۱۴۰۴/۱۰/۲۳ ۲۲:۰۴ شناسه مطلب: 101088
پرسش:
کدام آیات قرآن کریم ناظر به نظریه انبساط جهان است؟ آیا میتوان آن را از مصادیق اعجاز علمی قرآن قلمداد کرد؟
قرآن در آیه ۴۷ سوره ذاریات، پس از بیان اینکه آسمان را با قدرت بنا کردهایم، میگوید: «إِنَّا لَمُوسِعُونَ.» مفسران از قدیم درباره معنای «موسعون» اختلاف داشتهاند و آن را به وسعت قدرت الهی، گستردگی علم خداوند، بینیازی و غنای او، فراخی آسمان در خلقت، توسعه رزق و روزی از راه باران، یا ایجاد فاصله میان زمین و آسمان تفسیر کردهاند؛ اما پسازآنکه کیهانشناسی مدرن کشف کرد جهان از لحظه مِهبانگ تا امروز بهطور مداوم در حال انبساط و بزرگتر شدن است، مفسران معاصر احتمال دادند که چهبسا این آیه ناظر به همین پدیده باشد؛ زیرا ریشه «وسع» به معنای گسترش و انبساط است و جمله اسمیه و همچنین هیئت اسم فاعل «موسعون» بر تداوم و استمرار انبساط در زمان نزول آیه دلالت دارد.
جهان، مطابق آخرین یافتههای علمی، روزبهروز در حال انبساط است. برخی معتقدند خداوند در قرآن به این موضوع اشاره کرده است و این اشاره را از مصادیق اعجاز علمی قرآن میدانند:
«وَ اَلسَّمٰاءَ بَنَیْنٰاهٰا بِأَیْدٍ وَ إِنّٰا لَمُوسِعُونَ؛ (1)
و آسمان را به قدرت و نیرو بنا کردیم و ما وسعتدهندهایم.»
در این نوشتار این موضوع مورد بررسی قرار میگیرد.
انبساط جهان از نگاه علم
انبساط جهان به معنی افزایش «فاصلهٔ متریک» بین اجسام جهان با گذشت زمان است. این انبساط درونی است، یعنی به فاصلهٔ نسبی بین اجزای جهان برمیگردد و به معنی حرکت اجسام به سمت فضای بیرون نیست. کهکشانها از یکدیگر دور نمیشوند، بلکه خود فضا-زمان در حال گسترش و کِش آمدن است. مثل نقاط روی سطح بادکنک که با باد شدن، فاصلهٔ بین آن نقطهها بزرگتر میشود، درحالیکه خود نقاط اصلاً حرکت نکردهاند و سر جایشان ثابتاند. این انبساط از مِهبانگ (بیگبنگ Big Bang) شروع شده و همچنان در جریان است.(2)
تفسیر «إِنّٰا لَمُوسِعُونَ»
«وسع» در زبان عربی به معنای «انبساط» و گستردهشدن و در مقابل «تضیّق» و تنگشدن است. (3) برخی از مفسران «مُوسِع» را به معنای «قادر» گرفته و به متعلق قدرت اشاره نکرده (4) و برخی به قدرت خداوند به خلق آسمان دیگری اشاره کردهاند. (5) به باور مقاتل بن سلیمان «إِنّٰا لَمُوسِعُونَ» یعنی خداوند بر توسعه آسمان قادر است. (6) «اغنیاء» دیگر معنای بیانشده برای این واژه است. (7) از رایجترین اقوال تفسیری، توسعه در رزق و روزی بهصورت مطلق (8) یا از طریق باران است. (9) ایجاد فاصله بین زمین و آسمان دیدگاه دیگری است. (10) فخر رازی احتمال داده آیه به «حشر قیامت» اشاره داشته باشد. (11) برخی نیز در مقام تفسیر «إِنّٰا لَمُوسِعُونَ» به علم وسیع خداوند اشاره کردهاند. (12) محمدجواد مغنیه آیه را بر «انبساط جهان» منطبق کرده و گفته است: «معنایى که با واقعیت و با مفهوم آیه همخوانى دارد، آن است که مراد از «السَّماءَ» دراینجا همان معناى ظاهرى این واژه؛ یعنى فضاى گسترده و پهناورى است که در آن ستارگان و دیگر موجودات به چشم مىخورند. مراد از «موسعون» آن است که خداوند به وسعت این فضا در طول روزگار مىافزاید. کارشناسان مىگویند: فضاى میان کهکشانها همواره در حال گسترش است و حجم فضاى کنونى جهان به ده برابر حجم آن در آغاز گسترش یافتن این فضا مىرسد.(13) طباطبایی آیه را ناظر به توسعه خلقت آسمان که ریاضى نیز امروزه آن را تأیید مىکند، ناظر دانسته است. (14) نویسندگان تفسیر نمونه به یافتههای علمی اشاره کرده و گفتهاند: «نهتنها کره زمین، براثر جذب مواد آسمانى تدریجاً فربه و سنگینتر مىشود، بلکه آسمانها نیز در گسترشاند، یعنى ستارگانى که در یک کهکشان قرار دارند بهسرعت از مرکز کهکشان دور مىشوند ... تعبیر به «إِنّٰا لَمُوسِعُونَ» با استفاده از جمله اسمیه و اسم فاعل دلیل بر تداوم این موضوع است و نشان مىدهد که این گسترش همواره وجود داشته و همچنان ادامه دارد، و این درست همان چیزى است که امروزه به آن رسیدهاند که تمام کرات آسمانى و کهکشانها در آغاز در مرکز واحدى جمع بوده سپس انفجار عظیمی [مِهبانگ] در آن رخ داده و به دنبال آن اجزاى جهان متلاشى شده و بهصورت کرات درآمده، و بهسرعت در حالت عقبنشینى و توسعه است. (15) قرشی نیز «ایساع» را به معنی وسعت و گسترش دادن دانسته و دلالت آیه بر انبساط آسمان، بلکه جهان را پذیرفته است. (16)
نتیجه:
آیه 47 سوره ذاریات پس از اشاره به آسمان، از وسعتدهنده بودن خداوند خبر داده است؛ مفسران درباره معنای «إِنّٰا لَمُوسِعُونَ» اقوال مختلفی چون: وسعت قدرت خداوند، گستردگی علم خداوند، غنی بودن خداوند، توسعه آسمان، توسعه رزق و روزی از طریق باران، ایجاد فاصله بین زمین و آسمان و... را مطرح کردهاند. پس از اینکه دانشمندان از انبساط جهان خبر دادند و گفتند جهان از زمان مِهبانگ همواره در حال انبساط است، مفسران احتمال دادند که آیه ناظر به این پدیده باشد؛ چراکه هم «وسع» در عربی به معنای انبساط است و هم ساختار جمله اسمیه «إِنّٰا لَمُوسِعُونَ» و اسم فاعل «مُوسِعُونَ» هردو بر دوام و استمرار انبساط در زمان نزول آیه دلالت دارند؛ بنابراین، معنای آیه اینگونه میشود:
«و آسمان را به قدرت و نیرو بنا کردیم و همچنان در حال وسیع کردن آن هستیم.» برفرض صحت این دیدگاه، میتوان این آیه را از مصادیق اعجاز علمی قرآن دانست و گفت: قرآن، قرنها پیش از اکتشافات علمی مدرن، به حقایق علمی دقیق و پیچیدهای اشاره کرده است.
برای مطالعه بیشتر:
رحیمپور، مهناز، «گسترش جهان»، بشارت، مهروآبان 1385 ش، ش 55.
پینوشتها:
1. سوره ذاریات، آیه 47.
2. صفحه «انبساط جهان» در ویکیپدیا.
3. مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1368 ش، ج13، ص 103.
4. ابن قتیبه، عبدالله، تفسیر غریب القرآن، بیروت، دار و مکتبه الهلال، 1411 ق، ص 365.
5. ماوردى، على بن محمد، النکت و العیون تفسیر الماوردى، بیروت، دار الکتب العلمیه، منشورات محمد علی بیضون، چاپ اول، بیتا، ج5، ص 374.
6. «نحن قادرون على أن نوسعها کما نرید.» مقاتل بن سلیمان، تفسیر مقاتل بن سلیمان، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1423 ق، ج4، ص 132.
7. ثعلبى، احمد بن محمد، تفسیر ثعلبی، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، 1422 ق، ج9، ص 119
8. طبرانی، احمد، التفسیر الکبیر: تفسیر القرآن العظیم، اردن، دار الکتاب الثقافی، چاپ اول، 2008 م، ج6، ص 117؛ تفسیر ابن ابىزمنین، ص 352.
9. طوسى، محمد بن حسن، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، چاپ اول، بیتا ج9، ص 395
10. واحدی، علی بن احمد، الوجیز فی تفسیر الکتاب العزیز، بیروت، دار القلم، چاپ اول، 1415 ق، ج2، ص 1031.
11. فخر رازی، محمد، مفاتیح الغیب (التفسیر الکبیر)، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ سوم، 1420 ق، ج28، ص 188.
12. شاه عبدالعظیمى، حسین، تفسیر اثنى عشرى، تهران، میقات، چاپ اول، 1363 ش، ج12، ص 279.
13. مغنیه، محمدجواد، التفسیر الکاشف، قم، دار الکتاب الإسلامی، چاپ اول، 1424 ق، ج7 ج 7، ص 157.
14. طباطبایی، سید محمدحسین، المیزان فی تفسیر القرآن، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات، 1390 ق، ج18، ص 381.
15. مکارم شیرازی، ناصر و همکاران، تفسیر نمونه، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ دهم، 1371 ش، ج22، ص:373-375.
16. قرشی، علیاکبر، قاموس قرآن، تهران، دار الکتب الإسلامیه، چاپ ششم، 1371 ش، ج7، ص 218.








