۱۴۰۵/۰۶/۱۴ ۱۵:۰۸ شناسه مطلب: 101944
پرسش:
بر اساس آیات قرآن، پیروزی حق بر باطل یکی از سنتهای الهی است. با توجه به اینکه سنتهای الهی فراگیر و تخلفناپذیر است، پس چرا در موارد فراوانی جبهۀ حق با شکست مواجه میشود؟
پاسخ :
قرآن کریم اصلیترین منبع معارف الهی است که به بهترین وجه سنّتهای حاکم بر هستی و سرنوشت انسانها را بیان میکند. شناخت سنتهای الهی، بستر و زمینه لازم را فراهم میآورد تا انسان به سمت انتخاب صحیح و تنظیم درست رفتار خود با خالق خود، دیگر انسانها و نظام طبیعت حرکت کند و در مسیر زندگی به سعادت دست یابد. بنابراین آشنایینداشتن با سنتهای الهی و بیتوجهی به آنها، موجب شکست و نابودی بشر و جوامع انسانی میگردد.
معناشناسی سنت الهی
سنتهای الهی، قوانین ثابت و روشهایی هستند که خداوند متعال بر اساس آنها تدبیر، مشیت و اراده خود را در آفرینش مدیریت میکند (1). این سنتها تجلی حکمت الهی هستند که بر مبنای رفتار و سلوک انسانها در برابر شریعت بر آنان اعمال میشود (2). «سنتهای الهی» که به خدا نسبت داده میشود، بدان معنا نیست که فعل خاصی بیواسطه و مستقیم از خداوند صادر شود، بلکه خداوند امور را با اسباب و وسایل طبیعی و گاهی فوق طبیعی انجام میدهد.
سنتهای الهی تقسیمبندیهای متنوعی دارد؛ از یک لحاظ به دو دسته «سنتهای مطلق» و «سنتهای مقید» تقسیم میشوند. سنتهای مطلق یعنی قوانین اساسی آفرینش و تدبیر انسان که متوقف بر چیزی نیستند و هیچ سنت دیگری نمیتواند بر آنها حاکم شود. سنتهای مقید نیز یعنی سنتهایی که تحقق آنها متوقف بر مقدماتی در اختیار انسان است؛ این سنتها تغییرپذیر و تبدیلشدنی هستند.
ویژگیهای سنت الهی
سنتهای الهی چند ویژگی مهم دارند که در این میان میتوان به «فراگیری» و «تحولناپذیری» اشاره کرد.
الف) فراگیربودن سنتهای الهی: بر عام و فراگیربودن سنتهای الهی در برخی آیات قرآن تأکید شده است: «یُریدُ اللَّهُ لِیُبَیِّنَ لَکُمْ وَ یَهْدِیَکُمْ سُنَنَ الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ وَ یَتُوبَ عَلَیْکُمْ وَ اللَّهُ عَلیمٌ حَکیم: خدا میخواهد راه سعادت را برای شما بیان کند و شما را به آداب [ستودۀ] آنان که پیش از شما بودند، راهبر گردد و بر شما ببخشاید، و خدا دانا و به حقایق امور آگاه است» (3).
«قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِکُمْ سُنَنٌ فَسیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانْظُروا کَیْفَ کانَ عاقِبَةُ الْمُکَذِّبین: پیش از شما مللی بودند و رفتند. در اطراف زمین گردش کنید تا ببینید چگونه عاقبت هلاک شدند آنان که وعدههای خدا را تکذیب میکردند» (4).
فراگیربودن سنتهای الهی، بیانکنندۀ عبرت و پندآموزی همگان است؛ چراکه در صورت ارتکاب اعمالی، بهیقین همان سنتهای معمول در حق گذشتگان گریبانگیر آنان نیز خواهد شد (5).
ب) تحولناپذیری سنن الهی: ثابتبودن و تغییرناپذیری سنتهای الهی نیز ویژگی مهم دیگری است که قرآن کریم هم بدان اشاره میکند: «سُنَّةَ اللَّهِ فِی الَّذینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّهِ اللَّهِ تَبْدیلاً: این سنّت خداوند در اقوام پیشین است و براى سنّت الهى هیچگونه تغییر نخواهى یافت» (6). همچنین میفرماید: «... فَهَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ سُنَّةَ الْأَوَّلین فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدیلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَحْویلا: آیا آنها چیزى جز سنّت پیشینیان و [عذابهاى دردناک آنان] را انتظار دارند؟! هرگز براى سنّت خدا تبدیل نخواهى یافت و هرگز براى سنّت الهى تغییرى نمىیابى» (7).
معنای تبدیل سنت خدا به این است که عذاب خدا را بردارند و به جایش عافیت و نعمت گذارند. تحویل سنت هم به این معناست که عذاب فلان قوم را که مستحق آن شدهاند، به سوی قومی دیگر برگردانند (8).
سنت پیروزی حق بر باطل
ارادۀ خداوند بر پیروزی حق و شکست و نابودی باطل تعلق گرفته است و این اراده خداوندی یکی از سنتهای اوست؛ آیات متعددی بر این موضوع دلالت دارند (9)؛ از جمله: «کَتَبَ اللَّهُ لَأَغْلِبَنَّ أَنَا وَ رُسُلی إِنَّ اللَّهَ قَوِیٌّ عَزیزٌ: خداوند چنین مقرر داشته که من و رسولانم پیروز مىشویم؛ چراکه خداوند قوىّ و شکستناپذیر است» (10).
«وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ کانَ زَهُوقا: و بگو حق آمد، و باطل نابود شد؛ بهیقین باطل نابودشدنى است» (11).
شرایط تحقق سنت الهی پیروزی حق بر باطل
نکته بسیار مهمی که نباید از آن غفلت کرد، توجه به شرایطی است که سنت پیروزی حق بر باطل در آن شرایط تحقق مییابد. همچنانکه پیروزی حق بر باطل سنت الهی است، سنتهای دیگری نیز شرایط تحقق میدانی این سنت را معنا میبخشد. برخی از این شرایط عبارتاند از:
الف) ایمان و باور توحیدی: «وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنین: سست مشوید و نگران نباشید که شما اگر واقعاً ایمان داشته باشید، برترید» (12).
«ثُمَّ نُنَجِّی رُسُلَنا وَ الَّذینَ آمَنُوا کَذلِکَ حَقًّا عَلَیْنا نُنْجِ الْمُؤْمِنین: آنگاه رسولان و نیز کسانی را که ایمان آوردهاند، میرهانیم؛ بر عهدۀ ماست که مؤمنان را رهایی دهیم» (13).
«وَ کانَ حَقًّا عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنین: یاریکردن مؤمنان بر عهدۀ ماست» (14).
ب) صبر و تقوا: «بَلى إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا وَ یَأْتُوکُمْ مِنْ فَوْرِهِمْ هذا یُمْدِدْکُمْ رَبُّکُمْ بِخَمْسَةِ آلافٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُسَوِّمین: بله، اگر شما صبر و ایستادگی در جهاد پیشه کنید و پرهیزکار باشید، چون کافران بر سر شما شتابان و خشمگین درآیند، خداوند پنجهزار فرشته از یگان ویژه را به مدد شما فرستد» (15).
ج) یاریرساندن به خدا: «و لینصرن اللّه من ینصره: بهیقین کسی که خداوند را یاری کند، خداوند نیز او را یاری میکند» (16).
«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ: ای کسانی که ایمان آوردهاید، اگر خداوند را یاری کنید، یاریتان میدهد و گامهایتان را استوار میسازد» (17).
د) انسجام و وحدت: «وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرین: و [فرمان] خدا و پیامبرش را اطاعت نمایید و نزاع [و کشمکش] نکنید تا سست نشوید، و قدرت [و شوکت] شما از میان نرود. و صبر و استقامت کنید که خداوند با استقامتکنندگان است» (18).
هـ) اطاعت از رهبری: «وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ ...: و [فرمان] خدا و پیامبرش را اطاعت کنید» (19).
و) آمادگی و بازدارندگی: «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة وَ مِنْ رِباطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللهِ وَ عَدُوَّکُمْ ...: در مقام مبارزه با کافران خود را مهیا کنید و تا آن حد که بتوانید از آذوقه و آلات جنگی و اسبان سواری برای تهدید دشمنان خداوند و دشمنان خودتان فراهم آورید ...» (20).
ز) مقاومت پایداری: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِذا لَقيتُم فِئَةً فَاثبُتوا وَاذكُرُوا اللَّهَ كَثيرًا لَعَلَّكُم تُفلِحونَ: ای کسانی که ایمان آوردهاید، آنگاه که گروهی با شما روبرو شدند، ثابتقدم باشید و خداوند را فراوان یاد کنید؛ باشد که رستگار شوید» (21).
ح) یاد خدا: «يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِذا لَقيتُم فِئَةً فَاثبُتوا وَاذكُرُوا اللَّهَ كَثيرًا لَعَلَّكُم تُفلِحونَ: ای کسانی که ایمان آوردهاید، آنگاه که گروهی با شما روبرو شدند، ثابتقدم باشید و خداوند را فراوان یاد کنید؛ باشد که رستگار شوید» (22).
و نمونههای دیگر که از حوصلۀ این نوشتار خارج است.
رعایتنکردن شرایط یادشده موجب شکست و ابتلا به مصیبت و رنج خواهد شد؛ چنانکه نمونههای تاریخی فراوانی از جمله جنگ احد بیانکنندۀ این واقعیت است. در قرآن کریم آمده است: «إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ: خداوند وضع هیچ ملتی را عوض نمیکند تا خودشان تغییری در خود ایجاد کنند» (23).
بر همین اساس، هیچ ملّتی از بدبختی به خوشبختی نمیرسند، مگر اینکه عوامل بدبختی را از خود دور کنند؛ همچنین یک ملت خوشبخت را بدبخت نمیکند، مگر آنکه خودشان موجبات بدبختی برای خویش فراهم آورند (24). بنابراین سنت الهی است که سرنوشت ملتها را به دست خود آنها سپرده است. دعا، صدقه و توکل هر کدام یک سنت الهی هستند و تقوا، تلاش و پایداری نیز سنتهای الهی هستند.
نتیجه:
شناخت سنتهای الهی، بستر لازم را فراهم میآورد تا انسان به سمت سعادت فردی و اجتماعی حرکت کند. سنتهای الهی به دو دسته «سنتهای مطلق» و «سنتهای مقید» تقسیم میشود. سنت پیروزی حق بر باطل، سنت مشروطی است که تحقق شرایط آن در اختیار انسان است؛ چنانکه پیروزی حق بر باطل، سنت الهی است، سنتهای دیگری نیز شرایط تحقق میدانی این سنت را فراهم میآورد؛ ایمان و باور توحیدی، صبر و تقوا، یاریرساندن به خدا، اطاعت از رهبری، انسجام و عدم اختلاف، آمادگی و بازدارندگی، مقاومت و پایداری، یاد خدا و ... برخی از این شرایط هستند.
پینوشتها:
1. محمدتقی مصباح یزدی؛ جامعه و تاریخ از دیدگاه قرآن؛ تهران: مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی، 1368 ش، ص 425.
2. بهاءالدین خرمشاهی؛ دانشنامۀ قرآن و قرآنپژوهی؛ چ 2، تهران: دوستان، 1381 ش، ج 2، ص 1221.
3. نساء: 26.
4. آلعمران: 137.
5. بهاءالدین خرمشاهی؛ دانشنامۀ قرآن و قرآنپژوهی؛ ج 2، ص 1221.
6. احزاب: 62. همچنین: «سُنَّةَ اللَّهِ الَّتی قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلُ وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّةِ اللَّهِ تَبْدیلا: این سنّت الهى است که در گذشته نیز بوده است و هرگز براى سنّت الهى تغییر و تبدیلى نخواهى یافت» (فتح: 23).
7. فاطر: 43.
8. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ چ 5، قم: جامعۀ مدرسین حوزه علمیه قم، 1417 ق، ج 17، ص 58.
9. آیاتی چون: «بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَیَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَکُمُ الْوَیْلُ مِمَّا تَصِفُون: بلکه ما حق را بر سر باطل مىکوبیم تا آن را هلاک سازد و اینگونه باطل محو و نابود مىشود؛ امّا واى بر شما از توصیفى که [درباره خدا و هدف آفرینش] مىکنید» (انبیا: 18). «قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ ما یُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما یُعید: بگو حق آمد و باطل [کارى از آن ساخته نیست و] نمىتواند آغازگر چیزى باشد و نه تجدیدکننده آن» (سبأ: 49). همچنین آیات 7 و 8 سورۀ انفال و آیۀ 24 سورۀ شوری.
10. مجادله: 21.
11. اسراء: 81.
12. آلعمران: 139.
13. یونس: 103.
14. روم: 47.
15. آلعمران: 125؛ نیز اعراف: 128.
16. حج: 40.
17. محمد: 7.
18. انفال: 46.
19. انفال: 46.
20. انفال: 60.
21. انفال: 45.
22. انفال: 45.
23. رعد: 11.
24. مرتضی مطهری؛ عدل الهی؛ قم: صدرا، 1374 ش، ص 112.






