وحی به آسمانها

وَ أَوْحي‏ فِي كُلِّ سَماءٍ أَمْرَها(1) ؛در هر آسماني فرمان خود را وحي كرد و نظام لازم را به آن ها بخشيد.

 اشاره به اين است كه تنها با آفرينش آسمان ها مساله تمام نشد، بلكه در هر كدام آن ها موجودات و مخلوقات و نظام و تدبير خاصي مقرر فرمود كه هر يك  نشانه‏اي از عظمت و علم و قدرت او است . در مجموع  فرمان تكويني الهي  در آن ها نافذ قرار داده شد. پس مراد از وحي در اين مسئله امر و فرمان تكويني است. (2)

برخي از مفسران گفته‏اند: منظور از امر آسمان كه مي‏فرمايد: خدا به هر آسماني امر آن را وحي كرد، آثاري است كه استعداد داشتن آن را داشته و يا حكمت اقتضا مي‏كرده آن آثار را داشته باشد، مثل اينكه فرشتگاني در آن جا باشند، يا ستاره‏اي در آن خلق شود، و يا امثال اين.  كلمه" وحي" به معناي خلقت و ايجاد است .

بعضي ديگر گفته‏اند: مراد از امر آسمان ها، تكليف الهي متوجه به اهل هر آسمان است كه ملائكه ساكن در آن باشد. معناي" وحي" همان معناي معروفش است.  معناي جمله اين است : خدا به اهل هر آسماني و ملائكه‏اي كه در آنند، اوامري در باره عبادت وحي فرمود.

بعضي ديگر گفته‏اند: مراد از امر آسمان، چيزي است كه خدا از آسمان خواسته است.

 اين وجه در حقيقت به يكي از دو وجه قبلي رجوع مي‏كند، چون اگر منظور از" وحي" خلق و ايجاد باشد، اين وجه به وجه اول برمي‏گردد . اگر معناي معروفش باشد ،به وجه دومي برگشت مي‏كند.(3)

 

پي‌نوشت‌ها:

1. فصلت (41)آيه 12.

2.   ناصر مكارم ، تفسير نمونه، ج‏20، ص 230 ، نشر دار الكتب السلاميه، تهران، بي تا .

 3.  محمد طباطبايي ، الميزان، ج‏17، ص 557،نشر جامعه مدرسين قم، 1378 ش، با ترجمه محمد باقر موسوي همداني .