دلیل قرآنی ازدواج موقت

دلیل و سند قرآنی و روایی متعه
ازدواج موقت براساس آیه۲۴ نساء در زمان پیامبرحلال بود،اما اهل‌سنت آن را به سنت عمر منسوخ می‌دانند،در حالی که شیعه به دلیل عدم اثبات نسخ متواتر،آن را حلال میدانند

پرسش:

 آیا دلیل و سند قرآنی برای متعه و ازدواج موقت وجود دارد؟ اگر ریشه قرآنی دارد، چرا اهل‌سنت به‌شدت مخالف آن هستند؟

 

 

پاسخ :

«ازدواج موقت» نوعی ازدواج است که برای مدت زمان محدود و مشخصی منعقد می‌شود، نه دائم و همیشگی. در این عقد، تعیین دقیق مدت زمان ازدواج و میزان مهریه الزامی است و زن در طول این مدت حق ازدواج با شخص دیگری را ندارد. برخلاف ازدواج دائم که با طلاق پایان می‌یابد، جدایی در ازدواج موقت یا با اتمام مدت تعیین‌شده رخ می‌دهد یا مرد می‌تواند باقی‌ماندۀ مدت را ببخشد. در صورت فوت یکی از طرفین در مدت عقد، هیچ‌کدام از دیگری ارث نمی‌برند. همچنین برخلاف ازدواج دائم، پرداخت نفقه از سوی شوهر به همسر در ازدواج موقت واجب نیست؛ اما اگر فرزندی از این ازدواج به دنیا بیاید، از نظر شرعی هیچ تفاوتی با فرزندان ازدواج دائم ندارد و همانند آنان از پدرومادر خود ارث می‌برد و نفقه‌اش بر پدرش واجب است. پس از پایان مدت عقد یا بخشش مدت از سوی مرد، اگر رابطه زناشویی برقرار شده باشد، زن باید عده نگه دارد و پس از آن مجاز به ازدواج مجدد خواهد بود.

 

دلیل قرآنی ازدواج موقت

آیۀ 24 سورۀ «نساء» درباره ازدواج موقت است: «... فَمَا اِسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَهً ...: با زن‌هایى که ازدواج موقت مى‏‌کنید، باید مَهر آنان را به عنوان یک امر واجب بپردازید ...» (1).

منظور از «استمتاع» در این آیه، ازدواج موقت است؛ بنابراین بر اساس این آیه، ازدواج موقت حلال است (2). برخی از صحابه همچون ابی‌بن‌کعب (3)، ابن‌مسعود، ابن‌عباس (4) و ... و بسیاری از مفسران اهل‌سنت همچون مقاتل ‌بن ‌سلیمان (5)، طبری (6)، سمرقندی (7) ماتریدی (8) و ... به قید «الی اجل مسمّی: برای مدت معینی» که تنها با ازدواج موقت سازگار است، به عنوان تفسیر این آیه اشاره کرده‌اند.

 

چرا آیۀ 24 سورۀ «نساء» درباره ازدواج دائم نیست؟

آیه نمی‌تواند درباره ازدواج دائم باشد؛ چراکه اولاً واژه «اِسْتَمْتَعْتُمْ» به «تمتع» اشاره دارد که در زمان نزول قرآن، نام ازدواج موقت بوده و همچنان نیز هست (9) و در هیچ آیه دیگری برای اشاره به ازدواج دائم به کار نرفته است؛ ثانیاً حکم ازدواج دائم و مهریه آن در آیات پیشین بیان شده است و نیازی به تکرار مجدد آن نیست (10)؛ ثالثاً مطابق این آیه، مهریه در برابر «استمتاع» است، اما در ازدواج دائم، نصف مهریه در برابر عقد است و نصف دیگر آن در برابر «استمتاع». چنان‌که مطابق این آیه، در هر حالت باید مهریۀ کامل پرداخته شود و در اصطلاح مطلق است و مقید به وقوع نزدیکی نشده است؛ اما در نکاح دائم، پیش از نزدیکی، فقط نصف مهر واجب است، نه تمام آن. برخلاف ازدواج موقت که چه پیش از نزدیکی و چه پس از آن، مهریه باید کامل پرداخت شود (11).

دیدگاه اهل‌سنت درباره ازدواج موقت

شیعه و اهل‌سنت دربارۀ اینکه ازدواج موقت در زمان پیامبر خدا علیه و آله السلام حلال بوده است، با هم اتفاق‌نظر دارند و اختلاف درباره «نسخ»شدن یا نشدن آن است. شیعیان معتقدند این حکم هیچ‌گاه نسخ نشده است؛ ازاین‌رو ازدواج موقت همچنان نیز حلال است. اما اهل‌سنت مدعی‌اند این حکم نسخ شده است (12)؛ ولی دربارۀ اینکه این آیه چه زمانی و چگونه نسخ شد، با هم اختلاف‌نظر دارند. برخی مدعی شده‌اند این آیه را آیات 5 تا 7 سورۀ «مؤمنون» نسخ کرده است؛ درحالی‌که این ادعا نمی‌تواند صحیح باشد؛ چراکه آیۀ ناسخ باید بعد از آیه منسوخ نازل شود و چگونه ممکن است آیۀ متعه که در مدینه نازل شده بود را آیاتی نسخ کند که سال‌ها قبل در مکه نازل شده بودند (13). برخی دیگر مدعی شده‌اند پیامبر خدا آیۀ متعه را نسخ کرد؛ درحالی‌که این ادعا هم صحیح نیست؛ چراکه چگونه ممکن است حضرت حکمی را نسخ کنند، اما هیچ‌کدام از بزرگانی از صحابه همچون امیرالمؤمنین، ابی‌بن‌کعب، ابن‌مسعود، جابر بن‌ عبدالله انصاری، عمران ‌بن ‌حصین، ابن‌عباس و ... از نسخ حکم جواز ازدواج موقت آگاه نباشند و قائل به حلیت آن باشند؟!

 

چرایی مخالفت اهل‌سنت با ازدواج موقت

واقعیت این است که جواز ازدواج موقت هیچ‌گاه نه از سوی قرآن و نه توسط پیامبر نسخ نشد، بلکه این حکم تا پایان عمر پیامبر خدا و همچنین پایان حکومت ابوبکر همچنان باقی بود تا اینکه عمربن‌خطاب به حکومت رسید و به طور رسمی اعلام کرد که دو متعه در زمان پیامبر خدا حلال بود؛ اما من از هر دو نهی می‌کنم و هرکه آن دو را انجام دهد، مجازات خواهم کرد: متعۀ زنان و متعۀ حج (14). این گفتۀ عمر، آشکارا ادعای کسانی که مدعی‌اند قرآن یا پیامبر خدا ازدواج موقت را در ادامه حرام کردند، رد می‌کند. از امیرالمؤمنین علیه ‌السلام نقل شده است که اگر عمر از متعه نهی نکرده بود، جز شخص شقی کسی زنا نمی‌کرد (15). مشابه همین سخن از ابن‌عباس نیز نقل شده است (16). از عمران ‌بن ‌حصین صحابی نیز نقل شده است که آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و بعد هیچ آیه‌ای نازل نشد که بخواهد آن را نسخ کند. پیامبر خدا صلی الله علیه و آله این کار را به ما اجازه داد و ما نیز در زمان پیامبر خدا این کار را انجام دادیم و هیچ‌گاه حضرت ما را از این کار نهی نکرد؛ اما بعداً مردی هر‌چه دلش خواست گفت! (17).

 

نتیجه

«ازدواج موقت» نوعی ازدواج است که برای مدت زمان محدود و مشخصی منعقد می‌شود، نه دائم و همیشگی. این ازدواج همانند ازدواج دائم، عدّه دارد و زن نمی‌تواند هم‌زمان با مرد دیگری ازدواج کند. آیۀ 24 سورۀ «نساء» ازدواج موقت را حلال دانسته است. شیعه و اهل‌سنت در اینکه ازدواج موقت در زمان پیامبر خدا حلال بود، با هم اتفاق‌نظر دارند؛ اهل تسنن مدعی‌اند که این آیه بعد نسخ شد، اما دربارۀ اینکه این آیه چرا و چگونه نسخ شد، با هم اختلاف دارند. برخی از آنان مدعی‌اند این آیه را آیات 5 تا 7 سورۀ «مؤمنون» نسخ کرد؛ درحالی‌که چگونه ممکن است آیه‌ای که در گذشته نازل شده بود، آیه‌ای که بعد نازل می‌شود را نسخ کند؟! برخی نیز مدعی‌اند پیامبر خدا ازدواج موقت را حرام کرد که این مدعا نیز صحیح نیست؛ زیرا چگونه ممکن است پیامبر ازدواج موقت را حرام کرده باشند، اما بزرگان صحابه از آن اطلاعی نداشته باشند و تا آخر عمر معتقد به حلال‌بودن آن باشند؟! همۀ مسلمانان تا زمان حکومت عمر بن‌ خطاب قائل به حلیت ازدواج موقت بودند تا اینکه عمر گفت: ازدواج موقت در زمان پیامبر خدا حلال بود، اما من آن را حرام می‌کنم. شیعیان معتقدند آیه قرآن تنها توسط آیه‌ای دیگر یا حدیث متواتر نبوی نسخ‌شدنی است؛ به همین دلیل همچنان بر پایه قرآن و سنت معتقد به حلیت ازدواج موقت هستند.

برای مطالعۀ بیشتر:

سیدحسین هاشمی؛ «نقدی بر ازدواج موقت در فقه عامه»؛ مطالعات راهبردی زنان، ش 35، 1386 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. نساء: 24.

2. «قال الصادق ع: "فمن استمتعتم به منهن ـ إلى أجل مسمى ـ فآتوهن أجورهن فریضه" قال الصادق ع فهذه الآیه دلیل على المتعه» (علی بن ابراهیم قمی؛ تفسیر القمی؛ قم: دار‌الکتاب، 1404 ق، ج ‏1، ص 136).

3. «أعطانی ابن عباس مصحفا، فقال: هذا على قرائة أبی. قال أبو کریب، قال یحیى: فرأیت المصحف عند نصیر فیه: "فما استمتعتم به منهن إلى أجل مسمى"» (محمد بن جریر طبرى؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ بیروت: دارالمعرفه، 1412 ق، ج ‏5، ص 9).

4. نصر سمرقندی؛ بحر العلوم؛ بیروت: دارالفکر، 1416 ق، ج ‏1، ص 294. حسین بن مسعود بغوى؛ تفسیر البغوى المسمى معالم التنزیل؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی‏، 1420 ق، ج ‏1، ص 596.

5. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، 1423 ق، ج ‏1، ص 367.

6. «عن السدی ... فهذه المتعه الرجل ینکح المرأه بشرط إلى أجل مسمى، و یشهد شاهدین، و ینکح بإذن ولیها، و إذا انقضت المده فلیس له علیها سبیل و هی منه بریه، و علیها أن تستبرئ ما فی رحمها، و لیس بینهما میراث، لیس یرث واحد منهما صاحبه» (محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ ج ‏5، ص 9).

7. نصر سمرقندی؛ بحر العلوم؛ ج ‏1، ص 294.

8. محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ بیروت: دار‌الکتب العلمی، 1426 ق، ج ‏3، ص 116.

9. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج ‏4، ص 272.

10. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ‏4، ص 273.

11. فضل بن حسن طبرسى؛ ‏مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ چ 3، تهران: ناصرخسرو، 1372 ش، ج ‏3، ص 53.

12. محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1420 ق، ج ‏10، ص 41.

13. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ ج ‏4، ص 273 ـ 274.

14. «قال عمر: متعتان کانتا علی عهد رسول الله انهی عنهما و اعاقب علیهما متعة النساء و متعة الحج» (مالک بن انس؛ الموطأ؛ ابوظبی: مؤسسه زاید بن سلطان، 1425 ق، ج 1، ص 171).

15. محمد بن جریر طبری؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن؛ ج ‏5، ص 9.

16. محمد ماتریدی؛ تأویلات أهل السنه؛ ج ‏3، ص 116.

17. «عمران بن الحصین قال: نزلت هذه الآیه (المتعه) فی کتاب الله، لم تنزل آیه بعدها تنسخها، فأمرنا بها رسول الله صلى الله علیه [وآله] و سلم و تمتعنا مع رسول الله صلى الله علیه [وآله] و سلم و لم ینهنا عنه، و قال رجل بعد برأیه ما شاء» (احمد ثعلبى؛ تفسیر ثعلبی؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، 1422 ق، ج ‏3، ص 287).

بررسی تشویق مردان به ازدواج موقت در قرآن و روایات
ازدواج موقت،که پیامبر(ص) آن را تشریع و قرآن تأیید کرد،مطلقاً حلال است،اما روایات بر عدم ازدواج مجدد متأهلین وعدم ازدواج با دختران باکره و زنان بدکار تأکید دارند

پرسش:

آیا قرآن کریم عموم مردان را تشویق کرده است که ازدواج موقت داشته باشند یا ازدواج موقت، راهکاری برای شرایط خاص فردی و اجتماعی است؟

پاسخ :

«ازدواج موقت» نوعی ازدواج است که برای مدت زمان محدود و مشخصی منعقد می‌شود، نه دائم و همیشگی. در این عقد، تعیین دقیق مدت زمان ازدواج و میزان مهریه الزامی است و زن در این مدت حق ازدواج با شخص دیگری را ندارد. برخلاف ازدواج دائم که با طلاق پایان می‌یابد، در ازدواج موقت جدایی یا با اتمام مدت تعیین‌شده رخ می‌دهد یا مرد می‌تواند باقی‌ماندۀ مدت را ببخشد. در صورت فوت یکی از طرفین در مدت عقد، هیچ‌کدام از دیگری ارث نمی‌برند؛ همچنین برخلاف ازدواج دائم، پرداخت نفقه از سوی شوهر به همسر در ازدواج موقت واجب نیست. اما اگر فرزندی از این ازدواج به دنیا بیاید، از نظر شرعی هیچ تفاوتی با فرزندان ازدواج دائم ندارد و مانند آنان از پدرومادر خود ارث می‌برد و نفقه‌اش بر پدرش واجب است. پس از پایان مدت عقد یا بخشش مدت از سوی مرد، اگر رابطۀ زناشویی برقرار شده باشد، زن باید عدّه نگه دارد و پس از آن مجاز به ازدواج مجدد خواهد بود.

 

ازدواج موقت در قرآن

آیۀ 24 سورۀ «نساء» درباره ازدواج موقت است: «... فَمَا اِسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً: ... با زن‌هایى که ازدواج موقت مى‏کنید، باید مَهر آنان را به عنوان یک امر واجب بپردازید» (1).

منظور از «استمتاع» در این آیه، «ازدواج موقت» است؛ بنابراین مطابق این آیه، ازدواج موقت حلال است (2). نکتۀ مهم درباره این آیه آن است که هرچند همۀ افراد و حالات را در‌بر می‌گیرد و در اصطلاح منحصر و مقید به حالت و افراد خاصی نشده است، فقط در مقام بیان حکم مهریه در این نوع از ازدواج و تأکید بر لزوم پرداخت آن است؛ ازاین‌رو نه در این آیه و نه هیچ آیه دیگری، تشویقی به ازدواج موقت دیده نمی‌شود.

 

ازدواج موقت در روایات

بررسی روایات نشان می‌دهد مسلمانان صدر اسلام در شرایطی همچون سفر که به همسر خود دسترسی نداشتند، به سراغ این نوع از ازدواج می‌رفتند (3)؛ برای نمونه از عبدالله بن مسعود صحابی نقل شده است که ازدواج موقت در زمانی که مسلمانان برای غزوات از مدینه خارج شده بودند و از بی‌همسری در سختی بودند، اجازه داده شد (4). بر اساس روایت دیگری، پیامبر این کار را در زمانی که برای عمره از مدینه به مکه رفته بودند، اجازه داد (5). روایتی نیز می‌گوید در زمان فتح مکه اجازه داده شد (6). در برخی روایات اهل‌بیت علیهم السلام نیز شاهدیم آن بزرگواران به برخی اصحاب متأهل خود که به همسرانشان دسترسی داشته‌اند، فرموده‌اند: «ما انت و ذلک قد اغناک الله عنها: تو را با متعه چه کار؟ درحالى‌که خدا تو را از آن بى‌‏نیاز کرده است» (7). در روایت دیگری از امام کاظم علیه ‌السلام نیز چنین آمده است: «هِیَ حَلَالٌ مُبَاحٌ مُطْلَقٌ لِمَنْ لَمْ یُغْنِهِ اللَّهُ بِالتَّزْوِیجِ فَلْیَسْتَعْفِفْ بِالْمُتْعَهِ فَإِنِ اسْتَغْنَى عَنْهَا بِالتَّزْوِیجِ فَهِیَ مُبَاحٌ لَهُ إِذَا غَابَ عَنْهَا: ازدواج موقت برای کسی که خداوند ازدواج [دائم] را برای او مقدور نکرده، مطلقاً جایز است تا با ازدواج موقت عفت بورزد [و گرفتار حرام نشود]. اگر مردی با ازدواج [دائم] از ازدواج موقت بی‌نیاز شد نیز اگر به همسر خود دسترسی ندارد، جایز است» (8). بر اساس همین روایات، بسیاری از مفسران شیعه در مقام بیان چرایی تشریع ازدواج موقت در اسلام به مواردی همچون آماده‌نبودن شرایط ازدواج دائم، سفرهای طولانی و مأموریت‌های افراد متأهل و ... اشاره کرده‌اند (9).

بر اساس روایات اهل‌بیت علیهم السلام برای این نوع از ازدواج نباید به سراغ دختران باکره (10) و همچنین زنان بدکار رفت و نباید به این کار اصرار ورزید تا سبب غفلت از همسران دائمی و ناراحتی آنان شود (11).

 

نتیجه

اصل مشروعیت ازدواج موقت را پیامبر خدا بیان کرده است و خداوند در آیۀ 24 سورۀ «نساء» با یقینی‌دانستن حلال‌بودن آن، حکمی از احکام آن را بیان کرده است. قرآن فقط در مقام بیان حکم شرعی بوده است و آیۀ متعه دربردارنده هیچ‌گونه تشویقی در‌این‌باره نیست. بر اساس گزارش‌های تاریخی، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله زمانی که برای جنگ یا عمره در سفر بودند و اصحاب به همسرانشان دسترسی نداشتند، ازدواج موقت را تشریع کردند؛ البته همان‌طور که در اصول فقه ثابت شده است، سبب صدور احکام مخصص آنها نیست؛ ازاین‌رو ازدواج موقت به طور مطلق هم در سفر و هم غیر‌سفر، هم برای افراد مجرد و هم متأهل، هم برای متأهلانی که به همسران خود دسترسی دارند یا ندارند، هم امکان ازدواج دائم وجود دارد و چه ندارد، حلال است؛ البته مطابق روایات ائمه هدی علیهم ‌السلام، در ازدواج موقت نباید به سراغ دختران باکره و همچنین زنان بدکار رفت و مردان متأهلی که به همسران خود دسترسی دارند، از ازدواج موقت بی‌نیاز دانسته شده‌اند؛ ازاین‌رو از آنان خواسته شده است با این کار سبب غفلت از همسران دائمی خود و ناراحتی آنان نشوند.

برای مطالعه بیشتر:

هاشمی، سیدحسین؛ «نقدی بر ازدواج موقت در فقه عامه»؛ مطالعات راهبردی زنان، ش 35، 1386 ش.

پی‌نوشت‌ها:

1. نساء: 24.

2. «قال الصادق ع: "فمن استمتعتم به منهن ـ إلى أجل مسمى ـ فآتوهن أجورهن فریضه" قال الصادق ع فهذه الآیه دلیل على المتعه» (علی بن ابراهیم قمی؛ تفسیر القمی؛ قم: دار‌الکتاب، 1404 ق، ج ‏1، ص 136).

3. عبدالرحمن بن محمد ابن‏‌ابى‏‌حاتم؛ تفسیر القرآن العظیم؛ چ 3، ریاض: مکتبه نزار مصطفى الباز، 1419 ق، ج ‏3، ص 919.

4. احمد طبرانی؛ التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم؛ اردن: دار‌الکتاب الثقافی‏، 2008 م، ج ‏2، ص 218.

5. احمد ثعلبى؛ تفسیر ثعلبی؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، 1422 ق، ج ‏3، ص 287.

6. یعقوب جعفری؛ تفسیر کوثر؛ چ 3، قم: هجرت، 1398 ش، ج ‏2، ص 400 ـ 401.

7. احمد بن محمد بن عیسی اشعرى قمى؛ النوادر؛ قم: مدرسة الإمام المهدی عجل الله تعالى فرجه الشریف‏، 1408 ق، ص 87.

8. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج ‏5، ص 452 ـ 453.

9. ناصر مکارم شیرازی و همکاران؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج ‏3، ص 342. محسن قرائتی؛ تفسیر نور؛ تهران: مرکز فرهنگى درس‌هایى از قرآن‏، 1388 ش، ج ‏2، ص 45. یعقوب جعفری؛ تفسیر کوثر؛ ج ‏2، ص 408. محمدعلی رضایى اصفهانى؛ تفسیر قرآن مهر؛ قم: پژوهش‌هاى تفسیر و علوم قرآن‏، 1387 ش، ج ‏4، ص 94. علی‌اکبر قرشى بنابى؛ تفسیر احسن الحدیث؛ چ 2، تهران: بنیاد بعثت، 1375 ش، ج ‏2، ص 339.

10. احمد بن محمد بن عیسی اشعرى قمى؛ النوادر؛ ص 86.

11. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ‏5، ص 454.