ثواب قرائت قرآن

بررسی انگیزه و دغدغۀ اصلی از قرائت قرآن
قرائت و فهم قرآن مکمل یکدیگرند و حتی تلاوتِ بدون درکِ معنا نیز به دلیل ماهیتِ ذکرگونه‌اش، واجد آثار معنوی و ثواب است.

پرسش:

در قرائت قرآن، آیا انگیزه و دغدغه اصلی، رسیدن به ثواب اخروی است یا فهمیدن مفاهیم و آموزه‌های قرآن و کاربست آن در زندگی؟ آیا باید عربی آن را بخوانیم یا ترجمه آن نیز کافی و درست است؟ کسی که معنای عبارت عربی را بلد نیست، بهتر است ترجمه را بخواند یا عربی؟

پاسخ:

خداوند در قرآن از ما می‌خواهد به مقداری که برایمان ممکن است، این کتاب را بخوانیم: «... فَاقْرَؤُا مٰا تَیَسَّرَ مِنَ اَلْقُرْآنِ ...» (1) و توصیه می‌کند که قرائت و خواندن قرآن، شمرده و با توجه به معنای آیات باشد (2): «... وَ رَتِّلِ اَلْقُرْآنَ تَرْتِیلاً» (3). در اهمیت قرائت قرآن همین بس که خداوند حتی از پیامبرش نیز می‌خواهد قرآن را بخواند: «اُتْلُ مٰا أُوحِیَ إِلَیْکَ مِنَ اَلْکِتٰابِ ...» (4). البته نباید فراموش کنیم که قرائت قرآن، طریق و راهی برای تدبّر در آیات قرآن و پندگرفتن از آن است: «کِتٰابٌ أَنْزَلْنٰاهُ إِلَیْکَ مُبٰارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیٰاتِهِ وَ لِیَتَذَکَّرَ أُولُوا اَلْأَلْبٰابِ» (5).

قرائت قرآن به نیت ثواب اخروی یا کاربست آن در زندگی؟

یکی از مغالطه‌هایی که گاهی برخی انسان‌ها گرفتار آن می‌شوند، مغالطۀ جمع‌ناپذیر دو یا چند امر جمع‌شدنی با هم است. وقتی گفته می‌شود قرآن را برای ثواب آن بخوانیم یا برای فهمیدن و کاربست آن در زندگی، شنونده در بدو امر گمان می‌کند که این دو یعنی ثواب و کاربست، با هم جمع‌ناپذیرند؛ ازاین‌رو باید یکی از این دو را انتخاب کند. در‌حالی‌که با توجه به جمع‌پذیری این دو با هم، نیازی به انتخاب یکی نیست و شخص می‌تواند قرآن را با هر دو هدف قرائت کند. به عبارت دیگر، انسان با قرائت قرآن هم در زندگی دنیوی خود راه را از چاه تشخیص می‌دهد و هدایت می‌شود و هم ثواب و پاداش اخروی را به دست می‌آورد.

به عبارت دیگر، نه‌تنها آن دو با هم جمع‌شدنی‌اند، بلکه لازم و ملزوم هم نیز هستند؛ به ‌گونه ‌ای‌که اگر یکی نباشد، دیگری نیز وجود ندارد؛ زیرا قرائت قرآنی که سبب هدایت انسان در زندگی نشود، ثواب ندارد و قرائتی که ثواب نداشته باشد، سبب هدایت انسان در زندگی نمی‌شود.

افزون بر این، باید توجه داشت کاری که فایده‌ای نداشته باشد، ثوابی هم ندارد و کاری که ثواب دارد، حتماً فایده‌ هم دارد.

آیا باید عربی قرآن را بخوانیم یا ترجمه آن نیز کافی و درست است؟

در قرآن و احادیث معصومان علیهم السلام به‌فراوانی به قرائت قرآن توصیه و سفارش شده است؛ برای نمونه امام صادق علیه السلام فرموده‌اند: «الْقُرْآنُ عَهْدُ اللَّهِ إِلَى خَلْقِهِ فَقَدْ یَنْبَغِی لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ أَنْ یَنْظُرَ فِی عَهْدِهِ وَ أَنْ یَقْرَأَ مِنْهُ فِی کُلِّ یَوْمٍ خَمْسِینَ آیَةً: قرآن پیمان خداوند با خلقش است؛ بنابراین برای فرد مسلمان شایسته است به پیمان خدا بنگرد و هر روز پنجاه آیه از آن را بخواند» (6).

قرائت قرآن از نظر شرعی مستحب است (7) و غیر از داخل نماز اصلاً واجب نیست. وقتی اصل قرائت قرآن واجب نباشد، به عربی‌خواندن آن نیز واجب نیست و شخص می‌تواند حتی با وجود قدرت بر خواندن متن عربی قرآن، ترجمه آن را بخواند؛ بنابراین خواندن ترجمۀ قرآن نه‌تنها اشکالی ندارد، بلکه بسیاری از آثار و برکات قرائت قرآن را به همراه دارد.

ناآشنا با عبارت عربی قرآن، ترجمه را بخواند یا عربی؟

بهترین حالت این است که شخص عربی را بیاموزد و قرآن را به زبان عربی بخواند؛ چراکه هیچ ترجمه‌ای نمی‌تواند آن‌طور که باید و شاید معنای آیات را به زبان دیگری منتقل کند (8). شاید دلیل سفارش به یادگیری زبان عربی در روایات هم همین نکته باشد؛ از جمله از امام صادق علیه السلام نقل شده است: «تَعَلَّمُوا الْعَرَبِیَّةَ فَإِنَّهَا کَلَامُ اللَّهِ الَّذِی تَکَلَّمَ بِهِ خَلْقَهُ: زبان عربی را بیاموزید؛ زیرا این کلام خداست که با خلق خود سخن گفته است» (9).

اگر شخصی عربی بلد نیست، بهتر این است عربی و ترجمۀ آن را با هم بخواند تا هم معنویت، حلاوت و شیرینی متن عربی قرآن را درک کند و هم از مضامین آنها بهره‌مند شود؛ اما اگر امر دایر بین نخواندن قرآن و خواندن ترجمۀ آن باشد، به‌‌یقین خواندن ترجمۀ قرآن مقدم است.

ثواب‌داشتن قرائت متن عربی قرآن برای کسی که عربی بلد نیست

نباید گمان کنیم کسی که اصلاً عربی بلد نیست و وقتی قرآن می‌خواند، هیچ درکی از معنای آیات ندارد، اگر به قرائت قرآن به زبان عربی بسنده کرد و به ترجمه آیات توجهی نکرد، چنین قرائتی ثواب ندارد یا باعث هدایت او نمی‌شود؛ چون شخص همین که قرآن را در جایگاه «کتابِ خدا» به دست می‌گیرد و قرائت می‌کند، در قلب خود متوجه خدا می‌شود و همین توجه قلبی به خداوند و به یاد او بودن، سبب هدایت و قرب الهی و ثواب است. چنان‌که وقتی قرآن را به عربی می‌خواند، معمولاً به کلماتی همچون «الله»، «رحیم»، «غفور»، «رسول»، «صلاة»، «زکاة»، «حج»، «ثواب»، «عقاب»، «بهشت»، «جهنم» و ... می‌رسد، کلماتی که هر مسلمانی هرچند هیچ شناختی از زبان عربی نداشته باشد، معمولاً معنای آنها را می‌داند و سبب تداعی بسیاری از معانی الهی در ذهن او می‌شود و همین تداعی و تَکرار نیز نقش بسیار مهمی در توجه شخص به آموزه‌های اسلامی و انجام آن‌ها دارد؛ درنتیجه چه‌بسا همین قرائت قرآن زمینه‌ساز هدایت و ثواب می‌شود.

راز اینکه در احادیث گفته شده است نه‌تنها قرائت قرآن، بلکه حتی نگاه‌کردن به قرآن و شنیدن آن نیز ثواب دارد، در همین نکته نهفته است؛ همان‌گونه که امام صادق علیه السلام فرمود: «مَنِ اسْتَمَعَ حَرْفاً مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنْ غَیْرِ قِرَاءَةٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَهً وَ مَحَا عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَة: هر‌که به حرفی از کتاب خداوند متعال گوش فرا دهد، بدون اینکه آن را بخواند، خداوند برای او یک حسنه می‌نویسد و یک گناه از او محو می‌کند و درجه‌اش را بالا می‌برد» (10).

همچنین امام صادق علیه السلام در روایت دیگری فرمودند: «... أَنَّ النَّظَرَ فِی الْمُصْحَفِ عِبَادَةٌ: نگاه‌کردن به قرآن عبادت است» (11).

حتی بر اساس روایات، صرف وجود مصحف در خانه دارای اثر و فایده است: «إِنَّهُ لَیُعْجِبُنِی أَنْ یَکُونَ فِی الْبَیْتِ مُصْحَفٌ یَطْرُدُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِهِ الشَّیَاطِینَ: من از داشتن یک نسخه قرآن در خانه که خداوند متعال به وسیله آن شیاطین را دور می‌کند، خشنودم» (12).

شخص با دیدن قرآن و شنیدن آن به یاد خدا و اموری همچون بهشت و جهنم و ... می‌افتد و بر همین یاد‌کردن حداقلی، آثار تربیتی و هدایتی فراوانی مترتب است (13).

نتیجه:

1. فهم قرآن و کاربست آموزه‌های قرآن با ثواب قرائت قرآن جمع‌شدنی است؛ بنابراین لازم نیست شخص هنگام قرائت حتماً یکی از دو را هدف خود انتخاب کند. ثواب و کاربست لازم و ملزوم هم هستند؛ قرائتی که فایده ندارد، ثواب ندارد و قرائتی که ثواب دارد، به‌یقین فایده هم دارد.

2. قرآن و احادیث معصومان سفارش فراوانی به قرائت قرآن کرده‌اند؛ با وجود این، قرائت قرآن به عربی واجب نیست و خواندن ترجمۀ قرآن نه‌تنها اشکالی ندارد، بلکه بسیاری از آثار و برکات قرائت قرآن را به همراه دارد.

3. قرائت قرآن از سوی شخصی که هیچ درکی از متن عربی ندارد، حتی بدون توجه به ترجمه، ثواب دارد؛ چراکه همین قرائت نیز سبب یاد خدا و بسیاری از آموزه‌های دینی می‌شود و بر همین یاد‌کردن حداقلی، آثار تربیتی و هدایتی فراوانی مترتب است.

برای مطالعۀ بیشتر:

محمد فاکر میبدی؛ «وجوب قرائت قرآن»؛ آموزه‌های فقه عبادی، ش 3، پاییز و زمستان 1400 ش، ص 99 ـ 126.

پی‌نوشت‌ها:

1. «... بنابراین آنچه را از قرآن برای شما میسر است بخوانید ...» (مزمل: 20).

2. «ترتیل» به ‌معناى خواندن آیات قرآن با تأنّى، شمرده، ادای صحیح حروف، دقت و تأمل در مفاهیم آیات و اندیشه در نتایج آن است (ناصر مکارم شیرازى و جمعى از نویسندگان؛ تفسیر نمونه؛ چ 10، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1371 ش، ج ‏25، ص 167).

3. «... و قرآن را شمرده و روشن و با تأمل و دقت بخوان» (مزمل: 4).

4. «آنچه را از این کتاب به تو وحی شده است، بخوان ...» (عنکبوت: 45).

5. «این کتاب پربرکتی است که آن را بر تو نازل کرده‌ایم تا آیاتش را تدبّر کنند و خردمندان متذکّر شوند» (ص: 29). «أَ فَلاٰ یَتَدَبَّرُونَ اَلْقُرْآنَ أَمْ عَلىٰ قُلُوبٍ أَقْفٰالُهٰا: آیا در قرآن نمی‌اندیشند [تا حقایق را بفهمند] یا بر دل‌هایشان قفل‌هایی قرار دارد؟» (محمد: 24).

6. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ چ 4، تهران: دار‌الکتب الإسلامیه، 1407 ق، ج ‏2، ص 609.

7. محمد فاکر میبدی؛ «وجوب قرائت قرآن»؛ آموزه‌های فقه عبادی، ش 3، پاییز و زمستان 1400 ش، ص 116.

8. سید‌محمدحسن جواهری؛ روش‌شناسی ترجمه قرآن کریم؛ چ 5، قم: پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، 1397 ش، ص 12.

9. محمد بن علی ابن‌بابویه (شیخ صدوق)؛ الخصال؛ محقق: على‌اکبر غفارى؛ قم: جامعه مدرسین‏، 1362 ش، ج ‏1، ص 258.

10. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 612.

11. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 614.

12. محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج 2، ص 613.

13. البته نباید فراموش کنیم مصحفی که خوانده نشود، به خدا از صاحب خود شکایت می‌کند: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: ثَلَاثَةٌ یَشْکُونَ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ مَسْجِدٌ خَرَابٌ لَا یُصَلِّی فِیهِ أَهْلُهُ وَ عَالِمٌ بَیْنَ جُهَّالٍ وَ مُصْحَفٌ مُعَلَّقٌ قَدْ وَقَعَ عَلَیْهِ الْغُبَارُ لَا یُقْرَأُ فِیهِ: امام صادق علیه اسلام فرمود: سه چیز به درگاه خداوند متعال شکایت می‌کنند: مسجدی ویران که اهل آن در آن نماز نمی‌خوانند، عالمی در میان جاهلان و قرآنی آویخته و غبارآلود که خوانده نمی‌شود» (محمد بن یعقوب کلینی؛ الکافی؛ ج ‏2، ص 613).

مطلب ارسالی شما بعد تایید مدیریت در سایت نمایش داده خواهد شد.