تاریخ قرآن

بررسی اصطلاح تاریخ قرآن و منافات آن با اصالت و الهی بودن قرآن
«تاریخ قرآن» بخشی از علوم قرآنی است که به بررسی سرگذشت متن وحی از لوح محفوظ تا امروز می‌پردازد و با الهی بودن قرآن یا دوران پس از پیامبر (ص) منافاتی ندارد.

پرسش:

اصطلاح «تاریخ قرآن» یکی از تعبیرهایی است که در ارتباط با قرآن به کار می‌رود؛ مراد از این تعبیر چیست؟ آیا این تعبیر با اصالت و الهی‌بودن قرآن منافات ندارد؟

پاسخ :

«تاریخ قرآن»، اصطلاح جدید پیرامون شناخت متن و صورت قرآن است و بر مجموعه‌اى از علوم قرآنى از قبیل سرگذشت متن قرآن، وحى و کتابت آن، نزول و چگونگی مراحل آن، جمع و تدوین قرآن و ... اطلاق می‌شود. در این نوشتار کوتاه پس از اشاره به پیشینه این اصطلاح، منافات‌نداشتن آن با اصالت قرآن را بیان می‌کنیم و درنهایت به معرفی برخی از آثار با عنوان «تاریخ قرآن» می‌پردازیم.

پیشینۀ اصطلاح «تاریخ قرآن»

اصطلاح «تاریخ قرآن» در کتاب‌های پیشینیان مشاهده نمی‌شود (1)؛ با وجود این، مباحث مربوط به تاریخ قرآن به‌مثابۀ بخشی از «علوم قرآنی» (2) که از کهن‏ترین علوم اسلامی است و دانشمندان مسلمان از سده‏های آغازین اسلام به تدوین آنها اهتمام داشته‏اند، بحث و بررسی شده است (3).

با ورود مستشرقان به عرصه تحقیق در زمینه علوم اسلامی، بخشی از علوم قرآنی که به پدیده وحی و نزول و چگونگی مراحل نزول و جمع و تدوین قرآن و ... مرتبط می‏شد، تاریخ قرآن (The History of the Quran) نام گرفت (4). قرآن‌پژوهان مسلمان در ابتدا اصطلاح «تاریخ قرآن» را پذیرا نشدند و در مواجهه با آن رویکردی انتقادی داشتند؛ ولی کم‌کم در میان اندیشمندان مسلمان معاصر نیز این گرایش به‏ وجود آمد که برای رفع ابهام‌ها و اشکال‌های طرح‌‏شده از سوی مستشرقان تحقیقات گسترده‏تری در‌این‌باره انجام دهند. بنابراین «تاریخ قرآن» به‌مثابۀ مبحثی جداگانه در علوم قرآنی مطرح و مقالات و رساله‌ها و کتاب‌های فراوانی در‌این‌باره تألیف شد.

بررسی منافات تاریخ قرآن با اصالت و الهی‌بودن قرآن

اصطلاح «تاریخ قرآن» دربرگیرندۀ مجموعه‌ای از دانش‌های قرآنی است که به شناخت و سرگذشت متن قرآن و کتابت وحی و جمع و تدوین این کتاب وحیانی مربوط می‌شود (5). «تاریخ» به معنای بازگویی سرگذشت هر موضوعی است و عنوان «تاریخ قرآن» به طور مشخص در پی بازگویی سرگذشت قرآن کریم و چگونگی نزول آن از لوح محفوظ و مراحل جمع و تدوین آن است و منافاتی با الهی‌بودن قرآن ندارد. همچنین این تعبیر به هیچ‌وجه بیان‌کنندۀ گردآوری قرآن پس از رسول خدا نیست، بلکه چگونگی جمع‌آوری و تدوین آن در زمان پیامبر و نیز دیگر مراحل آن پس از پیامبر را بازگو می‌کند (6).

بنابراین قرآن‌پژوهان در عنوان «تاریخ قرآن»، به دنبال بررسی مباحثی دربارۀ سرگذشت قرآن کریم هستند که از لوح محفوظ از سوی فرشتۀ وحی بر پیامبر خدا نازل شد و تا امروز پیش‌روى ماست. این مباحث نیز مطالب جدیدی نیست، بلکه قرآن‌پژوهان متقدم نیز به این مطالب پرداخته‌اند و دربارۀ آنها با عنوان علوم قرآنی بحث و بررسی کرده‌اند؛ اما ازآنجاکه دامنه مباحث علوم قرآنی گسترش یافته است، برای بخشی از آن عنوان «تاریخ قرآن» را انتخا کرده‌اند (7).

معرفی برخی آثار پیرامون «تاریخ قرآن»

مباحث مربوط به «تاریخ قرآن» از دوران اولیه در میان منابع اسلامی و کتاب‌های علوم قرآنی آمده است؛ ولی در دوران متأخر تک‌نگاری‌هایی از سوی قرآن‌پژوهان مسلمان با همین عنوان نگاشته شده است که چند مورد از آنها به‌اختصار عبارت‌اند از:

1. در میان قرآن‌پژوهان مسلمان، نخستین کتاب با نام «تاریخ قرآن» را مجتهد زنجانى ‏(1309 ـ 1360 ق) انتخاب کرد (8). ابوعبدالله مجتهد زنجانی، «تاریخ القرآن» خود را در 80 صفحه به سال 1935 میلادی/ 1354 قمری در قاهره منتشر کرد. این اثر با ترجمۀ ابوالقاسم سحاب سال 1317 شمسی در ایران منتشر شد (9).

2. «تاریخ قرآن» نگاشتۀ محمود رامیار که نخستین کتاب فارسی در موضوع تاریخ قرآن است. این اثر نخستین بار در سال 1346 شمسی، سپس با ویرایش جدید و حجمى بیش از دوبرابر حجم طبع اوّل، سال 1362 شمسی انتشار یافت. «تاریخ قرآن» رامیار در مقایسه با دیگر کتاب‌های نوشته‌شده با همین عنوان، امتیاز و برجستگی دارد (10). رامیار در این کتاب ارزشمند از منابع و مآخذ فراوان بهره جسته است و با دقّتی مضاعف و رعایت اصول پژوهش، به تتّبع و تحقیق در موضوع تاریخ قرآن کریم می‌پردازد.

رامیار، نظرگاه شیعه امامیه اثنى‌عشریه در مسائل قرآنى و اعتقادى از قبیل عصمت رسول اکرم، اثبات بى‌اصل‌بودن افسانۀ غرانیق و نظایر آن را منعکس می‌کند. این کتاب از نثری استوار و متین و بیانی ساده و روان برخوردار است (11) و در دومین دوره کتاب سال جمهوری اسلامی ایران بهترین کتاب سال شناخته شد (12). این اثر ازآنجاکه به عربی ترجمه نشده است، در جهان اسلام ناشناخته مانده است (13).

3. «تاریخ القرآن» اثر عبدالصبور شاهین که به سال 1966 قمری انتشارات دارالقلم قاهره نشر یافته است (14).

4. «تاریخ القرآن» تألیف محمدسالم محیسن که سال 1401 قمری در انتشارات «مؤسسه جامعه الشباب» انتشار یافته است.

5. «تاریخ القرآن» نوشتۀ محمدحسین علی الصغیر که از سوی انتشارات «دارالعالمیه» بیروت در سال 1403 قمری به چاپ رسیده است.

6. «تاریخ القرآن» اثر محمد طاهر بن عبدالقادر کردیّ مکیّ که سال 1365 قمری به نگارش درآمده است.

7. «تاریخ و علوم قرآن» تألیف سیدابوالفضل میرمحمدی که از سوی انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم چاپ مجدد یافته است.

8. «تاریخ و علوم قرآن» نگاشتۀ علی حجتی کرمانی که سال 1360 شمسی در بنیاد قرآن تجدید چاپ شده است.

9. «تاریخ قرآن» تألیف محمد عزّت دَروَزَه که محمدعلی لسانی فشارکی به فارسی ترجمه کرد و سال 1401 قمری از سوی مرکز نشر انقلاب چاپ شد.

10. «پژوهشی در تاریخ قرآن کریم» نگاشتۀ زنده‌یاد سیدمحمدباقر حجتی که دفتر نشر فرهنگ اسلامی چندین مرتبه منتشر کرده است.

و کتاب‌های متعدد دیگر که از حوصلۀ این نوشتار خارج است.

نتیجه:

اصطلاح «تاریخ قرآن» دربرگیرندۀ مجموعه‌ای از دانش‌های قرآنی است که به شناخت و سرگذشت متن قرآن و کتابت وحی و جمع و تدوین آن مربوط می‌شود. این تعبیر، اصطلاح جدیدی است؛ ولی مباحث و مطالب این موضوع، بخشی از مباحث و موضوعات علوم قرآنی است که در کتاب‌های پیشین بحث و بررسی شده است. اصطلاح «تاریخ قرآن» و نوبودن آن منافاتی با الهی‌بودن قرآن ندارد و به هیچ‌وجه بیان‌کنندۀ گردآوری قرآن پس از رسول خدا صلی الله علیه وآله نیست، بلکه عنوان «تاریخ قرآن» به طور مشخص در پی بازگویی سرگذشت قرآن کریم است؛ از لوح محفوظ تا امروز که پیش‌روی ماست.

برای مطالعۀ بیشتر:

بهاءالدین خرمشاهی، دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی؛ چ 2، تهران: نشر دوستان، 1381 ش، ص 458 – 467.

پی‌نوشت‌ها:

1. برای مثال در کتاب‌های کلاسیک علوم قرآنی چون مقدّمتان فی علوم القرآن، البرهان فی علوم القرآن اثر زرکشی و الاتقان فی علوم القرآن نگاشتۀ سیوطی تعبیر «تاریخ قرآن» مشاهده نمی‌شود، ولی محتوای آن مورد بحث واقع شده است.

2. «علوم قرآنى» به مجموعه‏اى از علوم اطلاق مى‏گردد که براى فهم و درک قرآن مجید به عنوان مقدمه فراگرفته مى‏شوند. به بیان دیگر، اطلاعات و دانستنی‌هایى که آشنایى با آنها براى هر قرآن‌پژوهى لازم است، مجموعه مباحث علوم قرآنى را تشکیل مى‏دهند.

3. در برهان زرکشى و اتقان سیوطى مباحث بسیارى در زمینه تاریخ قرآن آمده است. بخش «کتاب القرآن» از بحار الأنوار مجلسى، مفصل‌ترین مباحث مربوط به علوم قرآنى از جمله مباحثى مربوط به تاریخ قرآن است که در مجلدات 92 و 93 آمده است. مناهل العرفان اثر محمّد عبدالعظیم زرقانى و مباحث فی علوم القرآن نگاشتۀ صبحى صالح هم مباحث عمده‌اى در زمینه تاریخ قرآن را دربر دارند (بهاءالدین خرمشاهی؛ دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی؛ چ 2، تهران: نشر دوستان، 1381 ش، ج 1، ص 458).

4. در این میان می‌توان به تاریخ قرآن اثر تئودور نولدکه [Th. Nöldeke] (1836ـ1930م) خاورشناس آلمانی اشاره کرد که با عنوان «Geschichte des Qorans»  در سال 1860 میلادی انتشار یافت. دیگر عنوان در این زمینه، تاریخ قرآن نوشتۀ رژی بلاشر (1900 - 1973) اسلام‌شناس فرانسوی است که محمود رامیار با نام «در آستانه قرآن» ترجمه کرده است (ر.ک: بهاءالدین خرمشاهی؛ دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی؛ ج 1، ص 463).

5. ر.ک: محمود رامیار؛ تاریخ قرآن؛ چ 2، تهران: امیرکبیر، 1380 ش، ص 123. بهاءالدین خرمشاهی؛ «فصلی نوین در پژوهش‌های قرآن‌شناسی»؛ نشر دانش، ش 18، مهر و آبان 1362 ش.

6. محمود رامیار؛ تاریخ قرآن؛ ص 10.

7. محمود رامیار؛ تاریخ قرآن؛ ص 10.

8. محمود رامیار؛ تاریخ قرآن؛ مقدمه، صفحه ده. بهاءالدین خرمشاهی؛ «فصلی نوین در پژوهش‌های قرآن‌شناسی».

9. ر.ک: بهاءالدین خرمشاهی؛ دانشنامه قرآن و قرآن‌پژوهی؛ ج 1، ص 466. نیز برای مطاله بیشتر، ر.ک: علی علی‌محمدی؛ ابوعبدالله زنجانی و تاریخ قرآن؛ تهران: خانه کتاب، [بی‌تا].

10. ر.ک: منصور پهلوان؛ «امتیازات تاریخ قرآن رامیار»؛ فصلنامه دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه مشهد، ش 65، ص 43 – 54.

11. ر.ک: بهاءالدین خرمشاهی؛ «فصلی نوین در پژوهش‌های قرآن‌شناسی».

12. ر.ک: کیهان فرهنگی، ش 11، تهران، بهمن 1363 ش، ص 40.

13. ر.ک: سیدکاظم طباطبایی؛ «جستجو در احوال و آثار شادروان محمود رامیار»؛ فصلنامه دانشکده الهیات و معارف اسلامی دانشگاه مشهد، ش 65، ص 133 – 164.

14. ر.ک: محمود رامیار؛ تاریخ قرآن؛ ص 10. بهاءالدین خرمشاهی؛ «فصلی نوین در پژوهش‌های قرآن‌شناسی».

بررسی سیره و سنّت پیامبر اکرم(ص)، شواهد تاریخی و ادله عقلی و نقلی نشان می‌دهد که قرآن در عصر ایشان به‌صورت مکتوب وجود داشته است.

پرسش:

 قرآن در چه زمانی جمع شده؟

 در کتاب‌های علوم قرآنی تاریخ‌ها و زمان‌های متعددی را میگویند مثلاً زمان پیامبر؛ بعد از پیامبر؛ ابوبکر؛ عمر؛ عثمان! بالاخره کدام درست است؟ اسم همه این‌ها را در جمع قرآن آورده‌اند! آیا هر دوره‌ای قرآن و جمع جدیدی بوده است؟

 این‌که در هر دوره‌ای اقدام به جمع قرآن شده آیا باعث نشده با قبلی‌ها متفاوت بشود یا تغییری در آن ایجاد شود؟ اگر تغییری ایجاد نشده پس چرا دوباره جمع کرده‌اند؟!

پاسخ:

مقدمه

قرآن کریم، به‌عنوان آخرین کتاب آسمانی و مهم‌ترین منبع دینی، جایگاهی ویژه در تاریخ اسلام دارد و از ابتدای نزول وحی همواره مورد اهتمام مسلمانان بوده است. یکی از موضوعات مهم و بحث‌برانگیز در مطالعات قرآنی، تاریخ جمع و تدوین این کتاب است که از دیرباز مورد بحث اندیشمندان و مفسران قرار گرفته است. این موضوع ازآن‌جهت اهمیت دارد که جمع‌آوری قرآن به‌عنوان یک کتاب واحد و منسجم، نقش کلیدی در حفظ و انتقال دقیق پیام الهی به نسل‌های بعدی داشته است. در منابع تاریخی، زمان‌های مختلفی برای جمع‌آوری قرآن ذکر شده است. این تنوع، این سؤال را مطرح می‌کند که قرآن در چه زمانی جمع‌آوری شده است؟ آیا در هر دوره، شکل جدیدی از جمع‌آوری صورت گرفته است؟ و آیا این اقدامات متعدد، تغییری در متن قرآن ایجاد کرده است؟

 این نوشتار با استناد به منابع معتبر، تلاش می‌کند تصویری روشن از فرآیند جمع‌آوری قرآن ارائه دهد.

پاسخ اجمالی

بررسی سیره پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و شواهد تاریخی و ادله عقلی و نقلی نشان می‌دهد که قرآن در عصر ایشان به‌صورت مکتوب و مدوّن وجود داشته است. اقدامات بعدی مانند جمع‌آوری قرآن در دوران ابوبکر و یکسان‌سازی قرائت‌ها در زمان عثمان، تنها به‌منظور ساماندهی و حفظ وحدت امت اسلامی انجام شد و هیچ تغییری در محتوای قرآن ایجاد نکرد؛ بنابراین، قرآنی که اکنون در دست ماست، بدون هیچ کم‌وکاست همان قرآنی است که بر قلب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شده است.

متن پاسخ

 

جمع قرآن پس از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله

برخی روایات تاریخی بر این دلالت دارند که جمع قرآن پس از پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله اتفاق افتاده است. برخی از این روایات، نخستین جمع قرآن را مربوط به زمان ابوبکر، برخی به زمان عمر و برخی دیگر به زمان عثمان می‌دانند. از برخی از این روایات برداشت می‌شود که بعضی از آیات قرآن تا زمان عثمان فقط در سینه افراد نگهداری شده و تدوین نشده بود. بااین‌حال، وجود تناقضات و اضطراب در متن این روایات، سبب تردید در درستی آن‌ها می‌شود.(۱)

جمع‌ قرآن در زمان رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله

بررسی سیره و سنّت پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نشان می‌دهد که تدوین قرآن در عصر ایشان حتمی بوده است.(۲) حدیث متواتر «ثقلین»(۳) که در آن پیامبر از «کتاب الله» در کنار عترت خود به‌عنوان دو میراث گران‌بهای خویش نام می‌برند، گواهی روشن بر این مدعاست. واژه «کتاب» به مجموعه‌ای مدون و منسجم اطلاق می‌شود. اگر قرآن در زمان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌صورت کتاب مدون وجود نداشت، اطلاق واژه «کتاب» بر آن در حدیث ثقلین معنا نداشت. بر این اساس، جمع‌آوری قرآن در دوران ابوبکر به معنای دیگری است و با وجود قرآن منسجم و مکتوب در عصر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله منافاتی ندارد.(۴)

تأکید قرآن بر کتابت برای جلوگیری از اختلاف

اگرچه در دوران جاهلیت، کتابت امری نادر و کم‌یاب بود، اما با ظهور اسلام و تحت تأثیر تربیت دینی، نوشتن به امری رایج تبدیل شد. گروهی از افراد به نوشتن وحی مشغول بودند و برخی دیگر اسامی کارگزاران حکومت دینی در مدینه، برنامه‌ها، نامه‌ها و پاسخ به سؤالات را ثبت می‌کردند. حتی عهدنامه‌ها و پیام‌های سیاسی و بین‌المللی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله به پادشاهان ایران و روم و نیز بخشنامه‌های رسمی حکومتی، توسط کارشناسان نظام اسلامی نوشته می‌شد و با عنوان «مکاتیب الرسول» در تاریخ ثبت است. از طرفی قرآن کریم به کتابت قراردادهای تجاری و اقتصادی تأکید کرده است تا از اختلافات جلوگیری شود و در صورت بروز مشاجره، سند معتبری برای حل اختلاف وجود داشته باشد.(۵) از سوی سوم، صیانت وحدت امت اسلامی و حفظ کیان جامعه دینی از نفوذ تفرقه و اختلاف دینی، یقیناً از مصالح تجاری و اقتصادی اشخاص عادی مهم‌تر است. وقتی‌که وحی الهی از مصلحت عادی غفلت نمی‌کند و جریان کتابت وام و مانند آن را در دستور کار خود قرار می‌دهد، چگونه ممکن است از تدوین قانون اساسی اسلام، عنصر اصیل دین و مدار مهم شریعت و آیین خویش غفلت کند؟ با توجه به این‌که زمینه اختلاف در این حوزه فراهم‌تر و خطر آن نیز بیشتر است، عقل سلیم هرگز نمی‌پذیرد که وحی الهی به ترک تدوین خود رضا دهد.(۶)

اهتمام پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و مسلمانان به قرآن

اهتمام پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و نیز مسلمانان به قرآن، با روایاتی که جمع قرآن را پس از ایشان می‌دانند، سازگار نیست. تاریخ گواهی می‌دهد که هر کس از مکه به مدینه مهاجرت می‌کرد، نخست پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به یکی از صحابه دستور می‌داد که به او قرآن بیاموزد. با تشویق‌های فراوان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله، صدها نفر به حفظ قرآن پرداختند. خود قرآن نیز از مسلمانان خواسته است که تا می‌توانند قرآن بخوانند: «فاقرءوا ما تیسّر من القرآن». با چنین اهتمامی، چگونه می‌توان پذیرفت که زید بن ثابت با گواهی دو شاهد در زمان ابوبکر به جمع قرآن پرداخته است؟(۷)

معنای جمع قرآن در زمان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله و پس از ایشان

با توجه به ادله فراوانی که بخشی از آن‌ها اشاره شد، قرآن در عصر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله توسط کاتبان وحی نوشته و هم‌زمان در سینه‌ها حفظ می‌شد؛ بنابراین، قرآن در زمان حیات پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌صورت مکتوب وجود داشت و به دلیل داشتن ساختاری منسجم و یکپارچه، به آن «کتاب» اطلاق می‌شد. تنها کاری که در آن دوران انجام نشد و در زمان ابوبکر پیگیری شد، ساماندهی و صحافی این نوشته‌ها بود. تمام آیات و سوره‌های قرآن در عصر پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله به‌صورت صحیفه‌ها نگهداری می‌شدند و در دوران ابوبکر، با کنار هم قرار دادن و صحافی این صحیفه‌ها، آن‌ها را به‌صورت یک مصحف منسجم درآوردند. اقدام عثمان نیز «توحید قرائات» بود، نه جمع‌آوری مجدد قرآن. در زمان عثمان، به دلیل گسترش اسلام و اختلاف در قرائت‌های قرآن، حذیفه بن یمان پیشنهاد داد تا قرائت‌ها یکسان‌سازی شود. عثمان با جمع‌آوری مصاحف مختلف و انتخاب یک قرائت واحد (قرائت مصحف حفصه)، دستور به کتابت مصاحف جدید بر اساس آن قرائت داد و مصاحف دیگر را از بین برد. هدف از این کار، جلوگیری از اختلاف و درگیری میان مسلمانان بر سر قرائت‌های مختلف بود. عثمان خود تصریح کرد که قرآن را از روی مصحف پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله جمع‌آوری کرده است. بدیهی است که چنین جمع‌آوری‌ای آسیبی به آیات و سوره‌های قرآن وارد نمی‌کند و مستلزم احتمال تحریف در قرآن نخواهد بود. این فرآیند تنها به سازمان‌دهی و یکپارچه‌سازی نوشته‌های موجود پرداخته و هیچ تغییری در محتوای قرآن ایجاد نکرده است.(۸)

چکیده:

بررسی سیره پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، شواهد تاریخی و ادله عقلی و نقلی نشان می‌دهد که قرآن در عصر ایشان به‌صورت مکتوب و مدوّن وجود داشته است و اقدامات بعدی، مانند جمع‌آوری قرآن در دوران ابوبکر و یکسان‌سازی قرائت‌ها در زمان عثمان، نه به معنای تدوین مجدد قرآن، بلکه به‌منظور ساماندهی و حفظ وحدت امت اسلامی انجام شد. این اقدامات هیچ تغییری در محتوای قرآن ایجاد نکرده و تنها به سازمان‌دهی و یکپارچه‌سازی نوشته‌های موجود پرداخته‌اند؛ بنابراین، قرآن به‌عنوان متن اصلی و کامل دین اسلام، از هرگونه تحریف مصون مانده و به‌عنوان معجزه جاویدان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله برای هدایت بشریت باقی است.

نتیجه‌گیری:

بررسی سیره و سنّت پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله، شواهد تاریخی و ادله عقلی و نقلی نشان می‌دهد که قرآن در عصر ایشان به‌صورت مکتوب و مدوّن وجود داشته است. اقدامات بعدی مانند جمع‌آوری قرآن در دوران ابوبکر و یکسان‌سازی قرائت‌ها در زمان عثمان، نه به معنای تدوین مجدد قرآن، بلکه تنها به‌منظور ساماندهی و یکسان‌سازی مصاحف انجام شد و هیچ تغییری در محتوای قرآن ایجاد نکرد؛ بنابراین، قرآنی که اکنون در دست ماست، بدون هیچ کم‌وکاست همان قرآنی است که بر قلب پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله نازل شده است، و به‌عنوان معجزه جاویدان پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله برای هدایت بشریت باقی است.

پی‌نوشت‌ها

۱. ر.ک: خوئی، ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، قم-ایران، دارالزهراء، ص ۲۴۷

۲. جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، ایران - قم، نشر اسراء، ۱۳۸۹ ش، چاپ چهارم، ص ۱۶۱

۳. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران-ایران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۲، ص ۴۱۵ «إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمْ أَمْرَیْنِ لَنْ تَضِلُّوا بَعْدِی مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا- کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی»

۴. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، ایران - قم، نشر اسراء، ۱۳۸۹ ش، چاپ چهارم، ص ۱۵۹

۵. سوره بقره آیه ۲۸۲

۶. ر.ک: جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، ایران - قم، نشر اسراء، ۱۳۸۹ ش، چاپ چهارم، ص ۱۶۱

۷. جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، ایران - قم، نشر اسراء، ۱۳۸۹ ش، چاپ چهارم، ص ۱۶۳

۸. جوادی آملی، عبدالله، نزاهت قرآن از تحریف، ایران - قم، نشر اسراء، ۱۳۸۹ ش، چاپ چهارم، ص ۱۶۳

فهم قرآن کریم تنها به فهم معانی آیات نیست بلکه شناخت زبان قرآن، شأن نزول آیات، شناخت زمان و مکان نزول قرآن ومواردی از این دست، نقش تعیین کننده در فهم قرآن دارد.
ادعای اقتباس قرآن از متون مقدس

پرسش:
ادعای اقتباس قرآن از متون مقدس رایج در بین‌النهرین و عراق درست است؟ چرا؟
 

پاسخ:
برخی از مستشرقان تحت تأثیر مطالعات عهدین و بدون درنظرگرفتن تفاوت‌های قرآن با کتاب مقدس، با این پیش‌فرض که قرآن نیز همانند کتاب مقدس در طول زمان، شکل نهایی خود را پیدا کرده و به شکل کنونی درآمده، فرضیه‌های نادرستی را درزمینه تدوین قرآن مطرح کرده‌اند. یکی از این مستشرقان جان ونزبرو (John Wansbrough) است. به باور او تحریر‌های متفاوت داستان واحد در سوره‌های قرآن ناشی از منابع مختلف آن‌ها است.(1) این ادعا توسط نویسندگان مقاله «سنت‌های مختلف در قرآن: بررسی تحلیل ونزبرو از داستان شعیب در قرآن و ارزیابی پیامدهای آن» بررسی و نقد شده است.(2) در این نوشتار اهم نتایج این مقاله بیان می‌شود.

جان ونزبرو و ادعای اقتباس قرآن از منابع مختلف
از نگاه جان ونزبرو تحلیل ادبی متن قرآن نمایانگر وجود منابع مختلف برای آن است. او از تکرار داستانی واحد در قرآن و عدم تطابق کامل تحریرهای آن باهم به این نتیجه رسیده که هرکدام از این نقل‌های متفاوت، از منبع و سنتی مختلف و مستقل گرفته شده است. به باور او هرچه داستانی کوتاه‌تر، مبهم‌تر و ساده‌تر باشد از منبعی متقدم‌تر آمده و در نقطه مقابل، داستان بلندتر، گویاتر، منسجم‌تر و دارای جزئیات بیشتر، ریشه در منبعی متأخرتر دارد.

پیش‌فرض‌های بدون دلیل جان ونزبرو
مشکل اصلی ادعای جان ونزبرو پیش‌فرض‌های بدون دلیل و اثبات نشده بلکه ابطال‌شده اوست. در ادامه، به سه پیش‌فرض اشاره می‌شود:

1. کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان حتی به اعتراف خود پیروان این ادیان در طول زمان شکل گرفته و به‌تدریج شکل نهایی و کنونی خود را پیدا کرده است.(3) برای نمونه به باور پژوهشگران مطالعات عهدین، قرن‌ها پس از حضرت موسی علیه‌السلام نویسنده‌ای بر اساس چهار منبع مختلف یَهُوَه‌ای، إلوهیمی، کاهنی و تثنیه‌ای أسفار پنج‌گانه تورات را به نگارش درآورده است.(4) جان ونزبرو بدون درنظرگرفتن تفاوت‌ها، مشابهت روند تدوین قرآن با روند تدوین کتاب مقدس را مسلّم تلقی نموده و با این پیش‌فرض، به بررسی تاریخ قرآن پرداخته و مدعی شده که قرآن نیز همانند کتاب مقدس کم‌کم با قرارگرفتن مطالب منابع مختلف درکنارهم پدید آمده است. تأثیرپذیری او از مطالعات نقد ادبی عهدین به‌اندازه‌ای است که نه‌تنها از همان روش آنان بلکه از اصطلاحات آنان نیز در نقد ادبی قرآن استفاده کرده است. این مشابه‌پنداری در حالی است که او هیچ دلیلی مبنی بر این همانندی که پایه اصلی ادعاهای اوست و با زیر سؤال رفتن آن ادعاهای او درباره قرآن زیر سؤال می‌روند، ارائه نکرده است؛

2. ونزبرو تحت تأثیر کتاب مقدس، الگویی را به‌عنوان ملاک منسجم بودن یا نبودن داستان ارائه داده؛ وی سپس با مقایسه‌ تحریرهای مختلف قرآن از داستان واحد با آن الگو مدعی انسجام کمتر یا بیشتر تحریرهای مختلف شده و درنهایت مدعی شده تحریر دارای انسجام کمتر، متعلق به منبعی متقدم و تحریر دارای انسجام بیشتر، متعلق به منبعی متأخر است. این در حالی است که الگوی ارائه‌شده توسط او اولاً تنها الگو نیست و داستان منسجم می‌تواند الگوهای دیگر نیز داشته باشد؛ ثانیاً یکی از ملاک‌های مهم در حکایت داستان، مخاطبان و زمانه نقل آن است؛ ازاین‌رو، یک داستان می‌تواند از سوی منبعی واحد، اما با توجه به زمان و مخاطبان مختلف با تحریرهای مختلف نقل شود؛ چنانکه ونزبرو در حالی این پیش‌فرض که تحریر کوتاه‌تر یک داستان همیشه ازنظر زمانی متقدم بر تحریر بلندتر است را مسلم گرفته که هیچ دلیلی برای اثبات آن اقامه نکرده است.

چرایی تفاوت تحریرهای قرآن از داستان واحد
ونزبرو نقل‌ها و تحریرهای مختلف یک داستان را که در سوره‌های مختلف قرآن آمده، از بافت و سیاق خود خارج و پس از مقایسه آن‌ها باهم، مدعی شده که تفاوت این نقل‌ها ناشی از تفاوت منابع آن‌ها است! این تبیین ونزبرو در حالی است که تبیین‌ دیگری نیز در این رابطه وجود دارد. هرچند قرآن داستان واحدی را در سوره‌های مختلف به شکل‌های متفاوت (از جهاتی همچون اجمال و تبیین، بلندی و کوتاهی و ...) نقل کرده اما تفاوت نقل‌ها نه ناشی از تفاوت منابع، بلکه ناشی از تفاوت اهداف قرآن در سوره‌های مختلف است؛ لذا داستان‌های مختلف مذکور در هر سوره از جهاتی همچون فرم و ساختار، روند داستان، اجمال و تفصیل، بلندی و کوتاهی و... معمولاً باهم یکسان هستند. در حقیقت، قرآن در هر سوره باتوجه‌به هدف موردنظرش از آن سوره، فرم و تحریری از داستان را ارائه داده که بهتر و بیشتر هدف موردنظرش را تأمین می‌کند. همان‌طور که مشخص است تفاوت‌های روایی قرآن با توجه به اهداف سوره‌های مختلف، تبیینی جامع‌تر و منطقی‌تر از تبیین ونزبرو را ارائه می‌دهد؛ بنابراین، به‌جای فرضیه منابع متعدد، باید بر تفاوت‌های هدفمند و درون‌متنی قرآن تمرکز کرد.

نتیجه
جان ونزبرو بر پایه تکرار داستان‌ها با تحریرهای متفاوت در قرآن، مدعی شده قرآن از منابع و سنت‌های مختلف گردآوری شده است. از نگاه او داستان‌های کوتاه‌تر متعلق به منابع متقدم و داستان‌های بلندتر برگرفته از منابع متأخر هستند؛ اما این ادعا بر پیش‌فرض‌های بدون دلیلی همچون مشابهت روند تدوین قرآن و کتاب مقدس، منحصربه‌فرد بودن الگوی تحریر منسجم داستان و تقدم زمانی تحریرهای کوتاه‌تر بر بلندتر شکل گرفته است. در مقابلِ تبیین ونزبرو می‌توان گفت: تفاوت تحریرهای یک داستان در قرآن ناشی از اهداف متفاوت سوره‌های مختلف آن است، نه تفاوت منابع.

چکیدة پاسخ
خداوند در قرآن بارها داستانی واحد را در سوره‌های مختلف به شکل‌های گوناگون نقل کرده است. برخی این تفاوت را ناشی از تفاوت منابع قرآن دانسته و گفته‌اند: هر تحریر از منبعی مختلف اقتباس شده! این در حالی است که تفاوت تحریرها در سوره‌های مختلف ناشی از تفاوت اهداف خداوند در سوره‌های مختلف است؛ نه تفاوت منابع. قرآن در هر سوره با درنظرگرفتن هدف آن سوره، داستان را به‌گونه‌ای به تصویر کشیده که به نحو احسن، آن هدف را محقق ‌کند.

پی‌نوشت‌ها
1. منظور از تحریرهای متفاوت، تناقض و اختلاف معنایی نیست؛ بلکه منظور تفاوت در سبک و فرم بیان داستان است.
2. ورادی اصفهانی، محمدجواد و ...، «سنت‌های مختلف در قرآن: بررسی تحلیل ونزبرو از داستان شعیب در قرآن و ارزیابی پیامدهای آن»، پژوهش‌های قرآن و حدیث، دوره 55، شماره 2، 1401 ش، صفحه 552-529.
3. ر.ک: هارناک، آدولف، خاستگاه عهد جدید و مهم‌ترین پیامدهای آن، ترجمه حامد فیاضی، قم، دانشگاه ادیان و مذاهب، چاپ اول، 1395 ش؛ سلیمانی، عبدالرحیم، بررسی متنی و سندی متون مقدس یهودی ـ مسیحی، تهران، سمت، چاپ اول، 1396 ش.
4. کلباسی اشتری، حسین، مدخلی بر تبارشناسی کتاب مقدس، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ دوم، 1387 ش، ص 171.