انتقام از دشمن، خونخواهی رهبر شهید، انتقام خون امام شهید، ترامپ، امریکا

حجت‌الاسلام حامد منتظری‌مقدم استاد حوزه علمیه تشریح کرد
انتقام در لغت به معنای مجازات کردن و سزای کار بد کسی را دادن است، اما این مفهوم در کاربردهای مختلف می‌تواند ابعاد و انگیزه‌های متفاوتی داشته باشد

حجت‌الاسلام حامد منتظری‌مقدم با تشریح مفهوم انتقام و خون‌خواهی در سیره اهل‌بیت(ع) گفت: انتقام در این چارچوب صرفاً واکنشی شخصی و احساسی نیست، بلکه در مواردی با مفاهیمی همچون حفظ نظم و امنیت اجتماعی، مجازات متجاوز، بازدارندگی در برابر دشمن و اجرای عدالت پیوند دارد و خون‌خواهی سیدالشهدا(ع) نیز در فرهنگ شیعه به عنوان آرمانی مستمر مورد توجه قرار گرفته است.

به گزارش روابط عمومی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی، سومین نشست از سلسله‌نشست‌های «بررسی مبانی انتقام و خون‌خواهی» با موضوع «خون‌خواهی و انتقام در سیره اهل‌بیت علیهم‌السلام» با ارائه حجت‌الاسلام حامد منتظری‌مقدم در مرکز ملی پاسخگویی به سؤالات دینی برگزار شد.

حجت‌الاسلام منتظری‌مقدم در این نشست با تأکید بر ضرورت توجه به چارچوب مفهومی بحث «انتقام» اظهار کرد: انتقام در لغت به معنای مجازات کردن و سزای کار بد کسی را دادن است، اما این مفهوم در کاربردهای مختلف می‌تواند ابعاد و انگیزه‌های متفاوتی داشته باشد؛ از این رو باید میان انتقام فردی و انتقام اجتماعی تفاوت قائل شد.

وی با اشاره به دیدگاه علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، انتقام فردی را عمدتاً ناظر به «تشَفّی» و آرامش درونی فرد دانست و گفت: در انتقام فردی، شخص ممکن است در واکنش به آسیبی که به او وارد شده، درصدد مجازات طرف مقابل برآید؛ اما در انتقام اجتماعی، مسئله اصلی حفظ نظم، امنیت و جلوگیری از گسترش هرج‌ومرج در جامعه است و انگیزه اصلی، تشفی شخصی نیست.

این استاد حوزه افزود: انتقام و خون‌خواهی دارای ابعاد فقهی، حقوقی، کلامی، تاریخی، سیاسی و اجتماعی است و هنگامی که موضوع، مقابله با یک دشمن متجاوز و مستمر باشد، نمی‌توان آن را صرفاً در چارچوب یک مسئله شخصی و فردی بررسی کرد؛ چراکه در چنین شرایطی، بازدارندگی و جلوگیری از تکرار تجاوز نیز مطرح است.

بازدارندگی؛ یکی از ابعاد مقابله با دشمن

منتظری‌مقدم با استناد به آیه ۶۰ سوره انفال بر جایگاه بازدارندگی در مواجهه با دشمن تأکید کرد و گفت: در یک نگاه کلان و سیستمی، «ترساندن دشمن» و ایجاد بازدارندگی از قواعد اساسی در فقه سیاسی و مناسبات نظامی است و موضوع انتقام نیز باید در چنین چارچوبی مورد بررسی قرار گیرد.

وی با اشاره به سیره پیامبر اکرم(ص) اظهار کرد: بازدارندگی در سیره سیاسی و نظامی پیامبر(ص) جایگاه پررنگی دارد و برخی اقدامات نظامی و سیاسی ایشان، علاوه بر جنبه عملیاتی، کارکرد بازدارنده داشته است.

این پژوهشگر حوزوی غزوه تبوک را از نمونه‌های مهم این رویکرد دانست و درباره فتح مکه نیز گفت: این واقعه پس از نقض پیمان حدیبیه از سوی قریش و تعرض آنان به هم‌پیمانان پیامبر(ص) رخ داد و از این منظر، مسئله مجازات پیمان‌شکنی در آن قابل بررسی است؛ با این حال، نحوه برخورد پیامبر(ص) در فتح مکه با انتقام‌جویی جاهلی تفاوت اساسی داشت و آن حضرت با وجود برخورداری از قدرت، رویکردی مبتنی بر رحمت اتخاذ کرد.

وی با اشاره به حوادث بنی‌قینقاع و بنی‌قریظه افزود: در مواردی که گروه‌هایی مرتکب تعرض، پیمان‌شکنی یا اقدامی علیه امنیت جامعه اسلامی شدند، پیامبر اکرم(ص) با آنان برخورد کرد و این موارد نشان می‌دهد که در سیره نبوی، عفو و رحمت به معنای کنار گذاشتن اصل مجازات و بازدارندگی در برابر تجاوز نیست.

نمونه‌های انتقام و مجازات در سیره امیرالمؤمنین(ع)

منتظری‌مقدم در ادامه به نمونه‌هایی از انتقام و خون‌خواهی در سیره امیرالمؤمنین(ع) اشاره کرد و جنگ نهروان را یکی از نمونه‌های مهم دانست و گفت: تعرض خوارج به جان و اموال مسلمانان و قتل خباب بن ارت و همراهانش از جمله زمینه‌های شکل‌گیری این رویارویی بود.

وی همچنین با اشاره به ماجرای عبیدالله بن عمر اظهار کرد: عبیدالله بن عمر پس از قتل خلیفه دوم، از روی تعصب، چند فرد بی‌گناه ایرانی را به قتل رساند و امیرالمؤمنین(ع) بر قصاص او تأکید داشت. این نمونه نشان می‌دهد که در منطق حکومت اسلامی، حتی اگر جنایتی با انگیزه شخصی و تعصبی رخ دهد، نمی‌توان از مجازات عامل آن صرف‌نظر کرد.

این استاد حوزه، قصاص ابن‌ملجم را نیز از نمونه‌های روشن در این زمینه برشمرد و گفت: پس از شهادت امیرالمؤمنین(ع)، ابن‌ملجم در دوره حکومت امام حسن مجتبی(ع) مجازات شد و این اقدام در چارچوب اجرای مجازات قاتل امام علی(ع) قابل بررسی است.

وی همچنین با اشاره به گزارش‌های تاریخی درباره شهادت «معلّی بن خنیس» گفت: واکنش امام صادق(ع) به قتل یکی از یاران خود را نیز می‌توان در چارچوب مقابله با رویه‌ای دانست که می‌توانست امنیت شیعیان را تهدید کند؛ در اینجا انگیزه امام صرفاً تشفی شخصی نبود، بلکه جلوگیری از گسترش ناامنی و تعرض به جان شیعیان نیز مطرح بود.

خون‌خواهی سیدالشهدا(ع)؛ آرمانی فراتر از یک رخداد تاریخی

بخش دیگری از این نشست به مسئله «خون‌خواهی سیدالشهدا(ع)» اختصاص داشت.

منتظری‌مقدم با بیان اینکه خداوند در قرآن با عنوان «عزیز ذوانتقام» معرفی شده است، گفت: این مسئله به معنای نفی خون‌خواهی از سوی بندگان خدا نیست و خون‌خواهی امام حسین(ع) پس از واقعه عاشورا به عنوان یک آرمان در فرهنگ شیعه استمرار یافته است.

وی با اشاره به روایت نقل‌شده از امام باقر(ع) درباره نحوه تسلیت گفتن عزاداران امام حسین(ع) اظهار کرد: در این روایت، شیعیان مأمور شده‌اند برای قرار گرفتن در شمار «طالبان خون» سیدالشهدا(ع) و در رکاب حضرت مهدی(عج) دعا کنند؛ بنابراین، خون‌خواهی سیدالشهدا(ع) در فرهنگ شیعه صرفاً یک رخداد تاریخی مربوط به گذشته نیست، بلکه به عنوان یک آرمان مستمر مطرح است.

قیام توابین و مختار در امتداد خون‌خواهی عاشورا

منتظری‌مقدم سپس به قیام توابین و قیام مختار اشاره کرد و گفت: پس از عاشورا، دو احساس مهم در جامعه عراق شکل گرفت؛ یکی احساس شدید ندامت و پشیمانی از کوتاهی در یاری امام حسین(ع) و دیگری احساس انتقام از عاملان شهادت آن حضرت. این دو احساس در قیام توابین و سپس قیام مختار انعکاس پیدا کرد.

وی با تأکید بر اینکه دفاع از خون‌خواهی مختار به معنای معصوم دانستن او نیست، افزود: مختار در قیام خود اهداف مختلفی داشت و در زمینه خون‌خواهی از قاتلان امام حسین(ع) موفق شد، اما این مسئله به معنای نادیده گرفتن خطاهای احتمالی او در دیگر عرصه‌ها نیست.

این پژوهشگر حوزوی با اشاره به گزارش‌هایی درباره واکنش امام سجاد(ع) به کشته شدن عبیدالله بن زیاد، عمر بن سعد و حرمله، آنها را از شواهد تاریخی مرتبط با رضایت و همراهی اهل‌بیت(ع) با خون‌خواهی قاتلان سیدالشهدا(ع) دانست و اظهار کرد: مجموعه این شواهد نشان می‌دهد که نمی‌توان خون‌خواهی سیدالشهدا(ع) را صرفاً به خون‌خواهی خداوند در قیامت محدود کرد.

خون‌خواهی و تحقق احساس عدالت در جامعه

وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به آثار اجتماعی خون‌خواهی گفت: در جامعه‌ای که از سوی دشمن آسیب جدی دیده است، پاسخ به جنایت و ایجاد احساس تحقق عدالت می‌تواند در آرامش روانی و اجتماعی جامعه نیز نقش داشته باشد.

به گفته منتظری‌مقدم، گزارش‌های تاریخی مربوط به دوران مختار نیز نشان می‌دهد که اجرای مجازات قاتلان امام حسین(ع) در آرام شدن بخشی از جامعه شیعی عراق مؤثر بوده است.

منتظری‌مقدم در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: انتقام در این بحث به معنای «مجازات دشمن متجاوز» است و خون‌خواهی یکی از مصادیق آن به شمار می‌رود. از این منظر، بررسی سیره اهل‌بیت(ع) نشان می‌دهد که در کنار تأکید بر عفو و رحمت، در برابر تجاوز، پیمان‌شکنی و تهدید امنیت جامعه نیز اصل مجازات و بازدارندگی مورد توجه بوده است؛ مسئله‌ای که در سیره پیامبر اکرم(ص)، امیرالمؤمنین(ع) و دیگر ائمه(ع) و همچنین در موضوع خون‌خواهی سیدالشهدا(ع) قابل پیگیری است.

حجت‌الاسلام دکتر بابایی رئیس پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی
این موضوع را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک مسئله فقهی یا یک واکنش فردی تحلیل کرد، بلکه ابعاد گسترده‌تر آن در سرنوشت جوامع مناسبات بین‌المللی و نظم تمدنی بررسی کرد

به گزارش روابط عمومی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی، دومین نشست از سلسله‌نشست‌های بررسی مبانی «انتقام و خون‌خواهی» با رویکردی تمدنی، عقلانی و الهیاتی برگزار شد و طی آن ابعاد مختلف مفهوم انتقام و نسبت آن با عقلانیت، عدالت، محبت، مقابله با ظلم، بازدارندگی و نظم تمدنی مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حبیب‌الله بابایی رئیس پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی، در این نشست بر ضرورت عبور از نگاه‌های ساده‌انگارانه و فردی به مسئله انتقام و خون‌خواهی تأکید کرد و گفت که این موضوع را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک مسئله فقهی یا یک واکنش فردی تحلیل کرد، بلکه باید ابعاد گسترده‌تر آن در سرنوشت جوامع، مناسبات بین‌المللی و نظم تمدنی مورد توجه قرار گیرد.

ضرورت تشخیص عقلانیت قابل اعتماد

یکی از محورهای اصلی این نشست، بررسی نسبت انتقام با عقلانیت بود. حجت‌الاسلام والمسلمین بابایی با اشاره به وجود جریان‌های مختلف عقلانیت در جامعه، بر ضرورت تعیین معیارهایی برای تشخیص عقلانیت قابل اعتماد تأکید کرد و این مسئله را از موضوعات مهم برای اداره آینده جامعه دانست.

وی در ادامه با نقد این تصور که انتقام همواره رفتاری صرفاً احساسی و مخالف عقلانیت است، اظهار داشت که نسبت میان احساس و عقلانیت نیازمند بررسی دقیق‌تری است.

به گفته وی، احساسات لزوماً در نقطه مقابل عقلانیت قرار نمی‌گیرند و می‌توانند پس از عبور از فیلتر عقلانی، در ایجاد نظم اجتماعی نقش‌آفرین باشند؛ با این حال، در مواردی نیز ممکن است احساسات و تمایلات خود را در پوشش استدلال‌ها و نظریه‌های عقلانی پنهان کنند و از این رو، تشخیص نسبت واقعی میان احساس و عقلانیت اهمیت ویژه‌ای دارد.
محبت، عدالت و مقابله با ظلم

یکی دیگر از محورهای مطرح‌شده در این نشست، بررسی نسبت میان «محبت، عدالت و مقابله با ظلم» بود.

سخنران با اشاره به آموزه‌های اسلامی تأکید کرد که در برخی موارد، رفتار نیکو و احسان می‌تواند از گسترش ظلم جلوگیری کند و زمینه اصلاح فرد خطاکار را فراهم آورد.

حجت‌الاسلام والمسلمین بابایی هشدار داد که نمی‌توان قواعد حاکم بر روابط فردی و جامعه ایمانی را بدون توجه به تفاوت شرایط، به عرصه پیچیده روابط بین‌المللی تعمیم داد؛ چراکه مناسبات میان افراد و جوامع با مناسبات میان قدرت‌ها و نظام‌های سیاسی در سطح بین‌المللی تفاوت‌های اساسی دارد.
تفاوت ظلم فردی با ظلم سازمان‌یافته و جهانی

در بخش دیگری از این نشست، تفاوت میان ظلم‌های فردی و ظلم‌های گسترده، سازمان‌یافته و جهانی مورد توجه قرار گرفت.

حجت‌الاسلام والمسلمین بابایی با تأکید بر اینکه نوع و گستره ظلم در نحوه مواجهه با آن تأثیرگذار است، اظهار داشت: هنگامی که یک نظام ظلم به‌صورت پیچیده و ساختاری عمل می‌کند، مواجهه با آن نیز نمی‌تواند صرفاً در قالب عفو و بخشش فردی تعریف شود.

وی بر ضرورت توجه همزمان به ابعاد فقهی، سیاسی، فرهنگی و تمدنی این مسئله تأکید کرد و افزود که برای فهم درست نحوه مقابله با ظلم‌های ساختاری، باید سطح و پیچیدگی آن را نیز مورد توجه قرار داد.

«تقاص» در سطح تمدنی

بازتعریف مفهوم «تقاص» در سطح تمدنی از دیگر محورهای مهم این نشست بود.

حجت‌الاسلام والمسلمین بابایی با اشاره به نمونه‌هایی از سلطه سیاسی و معرفتی قدرت‌های جهانی، بر ضرورت تعریف واکنش به چنین ساختارهایی متناسب با سطح و گستره ظلم تأکید کرد.

در این چارچوب، انتقام صرفاً به معنای قصاص یا واکنش شخصی و محدود نیست، بلکه می‌تواند به معنای تلاش برای پایان دادن به ساختارهای سلطه و جلوگیری از استمرار ظلم نیز مورد توجه قرار گیرد.

از این منظر، مسئله انتقام و خون‌خواهی از سطح واکنش فردی فراتر رفته و به موضوعی مرتبط با مقابله با ساختارهای ظلم و سلطه، حفظ عدالت و جلوگیری از تداوم بی‌عدالتی در مقیاس اجتماعی و تمدنی تبدیل می‌شود.

امنیت و بازدارندگی در جهان معاصر

سخنران در جمع‌بندی مباحث خود، با اشاره به شرایط جهان معاصر و وجود بی‌نظمی و رقابت میان قدرت‌ها، مسئله امنیت، بازدارندگی و مقابله با تهدید را نیازمند تأمل جدی در مبانی عقلانی، اخلاقی و تمدنی دانست.

رئیس پژوهشکده مطالعات تمدنی و اجتماعی بر ضرورت گشودن افق‌های تازه پژوهشی برای بررسی نسبت میان عدالت، انتقام، بازدارندگی و مقابله با ظلم در جهان معاصر تأکید کرد.

بر اساس مباحث مطرح‌شده در این نشست، بازخوانی مفهوم انتقام و «تقاص» نیازمند فاصله گرفتن از برداشت‌های صرفاً فردی و احساسی و توجه همزمان به ابعاد عقلانی، اخلاقی، فقهی، سیاسی، فرهنگی و تمدنی آن است؛ رویکردی که می‌تواند زمینه‌ای برای بررسی دقیق‌تر نسبت میان عدالت، مقابله با ظلم و ضرورت بازدارندگی در جهان معاصر فراهم کند.

حجت‌الاسلام والمسلمین رستم‌نژاد رئیس پژوهشکده حج و زیارت:
قرآن کریم فلسفه اصلی تشریع قصاص را در تعبیر «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ» بیان کرده و آن را عاملی بازدارنده برای جلوگیری از گسترش قتل و کشتار معرفی می‌کند.

به گزارش روابط عمومی مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی ـ حجت‌الاسلام والمسلمین رستم‌نژاد رئیس پژوهشکده حج و زیارت، در این نشست با اشاره به سه واژه «قصاص»، «انتقام» و «ثارالله» اظهار کرد: قصاص یک حق شخصی و محدود است که در چارچوب احکام فقهی و با نظارت حاکم و قاضی اجرا می‌شود و نمی‌توان آن را اقدامی شخصی و خارج از ضوابط شرعی دانست.

وی افزود: قصاص اگرچه نوعی انتقام محسوب می‌شود، اما هدف‌گذاری آن با انتقام الهی متفاوت است. قرآن کریم فلسفه اصلی تشریع قصاص را در تعبیر «وَلَکُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ» بیان کرده و آن را عاملی بازدارنده برای جلوگیری از گسترش قتل و کشتار معرفی می‌کند.

این استاد حوزه با تأکید بر اینکه عفو، صلح و گذشت نیز در نظام قصاص مورد توجه قرار گرفته است، ادامه داد: در قصاص، حق شخصی مطرح است و صاحب حق می‌تواند در چارچوب احکام شرعی از حق خود بگذرد؛ بنابراین تشفی و فروکش کردن ناراحتی ممکن است در مقام اجرا رخ دهد، اما هدف اصلی تشریع قصاص، حفظ حیات و جلوگیری از گسترش جنایت است.

انتقام الهی؛ مجازات فراتر از قصاص

رستم‌نژاد با اشاره به کاربرد واژه «انتقام» در قرآن کریم تصریح کرد: انتقام در فرهنگ قرآن با مجازات و عذاب الهی پیوند دارد و الزاماً به معنای مقابله فرد با فرد نیست.

وی برای تبیین این موضوع به آیات مربوط به جنگ بدر اشاره کرد و گفت: در قرآن کریم تعبیر «فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ» آمده است، در حالی که انتقام مورد اشاره در این آیه از طریق یک حادثه طبیعی همچون طوفان و صاعقه تحقق نیافت، بلکه در جنگ بدر به دست پیامبر(ص) و مسلمانان انجام شد. از این رو، می‌توان گفت انتقام الهی گاه به دست انسان‌ها و در قالب یک اقدام بشری تحقق پیدا می‌کند، اما نسبت آن به خداوند به دلیل هدف و حقیقت الهی آن است.

وی افزود: در آیات مربوط به جنگ نیز از یک سو خطاب «قَاتِلُوهُمْ» متوجه مؤمنان است و از سوی دیگر نتیجه و عذاب به خداوند نسبت داده می‌شود؛ بنابراین مجازات الهی می‌تواند از طریق دست انسان‌ها تحقق پیدا کند.

«ثارالله» و تفاوت آن با قصاص

این پژوهشگر دینی در ادامه به مفهوم «ثارالله» پرداخت و گفت: اگر شهادت امیرالمؤمنین(ع) و امام حسین(ع) صرفاً از منظر قصاص بررسی شود، باید گفت قصاص عاملان شهادت آنان انجام شده است؛ ابن‌ملجم به دست امام حسن مجتبی(ع) قصاص شد و بسیاری از مباشران و عوامل اصلی واقعه کربلا نیز در جریان اقدامات مختار به مجازات رسیدند.

وی ادامه داد: بنابراین اگر «ثارالله» صرفاً به معنای قصاص قاتل باشد، پس از اجرای قصاص و مجازات قاتلان، موضوع باید پایان یافته باشد؛ در حالی که در روایات، ظهور امام عصر(عج) با مطالبه خون امام حسین(ع) و انتقام از واقعه کربلا پیوند خورده است.

رستم‌نژاد با استناد به روایات ذیل آیه «وَمَنْ قُتِلَ مَظْلُومًا فَقَدْ جَعَلْنَا لِوَلِیِّهِ سُلْطَانًا» اظهار کرد: در برخی روایات، این آیه درباره امام حسین(ع) تطبیق داده شده و امام عصر(عج) به عنوان کسی معرفی شده است که مطالبه خون آن حضرت را دنبال می‌کند.

وی افزود: در این نگاه، مسئله صرفاً شخص قاتل و مباشر جنایت نیست، بلکه یک جریان و تفکر مورد توجه است؛ به همین دلیل در روایات، مسئله انتقام از واقعه کربلا فراتر از مجازات افرادی است که در آن حادثه حضور مستقیم داشتند.

انتقام از یک جریان، نه صرفاً یک فرد

حجت‌الاسلام رستم‌نژاد با تأکید بر اینکه باید میان «قصاص شخصی» و «انتقام الهی» تمایز قائل شد، گفت: در قصاص، یک جنایت مشخص و شخصی رخ داده و مقابله نیز در همان چارچوب تعریف می‌شود؛ اما در انتقام الهی ممکن است تعرض به یک مقام، جایگاه یا حقیقت الهی موضوع قرار گرفته باشد.

وی در همین زمینه با اشاره به واقعه عاشورا اظهار کرد: در کربلا صرفاً یک انسان به شهادت نرسید، بلکه مقام امامت و ولایت مورد تعرض قرار گرفت؛ جایگاهی که یک امر الهی است. از این رو، نمی‌توان مسئله انتقام از عاشورا را صرفاً در قالب مقابله فرد با فرد یا کشتن قاتل تحلیل کرد.

استمرار مجازات یک جریان در قرآن

رستم‌نژاد برای تبیین مفهوم «انتقام جریانی» به آیات مربوط به بنی‌اسرائیل اشاره کرد و گفت: قرآن کریم در سوره اعراف از سنتی سخن می‌گوید که بر اساس آن، خداوند تا روز قیامت کسانی را بر بنی‌اسرائیل مسلط می‌کند که آنان را به عذاب و مجازات دچار کنند.

وی افزود: این آیات نشان می‌دهد که در مفهوم انتقام الهی، لزوماً با یک فرد معین و یک مجازات فردی مواجه نیستیم؛ بلکه ممکن است یک جریان و تفکر در طول تاریخ موضوع مجازات قرار گیرد.

این استاد حوزه در جمع‌بندی سخنان خود تأکید کرد: در قصاص، فرد و حق شخصی محور است، اما در انتقام الهی، مجازات و کیفر الهی می‌تواند ناظر به یک جریان و تعرض به یک جایگاه باشد. از همین منظر، می‌توان تفاوت میان قصاص، انتقام و مفهوم «ثارالله» را بهتر فهم کرد.

وی همچنین با اشاره به برخی برداشت‌های غیرعلمی درباره مفهوم انتقام خاطرنشان کرد: در تبیین این مسئله نباید منفعلانه و صرفاً بر اساس برداشت‌های عامیانه سخن گفت، بلکه باید مبانی قرآنی و روایی مفهوم انتقام را به‌درستی تبیین و از ظرفیت آیات و روایات برای ارائه یک تحلیل دقیق استفاده کرد.