرون‌به‌صرفه محسوب می‌شود؛ زیرا هزینه‌های انباشته تعمیرات دوره‌ای را به‌طور چشمگیری کاهش می‌دهد. ازاین‌رو، طلاکاری گنبدها ـ در صورت رعایت ضوابط شرعی و مدیریتی ـ نه نشانه تجمل‌گرایی، بلکه تلفیقی از عقلانیت فنی، صرفه‌جویی پایدار و پاسداشت میراث دینی و تاریخی است.

نتیجه:

در جمع‌بندی آنچه گذشت، روشن می‌شود که طلاکاری گنبد بدعت نیست. از منظر فقهی، بدعت به امری گفته می‌شود که نه نص خاص دارد و نه ذیل عمومات دینی است؛ ساخت حرم و طلاکاریِ گنبد، به دلیل ابراز محبت به اهل‌بیت و تعظیم شعائر الهی، در دایره دین قرار می‌گیرد و بدعت محسوب نمی‌شود.

از سوی دیگر، هر اقدام فرهنگی و مذهبی، ازجمله حرم‌سازی، باید با رعایت اعتدال و دوری از اسراف و مدیریت نادرست منابع همراه باشد. اموال وقفی و نذری باید مطابق نیت واقف مصرف شوند و اموال عمومی باید با توجه به نیازهای متنوع جامعه، ازجمله درمان، آموزش و معیشت، مدیریت شوند.

حرم‌ها، فراتر از مکان زیارت، نقش فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی دارند و منابع مردمی آن‌ها امکان توسعه خدمات عام‌المنفعه را فراهم می‌آورد. جلوه‌های معماری و شکوه بصری، علاوه بر جذابیت معنوی، توجه مردم و ناظران را جلب و زمینه مشارکت در امور خیر را تقویت می‌کند.

طلاکاری گنبدها نیز، علاوه بر زیبایی، یک راهکار فنی و پایدار برای حفاظت بلندمدت بنا است که در افق اقتصادی، صرفه‌جویی و بهره‌وری را تضمین می‌کند. درنهایت، نگاه جامع و متوازن به این مسائل، هم ارزش‌های دینی و فرهنگی را پاس می‌دارد و هم نیازهای متنوع اجتماعی و معنوی جامعه را تأمین می‌کند

پی‌نوشت‌ها:

1. به تعبیر علامه مجلسی، «البِدْعَهُ فی الشَّرعِ ما حَدَثَ بَعْدَ الرَّسُولِ [بما انّه من الدین‏] وَ لَمْ یَکُنْ فِیهِ نَصٌ عَلى الخصوصِ وَ لا یَکُونُ داخلًا فی بَعْضِ العُمُوماتِ» (مجلسى، محمدباقر، بحار الأنوار الجامعه لدرر أخبار الأئمه الأطهار، بیروت، موسسه الوفاء، 1403 ق، ج 74، ص 202)؛ یعنی: بدعت، عبارت است از آوردن امر بی‌سابقه‌ای در دین که هیچ نص خاص و هیچ عموماتی آن را پوشش نمی‌دهد. به‌بیان‌دیگر، آنچه بدعت است، نه دلیل خاص دارد و نه تحت عمومات دینی قرار می‌گیرد.

2. سوره شوری، آیه 23: «قُلْ لَا أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبَىٰ.»

3. سوره حج، آیه 32: «ذَلِکَ وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ.»

4. برای نمونه، سوره فرقان، آیه 67: «وَالَّذِینَ إِذَا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکَانَ بَیْنَ ذَٰلِکَ قَوَامًا» و سوره اسراء، آیات 26 و 27: «وَلَا تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ ۖ وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا.»

با سلام قبلا از طولانی بودن سوالاتم عذر خواهی می کنم هر گاه به حرم امام رضا (ع) می روم از خود می پرسم این آینه کاریها و گنبد طلا و برخی تجملات جه نسبتی با امامان ساده زیست ما دارد البته من مخالف امکانات رفاهی برای زوار محترم نیستم و لی برایم قابل درک نیست تجملات چه نوع احترام گذاشتن است آن هم برای امامانی که مظهر ساده زیستی می باشند آیا درست است ما هر کجا آینه کاریهای مجلل دیدیم یاد حرم امام رضا (ع) بیفتیم برخی جواب می دهند اینها وقفی است ولی اگر ثروتمندی وقف کند تمام ثروت خود را برای طلا کاری و مروارید کاری کل حرم به صرف وقف کردن او می توان این کار را کرد و این عمل را احترام حساب کنیم پس ضرب المثل : چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است علط می باشد در ضمن اگر شیعیانی که در زمان آن امامان عزیز در قید حیات بودند می توانستند برای احترام گذاری امام مثلا خانه او را زینتی مناسب با خانه اشراف کنند آیا این نوع احترام گداشتن بعد از شهادت آنان مجاز شده است همانطور که گفتم من مخالف امکانات رفاهی برای زوار و تمیزی حرم و .... نیستم ولی تجملات را احترام گذاشتن نمی دانم (مثلا بهتر نیست به جای هزینه های تجملاتی مسئله ترافیک اطراف حرم را حل کنند و از زوار برای ورود به خیابان منتهی به حرم و پارکینگ پول نگیرند) یک نکته دیگر اینکه در اطراف ضریح این چه نوع زیارت کردن است ایا با فاصله ار ضریح زیارت کردن اجر کمتری دارد چرا هیچ کس این موارد را متذکر نمی شود و گویا کسی اشکالی نمی بیند چرا ما در عیدها چراغانی می کنیم آیا این عمل با توجه به هزینه های آن مبنای شرعی دارد و خوشحالی خود را ایگونه نشان می دهیم آیا در زمان اهل بیت نیز آذین بندیهای هزینه دار در زمان عیدها مرسوم بود آیا در اینجا صرفه جویی معنا ندارد آیا نمی توانیم خوشحالی و ارادت خود را به شکلهای بهتری نشان دهیم ببخشید اگر جسارتی در سوالم بود من خود از ارادتمندان امامان عزیز هستم ولی امید است با توضیحات کامل شما به کلیه سوالات بالا بتوانم پاسخ سوالاتم را بگیرم نمی گویم حتما تمام حرفهایم صحیح است و منکر برخی خدمان خوب داخل حرم و زحمات خدام محترم نمی شوم ولی فکر می کنم باید قبول کنیم در هر مسئله ای امکان انحراف وجود دارد و اگر در انحراف مسئله ای شک داریم از توجیه آن بپرهیزیم که این خود بدتر از انحراف است

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مرکز
و از اينكه سوال تان را در نهايت ادب و حسن تعبير مطرح نموديد ؛
ساختن ضريح و حرم براي قبور رهبران مذهبي، به عنوان يک رسم و سنتي اجتماعي ، قرن هاست که در جوامع گوناگون به وجود آمده ، منظور کساني که اين کار انجام مي‌دهند، يک نوع احترام و تجليل نسبت به آن شخصيت است . از منظر دين اسلام اين گونه اعمال بيانگر تجليل و تكريم از شخصيت هاست . اگر اين افراد در زمره علما و بزرگان دين به خصوص امامان معصوم و فرزندان آنان باشند ، اين اعمال مصداق تعظيم شعائر الهي است كه در قرآن نشانه تقوي و بسيار ارزشمند دانسته شده است .
به علاوه اين گونه رفتارها در خصوص فرزندان رسول خدا نوعي اظهار مودت و محبتي است كه از فروع دين و مزد رسالت حضرت دانسته شده ، در ساحت ايمان شيعي از جايگاه رفيع و والايي برخوردار است ؛ در نتيجه اين گونه تجليل و تعظيم ها هم ماهيت ديني دارد و هم بسيار ارزشمند است .
اما در خصوص مصداق عملي تعظيم و تجليل و نوع تزيين و تنقيش بارگاه ها ، هر چند ممكن است در مواردي اشتباهات و زياده روي هايي وجود داشته باشد و ضرورت ها در اين ميان فراموش شود ، اما آيينه كاري و طلاكاري به خودي خود نادرست و ناپسند نيست . هر چند كمك به فقرا و نيازمندان از ضرورت هاي اصلي در هر جامعه اسلامي است ، اما در عين حال تكريم و تجليل نمادهاي ديني هم يكي از مهم ترين ابزار ترويج و تبليغ تفكرات ناب و عميق ديني به حساب مي آيد .
در خصوص طلا كاري ها بايد به چند نكته توجه داشت :
1- وقتي بنا بر تكريم و تجليل يك شخصيت بي بديل در بين بشريت مانند يك امام است، بايد تفاوتي بين او و ديگر شخصيت هاي مورد احترام انسان ها و يا بارگاه هاي ديگر سلاطين وجود داشته باشد تا تصور نوعي همساني براي بينندگان حاصل نشود ؛ اين امر در عين كم توجهي اكثر مردم از اهميت بسزايي برخوردار است .
نمونه اين نوع نگرش در بارگاه امامين كاظمين ديده مي شود كه بر خلاف سنت معماري اسلامي و شرقي، روي يك بارگاه دو گنبد قرارگرفته تا نشان دهد در زير اين بقعه دو امام مدفون هستند . براي شيعه هر امام مظهر يك انسان كامل است . بايد اين عظمت و شكوه به شكلي متفاوت ابراز گردد و اين امر تابع سنت هاي جاري اجتماعي در ملل شرقي نگردد .
در نتيجه يكي از اولين سوالاتي كه براي يك بيننده غير مسلمان با ديدن بارگاه امام رضا عليه السلام پيش مي آيد، اين است كه اين همه عظمت و شكوه و هزينه براي يك انسان چه معنايي دارد ؟ اين جاست كه روشن مي شود ما اين افراد را در شمار ديگر شخصيت هاي مورد تكريم و احترام در بين بشر نمي دانيم . نوع تكريم ما منشا عقيدتي و متفاوت دارد.
2- هرچند در اسلام بر حقيقت و روح تعاليم و معارف ديني تاكيد بسيار شده اما ظواهر و امور ظاهري هم از اهميت بسياري برخوردار است . نمي توان تاثير شگرف امور ظاهري را در جلب توجه و تاليف قلوب به سمت اين مكان ها و در نتيجه بهره مندي از معنويت و روحانيت موجود در اين مكان ها ، انكار كرد . دستوراتي استحبابي قبيل خوش صدا بودن موذن و قاري قرآن يا زيبا و آراسته بودن امام جماعت نشان مي دهد كه توجه به ظواهر و بهره گيري از قدرت احساسات و تمايلات بصري و حسي بشر براي رهيافت به حقيقت باطني قابل انكار نيست .
3- نيازمندي انسان گاهي ظاهري و مادي است و گاهي باطني و روحي؛ هرچند در جامعه ما و همه جوامع ديگر نيازمندان مادي كم نيستند ، اما نيازمندان روحي و معنوي در هر جامعه اي به مراتب بيش تر از نيازمندان مادي اند . اين گونه هزينه ها اگر به شكلي انجام شود كه موجب جلب قلوب و ايجاد انس توده ها با حرم ها و توجه به آن امام معصوم گردد و در نتيجه نياز روحي اقشار گوناگون را برطرف نمايد ، ارزشمند تر از رفع برخي نيازهاي مادي آنان است ؛ هرچند توجه به همه ضرورت ها در كنار هم شدني و لازم است .
4- بخش اعظم طلاكاري ها و تزيينات توسط متن جامعه انجام مي شود . ناشي از طلا و جواهراتي است که توسط خود مردم از همه اقشار اهدا مي‌شود، در نتيجه در اين نوع هدايا كه به شكل نذر و يا وقف و مانند آن صورت مي پذيرد ، متولي امور حق تصرف متفاوت و دل خواسته ندارد . چه بسا مامور به صرف اموال در همان مورد نذر است ، البته اگر خلاف شرع و عقل نباشد .
5- از آن جا كه هزينه ها ناشي از اموال دولتي و عمومي يا وجوهات ديني نبوده ، بلكه هداياي مردمي پايه اصلي هزينه ها را تشكيل مي دهد ، معمولا اين تصور هم براي توده جامعه به وجود نمي آيد كه چرا اين همه هزينه براي زيبايي و تزيين اين مكان ها صرف شده است ، بلكه خود مايل به مشاركت در اين امور هستند .
برخلاف تصور بسياري از ما امامان معصوم زندگي فقيرانه و مشقت باري نداشتند ، البته ياده زيستي در همه حال پسنديده است و در امامان ما هم وجود داشته اما به جز برخي حضرات معصومين كه در صدر اسلام و در شرايط سخت جامعه مي زيسته اند ، چنان كه در تاريخ نقل شده باقي امامان زندگي محترم و با جلالتي داشتند . داراي منزل وسيع و غلام كنيز بوده و فعاليت هاي گسترده تجاري و كشاورزي و... داشتند .
البته در كنار همه اين ها اين بزرگواران توجه به فقرا و مساكين و تواضع و خاكساري را فراموش نمي كردند ، در خصوص امام رضا عليه السلام نقل شده كه در خانه خود در وقت غذا سفره بزرگي مي انداختند . همه افراد خانه اعم از خادمان و غلامان حتي خادمان اصطبل را بر آن مي نشاندند و با دست خود از بهترين غذاها براي آن ها مي كشيدند ، آن گاه خود شروع به ميل غذا مي فرمودند .
اين موارد نشان مي دهد كه در نوع زندگي اين بزرگواران هم در عين توجه به فقرا و مساكين ، شان و جايگاه و موقعيت اجتماعي -با توجه به اوضاع عمومي جامعه- مورد توجه قرار مي گرفت و از اين گونه امور غفلت نمي شد .