۱۴۰۵/۰۶/۲۷ ۲۲:۵۰ شناسه مطلب: 101991
پرسش:
بر اساس آیه یکم سورۀ «اسراء»، سیر شبانه پیامبر صلی الله علیه وآله از مکه به مسجدالاقصی، مقدمه معراج آن جناب بوده است؛ چرا معراج از خود مکه انجام نشد؟ مسجدالاقصی چه امتیازاتی داشت که میبایست معراج از آنجا صورت میپذیرفت؟
پاسخ:
بر اساس آیات قرآن، پیامبر خدا علیه وآله السلام در آغاز سفر آسمانی معراج، از مسجدالحرام به مسجدالاقصی رفت و سپس از آنجا به آسمان عروج (1) کرد: «سُبْحٰانَ اَلَّذِی أَسْرىٰ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ إِلَى اَلْمَسْجِدِ اَلْأَقْصَى اَلَّذِی بٰارَکْنٰا حَوْلَهُ لِنُرِیَهُ مِنْ آیٰاتِنٰا إِنَّهُ هُوَ اَلسَّمِیعُ اَلْبَصِیرُ: منزّه و پاک است آن [خدایی] که شبی بندهاش را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی که پیرامونش را برکت دادیم، سیر [و حرکت] داد تا [بخشی] از نشانههای خود را به او نشان دهیم؛ بهیقین او شنوا و داناست» (2).
در نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش هستیم که چرا پیامبر خدا مستقیم از مکه به آسمان عروج نکرد و پیش از آن به مسجدالاقصی برده شد؟
مسجدالاقصی در بیتالمقدس
بر اساس روایات، فهم مخاطبان اولیۀ قرآن از «مسجدالاقصی»، مسجدی است که در بیتالمقدس فلسطین قرار گرفته است و قبلۀ اول مسلمانان بوده است؛ ازاینرو وقتی مشرکان مکه از سیر شبانه حضرت از مسجدالحرام به مسجدالاقصی آگاهی یافتند، در مقام انکار گفتند: فاصله مکه تا شام چهل شبانهروز است و چگونه ممکن است یک نفر در یک شب این فاصله را برود و برگردد؟ (3).
در برخی روایات نیز گفته شده است پیامبر در کوه سینا (بین مصر و فلسطین) که حضرت موسی علیه السلام در آنجا با خداوند سخن گفت و نیز در «بیت لحم» (کرانه باختری فلسطین) که محل ولادت حضرت عیسی علیه السلام است، نماز خواند و سپس وارد مسجدالاقصی شد و با نماز جماعت با امامت خاتمالانبیا صلی الله علیه وآله و اقتدای پیامبران به ایشان اقامه شده است (4).
از نظر شواهد مادی نیز میتوان به «دیوار براق» اشاره کرد که نام دیواری است که امروزه یهودیان از آن با عنوان «دیوار ندبه» یاد میکنند. به باور مسلمانان، پیامبر خدا هنگام رسیدن به بیتالمقدس در کنار این دیوار از مرکب خود یعنی «براق» پیاده شدند (5).
اگر منظور از «مسجدالاقصی» در آیۀ اول سورۀ «اسراء» همین مسجد باشد، باید گفت مطابق قرآن، خداوند بیتالمقدس و اطراف آن را مبارک گردانده است. به این مطلب هم در خود این آیه اشاره شده است: «اَلْمَسْجِدِ اَلْأَقْصَى اَلَّذِی بٰارَکْنٰا حَوْلَهُ» و هم در آیات دیگری از قرآن: «وَ أَوْرَثْنَا اَلْقَوْمَ اَلَّذِینَ کٰانُوا یُسْتَضْعَفُونَ مَشٰارِقَ اَلْأَرْضِ وَ مَغٰارِبَهَا اَلَّتِی بٰارَکْنٰا فِیهٰا: و به آن گروهی که همواره ناتوان و زبونشان شمرده بودند، نواحی شرقی و غربی آن سرزمین را که در آن برکت قرار داده بودیم، بخشیدیم ...» (6).
چنانکه قرآن از شهر مکه نیز با عنوان «مبارک» یاد کرده است: «إِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّٰاسِ لَلَّذِی بِبَکَّةَ مُبٰارَکاً وَ هُدىً لِلْعٰالَمِینَ: بهیقین نخستین خانهای که برای مردم نهاده شد، همان است که در مکه است که پربرکت و وسیله هدایت برای جهانیان است» (7).
بنابراین میتوان گفت مبدأ و مقصد این سیر شبانه دو مکان مبارک بوده است. اما این قول درباره مسجدالاقصی با دو مشکل مواجه است:
اول: میان مفسران اختلاف است که آیا پیامبر در مسجدالاقصی توقف داشتهاند یا بدون توقف از آنجا به آسمان عروج کردهاند (8)؛
دوم: خداوند در ادامه فرموده است: «لِنُرِیَهُ مِنْ آیٰاتِنٰا» که یعنی پیامبر را از مسجدالحرام به مسجدالاقصی سیر دادیم تا آیات خود را به او نشان دهیم. مطابق قول مشهور مشخص نیست منظور از این آیات چیست؟ (9) برخی مفسران گفتهاند منظور ملاقات حضرت با فرشتگان، براق و پیامبران است (10)؛ اما این خلاف ظاهر لفظ «آیات» و همچنین سایر روایاتی است که میگویند منظور نشانههای الهی در آسمان است (11)؛ بهویژه که ملاقات پیامبر با فرشتگان و براق در همان مکه محقق شد. پیامبران هم مگر در بیتالمقدس بودند که لازم باشد حضرت برای ملاقات با آنان تا آنجا بروند؟! بله، قبر آنان در آنجاست، اما مگر قبر آنان از نشانههای الهی است؟ (12)
مسجدالاقصی در آسمان
بر اساس برخی روایات شیعه، منظور از «مسجدالاقصی» در این آیه، مسجدی در آسمان است (13) که بر فراز کعبه قرار دارد و از آن با عنوان «بیت المعمور» نیز یاد میشود (14). این تفسیر بر تفسیر مشهور برتری دارد:
1. خداوند میگوید «لِنُرِیَهُ مِنْ آیٰاتِنٰا» و در بیت المقدس چه نشانهای وجود داشت؟! قرآن در سورۀ «نجم» آشکارا میگوید که این نشانهها در آسمان و نزد سدرة المنتهی (15) بوده است (16)؛
2. معراج از مسجدالحرام شروع و به آسمان ختم شده است و طبیعتاً آیه باید به ابتدا و انتهای این سفر اشاره کند نه ابتدا و وسط آن (17)؛
3. وقتی از امام سجاد علیه السلام پرسیدند چرا پیامبر خدا سیر شبانه داده شد، امام فرمود: برای اینکه ملکوت آسمان و عجایب آن به پیامبر نشان داده شود (18)؛
4. مطابق قول مشهور آیه فقط بیانکنندۀ سفر شبانۀ پیامبر از مکه به بیتالمقدس است و به معراج حضرت اشارهای ندارد؛ اما مطابق این تفسیر، آیه نشاندهندۀ معراج پیامبر و صعود حضرت به آسمان است (19).
بررسی روایات
در روایات متعددی با اینکه به سیر شبانه اشاره شده است، در آنها اسمی از بیتالمقدس نیامده است و مستقیم از آسمانها بهمثابۀ مقصد معراج یاد کردهاند (20).
برخی که این روایات با هم منافات ندارند؛ چراکه مقصود امام این نبود که معراج پیامبر تنها از مسجدالحرام تا بیتالمعمور بوده است و ایشان به بیتالمقدس نرفتهاند؛ زیرا روایات فراوانی تصریح دارند که مراد از «مسجدالاقصی» در آیه، همان بیتالمقدس است. بنابراین مقصود امام این است که سفر معراج به بیتالمقدس پایان نیافت، بلکه پیامبر پس از رسیدن به مسجدالاقصی، مسیر خود را ادامه داد و تا بیتالمعمور در آسمانها عروج کرد. بنابراین بیتالمقدس یکی از مراحل معراج بود، نه مقصد نهایی آن (21).
اما این وجهالجمع درست نیست؛ زیرا اولاً همۀ مسلمانان تأکید دارند که بیتالمقدس پایان سفر پیامبر خدا نبود و حضرت به آسمان عروج کردند؛ بنابراین چرا امام باید بر این نکته تأکید کنند؟؛ ثانیا حضرت آشکارا بیتالمقدسبودن مسجدالاقصی را رد کردهاند: «امام باقر علیه السلام در مسجدالحرام نشسته بود که به آسمان و سپس به کعبه نگاه کرد. سپس گفت: پاک و منزه است خدایی که بندهاش را شبانه از مسجدالحرام به مسجدالاقصی برد» و این آیه را سه بار تکرار کرد. سپس رو به اسماعیل جعفی کرد و پرسید: «مردم عراق درباره این آیه چه میگویند؟» اسماعیل پاسخ داد: «میگویند او از مسجدالحرام به بیتالمقدس برده شده است». امام فرمود: «آنطور که میگویند نیست، بلکه او از اینجا به اینجا برده شده است» و به آسمان اشاره کرد و افزود: «آنچه بین آنهاست، حرم است» (22).
نتیجه:
دربارۀ منظور از «مسجدالاقصی» در آیۀ اول سورۀ «اسراء» دو قول مشهور و غیرمشهور وجود دارد:
1. قول مشهور: منظور از مسجدالاقصی، همان قبله اول مسلمانان در بیتالمقدس است که به تصریح قرآن مبارک است. بنابراین علت اینکه پیامبر صلی الله علیه وآله قبل از معراج به بیتالمقدس رفتند، مبارکبودن آن بوده است.
2. قول غیرمشهور: مسجدالاقصی مسجدی در آسمان است که محاذی کعبه قرار دارد؛ بنابراین حضرت قبل از معراج اصلاً جای دیگری نرفتهاند و معراج از مکه شروع شده است. این دیدگاه با آیه سازگارتر است؛ چراکه اولاً آیه به ابتدا و انتهای سیر شبانۀ پیامبر صلی الله علیه وآله اشاره میکند و مطابق قول مشهور، بیتالمقدس انتهای سفر ایشان نبود و در اثنای آن بود؛ ثانیاً آیه میگوید علت این سیر، نشاندادن آیات الهی به پیامبر خدا است و در بیتالمقدس چه آیهای وجود داشت که خدا بخواهد به پیامبر نشان بدهد؟ مطابق سورۀ «نجم»، آن آیات الهی که خداوند در معراج به پیامبرش نشان داد، در سدرةالمنتهی و در آسمان بودهاند.
برای مطالعۀ بیشتر:
امانالله ناصری کریموند و ... ؛ «کنکاشی در حقیقت بیتالمعمور با رویکردی بر تحلیل روایات»؛ پویش در آموزش علوم انسانی، دورۀ 5، ش 19، تابستان 1399 ش، ص 39 ـ 50.
پینوشتها:
1. محمد بن جریر طبرى؛ جامع البیان فى تفسیر القرآن (تفسیر الطبرى)؛ بیروت: دارالمعرفه، 1412 ق، ج ۱۴، ص ۴۲۱. فضل بن حسن طبرسى؛ مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ چ 3، تهران: ناصرخسرو، 1372 ش، ج ۶، ص ۶۱۱.
2. اسراء: 1.
3. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دارإحیاء التراث العربی، 1423 ق، ج ۲، ص ۵۱۷.
4. هاشم بن سلیمان بحرانى؛ البرهان فی تفسیر القرآن؛ قم: مؤسسه البعثه، 1415 ق، ج ۳، ص ۴۷۳ ـ 474 و 484.
5. محمدجواد مغنیه؛ التفسیر الکاشف؛ قم: دارالکتاب الإسلامی، 1424 ق، ج ۵، ص ۱۱.
6. اعراف: 137.
7. آلعمران: 96.
8. عبدالرحمن بن علی ابنجوزى؛ زاد المسیر فى علم التفسیر؛ بیروت: دارالکتاب العربی، 1422 ق، ج ۳، ص ۸. محمد فخر رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: داراحیاء التراث العربی، 1420 ق، ج ۲۰، ص ۲۹۲.
9. محمد صادقى تهرانى؛ الفرقان فى تفسیر القرآن بالقرآن و السنه؛ چ 2، قم: فرهنگ اسلامى، 1406 ق، ج ۱۷، ص 17.
10. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ ج ۲، ص ۵۱۶.
11. عبدعلى بن جمعه حویزى؛ تفسیر نور الثقلین؛ مصحح: هاشم رسولی؛ چ 4، قم: اسماعیلیان، 1415 ق، ج ۳، ص ۹۹.
12. محمد صادقی تهرانی؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه؛ ج ۱۷، ص 17.
13. محمد بن شاهمرتضی فیض کاشانى؛ تفسیر الصافی؛ چ 2، تهران: مکتبه الصدر، 1415 ق، ج ۳، ص ۱۶۶. محمد بن علی اشکورى؛ تفسیر شریف لاهیجى؛ تهران: دفتر نشر داد، 1373 ش، ج ۲، ص ۷۷۳. عبدعلی بن جمعه حویزی؛ تفسیر نور الثقلین؛ ج ۳، ص ۹۷. محمد بن محمدرضا قمى مشهدى؛ تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب؛ محقق: حسین درگاهی؛ تهران: سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، 1368 ش، ج ۷، ص ۲۹۹. محمد صادقی تهرانی؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه؛ ج ۱۷، ص ۱۹.
14. حسین شاهعبدالعظیمی؛ تفسیر إثنى عشری؛ تهران: میقات، 1363 ش، ج ۷، ص ۳۱۷.
15. «ثُمَّ دَنٰا فَتَدَلّٰى * فَکٰانَ قٰابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنىٰ * ... * وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرىٰ * عِنْدَ سِدْرَةِ اَلْمُنْتَهىٰ * ... لَقَدْ رَأىٰ مِنْ آیٰاتِ رَبِّهِ اَلْکُبْرىٰ: سپس نزدیک رفت و نزدیکتر شد * پس به اندازه فاصله دو کمان گشت یا نزدیکتر شد * ... * و بیتردید یک بار دیگر هم او را دیده است * نزد سدرةالمنتهی ... بهراستی که بخشی از نشانههای بسیار بزرگ پروردگارش را دید» (نجم: 8 – 18).
16. محمد صادقی تهرانی؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه؛ ج ۱۷، ص ۱۷.
17. محمد صادقی تهرانی؛ الفرقان فی تفسیر القرآن بالقرآن و السنه؛ ج ۱۷، ص ۱۷.
18. عبدعلی بن جمعه حویزی؛ تفسیر نور الثقلین؛ ج ۳، ص ۹۹.
19. محمد بن علی اشکورى؛ تفسیر شریف لاهیجى؛ ج ۲، ص ۷۷۳.
20. عبدعلی بن جمعه حویزی؛ تفسیر نور الثقلین؛ ج ۳، ص ۹۹.
21. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق، ج ۱۳، ص ۲۰.
22. «أنّه کان جالساً فی المسجد الحرام فنظر إلى السّماءِ مرّة و إلى الکعبه مرّة ثمّ قال سُبْحٰانَ اَلَّذِی أَسْرىٰ بِعَبْدِهِ لَیْلاً مِنَ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرٰامِ إِلَى اَلْمَسْجِدِ اَلْأَقْصَى و کرّر ذٰلک ثلاث مرّات ثمّ التفت إلى اسمٰعیل الجُعفی فقال أیّ شیء یقولون أهل العراق فی هذه الآیة یا عراقی قال یقولون أسرى به من المسجد الحرام إلى بیت المقدس فقال لیس کما یقولون و لکنّه أسرىٰ به من هذه إلى هذه و أشار بیده إلى السّماءِ و قال ما بینهما حرم» (محمد بن شاهمرتضی فیض کاشانى؛ تفسیر الصافی؛ ج 3، ص 166).






