متافیزیک،

بررسی چشم‌زخم از نظر فلسفی و خرافه و پنداربودن آن
چشم‌زخم در نگاه دینی و فلسفی، صرفاً پدیده‌ای خرافی و بی‌اساس نیست، بلکه تأثیر روحی و نفسانی ناشی از حسد یا تعجب است که با یاد خدا مهار می‌شود.

پرسش:

 آیا از نظر فلسفی، چشم‌زخم واقعیتی فراتر از خرافه و پندار است؟ اگر چنین است، چگونه ممکن است نفس انسان تنها با نگاه و حالات درونی خود بر دیگران اثر بگذارد؟

پاسخ:

«چشم‌زخم» در فرهنگ عمومی، اغلب با خرافه‌گرایی گره خورده است؛ اما آیا این پدیده در ترازوی عقل و فلسفه نیز رنگی از حقیقت دارد؟ این پرسش ما را به کاوشی عمیق‌تر فرامی‌خواند تا با عبور از نگاه‌های ظاهری و مادی، به لایه‌های پنهان وجود انسان بنگریم. آیا ممکن است نفس آدمی فارغ از ابزارهای فیزیکی، قدرت اثرگذاری بر جهان پیرامون و دیگران را داشته باشد؟ در این نوشتار با تکیه بر اصول فلسفۀ اسلامی، سازوکار غیرمادیِ این اثرگذاری را بررسی می‌کنیم و می‌کوشیم دریابیم که چگونه نگاه و تمرکز روحی انسان، می‌تواند دروازه‌ای برای تعاملات متافیزیکی باشد.

نکتۀ اول: واقعیت چشم‌زخم و عبور از خرافه‌پنداری

بر اساس نگاه دقیق فلسفی، پدیدۀ چشم‌زخم به ‌هیچ‌وجه خرافه یا افسانۀ خیالی نیست، بلکه واقعیتی است که ریشه در توانمندی‌های شگفت‌انگیز روح و روان انسان دارد. در بسیاری از جوامع و فرهنگ‌های بشری، این پدیده به‌مثابۀ باور فراگیر و عمومی پذیرفته شده است (1) و در منابع دینی ما نیز به‌صراحت واقعیت‌داشتن چشم‌زخم بیان شده است (2). مفسران بزرگ نیز در تفسیر برخی آیات قرآن، به آثار واقعی این پدیده اشاره کرده‌اند (3). دلیل اینکه عده‌ای آن را خرافه می‌پندارند، این است که به دنبال دلیل مادی و فیزیکی برای آن می‌گردند؛ برای مثال فکر می‌کنند باید اشعه‌ای مادی از چشم خارج شود تا به کسی آسیب برساند؛ درحالی‌که فلسفۀ اسلامی با عبور از این نگاه مادیِ محدود، نشان می‌دهد چشم‌زخم نیازی به تماس فیزیکی یا پرتوهای مادی ندارد، بلکه تأثیر روانی و روحی است که در چارچوب نظام علت و معلولی جهان اتفاق می‌افتد.

نکتۀ دوم: قدرت شگفت‌انگیز و غیرمادی روح انسان

برای درک چگونگی اثرگذاری چشم‌زخم، ابتدا باید بدانیم روح یا نفس انسان تنها یک ویژگی جسمانی نیست، بلکه حقیقتی غیرمادی و مستقل است (4). این روح قدرتی دارد که به آن «قوه خیال» می‌گویند. روح انسان می‌تواند تنها با تصورکردن و خیال‌پردازی، تغییرات واقعی و فیزیکی در بدن خود ایجاد کند؛ برای مثال وقتی انسان از چیزی به‌شدت می‌ترسد، بدنش شروع به لرزیدن می‌کند؛ یا وقتی به یک بیماری فکر می‌کند و آن را به خود تلقین می‌کند، واقعاً بیمار می‌شود؛ همان‌طور که در داستان معروف مثنوی، استاد مکتب‌خانه با تلقین شاگردانش بیمار شد (5). در مقابل، گاهی انسان تنها با فکر‌کردن به سلامتی و امیدواری، بهبود می‌یابد (6). این مثال‌ها به‌روشنی نشان می‌دهند تأثیرات در جهان فیزیکی همیشه ناشی از عوامل مادی نیستند، بلکه گاهی تصورات نفسانی و روحی می‌توانند سبب ایجاد تغییرات جسمانی شوند (7).

نکتۀ سوم: اثرگذاری روح بر دنیای بیرون از بدن

حال که متوجه شدیم روح انسان می‌تواند با قدرت تصور و خیال بر بدن خودش تأثیر بگذارد، فهم این نکته آسان‌تر می‌شود که این تأثیر می‌تواند از مرزهای بدن فراتر برود و بر دنیای بیرون هم اثر بگذارد. انسان به‌مثابۀ جهانی کوچک، نمونه‌ای از جهان بزرگ بیرون است (8)؛ همان‌طور که بدن انسان فرمان‌بردار روح اوست، ماده و اجسام در دنیای بیرون نیز در برابر قدرت روح‌های مجرد و قوی، اثرپذیر هستند (9)؛ البته این قدرت در همۀ انسان‌ها یکسان نیست. روح‌های بسیار پاک و قدرتمند می‌توانند با اراده خود کارهای خارق‌العاده‌ای در جهان انجام دهند (10). اما حتی روح‌های معمولی و انسان‌های عادی نیز به دلیل همان ذات غیرمادی‌شان، درجاتی از این قدرت را دارند. اراده و تمرکز روحی انسان می‌تواند مانند موجی نامرئی بر وقایع و اشیای اطرافش تأثیر بگذارد و این امر کاملاً با اصول عقلی و فلسفی سازگار است (11).

نکتۀ چهارم: چگونگی و سازوکار اثرگذاری چشم‌زخم بر دیگران

مکانیزم چشم‌زخم دقیقاً در همین نقطه شکل می‌گیرد. وقتی فردی با یک زیبایی، موفقیت یا ویژگی بسیار چشمگیر در فرد دیگری روبرو می‌شود، با تعجب و شگفتی درونی بسیار شدیدی روبرو می‌شود. این هیجان شدید روحی مانند یک انفجار انرژی در درون روان او عمل می‌کند. گاهی این شگفتی با صفات منفی مانند حسادت ترکیب می‌شود؛ یعنی فرد با دیدن آن کمال، ناخشنود می‌شود و ناخودآگاه آرزوی نابودی آن را می‌کند (۱۲)؛ اما گاه هیچ نیت بدی در کار نیست و فقط شدت آن تعجب و تمرکز روحی، اثر ویران‌کنندۀ را به سمت شخص مقابل پرتاب می‌کند (13). به همین دلیل انسان گاهی حتی به خودش، فرزندش یا اموالش که آنها را بسیار دوست دارد نیز چشم‌زخم می‌زند (14). درواقع، این ارتعاشات شدید و مهارنشدنیِ روح است که از بدن فرد خارج می‌شود و بر شخص یا شیء مورد‌نظر تأثیر منفی و آسیب‌زا می‌گذارد.

نکتۀ پنجم: نقش چشم به‌مثابۀ دروازۀ ارتباطی، نه عامل اصلی

با توجه ‌به اینکه عامل اصلی در چشم‌زخم، قدرت روح و روان انسان است، این پرسش پیش می‌آید که چرا به آن «چشم‌زخم» می‌گویند؟ در کتاب‌های لغت نیز آن را به آسیبی تعریف کرده‌اند که از طریق نگاه‌کردن می‌رسد (15). پاسخ این است که چشم تنها یک ابزار و دروازه برای روح است. انسان معمولاً از طریق چشم با زیبایی‌ها و کمالات دنیای بیرون ارتباط برقرار می‌کند و همان نگاه اول سبب بیداری آن هیجان شدید در روح می‌شود (16). چشم، نماد توجه و تمرکز روان انسان است. درواقع، این نگاه فیزیکی نیست که آسیب می‌زند، بلکه انرژی روانی متمرکزشده در پشت آن نگاه است که عمل می‌کند؛ به همین دلیل در آموزش‌های دینی برای خنثی‌کردن این اثر روانی، به جای ابزارهای مادی، از ابزارهای معنوی مانند یاد خدا، دعا و گفتن ذکرهایی مثل «ماشاءالله» استفاده می‌شود (17)؛ زیرا وقتی فرد تعجب‌کننده به یاد خدا می‌افتد، تمرکز روانی او از شخص مقابل برداشته و متوجه خالق زیبایی‌ها می‌شود؛ بدین‌ترتیب آن اثر ویران‌کنندۀ روانی آرام گرفته و مهار می‌شود (18).

نتیجه:

چشم‌زخم نه خرافه‌ای موهوم، بلکه واقعیتی متافیزیکی در نظام علت و معلول است. نفس انسان به‌مثابۀ حقیقتی مجرد، همان‌گونه که با قوۀ خیال بر بدن خود اثر می‌گذارد، توانایی تأثیرگذاری بر ماده و جهان پیرامون را نیز دارد. حقیقت چشم‌زخم، پرتاب نیروی متراکم ناشی از شگفتی شدید درونی ـ چه آمیخته با حسد و چه صرفِ اعجاب ـ است که چشم در این میان، تنها ابزار و دریچه تمرکز آن به شمار می‌رود. آموزه‌های دینی با تکیه ‌بر یاد خدا و ذکر، کانون توجه نفس را به مبدأ هستی متصل کرده‌اند و این اثر ویران‌کنندۀ روانی را مهار می‌کنند.

پی‌نوشت‌ها:

1. Dundes, A. The Evil eye: a folklore casebook, New York, Garland Pub, 1981.

2. «الْعَیْنُ حَقٌّ ...» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الأنوار؛ بیروت: داراحیاءالتراث العربی، ۱۴۰۳ ق، ج ۶0، ص ۲۶).

3. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹0 ق، ج ۱۹، ص  ۳۸۸، ذیل آیۀ 51 سورۀ قلم: «وَ إِنْ یَکادُ الَّذِینَ کَفَرُوا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبْصارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّکْرَ وَ یَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُون».

4. محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی؛ الحکمة المتعالیه فی الاسفار العقلیه الاربعه؛ قم: مکتبه المصطفوی، ۱۳۶۸ ش، ج ۸، ص ۲۶۰ – 302. ملاصدرا در این کتاب، یازده دلیل برای اثبات این مطلب اقامه کرده است.

5. جلال‌الدین محمد مولوی بلخی؛ مثنوی معنوی؛ تصحیح: رینولد نیکلسون؛ تهران، هرمس، ۱۳۹۰ ش، ص 404 – 408.

6. فخرالدین محمد بن عمر فخر رازی؛ المباحث المشرقیه فی علم الالهیات و الطبیعیات؛ قم: بیدار، ۱۴۱۱ ق، ج ۱، ص ۵۰۸.

7. محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی؛ شرح اصول الکافی؛ تصحیح: محمد خواجوی؛ قم: انتشارات بیدار، ۱۳۸۳ ش، ج ۴، ص ۱۳۷.

8. محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی؛ تفسیر القرآن الکریم؛ قم: انتشارات بیدار، ۱۳۶۶ ش، ج ۱، ص ۷۹.

9. حسن حسن‌زاده آملی؛ نصوص الحکم بر فصوص‌الحکم؛ تهران: مرکز نشر فرهنگی رجاء، ۱۳۷۵ ش، ص ۱۹۳.

10. حسین بن عبدالله ابن‌سینا؛ الاشارات و التنبیهات؛ قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۱ ش، ص ۳۸۸.

11. حسن حسن‌زاده آملی؛ نصوص الحکم بر فصوص‌الحکم؛ ص ۱۹۳.

12. محمد بن ابراهیم صدرالدین شیرازی؛ الشواهد الربوبیه فی المناهج السلوکیه؛ تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۰ ش، ص ۳۴۵. حسن حسن‌زاده آملی؛ هزار و یک کلمه؛ قم: بوستان کتاب، ۱۳۸۱ ش، ج ۶، ص ۳۱۲.

13. حسین بن عبدالله ابن‌سینا؛ الاشارات و التنبیهات؛ ص ۳۹۰.

14. «الْعَیْنُ حَقٌّ وَ لَیْسَ تَأْمَنُهَا مِنْکَ عَلَى نَفْسِکَ وَ لَا مِنْکَ عَلَى غَیْرِک ...» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الأنوار؛ ج ۶0، ص ۲۶).

15. علی‌اکبر دهخدا؛ لغت‌نامه؛ تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۷۷ ش، ج ۶، ص ۸۱۴۶.

16. فخرالدین محمد بن عمر فخر رازی؛ التفسیر الکبیر/ مفاتیح ‌الغیب؛ بیروت: داراحیاء التراث العربی، ۱۴۲۰ ق، ج ۱۸، ص ۴۸۳.

17. «... فَإِذَا خِفْتَ شَیْئاً مِنْ ذَلِکَ فَقُلْ مَا شَاءَ اللَّهُ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ ثَلَاثا» (محمدباقر مجلسی؛ بحار الأنوار؛ ج ۶0، ص ۲۶. ابراهیم بن علی عاملی کفعمی؛ المصباح؛ قم: دارالرضی، ۱۴۰۵ ق، ص ۲۲۰).

18. اقتباسی از: محمدجواد جعفری‌زاده‌و دیگران؛ «پدیدۀ چشم‌زخم از منظر فلسفۀ اسلامی»؛ فصلنامه اندیشه دینی، دوره 25، ش 4، زمستان 1404 ش، ص 37 – 51.