جـوانـان

راحع به علل مشكلم و راه هاي درمانش توضيح جامعي بديد .
به صورت كلي اين حالتي كه شما داريد مي تواند در اثر عزت نفس و اعتماد به نفس پايين، و هم چنين اضطراب اجتماعي بالا باشد.

من نمي تونم راجع به احساسات و مشكلاتم با ديگران ( اعضاي خانواده،دوستان و ..) حرف بزنم .خواهش ميكنم راحع به علل مشكلم و راه هاي درمانش توضيح جامعي بديد

بهتر بود كه در زمينه اين مشكلتان، بيشتر توضيح مي داديد، بايد مشخص شود كه اين حالت به چه خاطر است؟ مثلا به خاطر اين است كه آنها را امين در صحبت هايتان نمي دانيد، يا اينكه يك حالت اضطراب و تشويش و نگراني دروني داريد؟ به صورت كلي اين حالتي كه شما داريد مي تواند در اثر عزت نفس و اعتماد به نفس پايين، و هم چنين اضطراب اجتماعي بالا باشد.

اختلال اضطراب اجتماعي (social anxiety disorder) يا هراس اجتماعي نوعي اضطراب است كه با ترس و اضطراب شديد در موقعيتهاي اجتماعي شناخته ميشود و حداقل بخشي از فعاليتهاي روزمره شخص را مختل مي كند. اضطراب اجتماعي يك اختلال بسيار ناتوان كننده است كه مي تواند بسياري از جنبههاي زندگي فرد را مختل كند. در موارد شديد اضطراب اجتماعي مي تواند كيفيت زندگي فرد را تا حد نازلي كاهش دهد. بعضي از مبتلايان ممكن است هفتهها از خانه خارج نشوند يا از بسياري موقعيتهاي اجتماعي مانند موقعيتهاي شغلي و تحصيلي خود صرفنظر كنند.

اضطراب اجتماعي مي تواند از نوع خاص يا specific (زماني كه فقط برخي موقعيتهاي اجتماعي خاص موجب اضطراب مي شود. مثل سخنراني در حضور جمع) يا از نوع فراگير(Generalized) باشد. اضطراب اجتماعي فراگير عموما شامل نوعي نگراني شديد، مزمن و پايدار ميشود كه فرد از قضاوت ديگران در مورد ظاهر يا رفتارش و يا خجالت كشيدن و تحقير شدن در حضور ديگران دارد. در حالي كه شخص مبتلا معمولاً متوجه غيرمنطقي بودن يا زياده روي در اين احساس ترس و نگراني ميشود ولي غلبه كردن بر اين ترس برايش بسيار سخت است. علائم جسمي كه معمولاً همراه اضطراب اجتماعي هستند شامل سرخ شدن، تعريق زياد، لرزش، تپش قلب، احساس دل آشوب و لكنت زبان مي شود.

براي درمان بايد توجه داشته باشيد كه احتمالا سالها طول كشيده تا به موقعيت كنوني برسيد، بنابراين تصور اينكه همه چيز يك شبه و در طي يك نامه تغيير خواهد كرد عقلاني نخواهد بود. چه بسا ممكن است حل اين مشكل  چندين ماه به طول بيانجامد، ولي اگر كسي همت گمارد ميتواند با قاطعيت آن را محقق سازد. اصلاح اين حالت به تمرين و مداومت دارد تا آرامش  به تدريج جايگزين اين حالت هاي اضطرابي شود.

براي درمان اين اضطراب شما نكات زير را به شما توصيه مي كنيم، ولي اگر بتوانيد به يك روان شناس به صورت حضوري مراجعه كنيد، خيلي سريع تر درمان مي شويد.

-  ترس از طرد شدن، ويژگي مشترك بسياري از افراد است. ميزان كم اين ترس، چيز مطلوبي است، زيرا باعث مي شود تا افراد، كارهايشان را درست انجام دهند، اما ميزان زيادتر آن، موجب اختلال مي شود و دردسر ساز است. يكي از دلايلي كه طرد شدن در نظر افراد خيلي دشوار به نظر مي رسد، اين است كه افراد، در بيشتر مواقع، طرد شدن را نشانه ضعف، شكست يا بي لياقتي خودشان تصور مي كنند. اما بايد به ياد داشته باشيد كه اين طرز فكر  درست نيست. اگر در يك جمعي، كار شما زياد مورد توجه واقع نشد، بايد بدانيد كه اين الزاما به معناي ناتواني شما نيست، بلكه عوامل ديگري نيز وجود دارند كه اصلا به شما ربطي ندارند. اين را بدانيد كه افرادي هم كه كارشان را كاملا درست انجام مي دهند،گاهي اوقات مورد پذيرش جمع واقع نمي شوند.

- تمركز بر نتيجه تعاملات اجتماعي ( پذيرش يا عدم پذيرش توسط جمع ) نداشته باشيد، بلكه خود را آماده اين كنيد كه شايد كارتان يا حرفتان خيلي مورد توجه واقع نشود. اما اين اشكالي ندارد. مثلا شايد فكر مي كنيد كه اگر احساسات يا مشكلاتتان را با كسي در ميان بگذاريد او اين طور فكر مي كند كه شما چه آدم بدي هستيد كه چنين احساسات يا مشكلاتي داريد، در صورتي كه اين طور نيست كه احساسات و مشكلات شما يك چيز خاصي باشد كه ديگران ندارند، و هم چنين اين طور نيست كه ديگران چنين قضاوتي بكنند، و البته اگر چنين قضاوتي هم بكنند مهم نيست، چون آنها ملاك درستي يا عدم درستي نيستند.

ــ نحوه تفكر خود را تغيير دهيد، با افكار منفي خود مبارزه كنيد، شما بايد باورها، تفسيرها و پيش بيني هاي  خودتان از برخورد با ديگران و حرف زدن با آنها را تغيير دهيد، براي مثال به خودبگوييد: اينطور نيست كه افراد، انتظار كار يا

-  مواجه شدن با وضعيت هاي اضطراب آور: در درمان اين اختلال بايد بيماران به طور منظم آموزش ببينند تا به جاي فرار و اجتناب از موقعيت هاي به وجود آورنده ناراحتي، با اين اختلال رودررو شوند و رفتار واقع بينانه از خود نشان دهند.  رفتارهاي اجتنابي و فرار از موقعيت هاي اضطراب زا باعث افت شديد در كيفيت زندگي فرد ميشود و باعث بدتر شدن و پيشرفت اين اختلال مي گردد، لذا مبتلايان بايد از رفتارهاي اجتنابي بطور جدي پرهيز كنند. مثلا شما بايد به تدريج به بيان احساسات و مشكلاتتان با افراد اطرافتان بپردازيد، يعني ولو اينكه سختتان است ولي اين كار را ترك نكنيد، چون شما را ناتوان تر مي كند. اگر به بيان احساساتتان ولو به صورت ناقص بپردازيد به تدريج اين حالت ترس و اضطرابتان از بين مي رود.

- توقف تلاش براي كامل بودن: ويژگي محوري اضطراب اجتماعي، ترس از ارزيابي منفي ديگران است. افراد داراي اضطراب اجتماعي، براي اينكه ارزيابي ديگران مثبت باشد، به دنبال اين هستند كه در همه زمينه ها كامل باشند. اين تلاش غير عادي براي كامل بودن باعث مي شود كه همين كه مقداري ضعف و عدم موفقيت در خود مشاهده كنند دچار اضطراب شوند. اين افراد بايد با افكار كمال گرايانه خود مبارزه كنند. اين كار را ميتوان در دو عرصه انجام داد:  تغيير انتظارات غير واقعگرايانه از خودتان، و هم چنين تغيير اداراك تحريف شده خودتان، مبني بر اين كه اگر كامل نباشيد شما را سرزنش خواهند كرد. تمرين كنيد افكار خود منتقدانه از خودتان را جانشين افكار حمايت كنندهتري از خودتان سازيد. مثلا به خودتان بگوييد: " وقتي كسي مرتكب اشتباهي ميشود، اكثرا ميتوانند از عهده اشتباه خود برآيند "،" چقدر خوب بود اگر اوضاع به نحو ديگري پيش ميرفت، ولي هنوز كه دنيا به آخر نرسيده،" هيچ كس كامل نيست، من هم همين طور."  به عبارت ديگر تفكر همه يا هيچ  و تفكر صفر و صد را بايد كنار گذاشت.  توقع نمره صد داشتن در همه زمينه ها معقول نيست، بين صفر تا صد، نمره هاي ديگري هم وجود دارند كه خوب هستند. تفكر همه يا هيچ مثل اينكه: " من بايد تاثير خوبي بر همه افراد داشته باشم" يا اينكه " من در صحبت هايم بايد به موفقيت كامل دست پيدا كنم" .

ـ  دارو درماني: براي بسياري از افراد دارو درماني براي كمك به پائين آوردن سطح اضطراب ضروري است. دارو درماني اغلب موجب مي شود تا افراد بهتر به درمان رفتاري - شناختي جواب دهند. براي درمان دارويي بايد به روان پزشك مراجعه كنيد.

 در زمينه درمان اضطراب اجتماعي و عزت نفس و اعتماد نفس پايين، نكات زيادي را مي توان متذكر شد؛ اما در قالب يك نامه ذكر همه آنها امكان پذير نيست. شما مي توانيد به كتابهايي كه در زمينه اضطراب و اضطراب اجتماعي و اعتماد به نفس نوشته شده اند مراجعه كنيد. اما بهترين كاري كه مي توانيد انجام بدهيد اين است كه به يك روان شناس مراجعه كنيد. اگر فكر مي كنيد كه منظورتان را درست دريافت نكرده ايم بار ديگر با ما مكاتبه كنيد و در مورد مشكلتان و روحيه خودتان بيشتر توضيح بدهيد

من تک دختر هستم و فكر می كنم كه همیشه تنها هستم . چه كنم؟
واقعا قابل تحسین است كه شما هیچ محبت و رابطه ای را جایگزین صمیمیت خانوادگی و ارتباط همدلانه با اعضای خانواده تان نمی دانید.

من تك دختر هستم و در خانه دو برادر دیگر هم دارم . درخانه احساس می كنم كسی به من توجه ندارد و در خانه با مادر و پدرم هم ارتباط نزدیكی ندارم و فكر می كنم كه همیشه تنها هستم . چه كنم؟

پرسشگر گرامي با سلام و سپاس از ارتباطتان با اين مركز در راستای پاسخ به شما باید عرض نمایم كه:

  باید به خاطر این توجه و اهمیتی كه برای وجود روابط صمیمانه در خانه و بین اعضای خانواده قائل هستید به شما تبریك گفت. واقعا قابل تحسین است كه شما هیچ محبت و رابطه ای را جایگزین صمیمیت خانوادگی و ارتباط همدلانه با اعضای خانواده تان نمی دانید. این درك عمیق شما به احتمال زیاد نشئت گرفته از آموزه هایی ست كه در خانواده تان دریافت كرده اید. هر چند سایرین شاید چندان اهل ابراز و نمایش احساساتشان به یكدیگر نباشند. اما شما به عنوان تنها دختر خانواده همچون گلی شاداب و عطر افشان می توانید به سهم خود در جهت نزدیك كردن خانواده تان به همدیگر و برقراری رابطه محبت آمیز با تك تك آنها گام موثری بردارید كه البته این كار احتیاج به یادگرفتن و یاد دادن مهارتهای ارتباطی، تلاش خستگی ناپذیر و اندكی صبر و حوصله دارد. چرا كه اگر سبك رفتار در خانه شما مبتنی بر عدم ابراز عواطف و حفظ فاصله باشد در ابتدا برای آنها پذیرش تغییر شاید سخت بنماید. اما محبت و توجه شهدی ست كه در كام همه انسانها شیرینی خاصی دارد كه نمی توان به راحتی از آن صرف نظر كرد. پس در ابتدا از خودتان شروع كنید! با آموختن مهارتهای ارتباطی در كارگاههای مشاوره ای كه قطعا در اصفهان به وفور یافت می شود و یا كتابهایی كه به همین منظور نوشته شده، قدرت مانور خود را ایجاد تغییر ارتباطی در خانواده ی بالا ببرید. به پدر و مادر و برادرانتان توجه بیشتری بنمایید، ابراز محبت واقعی و بیقید و شرط و نه نمایشی و سطحی، می تواند راه شما را برای تسخیر قلبهای آنان هموار سازد، در مواقع مناسب سعی كنید محبت قلبی خودت را به آنها نشان دهید، اكر در این راه شكیبایی بخرج دهید كم كم خواهید دید كه چگونه رفته رفته روابطتان شكل دیگری به خود میگیرد. لیوانی شربت خنك با لبخندی پر محبت برای كسی كه خسته و از راه رسیده یا هدیه ای كوچك اما از سر توجه در مناسبت های كوچك و بزرگ عادات قشنگی هستند كه اگر با چند كلمه محبت آمیز توام شوند قلبها را مانند آهنربا به یكدیگر نزدیك خواهد كرد.

   فراموش نكن كه تغییر احتیاج به زمان دارد و توقع داشتن از كسی كه نسبت به او خوبی می كنید، آفت محبت است! اگر واقعا خواهان ارتباطی صمیمانه هستید، باید بدون چشم داشت محبتتان را ارزانی عزیزانت كنید و این همان است كه در روانشناسی به آن محبت بی قید و شرط گفته می شود. ضمنا اولین پاداش محبت متعلق به كسی ست كه آن را هدیه كرده چرا كه او صاحب اصلی عشق و دوست داشتن در درون خود است و با تقسیم و تقدیم آن به دیگری قبل از هر چیز خود را شكوفا كرده. اول از محبت كردن و عشق ورزیدن لذت ببر و بعد خواهی دید كه چگونه دنیا روی دیگرش را به تو نمایان خواهد كرد.

چیزی از من می خواهد ولی با توجه به مشكل مالی نمی توانم برایش تهيه کنم
اگر پولی كه می خواهد بیشتر از حد و اندازه یك دانش آموز دبستانی است، دادن پول به او صحیح نیست‌.

پسرم خوب است ولی مشكل مالی دارد (مثلا پول آوردن به مدرسه) یا چیزی از من می خواهد. ولی با توجه به مشكل مالی نمی توانم  برای او تهيه كنم؟

اگر تصمیم دارید كه باز هم با این مركز ارتباط داشته باشید و مشكلات خودتان را در میان بگذرید، سعی كنید كه كمی بیشتر در مورد آن توضیح دهید، چون برای جواب دادن به چنین سوالاتی، مشاور باید اطلاعات كافی را در اختیار داشته باشد، اطلاعاتی مثل سن شخص، وضعیت خانوادگی شخص، مسایلی كه با این مشكل احتمالا ارتباط دارند و از این قبیل اطلاعات.

در مورد سوالتان، اگر منظورتان این است كه پسرتان از شما پول می خواهد كه به مدرسه ببرد، جواب این است كه پول بردن به مدرسه، اگر آن پول در حد و اندازه یك دانش آموز دبستانی و برای خرید مثلا خوراكی باشد، اشكالی ندارد، و شاید دادن كمی پول به او لازم هم باشد، چون به هر حال احتمالا دانش آموزان دیگر پول به مدرسه می آورند و خرج می كنند و پسر شما هم می بیند، و دوست دارد كه او هم پول داشته باشد. اما اگر پولی كه می خواهد بیشتر از حد و اندازه یك دانش آموز دبستانی است، دادن پول به او صحیح نیست‌. اگر او از شما پولی می خواهد كه معمولی است و متناسب با سنش است، یا اینكه چیزی را می خواهد كه هم سن و سالهایش دارند و چیز غیر متعارفی نیست و معمولا بچه ها آن را دارند، اما توان تهیه آن را ندارید، باید با صحبت كردن با او و توضیح دادن به او، و مثلا وعده خریدن آن در آینده، به نحوی او را قانع كنید. اما تا جایی كه امكان دارد سعی كنید كه این جور نیازهای بچه ها را تامین كنید، چون این یك واقعیت است كه اگر بچه ای در مورد وسایل معمولی ای كه زیاد هم نیست، و هم سن و سال هایش هم آن را دارند، محرومیت بكشد و آنها را نداشته باشد، تاثیر بدی بر روحیه او خواهد گذاشت. از وضعیت مالی و نحوه زندگی شما اطلاعی نداریم، اما خیلی از خانواده ها خرج هایی دارند كه واقعا لازم هم نیست، و می توان آنها را حذف كرد، اما كار به تامین نیازهای فرزندشان كه می رسد، می گویند كه قدرت مالی نداریم. شما هم در خرج های زندگی خودتان دقت كنید و ببینید اگر خرج هایی غیر ضروری دارید كه می توانید آنها را حذف كنید، و مشكلی هم ایجاد نمی شود، حتما این كار را انجام دهید و به تامین نیازهای لازم و ضروری فرزندتان بپردازید، و اگر واقعا هیچ كاری نمی توانید انجام دهید، سعی كنید كه از هر طریقی كه امكان دارد، پسرتان را قانع كنید، تا تاثیر منفی كمتری داشته باشد. موفق باشید.  

با یه پسر حدود یك سال از خودم بزرگ تر آشنا شدم، این كار من درست است؟
امیدواریم كه دوستی شما یك دوستی واقعی و بر اساس معیارها و اصول صحیح دوستی باشد . هیچ گاه از مسیر اصلی خود خارج و منحرف نگردد.

 یه مدتی هست كه با یه پسر حدود یك سال از خودم بزرگ تر آشنا شدم، آیا این كار من درست است؟

1. از اینكه شما دو نفر با هم دوست شده اید خوشحالیم .امیدواریم كه دوستی شما یك دوستی واقعی و بر اساس معیارها و اصول صحیح دوستی باشد . هیچ گاه از مسیر اصلی خود خارج و منحرف نگردد.

2. دوست و دوستیابی یكی از نیازهای واقعی زندگی انسان است. اساس و پايه دوستي ها در سن نوجواني و جواني كه با جذبه و شور زيادي همراه است، غالباً بر مبناي عواطف و احساسات شكل مي گيرد و نه بر اساس منطق و عقل. ابتدای  دوستي ممكن است جاذبيت يك فرد از نظر ظاهري يا شخصيتي يا پاره اي از صفات اخلاقي باشد كه او را براي فرد ديگر دوست داشتني مي سازد كه توانسته در روح و روان او تأثير عميقي بگذارد و خلأ عاطفي اش را به وسيله آن پر كند. ماهيت دوستي گرچه در ابتدا دوستانه، پاك و بي شائبه است، ولي امكان آلوده شدن آن به مسايل ديگر وجود دارد. به همین خاطر باید از دوستی خود نهایت مراقبت را داشته باشید تا از حدود خود خارج نگردد و به انحراف كشیده نشود.

 باید رعایت میانهروی و اعتدال را داشته باشید. علاقه شما به دوست تان و علاقه او به شما، احساسی پاك و لطیفی است. اما همواره باید عواطف با خردمندی همراه باشد . از آن جا كه زیاده روی در هر كاری ناپسند است، نباید بگذارید كه دوستی شما به یك دوستی افراطی تبدیل شود . در آن صورت نه تنها سودی به حال تان ندارد، بلكه منجر به اختلالات روانی می گردد . از آشفتگی و عدم تعادل روحی و روانی شما حكایت می كند. زماني كه علاقه به اوج خود مي رسد، شما را دچار سرگرداني مي كند. سرگرداني ممكن است با برخی آثار مخرب همراه شود.

3. يكياز مسائليكه در ايام نوجواني و جواني مطرح است، افراط در دوستيو محبت به همسالان است. متأسفانه اين حالت در دوستی شما ديدهميشود . رفته رفته به مرحلهوابستگيروانی رسيدهاست. انسان سالم نه تنها سعی می كند كه برای خود دوستانی انتخاب كند، بلكه از افراط در دوستی و محبت ورزیدن به آن ها رعایت اعتدال را می كند، اجازه نمی دهد كه دوستان و فكر آن ها تمام وقت او را به خود اختصاص كند . بدین وسیله وقت او را هدر دهد . او را از كارهای مهمی كه باید انجام دهد، باز دارد و از زندگی عقب اندازد.

دوستی افراطيپيامدهاي ناگواريدارد كهتوجه به آنها ميتواند تا حد زياديدر تعديلدوستی مؤثر باشد. مهمترين اثرشآناستكه وابستگي شديد روحيايجاد كند.  هر چهزودتر اين وابستگي را كم كنيد، زيرا هر چه رابطهشما با دوست تان ناگسستنيباشد، سرانجام بايد روزي از همجدا شويد. مدتی در كنار يكديگر هستيد. اما پس از تشكيلخانواده، ناگزير بايد همديگر را تركنماييد. از طرفيبا گزينش همسر بخشعظيمي از محبتو عاطفه شما بهسمت همسرتان گسيلخواهد شد. بنابراين عقلو منطقحكمميكند رابطهدوستيرا كهسرانجاميچنان دارد، از ابتدا تعديلكنيد تا به افسردگيو اختلالات روانی مبتلا نشويد.

4. از نظر اسلام روابط دوستي بايد در چارچوب خاص و در حد اعتدال قرار گيرد، دستور اسلام،همواره ميانهرويو اعتدال در رفاقتو مهرورزي است. زيرا اگر از آن حد خارج شود، پيامدهاي ناگواري دارد، كه از جمله آن، ضربه روحي و مشكلات عاطفي پس از قطع رابطه است.

5. علاقه و وابستگي به دوستان تا وقتي كه موجب اخلال در برنامه زندگي و كاري انسان، مزاحمت با حقوق والدين، مشغوليت ذهن و ضعف اراده و عدم اعتماد به نفس و ضعف ايمان نگردد اشكالي ندارد، بلكه اگر در راستاي اصلاح و قوّت بخشيدن به اين امور باشد ،بسيار خوب و مفيد خواهد بود.

6. اگرچه شما از روز اول هردو به پیشگاه خداوند سوگند یاد كرده اید كه در دوستی هوس و شهوت نداشته باشید و دوستی شما با عشق پاك باشد ،ولی نباید شیطان را دست كم گرفت، چون ممكن است از همین ناحیه به شما آسیب وارد كند، نباید با هم ارتباط هایی داشته باشید كه در آن شهوت برانگیخته می شود. بر اساس روایات اسلامی، بوسه بر لب، تنها اختصاص به همسر و بچه نوزاد دارد . شایسته نیست كه دیگران  چنین رفتاری با هم داشته باشند.

7. از نظر شرعي دوستي با جنس موافق و محبت ورزيدن به يكديگر اشكالي ندارد اما اگر تبديل به لذات شهوي و جنسي شود ،در هر مرتبه اي كه باشد، اعم از نگاه كردن، بوسيدن و تماس بدني، همه حرام است

ر.ك :

 دنياي نوجوان، دكتر محمد رضا شرفي،  ص 131.

چگونه باید موضوع ازدواج را با خانواده در میان گذاشت؟
اگر در سن ازدواج هستيد اولين راه این است كه به صورت مستقيم با مادر و پدرتان در این مورد صحبت كنيد و از ايشان بخواهيد كه براي ازدواج شما اقدام كنند.

چگونه باید موضوع ازدواج را با خانواده در میان گذاشت؟

در سوالات مشاوره اي خودتان، هميشه ميزان سن خود را معلوم كنيد، هم چنين در این مورد اگر مقداري از وضعيت خانواده اتان را توضيح مي دايد خوب بود. اما در هر صورت اگر در سن ازدواج هستيد اولين راه این است كه به صورت مستقيم با مادر و پدرتان در این مورد صحبت كنيد و از ايشان بخواهيد كه براي ازدواج شما اقدام كنند، اگر با پدر و مادرتان خيلي راحت نيستيد مي توانيد با خواهر و برادر يا خاله و عمه و عمو و دايي و هر كسي كه با پدر و مادرتان صميمي است و شما هم با او راحت هستيد صحبت كنيد تا آنها با پدر و مادرتان این مسئله را مطرح كنند. به هر حال در این قضيه، حيا و خجالت جايي ندارد و اگر دختري را هم خودتان پسنديده ايد و زير نظر داريد با آنها مطرح كنيد و نظرشان را جويا شويد. اگر برادر و خواهر بزرگتري در خانه نداشته باشيد به ا حتمال زياد خانواده اتان انتظار طرح این مسئله را از طرف شما دارند و لذا در مورد آن، كاملا عادي برخورد خواهند كرد، گرچه از نظر ما وجود خواهر و برادر بزرگتر هم نمي تواند مانع ازدواج فرزند كوچكتر محسوب شود. اگر در این مورد، نكته اي وجود دارد كه در سؤالتان مطرح نكرده ايد باز هم با ما مكاتبه كنيد. هم چنين مي توانيد با شماره 096400 با مشاورين تلفني این مركز تماس بگيريد.

موفق باشيد.

می خوام خودكشی كنم دانشجوی دكتری بیكار 32سالمه. چرا باید بیكار باشم؟
پر واضح است براي حل هوشمندانه مسائل چاره اي جز فراخ كردن ديدمان به مشكل نداريم.

 می خوام خودكشی كنم دانشجوی دكتری بیكار 32سالمه. زن نمیدن میگن بیكاره. خدایش معدلم خیلی خوبه ولی نمی دونم چرا باید بیكار باشم

ما در روان شناسي و مشاروه بحثي داريم مبني بر اين كه همه ما انسان ها چه دكتر باشيم چه بي سواد در مواجهه با مشكلات شخصی گويا دچار نوعي تفكر و ديد «لوله اي» مي گرديم به عبارت دیگر ما در برخورد با دشواري هاي زندگي شخصی مان گویا فقط مي توانيم از داخل يك لوله باريك به مسائل و مشكلات بنگريم و زاويه و افق ديد ما بسيار ضيق و تنگ مي گردد.

پر واضح است براي حل هوشمندانه مسائل چاره اي جز فراخ كردن ديدمان به مشكل نداريم. تا از طریق تجزيه و تحليل جزئيات و جوانب مشكل به حل آن نایل آییم. مثلا شما به عنوان يك دانشجوي بسيار موفق دوره دكتري مي توانيد مشكلات به مراتب بزرگتر از مشكل فعلي خود را براي ديگران حل و فصل نماييد و همچون يك مشاوره كار اشنا پس از تجزيه و تحليل دقيق مشكل به ارائه راه كار كارآمد بپردازيد. ولي با اين وصف در برخورد با مشكلات شخصي تان احساس در می مانید. و به جاي حل مساله به برخورد هيجاني با ان، از جمله پاك كردن صورت مسأله (مثلا از طريق تصميم به خود كشي) اقدام مي نماييد.

پس در شرايط كنوني ضروري است كه از اصرار بر حل يك تنه مشكل حذر نماييد و با كمك مشاور دانشگاه یا ساير مراكز مشاوره دانشجويي يا مشاروه شغلي بر توانمندي خود براي حل مساله بيفزاييد.

صرف بازگو كردن مشكلات دروني به بينش بيشتر شما مي انجامد و از سطح تنيدگي شما مي كاهد. خوشبختانه توانمندي ذهني شما آن قدر بالاست كه ما نيازي به بيان بسياري نكات مشاروه اي نداريم. در هر صورت چه بخواهيد چه نخواهيد حل جادويي و يك شبه مشكل بيكاري شما غير ممكن است و شما بايد به صورت گام به گام و مرحله به مرحله به حل مشكل بيكاري خود اقدام نماييد شما مي توانيد مانند همه بیكاران عالم از در آمد اندك شروع كنيد و با زمان دادن به خود اين مهم را تا در آمدهاي بالاتر ادامه دهيد.

متاسفانه معلوم نيست كه دليل ممانعت ذهني شما از صدها شغل موجود با درآمد اندك يا متوسط چيست؟ آيا آن ها را در شان خود نمي بینيد؟ آيا از كمال گرايي منفي در رنجيد؟ آيا فقط به پشت ميز مي انديشيد؟ آيا صرفا به استخدام رسمي يا هيات علمي نظر داريد؟ آيا به نياز بازار توجهي نداريد و صرفا به علایق خود دل، خوش دارید؟ آيا افسرده ايد و حس و حال كاري نداريد؟ آيا توقع داريد به پسر بيكار زن دهند و دو دو چهار تا عقلي مبني بر نياز تشكيل زندگي به پول را منكر شوند؟

آيا بايد دم اخر به فكر كسب درآمد افتاد و آيا نمي توانستیم اين مهم را از همان اوايل كارشناسي آغاز كرد و ده ها آياي ديگر كه مشاور مي تواند بدون كوچكترين محكوم كردن شما دوست عزيز به پاسخ دادن منطقي شما به آن ها كمك كند.

اين سوالات نبايد به باتلاق رواني شما تبديل گردد، بلكه بايد با تجزيه و تحليل همدلانه آن ها به خلق راه برون رفت پرداخت.

اگر كمي به افراد پيراموني خود بنگريد مي بينيد كه افرادي در شرايط به مراتب بدتر از شما صرفا از طريق ترجمه، تايپ، پروژه هاي تحقيقاتي كوچك، تدريس خصوصي يا تدريس در آموزشگاه ها، تاليف مقاله علمي، نوشتن مطلب در روزنامه و هفته نامه حتي كارهاي خدماتي مانند نقاشي ساختمان، فروشندگي دست فروشی مسافر كشي نه تنها زن گرفته اند بلكه در فكر خريد ماشين و سر پناه مي باشند.

قطعاً پدر خانم آينده شما همين كه در شما توانمندي كسب در آمد حلال از هر طريقي چه متناسب با شان دكتري شما، چه غير متناسب ببيند به دامادي شما رضايت مي دهد و اگر اين توانمندي يا حال و حوصله در ما نباشد قطعا هيچ كس از جمله خود شما به دامادي چنين فردي رضايت نمي دهيد. بار ديگر تاكيد مي گردد در اسرع وقت خود را در دامان يك مشاور با تجربه بيندازيد و با مشاوره هاي هفتگي به تدريج خود را از شرايط فعلي رهايي ببخشيد. به عنوان مثال اگر منشا بيكاري اموري مانند افسردگي، وسواس فكري، كمال گرايي منفي و ... باشد فقط از طريق درمان تخصصي اين ها، راه براي اشتغال فرد باز مي شود و گرنه روز از نو و روزی از نو.

از کجا باید فهمید که دوست پسری که با ما دوست می شود قصد ازدواج دارد؟
در راستای پاسخ به پرسش شما باید عرض نمایم كه اولاً طبق تجارب بالینی ما، این گونه دوستی ها عاقبت خوشی ندارد

از کجا باید فهمید که دوست پسری که با ما دوست می شود قصد ازدواج دارد؟

در راستای پاسخ به پرسش شما باید عرض نمایم كه اولاً طبق تجارب بالینی ما، این گونه دوستی ها عاقبت خوشی ندارد و ایجاد و ادامه این چنین دوستی هایی كه خارج از چهارچوب های دینی و فرهنگی جامعه ما است، به نابسامانی های روحی و روانی دو طرف و مخصوصاً دختران كه روحیه ای عاطفی دارند، می انجامد. معمولا پسران شیادی كه قصد سوء استفاده جنسی از دختران را دارند، با برقراری این گونه ارتباطات و بیان جملات بسیار زیبا و گول زننده كه از آن به عنوان مغازله یاد می شود، اقدام به فریب دادن دختران می كنند و با وابسته كردن آن ها به خود، اقدام به اخاذی های جنسی از آنان می نمایند.   من در این خصوص یك ماجرایی كه اخیراً اتفاق افتاد را برای شما نقل میكنم تا بینش شما در این گونه موارد تقویت شده و با عصای احتیاط حركت نمایید و هوشیاری خویش را از دست ندهید و خود و خانواده تان را گریبانگر نابسامانی های روحی و روانی كه اغلب غیر قابل جبران هستند، ننمایید. قضیه ای را كه نقل می كنم چندی پیش در یكی از دانشگاه هایی كه من به عنوان مشاور به آن جا رفت و آمد میكنم، رخ داده است. قضیه چنان بغرنج و پیچیده شده كه هنوز ما نتوانسته ایم آن را حل نماییم. حیثیت، آبرو و عفت دختری بر اثر ندانم كاری او بر باد رفته و ضربات بسیار عمیق روحی، روانی و عاطفی چنان بر پیكر نحیف او وارد شده كه كارش به حد اختلال روانی رسیده و هم اكنون روزی یك مشت قرص اعصاب قوی مصرف میكند تا بتواند اندكی بر خود مسلط شود. دختری كه پدر و مادرش او را با هزار امید و آرزو برای كسب دانش و داشتن آینده شغلی مناسب و با تحمل مخارج سنگین به دانشگاه فرستاده اند، اكنون روزی صد بار آرزوی مرگ وی را می كنند و خود دختر كه همیشه آرزوی كانون خانواده گرمی را داشته كه خود مادر آن باشد و با بچه هایش ایام را به شادی به سر كند، هم اكنون به دلیل ضربات روانی كارش به حد جنون كشیده و چند بار اقدام به خودكشی نا موفق كرده است. جریان از این قرار است كه چندی پیش در یكی از دانشگاه ها دختری از خانواده نسبتاً مذهبی، وارد دانشگاه می شود و بعد از مدتی، پسری به او ابراز محبت و علاقه می كند و حرف های بسیار عاشقانه كه حكایت از عشقی پاك داشته را به او می زند و قول ازدواج به او می دهد و می گوید كه: «تو تنها ستاره درخشان آسمان تاریك زندگی من هستی». طبق اظهار دختر، چون نیاز به محبت دختر در خانه پدری چندان تأمین نشده بوده، سریعاً در دام این شیاد كه ده ها دختر دانشجو را به همین طریق فریب داده بوده  و از آن ها سوء استفاده جنسی كرده بوده، می افتد. این دختر ساده دل با گریه اظهار می كرد كه این پسر چند سال است كه از من سوء استفاده جنسی می كند و هر بار كه به او می گویم چرا پدر و مادرت را برای خواستگاری به خانه ما كه در فلان شهرستان هستند، نمی آوری؟ او مرتب بهانه جویی میكند و همین اواخر كه خیلی به او اصرار كردم، اظهار داشت كه مادرم از دخترهایی كه قبل از ازدواج با پسرها رابطه برقرار كرده اند، اصلا خوشش نمی آید.

پس بهتر است برای پاسداشت حریم عفت خود و زحمات بی دریغ پدر و مادرتان، هر گاه پسری نسبت به شما ابراز علاقه كرد، به او بفهمانید كه باید از كانال های تعریف شده در عرف و شرع اقدام نماید و اگر این گونه عمل نماید، معلوم می شود كه ابراز علاقه او به شما حقیقی بوده و به جهت تفریح و یا سوء استفاده جنسی صورت نگرفته است و اگر چنین شد و شما زیر نظر خانواده جلساتی را برای شناخت بیش تر از همدیگر صرف نمودید و تصمیم به ازدواج گرفتید، سزاوار است كه از جهت مهریه و سایر مخارج عروسی بر او سخت گیری نكنید و سعی نمایید تا حضرت زهراء - سلام الله علیها - را به عنوان الگوی خود در زندگی قرار دهید.

می خواستم بدونم این رابطه اشكالی داره؟
از نظر ما روان شناسان رابطه با نامحرم آسيب زاست چه به قصد ازدواج باشد چه غير ازدواج

من 17 سال دارم و دختر خالم 1 سال از من كوچكتره،ما همدیگرو از بچگی دوست داشتیم، اونقدر همدیگر و دوست داریم كه خیلی ها تو فامیل حالا دروغ نشه، چون من نمی دونم خیلی ها یا... هرچیه هستن تو فامیل كه میدونند ما همدیگرو دوست داریم، اما ما بهم چیزی از این بابت بطور آشكارا نگفتیم، من بجز اینكه امید وارم در آینده ان شاالله با هم وصلت كنیم بهش نگاه نمی كنم و فقط و فقط از این نظر بهش نگاه میكنم نه یه دوست دختر یا...، من اصلا به غیر از این دختر خالم با هیچ دختری نه پیامك بازی نه هیچی، حتی نگامم از نامحرم می دوزدم، ولی از این دختر خالم دیدمو نمی دزدم با خنده و شوخی و... بدون هیچ نگاه حرامی با هم اونم با كمی خجالت كه بعضی وقتا تو مهمونی چیزی اونم به مدت حتی كمتر از 1 دقیقه ممكنه صحبت كنیم و رابطه ی بعدی ما با پیامكه البته نه هر دقیقه بطور معمول حتی بعضی وقت ها ماه ها بهم پیامك نمیدیم، بخاطر درس و...

1- خوب حالا می خواستم بدونم این رابطه اشكالی داره؟

2- اگر بعد ها این ربطه به تماس تلفنی هم كشیده بشه،كه البته بخاطر كم رویی فكر نمی كنم ولی اگه كشیده بشه اون موقع اشكالی داره؟

اجازه مي خواهم كمي آسيب شناسانه و نه همدلانه به نامه شما نظري بيفكنيم اميد است كه از گزش احتمالي قلم دلگير نگرديد.

آيا شما تصوري از رابطه اشكال دار و گناه آلود جز آن چه كه شما در حال انجام آن هستيد داريد.

از نظر ما روان شناسان رابطه با نامحرم آسيب زاست چه به قصد ازدواج باشد چه غير ازدواج چه فاميل باشد چه غير فاميل چه با يك نفر باشد چه با چند نفر چه با خنده و شوخي باشد چه با غير خنده و شوخي چه با پيامك باشد چه با غير پيامك.

يكي از كمترين آسيب هاي رواني رابطه با نامحرم كاهش عملكرد در فرد و افت تحصيلي و ذهن مشغولي كاملاً بي دليل باشد.

البته در ماه هاي اوليه اين رابطه به ارتقا سطح عملكرد روزانه فرد مي انجامد. ولي در ادامه همچون سرطان به تار و پود ذهن و جسم فرد نفوذ مي كند.

در بسياري موارد ما شاهد نوعي افت تحصيلي در طرفين مي باشيم كه اين امر در آينده شغلی شما بسيار تاثير خواهد گذاشت.

يكي از آسيب هاي اين رابطه وابستگي عاطفي مرضي مي باشد وابستگي عاطفي هم علت و هم معلول برخي ناهنجاري هاي روحي و رواني مانند اضطراب وسواس و افسردگي است.

به عنوان مثال بعد از مدتي صدا و تصوير و خاطرات اين دختر به صورت وسواس گونه به ذهن شما هجوم مي آورد و يك آن نمي توانيد از فكر او به در آييد.

اين وابستگي عاطفي به اشتباه به اين تصميم مي انجامد كه ما دو نفر زوج ايده ال براي تشكيل زندگي هستيم اين در حالي است كه عشق غير سالم چشمان طرفين بر بسياري از عدم همتايي ها و هم كفوي ها مي بندد بديهي است ازدواج غير ملاكمند با موفقيت فرسنگ ها فاصله دارد و اگر شما سري به دادگاه هاي خانواده بزنيد پر از زوجيني است كه با همين رابطه فاميلي خود را نيمه گمشده ديگري دانسته اند.

اساسا اين علاقمندي نه يك امر ماورايي و خداخواسته، بلكه در اثر يك اصل فيزيكي ساده يعني اصل مجاورت صورت مي پذيرد.

خواه نا خواه دو جنس مخالف كه به هر دليلي در مجاورت يكديگر قرار مي گيرند به تناسب هم خواني هاي روحي رواني به يكديگر علاقمند مي گردند.

ترديدي نيست كه اين علاقه خشك و خالي به هيچ وجه دست مايه خوبي براي تشكيل يك زندگي مشترك با همه فرازها و نشیب هایش  نيست.

موانع پيدا و پنهان بسياري فراروي اين ازدواج فاميلي مي باشد كه از جمله آن ها عدم همخواني خوني و ژنتيكي مي باشد در شرايط كنوني هر گونه سرمايه گذاري رواني شما به شدت مخاطره آميز است و بهتر است از هم اكنون به جاي پيش روي در اين خاطر خواهي به تعديل روز افزون آن بپردازيد.

ازدواج پاك با رابطه ناپاك (هر چند شما صددرصد آن را پاك و بي اشكال بدانيد ) محقق نمي گردد و حفظ حريم نگاه در همه جا به هر بهانه اي از جمله ازدواج در آينده اي نامعلوم ضروري است.

اگر خواهان تداوم و تشديد اين رابطه هستيد لااقل به توجيه و تطهير و تقديس آن نپردازيد و مانند جوانان اين مرز و بوم منكر حقيقت ماجرا نگرديد.

آن روي سكه اين خاطر خواهي ناكامي و عدم وصال است و بايد همواره متوجه اين امر باشيد كه اگر اين ازدواج به هر دليلي سر نگيرد و چه بر سر دختر خاله كمرو و البته دست خورده عاطفي شما خواهد آمد.

در هر صورت به عنوان يك روان شناس و فارغ از حكم شرعي اين رابطه به شما دوست عزيز توصيه مي كنم كه از پيشروي سراسيمه و بي محابا در اين رابط به شدت پرهيز نماييد و با يك دورانديشي و همه جانبه نگري به باز نگري شرايط خود بپردازید.

به هيچ وجه اجازه ندهيد كه دختر خاله تان تمام روح و جسم شما را مسخر نمايد و براي هر گزينه احتمالي دیگر جايي باز نماييد تعديل اين علاقه و حذف هر گونه ارتباط وابسته ساز از مهمترين رهنمودها در شرايط كنوني مي باشد.

البته ماهم منكر اين نيستيم آن روي سكه اين رابطه دوستي ازدواج است. ولي اين ازدواج بايد از بستر سالم و پاك كم آسيب محقق گردد.

اگر من جاي شما بودم با موافقت دختر مورد نظرم هر گونه رابطه پيامكي و ديداري را به حداقل يا صفر مي رساندم و به خودم و به ايشان در زمينه پيشگيري از هر گونه وابستگي و تشديد علاقه هشدار مي دادم تمركز خود را بر روي امور مهمتر زندگي يعني تحصيل اشتغال مي گذاشتم و از هر گونه وعده سر خرمن به يكديگر حذر مي نمودم هم خودم و هم ايشان را از گزينه هاي ديگر محروم نمي كردم و صرفا اگر در زمان مقتضي طرفين شرايط ازدواج ملاكمند را داشیتم به ازدواج با يكديگر مي انديشيدم به خاطر داشته باشيد كه ازدواج نبايد بوي كهنگي دهد و سالها رابطه به بهانه ازدواج هيچ تازگي و نو بودن براي ازدواج باقي نمي گذارد يكي از دلايل وفور طلاق در بين جوانان امروزي تكراري شدن زندگی زناشویی به دليل سال ها رابطه پیشینی مي باشد.

چگونه كمتر جنب شوم ؟
اصولاً پدیده احتلام و جنب شدن و بیرون آمدن مایع منی به هنگام خواب، پدیده ای كاملاً طبیعی است

چگونه كمتر جنب شوم ؟

پرسش شما از این جهت ابهام دارد كه آیا منظورتان از جنب شدن، بیرون آمدن مایع منی به هنگام خواب كه معمولاً آن را احتلام شبانه می نامند است یا منظور از آن، خودارضایی و استمنا است؟.

اصولاً پدیده احتلام و جنب شدن و بیرون آمدن مایع منی به هنگام خواب، پدیده ای كاملاً طبیعی است كه به صورت غیر اختیاری در هنگام خواب رخ می دهد ولی در مقابل، خودارضایی پدیده ای غیر طبیعی و گناه است كه فردی با اختیار خود آن را انجام می دهد و باعث خروج مایع منی از خود می گردد بنابراین، هر كدام از این ها راهكار خاص خود را دارد كه ما در این جا به قسمت اول اشاره می كنیم و مطالبی را بیان می كنیم. برای آشنایی با قسمت دوم می توانید به سایت پاسخگو و سایت های مرتبط مراجعه كنید و مطالبی را بیابید.

این را بدانید، احتلام شبانه یا جنب شدن و بیرون آمدن مایع منی به هنگام خواب يك فرآيند فيزيولوژيكي بدن است كه نشانه سلامت و بلوغ و رشد جسمي و رواني نوجوانان و جوانان و امري كاملاً طبيعي است كه هر انسان سالمي با آن مواجه است. اصولاً از نشانه هاي سالم بودن يك جوان از نظر روحي و جسمي اين است كه در دوران نوجواني و جوانی، هر از گاهی این حالت را در خود مشاهده كند. این حالت به صورت طبیعی، باعث دفع اسپرم های قدیمی و جایگزینی آن با اسپرم های جدید می گردد و این سلامت دستگاه تناسلی را ارتقا می بخشد و باعث رشد بیضه ها و تولید بیشتر مایع منی می گردد و از آنجا كه مقداری از منی معمولاً جذب خون انسان می شود و در ساختن سلول های مغزی و استخوانی و دیگر لوازم بدن نقش دارد و در نهایت باعث رشد طبیعی بدن و سلامت كامل آن می گردد. بخشی دیگر از مایع منی در كیسه های بیضه مردان برای تولید مثل و باروری ذخیره می گردد. به طور طبیعی هر وقت كيسه هاي مني به حد كافي پر شوند، خود به خود پدیده احتلام ايجاد مي شود و باعث می شود كه در خواب از بدن فرد، منی خارج شود. از طرف دیگر، محتلم شدن یك فرایند كاملاً طبیعی برای اطفای غریزه جنسی و كاهش تنش های جنسی ارضا نشده است، اين حركت يا مولود خواب هاي مهيج و يا تجسم سيماي جنس مخالف و يا انديشيدن در مسائل جنسي است و معمولاً بر اثر خواب ديدن در طول خواب شبانه حاصل می گردد. اگر گاه گاهي خواب هايي ببينيد كه باعث دفع مني گردد براي سلامتي دستگاه تناسلي كافي است. معمولاً اگر هر هفته و یا دو هفته یك بار و یا حتی با فاصله یكی دو ماه احتلام صورت گیرد، طبیعی و عادی است ولی محتلم شدن در هر روز یا دو  روز یك بار و در هفته چند بار غیر عادی است كه در این صورت، لازم است برای بررسی بیشتر و درمان نهایی به متخصصین، كلیه و مجاری ادرار، روانشناس بالینی، سكس تراپیست ها و درمانگران اختلالات جنسی مراجعه كنید.

معمولاً پدیده احتلام و جنب شدن به هنگام خواب، از زمان بیداری و آغاز آن همواره به یك شكل باقي نمي ماند و رفته رفته رو به افول مي گذارد و نوعي نظم و ترتيب در آن حاصل مي شود. مخصوصاً پس از ازدواج اين وضع كاملاً منظم می گردد و واكنش هاي افراطي آن از بين مي رود و گاهی به ندرت پدید می آید. البته باید توجه داشت كه عواملی همچون تغذيه نامناسب و استفاده از غذاهاي مقوي، پر ادویه، چرب و شيرين خصوصاً هنگام شب؛ پر بودن مثانه و شكم در هنگام خواب؛ خیالپردازی های جنسی در طول روز و خصوصاً قبل از خواب؛ پوشیدن لباس های تنگ و چسبیده و نیز لباس های پلاستیكی به بدن؛ گرم و نرم بودن رختخواب؛ گرم یا سرد بودن دمای اتاق و... در تشدید آن مؤثر است كه برای حل مشكل و كاهش احتلام شبانه راهكارهای زیر مفید خواهد بود:

1. هنگام خواب با مثانه و شكم پر نخوابید.

2. رختخواب و جای استراحت خود را خیلی راحت و نرم نكنید.

3. از عواملی كه در تشدید احتلام مؤثر هستند و ما به برخی از آنها اشاره كردیم دوری كنید.

4. از فكر كردن و تصور و تخیل درباره جنس مخالف و مسائل جنسی خودداری كنید.

5. از سخن گفتن درباره مسائل جنسی و شوخی های جنسی اجتناب ورزید.

6. از نگاه كردن به تصاویر و فیلم های مهیج و تحریك كننده جنسی جداً پرهیز كنید.

7. سعی كنید قبل از خواب وضو بگیرید و آداب آن را انجام دهید و برخی از دعاها و ذكرهای آن را بخوانید. خواندن این دعا در كاهش احتلام شبانه مفید است: «اللهُمَّ إنّی أعُوذُ بِكَ مِنَ الإحْتِلامِ ومِنْ سُوءِ الأحْلامِ ومِنْ أنْ یَتَلاعَبَ بِی الشّیْطانُ فِی الیَقْظَةِ والمَنام؛ خدا من پناه می برم به تو از احتلام و از بدی خواب و از این كه بازی كند با من شیطان در بیداری و خواب».

8. هر از چند گاهی با آب سرد استحمام كنید و به هنگام شست و شوی ناحیه تناسلی از آب سرد استفاده كنید

من به یكی از خانم ها علاقه شدیدی دارم
چون اطلاعات كافی در مورد خودتان و آن خانم نداده اید، مجبوریم كه صورت های مختلف قضیه را بررسی كنیم.

  من به یكی از خانم ها علاقه شدیدی دارم و این علاقه هر روز بیشتر می شود چطور می توانم این علاقه را بین خودم و آن خانم كم كنم؟

اگر تصمیم دارید كه باز با این مركز ارتباط داشته باشید و مشكلات خودتان را در میان بگذرید، سعی كنید بیش تر در مورد  مشكل و شخصی كه مشكل دارد، توضیح دهید، چون برای جواب دادن به چنین سوالاتی، مشاور باید اطلاعات كافی را در اختیار داشته باشد، اطلاعاتی مثل سن شخص، وضعیت خانوادگی ، مسایلی كه با مشكل ارتباط دارند و .......

چون اطلاعات كافی در مورد خودتان و آن خانم نداده اید، مجبوریم كه صورت های مختلف قضیه را بررسی كنیم.

 آیا این خانم مجرد است یا  ازدواج كرده و شوهر دارد؟ اگر ازدواج كرده و شوهر دارد، جواب خیلی واضح است كه باید به كلی از ادامه خاطر خواهی منصرف شود، چون شوهر دارد و هیچ راهی برای ارتباط داشتن با دیگری وجود ندارد.

اما اگر مجرد است ، باید مشخص شود كه آیا  شرائط ازدواج را دارید یا نه؟ اگر شرائط ازدواج را دارید و فكر می كنید كه این خانم مورد مناسبی است، باید از طریق خانواده برای خواستگاری اقدام كنید. اگر جواب مثبت اولیه را دادند، باید مراحل آشنایی با یكدیگر را پشت سر بگذارید.

 چون دقیقا مورد سوال تان معلوم نیست، به بیان تفصیلی در مورد نحوه انتخاب همسر نمی پردازیم.  می توانید برای آگاهی از ملاك های انتخاب همسر به كتاب " جوانان و انتخاب همسر " استاد علی اكبر مظاهری و كتاب " گلبرگ زندگی"  استاد حسین دهنوی مراجعه كنید.

اما اگر این خانم شوهر دارد، یا این كه مجرد است، اما  به هر دلیلی شرائط ازدواج را ندارید، باید كاری كنید كه علاقه شما نسبت به این خانم از بین برود.

 همه انسان ها نیازمند  محبت هستند. به همین خاطر چون با انسان دیگر و به خصوص با جنس مخالف آشنا شوند ، احساس كشش و نیاز به او می كنند. در عین حال انسان ها  درون خود از نیروی عقل و خرد برخوردار هستند و این موجب می شود كه در برخورد با دیگران و به خصوص با جنس مخالف چارچوب هایی برای خود قرار دهند و با احتیاط و دور اندیشی عمل نمایند. احساسات و عواطف اگر از حد و اندازه خود بگذرد ،خطر آفرین خواهد بود . به همین خاطر انسان باید آن را تعدیل نماید. از نظر اسلام دوستی ها و علاقه نیز چارچوب خاصی دارد . اگر از چارچوب خارج شود، پیامدهای ناگواری دارد كه از جمله آن ، ضربه روحی و مشكلات عاطفی پس از قطع دوستی است.

علاقمند شدن دو نفر به همدیگر، یك مسئله ماورایی و غیر طبیعی و ویژه نیست، بلكه ناشی از یك اصل بسیار ساده روانشناختی است. این اصل ساده ، اصل مجاورت است. خواه ناخواه وقتی دو نفر برای مدتی در مجاورت یكدیگر قرار میگیرند و به نوعی با یكدیگر در تماس هستند،  به تناسب و توافق ویژگیهای شخصیتی طرفین و همچنین شرایط فیزیولوژیك آن دو ، به هم علاقمند می گردند. حتی در مورد همجنس ها همین طور است. علاقه شما به این خانم در اثر آشنایی و برخورد زیاد با یكدیگر است. اگر چه این اصل در همه جا و همه موارد به یك شكل عمل نمی كند، اما در مورد دوستی با جنس مخالف نباید غرایز و كشش های جنسی را نیز از یاد ببریم. علاقمندی به جنس مخالف به شدت تحت تأثیر انگیزههای ناهشیار یا هشیار جنسی(به ویژه در ایام بلوغ) میباشد.

با توجه به مطالب فوق، نكاتی را به شما متذكر می شویم:

-  در مورد علت ایجاد عشق می توان یك اشتباه شناختی را هم ذكر كرد. وقتی كه یك نفر شخص دیگری را دارای ویژگی های  مثبت زیاد و فاقد هر گونه عیب و اشكال بداند ،خود به خود عشق و علاقه شدید ایجاد می شود. خیلی از اوقات عشق ها به علت بی خبری عاشق از عیوب و مشكلات معشوق ایجاد می شود. این نكته را همیشه به یاد داشته باشید كه معمولا انسان ها آن طور كه ما فكر می كنیم، بی عیب هم نیستند، بلكه عيوب زیادی دارند كه ما دقت نكرده ایم. اگر  از عیوب احتمالی این خانم آگاه شوید، شاید از شدت عشق و علاقه تان كاسته شود.

ـ  عشق در برخی موارد رفتار وسواسی محسوب میشود، پس با از كار انداختن چرخه رفتار وسواسی، كم كم و به تدریج، این روند معیوب را از فرایند زندگیتان حذف كنید و ببینید كه هیچ اتفاق خاصی نمی افتد . بدین منظور اگر  مثل یك فرد وسواسی عادت دارید كه هر روز او را ببینید، فاصله بین دفعات دیدارتان را مثلا از هر روز به دو روز یك بار و به همین ترتیب فاصله ها را افزایش دهید. پس از موفقیت در این مرحله و به صفر رساندن دیدار (كه البته بسیار سخت است) به ساحل آرامش دست خواهید یافت. اگر مي توانيد مسیرتان، محل كارتان، محل درستان و .... را از او جدا كنيد. حتی اگر بخواهید كه با او ازدواج كنید، باید اول عشق غیر معقول را از بین ببرید . بعد از آن در مورد ازدواج فكر كنید، چون عشق باعث ندیدن عیوب طرف مقابل می شوند و در آینده مشكل ساز می شوند.

ـ  سعی كنید معنای جدیدی برای زندگی خود بیابید و این فرد را تنها معني زندگی خود ندانید. خوشبختی یا عدم خوشبختی خودتان را منحصر به این شخص ندانید. وابستگی شديد، چیزی جز عمیقتر كردن ناراحتي در شما ثمره دیگری نخواهد داشت.

با توجه به اینكه اطلاعات كمی در مورد خودتان و آن خانم داده اید، امكان بررسی بیش تر وجود ندارد. اگر باز در این مورد مسئله ناگفته ای دارید، می توانید در ارتباط بعدی، همراه با اطلاعات بیش تر از خودتان و آن خانم، مطرح كنید.

 موفق باشید

صفحه‌ها