مخالفت یهود

دلیل نهی بنی‌اسرائیل از گفتن «راعنا» و مفهوم‌شناسی «راعنا»
یهودیان با سوءاستفاده از معنای دوپهلوی واژه«راعنا»آن را برای اهانت به پیامبر به کار می‌بردند که خداوند مسلمانان را به جایگزینی آن با واژه«اُنظُرنا»فرمان داد.

پرسش:

 چرا بنی‌اسرائیل از گفتن راعنا(بقره: 105) نهی شدند؟ منظور از راعنا چیست؟

پاسخ :

دو آیۀ قرآن دربارۀ تعبیر «راعنا» است. بر اساس یک آیه، یهودیان و با پیچ‌وخم‌دادن زبان و به نیّت عیب‌جویی از دین، این تعبیر را خطاب به پیامبر خدا استفاده می‌کردند: «مِنَ اَلَّذِینَ هٰادُوا یُحَرِّفُونَ اَلْکَلِمَ عَنْ مَوٰاضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنٰا وَ عَصَیْنٰا وَ اِسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ رٰاعِنٰا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی اَلدِّینِ وَ لَوْ أَنَّهُمْ قٰالُوا سَمِعْنٰا وَ أَطَعْنٰا وَ اِسْمَعْ وَ اُنْظُرْنٰا لَکٰانَ خَیْراً لَهُمْ وَ أَقْوَمَ وَ لٰکِنْ لَعَنَهُمُ اَللّٰهُ بِکُفْرِهِمْ فَلاٰ یُؤْمِنُونَ إِلاّٰ قَلِیلاً: برخی از کسانی که یهودی‌اند، حقایق را از جایگاه‌های اصلی و معانی حقیقی‌اش تحریف می‌کنند و می‌گویند: شنیدیم و نافرمانی کردیم و بشنو که ناشنوا شوی و "راعنا" با پیچ‌و‌خم‌دادن زبان و آوازشان و به نیّت عیب‌جویی از دین. و اگر آنان می‌گفتند شنیدیم و اطاعت کردیم و بشنو و ما را مهلت ده، به‌یقین برای آنان بهتر و درست‌تر بود؛ ولی خدا آنان را به سبب کفرشان لعنت کرده است؛ پس جز عده اندکی ایمان نمی‌آورند» (1).

در آیه دیگری، خداوند از مؤمنان می‌خواهد که «راعنا» نگویند و به جای آن تعبیر «اُنْظُرْنٰا» را به کار گیرند: «یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا لاٰ تَقُولُوا رٰاعِنٰا وَ قُولُوا اُنْظُرْنٰا وَ اِسْمَعُوا وَ لِلْکٰافِرِینَ عَذٰابٌ أَلِیمٌ: ای کسانی که ایمان آورده‌اید، مگویید "راعنا" و بگویید: "انظرنا" و بشنوید. و برای کافران عذابی دردناک است» (2).

معنای «راعنا» و چرایی منع‌شدن مسلمانان از گفتن آن

مردم مکه وقتی می‌خواستند به کسی بگویند «به سخن من گوش بده» یا «به من توجه کن»، از تعبیر «راعنا» استفاده می‌کردند؛ مثلاً می‌گفتند «راعِنی سَمعَک»؛ یعنی «به سخن من گوش کن». آنان تعبیر «راعِنا» را از ریشه «رعی» به کار می‌بردند و منظورشان این بود که مراعات حال ما را بکن (3). مسلمانان پس از مهاجرت به مدینه، همچنان از این تعبیر استفاده می‌کردند و خبر نداشتند که این تعبیر در بین یهودیان مدینه معنای بدی دارد (4). یهودیان مدینه «راعنا» را از ریشه «رعن» به معنای احمق و نادان‌شدن به کار می‌بردند و منظورشان این بود که ما را احمق و نادان کن؛ اما یهودیان وقتی دیدند مسلمانان خطاب به پیامبر از این تعبیر استفاده می‌کنند، گفتند ما تا پیش از این به پیامبر در بین خودمان و مخفیانه دشنام می‌دادیم، اما از این به بعد می‌توانیم به او آشکارا نیز دشنام بدهیم؛ ازاین‌رو آنان همین تعبیر را اما با نیت معنای بد آن استفاده می‌کردند (5)؛ بدین‌ترتیب پیامبر و مسلمانان را بین خودشان مسخره می‌کردند. سعد بن معاذ که از انصار و ساکنان مدینه و آشنا با یهودیان بود، متوجه این کار زشت یهودیان شد و آنان را تهدید کرد و گفت: هرکه از این تعبیر برای پیامبر استفاده کند، گردنش را می‌زنم. یهودیان گفتند: ما فقط از همان تعبیری که خودتان استفاده می‌کنید، استفاده می‌کنیم. آیه نازل شد و از مؤمنان خواست به جای تعبیر «راعنا»، از تعبیر «اُنظُرنا» استفاده کنند تا برای سوءاستفاده یهودیان زمینه‌ای باقی نماند (6).

این قول مشهور در میان مفسران بود؛ اما درباره این آیه آرای دیگری نیز وجود دارد که عبارت‌اند از:

1. یهودیان تعبیر «راعنا» را با کمی تغییر و با تلفظ «راعینا» به معنای «چوپان ما»، پیامبر را مسخره می‌کردند (7)؛ آیۀ 46 سورۀ «نساء» یعنی «وَ رٰاعِنٰا لَیًّا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِی اَلدِّینِ» که نشان‌دهندۀ تغییر‌دادن شیوۀ تلفظ کلمه است، مؤیّد این تفسیر است.

2. تعبیر «راعنا» حتی در زبان عربی نیز مؤدبانه نبود؛ زیرا ریشۀ «رعی» به «باب مفاعله» رفته است و معنای مشارکت گرفته است؛ درنتیجه «راعنا» یعنی «تو ما را مراعات کن، تا ما هم تو را مراعات کنیم»؛ همچنین چون استفاده از این تعبیر خطاب به پیامبر دور از ادب بوده است، خداوند متعال مسلمانان را از کاربرد آن نهى کرده است (8).

3. مسلمانان وقتی خطاب به پیامبر از تعبیر «راعنا» استفاده می‌کردند، منظورشان این بود که مراعات حال ما را بکن و دستورات و احکام دین را با منافع و خواست ما منطبق کن. قرآن از این درخواست منع کرد و از آنان خواست که به جای «راعنا» بگویند: «انظرنا»؛ یعنی در مصلحت واقعى و عاقبت ما نظر کن تا سعادت ما و اجتماع تأمین شود (9).

4. آیه اصلاً خطاب به مسلمانان نیست، بلکه خطاب به مؤمنان اهل کتاب است و از آنان می‌خواهد که رابطه پیامبر با پیروانش را همانند ادبیات عهدینی و کتاب مقدس یهودیان و مسیحیان از نوع رابطه چوپان و گوسفندان نبینند؛ چراکه در این نوع از رابطه شاهد تقلید کورکورانه گوسفندان از چوپان هستیم؛ درحالی‌که بر اساس ادبیات اسلامی و قرآن، رابطه پیامبر با پیروانش از نوع رابطه راه‌بلد و مسافران است (10). در نقد این قول می‌توان به این نکته اشاره کرد که اولاً تعبیر «یٰا أَیُّهَا اَلَّذِینَ آمَنُوا»، در قرآن ویژۀ این امت است و این ادعا که این تعبیر در این آیه خطاب به اهل کتاب است، با ادبیات قرآن هماهنگ نیست (11)؛ ثانیاً در هر تشبیهی فقط وَجْه‌شَبَه منظور است و منظور شباهت مُشَبَّه با مُشَبَّهٌ‌بِه در همه جهات نیست تا گفته شود که تشبیه پیامبران به چوپان به‌معنای تأیید تقلید کورکورانه و بدون تعقل از افراد است. افزون بر این، در محل ظهور یهودیت و مسیحیت دامداری زیاد بود و مردم با مفاهیم مرتبط با این شغل آشنا بودند؛ ازاین‌رو در کتاب مقدس، پیامبران به چوپان‌هایی تشبیه شده‌اند که بدون آنان گوسفندان یا گرفتار گرگ می‌شدند یا در بیابان گم می‌شوند و زنده و سالم به خانه برنمی‌گردد؛ اما در محل ظهور اسلام، دامداری کم بود و در مقابل، سفرهای تجاری زیادی انجام می‌شد؛ به همین دلیل، پیامبران به راه‌بلدانی تشبیه می‌شوند که مسافران بدون حرف‌شنوی از آنان به مقصد نمی‌رسند.

نتیجه:

مسلمانان مکه از تعبیر «راعنا» از ریشه «رعی» به معنای «مراعات حال ما را بکن و به حرف ما گوش بده» استفاده می‌کردند. یهودیان همین تعبیر را البته از ریشه «رعن» به معنای «ما را احمق و نادان کن» به کار می‌بردند. یهودیان وقتی دیدند مسلمانان از تعبیر «راعنا» خطاب به پیامبر استفاده می‌کنند، گفتند ما تا پیش از این فقط بین خودمان و پنهانی به پیامبر دشنام می‌دادیم؛ اما از این به بعد می‌توانیم این کار را آشکارا انجام دهیم. آنان خطاب به پیامبر از تعبیر «راعنا» البته با همان زشتی که در نزد خودشان بود، استفاده می‌کردند. آیه نازل شد و از مسلمانان خواست به جای تعبیر «راعنا»، از تعبیر مرادف «اُنظُرنا» استفاده کنند تا جلوی سوءاستفاده یهودیان گرفته شود.

برای مطالعۀ بیشتر:

احمد پاکتچی و محمدحسین و محمدحسن شیرزاد؛ «تحلیلی زبان‏شناختی ـ بین‏ الادیانی از گزارۀ قرآنی "لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا"»؛ پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، بهار و تابستان 1401 ش، دورۀ 10، ش 20، ص 25 ـ 40.

پی‌نوشت‌ها:

1. نساء: 46.

2. بقره: 104.

3. یحیى بن زیاد فراء؛ معانى القرآن؛ چ 2، قاهره: الهیئة المصریه العامه للکتاب‏، 1980 م، ج ‏1، ص 69.

4. ابوبکر عتیق بن محمد سور‌آبادى؛ تفسیر سور‌آبادى؛ تحقیق: على‌اکبر سعیدى سیرجانى؛ تهران: نشر نو، 1380 ش، ج ‏1، ص 108.

5. فضل بن حسن طبرسى؛ ‏مجمع البیان فی تفسیر القرآن؛ چ 3، تهران: ناصر‌خسرو، 1372 ش، ج ‏1، ص 343.

6. مقاتل بن سلیمان؛ تفسیر مقاتل بن سلیمان؛ بیروت: دار‌إحیاء التراث العربی‏، 1423 ق، ج ‏1، ص 128. عبدالله بن مسلم ابن‌‏قتیبه؛ تفسیر غریب القرآن؛ بیروت: دار و مکتبه الهلال‏، 1411 ق، ص 58. ابوالمظفر شاهفور بن طاهر اسفراینى؛ تاج التراجم فى تفسیر القرآن للاعاجم؛ تحقیق: نجیب مایل هروى و على‌اکبر الهى خراسانى؛ تهران: علمى و فرهنگى، 1375 ش، ص 137.

7. محمود بن عمر زمخشرى؛ الکشاف عن حقائق غوامض التنزیل و عیون الأقاویل فى وجوه التأویل؛ چ 3، بیروت: دار‌الکتاب العربی‏، 1407 ق، ج ‏1، ص 517. محمد فخر‌رازی؛ مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)؛ چ 3، بیروت: دار‌احیاء التراث العربی، 1420 ق، ج ‏3، ص 635.

8. محمد فخررازی؛ مفاتیح الغیب؛ ج ‏3، ص 635.

9. محمود طالقانى؛ پرتوى از قرآن؛ چ 4، تهران: شرکت سهامى انتشار، 1362 ش، ج ‏1، ص 255 ـ 256.

10. احمد پاکتچی و محمدحسین و محمدحسن شیرزاد؛ «تحلیلی زبان‏شناختی ـ بین‌الادیانی از گزارۀ قرآنی "لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا"»؛ پژوهشنامه تفسیر و زبان قرآن، بهار و تابستان 1401 ش، ش 20، ص 36 ـ 37.

11. سیدمحمدحسین طباطبایی؛ المیزان فی تفسیر القرآن؛ بیروت: مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‏، 1390 ق، ج ‏1، ص 245.