حفظ اتحاد ملی

ارتباط حضور بی‌حجاب‌ها در تجمعات خیابانی و امر به معروف و نهی از منکر
در شرایط جنگ، حفظ وحدت و جلوگیری از تفرقه از برخورد علنی با بی‌حجابی در تجمعات مهم‌تر است و تذکر اگر داده شود باید آرام، خصوصی و حکیمانه باشد.

پرسش:

داستان حضور بی‌حجابان در تجمعات شبانۀ خیابانی چیست؛ بالاخره امر به معروف آری یا نه؟!

پاسخ:

در شرایط خاص جنگی که کشور با تهدید‌های جدی خارجی روبروست، حضور مردم در تجمعات حامی نظام، نمادی از همبستگی ملی و پایداری در برابر دشمن به شمار می‌آید؛ با این وجود، گاه افرادی در تجمعات شبانه با پوشش نامناسب (بی‌حجاب یا بدحجاب) دیده می‌شوند که این وضعیت نوعی تضاد ظاهری را رقم می‌زند؛ از سویی در صف حامیان نظام و مدافعان میهن در جنگ هستند و از سوی دیگر، یکی از احکام شرعی و قانونی مهم یعنی حجاب را رعایت نمی‌کنند. بنابراین این پرسش مطرح می‌شود که در چنین موقعیت حساسی، آیا باید به این افراد امر به معروف و نهی از منکر کرد یا به دلیل شرایط خاص جنگی و ضرورت حفظ وحدت، از آن صرف‌نظر نمود؟ برای درک این پدیده که واقعیت امروز جامعه ماست، باید به چند نکته توجه کرد که در این نوشتار می‌کوشیم به آن بپردازیم.

الف) واقعیت میدانی

نخست باید پرسید آیا چنین پدیده‌ای به‌گستردگی وجود دارد یا روایتی اغراق‌شده است؟ در شرایط جنگی امروز که عمدتاً جنگ ترکیبی، اقتصادی و رسانه‌ای است، ممکن است برخی افراد با گرایش‌های دینی یا اعتقادی متفاوت در تجمعات حامی نظام حاضر شوند. این افراد ممکن است حجاب کامل نداشته باشند، اما به دلیل خطرهای بیرونی (تهاجم دشمن) در کنار نظام ایستاده‌اند. مشاهدات میدانی نشان می‌دهد این افراد طیف محدودی از حاضران در تجمعات‌ را تشکیل می‌دهند و بیشتر افراد حاضر در تجمعات، پایبند به ارزش‌ها و باورهای اسلامی‌ هستند.

ب) طیف‌شناسی افراد بی‌حجاب حاضر در تجمعات

1. افراد معتقد، اما سهل‌انگار: کسانی که حجاب شرعی را قبول دارند؛ ولی در پوشش روزمرۀ خود سهل‌گیری و سهل‌انگاری می‌کنند. این افراد در زمان جنگ، حضور در صحنه را مهم‌تر از جزئیات پوشش خود می‌دانند؛

2. افراد کم‌باور اما وطن‌دوست: کسانی که حجاب را ضروری نمی‌دانند؛ اما به دلیل عشق به میهن و مقابله با دشمن خارجی، در تجمعات حامی نظام حاضر می‌شوند. برای این افراد هویت ملی بر هویت دینی اولویت دارد؛

3. افراد معترض به الزام حجاب اما مخالف دشمن: گروهی که با قانون حجاب الزامی مشکل دارند و معترض به آن هستند؛ اما با نظام و کشور در برابر دشمن خارجی همراهی می‌کنند. حضور آنها در تجمعات به معنای برگشتن از اعتراضشان به حجاب الزامی نیست؛

4. عوامل نفوذی یا اخلال‌گر: احتمال اندکی نیز وجود دارد که برخی با پوشش نامناسب به‌عمد در تجمعات حامی نظام حاضر شوند تا با حضور خود در اجتماعاتی که بیشتر نیروهای مذهبی حضور دارند، حساسیت‌ها به مسئله بی‌حجابی را کم کنند یا نوعی عادی‌سازی را جلوه دهند. این طیف با اینکه نادرند، حضورشان در اجتماعات محتمل است.

ج) تحلیل سیاسی ـ فرهنگی

بسیاری از افرادی که در شرایط عادی به برخی از هنجارهای دینی انتقاد دارند، در زمان جنگ در برابر دشمن مشترک، متحد می‌شوند. این پدیده را می‌توان «انسجام انفعالی» نامید. این افراد نه از سرِ عشق دینی، بلکه از سر تنفرِ از دشمن وارد می‌شوند؛ دشمنی که ملزم‌نبودن به حجاب، در عمل بازی در زمینی است که او برای غلبه بر نظام اسلامی و ایران تعریف کرده است. بنابراین حضور آنها با پوشش نامناسب نشانه «تضاد درونی» است؛ از یک‌سو مخالف دشمن و از سوی دیگر، پایبند‌نبودن به تمام یا برخی شعایر.

د) امربه معروف و نهی از منکر، آری یا نه؟

پس از شناخت اجمالی از طیف‌های مختلف افراد بی‌حجاب حاضر در تجمعات شبانه، این پرسش در ادامه مطرح می‌شود که آیا در چنین موقعیتی امر به معروف و نهی از منکر کنیم یا نه؟

برای پاسخ به این پرسش لازم است به رفتار عقلا در مقام تزاحم امتثالی (1) به دو حکم یا امر مطلوب مراجعه کنیم. عقلا هنگام تزاحم میان دو امر مطلوب (عمل به دو امر واجب، ترک دو امر حرام، عمل به یک واجب و ترک یک حرام)، اگر یک تکلیف بر دیگری برتری داشته باشد، طبق قاعده اهم و مهم، به تکلیف مهم‌تر عمل می کنند؛ ولی اگر دو تکلیف مساوی باشند، به تخییر حکم می‌کنند که مکلف مخیر است هر کدام از این دو عمل را انجام دهد.

با این مقدمه، تکلیف مکلفان در موضوع مورد بحث در شرایط جنگی را چنین می‌توان تبیین کرد:

1. از نگاه فقه امامیه، امر به معروف و نهی از منکر واجب کفایی و مشروط به شرایطی چون «علم و آگاهی» «احتمال تأثیر»، «عدم مفسده» و «اصرار بر گناه» است (2).

2. در زمان جنگ، حفظ وحدت ملی و تضعیف‌نکردن جبهه داخلی از واجبات اولیه شرعی و عقلی است. بنابراین هر اقدامی که موجب تفرقه و دلسردی در صفوف حامیان نظام شود، حرام است.

3. اگر امر به معروف و نهی از منکر چنین فردی در تجمعات منجر به درگیری، جنجال رسانه‌ای، سوءاستفاده دشمن یا خروج افراد از صحنه حمایت شود، این اتفاق نوعی مفسده و ضرر محسوب می‌شود که مفسده بزرگ‌تر‌بودن آن به میزان اهمیت حفظ وحدت ملی و عدم تضعیف نظام در مقابل امر به معروف و نهی از منکر وابسته است.

وقتی از یک‌سو، حفظ وحدت ملی و دفاع از نظام و کشور واجب است (چراکه موجب بقای اسلام و جان‌های فراوان است) و از سوی دیگر، واجب است فرد بی‌حجاب را امر به معروف و نهی از منکر کنیم، در شرایطی که تزاحم میان این دو تکلیف شکل بگیرد، به دلیل مساوی‌نبودن اهمیت دو طرف، تکلیف مهم‌تر و پرمنفعت‌تر مقدم می‌شود. روشن است که در چنین شرایطی به‌یقین حفظ وحدت ملی برای حفظ اصل نظام و جامعه بزرگ مسلمانان در برابر دشمن خارجی، از اصلاح یک فرد بی‌حجاب در آن لحظه، امری مهم‌تر و ارجح است.

نکتۀ قابل توجهی که در تبیین این بحث دقیق و مهم است، پرهیز از نگاه مطلق یا صفر و صدی است؛ بدین معنا که نباید این‌گونه برداشت کرد که با توجه به اهمیت بیشتر مسئله حفظ وحدت، تحت هر شرایطی باید از امر به معروف و نهی از منکر پرهیز کرد. بنابراین اگر شرایط و زمینه برای امر به معروف و نهی از منکر مهیا باشد و مفسده‌ای مثل تضعیف وحدت ملی به دنبال نداشته باشد، انجام این فریضه الهی نه‌تنها مانعی ندارد، بلکه شایسته است. بر این اساس، اگر فردی توانست در حاشیه تجمع، فرصت خلوت و گفتگوی دوستانه با آن فرد بی‌حجاب پیدا کند (نه در اوج شلوغی) و احتمال دهد که تذکر مؤثر است و مفسده‌ای ندارد، این کار نه‌تنها مانعی ندارد، بلکه مستحب و پسندیده است و می‌تواند با زبانی خوش و محبت‌آمیز او را به رعایت حجاب دعوت کند.

نکته قابل تأمل دیگر، نوع مواجهۀ نظام جمهوری اسلامی با این مسئله است. نظام جمهوری اسلامی در زمان جنگ باید هوشمندانه عمل کند که لازمۀ این هوشمندی، توجه به موارد زیر است:

الف) تشخیص درست زمان و مکان: به هیچ‌وجه با افراد بی‌حجاب در تجمعات حمایتی برخورد نشود؛ زیرا این کار، بزرگ‌ترین خدمت به دشمن است که مدعی می‌شود جمهوری اسلامی حتی یاران خود را طرد می‌کند و در بحبوحه جنگ، اصل بر تألیف قلوب و جذب حداکثری است. نوع مواجهه با مسئله بی‌حجابی باید به زمان دیگری موکول شود.

ب) فرهنگ‌سازی: پیش از برگزاری تجمعات، از طریق رسانه‌های متعدد (اعم ازرسانه ملی، مساجد و شبکه‌های اجتماعی و...) تذکر عمومی و غیرشخصی داده شود که «ما در این اجتماع حامی نظام، می‌خواهیم الگویی از وحدت با وجود پایبندی به ارزش‌ها داشته باشیم. خواهش می‌شود همگان حجاب کامل را رعایت کنند».

درنهایت گفتنی است بزرگ‌ترین معروف در زمان جنگ، حفظ اتحاد ملی و بزرگ‌ترین منکر، تفرقه‌افکنی در صف مبارزه با دشمن خارجی است. امر به معروف در مورد حجاب را نباید فراموش کرد، اما نه به قیمت به‌زمین‌زدن کشتی‌ای که در طوفان درگیری است. عقلانیت انقلابی می‌گوید دشمن اصلی را بشناسید، به نفع او دام درست نکنید و اصلاح امور را به وقت و مکان مناسب آن موکول کنید. آن‌که در میدان جنگ به سرباز بی‌حجاب تذکر نمی‌دهد، غافل نیست؛ بلکه درک کرده است که در این لحظه «نگه‌داشتن سرباز در کنار سنگر» از «تذکر درباره یونیفرم او» واجب‌تر است.

نتیجه:

در شرایط جنگی و در قلب تجمعات پرشور، امر به معروف و نهی از منکر افراد بی‌حجاب به دلیل اولویت حفظ وحدت و همچنین ضررهای یقینی یا محتمل (تفرقه، جنجال، سوءاستفاده دشمن، کاهش مشارکت‌های مردمی) نه‌تنها واجب نیست، بلکه در بیشتر موارد جایز نیست و گاه حرام است. نظام اسلامی نیز موظف است با روش‌های حکیمانه از قبیل تذکر غیرشخصی پیش از تجمع، فرهنگ‌سازی درازمدت و برخورد پس از رفع خطر خارجی بدون ایجاد حاشیه در جنگ، این نقیصه را برطرف کند. برخورد فیزیکی و تحقیرآمیز در آن لحظه، خطای راهبردی محض است.

پی‌نوشت‌ها:

1. کریم کوخایی‌زاده و عبدالجبار زرگوش‌نسب؛ «واکاوی تزاحم و کاربرد آن در اصول و فقه با رویکردی بر دیدگاه شهید صدر»؛ مطالعات فقه و حقوق اسلامی، ش 28، 1401 ش، ص 2.

2. ر.ک: «احکام امر به معروف و نهی از منکر»، پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری؛ در:

https://www.leader.ir/fa/content/25464.

باید مراقب بود که سمت و سوی اعتراضات به حق مردم، توسط عده ای اغتشاشگر به انحراف کشیده نشود و انسجام و اتحاد ملی مردم عزیز ایران حفظ گردد.
وظیفه مردم در قبال اعتراضات و اغتشاشات

پرسش:

وظیفه مردم در قبال اعتراضات و اغتشاشات اخیر چیست؟

پاسخ:
این روزها، با افزایش اعتراضات اقتصادی جمعی از بازاریان کشور، که منجر به افزایش دامنه آن به بخش‌هایی از شهرهای کشور شد، شاهد سوء استفاده برخی عناصر خودفروخته و عمله دشمنان مردم ایران بودیم. طبعا اغتشاش، باعث افزایش نگرانی مردم، تخریب أموال عمومی و خصوصی و نیز بی‌پاسخ‌ماندن اعتراضات به حق مردم می‌شود. از این رو‌، برای عده زیادی از مردم این سوال، مطرح شده که اکنون که اعتراضات مورد سوءاستفاده دشمنان و عناصر داخلی آنان قرار گرفته، وظیفه عموم ملت ایران که حامی نظام اسلامی و دلسوز کشور عزیزمان هستند، چیست. در این نوشته، به این سوال پاسخ داده شده است. 

1. حفظ پیوند خود با نظام و انقلاب اسلامی
مردم، ولی نعمتان و صاحبان اصلی این انقلاب هستند. این گزاره بارها و بارها به اشکال مختلف در سخنان امامین انقلاب اسلامی، تکرار شده است. امام خمینی تصریح می‌کنند که صاحبان اصلی این انقلاب، مردم ایران هستند و همه ارکان نظام اسلامی باید در خدمت مردم باشد. درد آنان را بشوند و برای آن چاره‌اندیشی کند. رهبر انقلاب نیز، بارها و بارها بر این نکته تاکید کرده اند.(1) از این رو ناکارآمدی یا نابسامانی در اوضاع اقتصادی و معیشتی نباید این جایگاه مردم را دچار اختلال کند. در هر صورت مردم باید خود را صاحبان اصلی این انقلاب و نظام اسلامی بدانند و پیوند خود را با آن حفظ کنند و نگذارند که به فرمایش حضرت امام رحمت الله علیه، این انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد.(2)

2. مطالبه‌گری عدالت و فسادستیزی
عدالت گستری اجتماعی، ظلم ستیزی و فساد ستیزی از شعارهای عمده و مبانی اصلی انقلاب اسلامی بوده و هست. این مبنا هم در قانون اساسی تبیین و تصریح شده و هم در بیانات امامین انقلاب آمده است. قانون اساسی تصریح می‌کند : «دولت جمهوری اسلامی ایران موظف است برای نیل به اهداف مذكور در اصل دوم، همه امكانات خود را برای امور زیر به كار برد:  ایجاد محیط مساعد برای رشد فضایل اخلاقی بر اساس ایمان و تقوی و مبارزه با كلیه مظاهر فساد و تباهی»(3) رهبر انقلاب بارها و بارها بر مقابله با فساد و ظلم تاکید کرده اند. بیش از سه دهه قبل، رهبر انقلاب بر مبارزه با ثروت های بادآورده و اشرافی گری تاکید کردند، که اگر آن روزها این تذکرات جدی گرفته می شد، ما امروز وضعیت متفاوتی داشتیم. مطالبه عدالت باید به اصلی ترین خواسته مردم در درون نظام اسلامی بدل شود و این مساله به یک گفتمان ملی تبدیل گردد تا نتیجه بخش باشد. 

2. تفکیک اعتراضات مردمی از اغتشاشات
هم مردم و هم نهادهای نظامی، امنیتی و مخصوصا دولتمردان باید میان معترضان و اغتشاشگران تفاوت و تمایز قائل شوند. مردم باید به صراحت و قاطعیت، حساب خود را از اعتشاشگران و خرابکاران تفکیک کنند و اجازه ندهند عده‌ای اخلال‌گر و اراذل و اوباش، مطالبه به حق و جدی آنان را تحت تاثیر اقدامات خود قرار دهند. صف معترضان باید آشکارا از اعتشاشگران جدا شود تا هم اعتراضات به حق مردم، قربانی مشتی خرابکار نشود و هم پلیس به راحتی بتواند نظم عمومی را برقرار سازد و اغتشاش‌گران را مهار کند. تجربه تلخ ملت ما از اغتشاشات باعث شده تا طی سالیان گذشته، نتوانند به درستی اعتراض و سخن حق خود را به گوش مسئولان برسانند، در حالی که هم بر أساس آموزه‌های اسلامی مانند امر به معروف و نهی از منکر و نصحیت حاکمان اسلامی و هم بر أساس قانون اساسی، مردم حق اعتراض و انتقاد دارند. قانون اساسی بر حق اعتراض مردم صحه نهاده و أساسا نهاد دیوان عدالت اداری به همین منظور تشکیل شده است « به منظور رسیدگی به شكایات، تظلّمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین یا واحد‏ها یا آیین‏‌نامه‏‌های دولتی و احقاق حقوق آنها، دیوانی به نام «دیوان عدالت اداری» زیر نظر رئیس قوه قضائیه تأسیس می‌‏گردد. حدود اختیارات و نحوه عمل این دیوان را قانون تعیین می‏‌كند.»(4)

4. موضعگیری صریح در برابر استعمارگران آمریکایی و صهیونی
طی روزهای اخیر، ترامپ قمارباز و قاتل، زبان درازی کرده است. او ادعا کرده است که اگر به سوی اغتشاش‌گران و خرابکاران و عناصر تروریستی شلیک شود، از آنان حمایت خواهد کرد. خوب است خاطره مردم منطقه از جمله مردم عراق، مردم أفغانستان و دیگر مناطق جهان مانند لیبی درباره حمایت آمریکا را یادآور شویم که میلیون‌ها کشته و زخمی و آواره در این کشورها بر جای گذاشت و هنوز این کشورها درگیر پیامدهای حمایت به اصطلاح آمریکایی از خود هستند. حتی برخی از این کشورها مانند لیبی تجزیه شده است؛ از این رو مردم باید به صراحت و آشکارا حساب خود را از این مردک استعمارگر قاتل و متحدان صهیونی او، که بیش از 1000 ایرانی را در جنگ تحمیلی 12 روزه به خاک و خون کشیدند، جدا کنند. ملت ما بیش از 4 هزار سال تمدن دارد و می داند چگونه مسائل داخلی خود راحل کند. نیازمند دخالت بیگانگان نیست. 

5.  بازکردن باب گفتگو با دولتمردان
مطالبه عدالت و کارآمدی، نباید یک امر مقطعی باشد، مردم باید ضمن رعایت نظم عمومی، به مطالبه خود به صورت مستمر ادامه دهند و از اقدامات هیجانی بپرهیزند. نمایندگان مردم در اصناف و دیگر نهادهای مردم نهاد باید واسطه میان مردم و دولتمردان شوند و مطالبات مردم به صورت فرایندی و تدریجی دنبال شود. این امر مستلزم ایجاد ساختار گفتگو میان مردم و دولتمردان است. گزارش اقدامات دولت باید بصورت مستمر به مردم ارایه شود تا هم نتیجه آن معلوم شود و هم تاثیر آن در زندگی مردم دیده شود و مردم امکان نظارت جدی بر اقدامات دولتمردان را پیدا کنند. مطالبات به حق مردم، همواره مورد حمایت رهبر انقلاب قرار داشته و دارد. رهبر انقلاب، اعتراض مردم علیه تورم و برخی ناکارآمدی‌ها به حق دانسته و از آن حمایت کرده‌اند. مسیر مطالبه مدنی و عدالت‌خواهی مردم باید قانونمند و با رعایت حقوق عمومی و خصوصی ادامه پیدا کند. 

6. حفظ انسجام و اتحاد ملی
ملت متحد، قوی‌ترین دشمنان را به زانو درمی‌آورد. اتحاد ملی در انقلاب اسلامی، در جنگ تحمیلی صدام و در جنگ تحمیلی ترامپ و نتانیاهو همواره باعث پیروزی ملت ایران و ناکامی دشمنان شده است. اتحاد، رمز پیروزی ملت ماست. بسیاری از اقدامات دشمنان ایران و عناصر داخلی آنان، ایجاد شکاف در میان مردم ایران است. جداشدن مردم از همدیگر، به معنای موفقیت دشمن و زمینه‌سازی فروپاشی اجتماعی و سیاسی کشور است؛ امری که پیامدهای سنگین جغرافیایی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در پی خواهد داشت. پیمامدهایی که هیچ ایرانی وطن‌دوستی حاضر به قبول آن نیست. دشمن به کمتر از تجزیه این آب و خاک، رضایت نخواهد داد، در این شرایط، آنچه می‌تواند یکپارچگی این آب و خاک را تضمین کند، اتحاد ملی و انسجام عمومی است. 

نتیجه
مردم ایران در روزهای اخیر، اعتراضات به حق اقتصادی خود را بیان داشتند اما عده‌ای اغتشاش‌گر تلاش کردند تا با ایجاد ناامنی و خرابکاری، اهداف دشمنان ملت ایران را به انحراف بکشانند. 

پی‌نوشت
1. بیانات در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی و مسؤولان ستاد برگزاری دهه‌ی فجر، 11/۱۰/1369
2. بیانات در اجتماع بزرگ مردم مشهد و زائران حرم مطهر امام رضا (ع) 01/01/1380
3. قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل سوم، بند اول.
4.  قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اصل صد و هفتاد و سوم