سلام اونیکی داری این نامه رو میخونی !
من حدود 10 ماهی هست که با یه دختر آشنا شدم ولی خب خودمونیم شاید اولا یکم بهش نظر داشتم ولی بخدا به جونه مامانم الان حتی بگو یه لحظه اصلا نه بهش تحریک میشم نه حتی موقع رفتن پیشش فکرشو میکنم تاحالا خیلی هم باهم تنها بودیم ولی اصلا حتی فکر رابطه ی جنسی هم به ذهنمون نرسیده؛یا شایدم این بود دلیلش که من از اول بهش آبجی میگفتم چون خودم خواهر ندارم
اون دختری که من باهاش دوستم از لحاظ حجاب و این حرفا خیلی تعریفی نداره یعنی مخالفه با حجاب ولی من یه آدمه تقریبا مذهبی هستم یعنی نماز و روزه و اینا همه چی آره ولی اون نه خلاصه تاحالا یبارم بهش نظر نکردم من از دختره 1 سال بزرگترم !
حالا اگه ممکن باشه بگید بینم چن چندیم ؟
چقد تاحالا گنار کردیم ؟
مثله صیغه ی اخوّت اینا چیزی نیست به عنوان صیغه ی خواهری اینا !؟
مشتی خیلی مرام میذاری جواب بدی دمت گرم !
من خودم 17 سالمه
از زنجانم
دختره هم 16 سالشه
از زنجانه
با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
برادر عزيز! از ادبيات سوالتان مشخص است كه دوست داريد همانند داش مشتي ها و لوطي هاي سابق كه ناموس خود و ديگران برايشان مهم بود، باشيد. اما لازم است بدانيد كه در اسلام براي روابط محرم و نامحرم خطوطي گذاشته شده كه بايد رعايت شود وگرنه سر از ناكجا آباد در مي آوريم. ضمناً در اسلام براي روابط دختر و پسر چيزي به نام عقد اخوت نداريم!
- دوست داريم به مطالب زير دقت داشته باشيد:
1- ما قبول داريم كه ممكن است بين دختر و پسري دوستي غير جنسي وجود داشته باشد، ولي اولا: ثابت نگهداشتن اين حالت با توجه به شرائط بلوغ و جواني مشكل است، و ثانيا: گاهي چنين حالتي به صورت نهفته و ناخودآگاه در انسان وجود دارد و حتي خود را به صورت يك رابطه عاطفي و معنوي نشان مي دهد در حالي كه مسأله غير از اين است در هر حال ما سعي مي كنيم بدبين نباشيم شما هم سعي كنيد سر خود را كلاه نگذاريد! شما الان اينگونه مي گوييد ولي بعدها خود را در فضاي ديگري مي بينيد كه كار از كار گذشته است!
2- بسياري از دختران و پسراني كه براي خود دوستي انتخاب ميكنند، به دنبال يافتن يك پايگاه رواني و اجتماعي مطمئن هستند، ولي با اين كاركرد نميتوان استمرار دوستيها را تضمين كرد. اطمينان خاطري كه دختران و پسران از طريق برقراري دوستي بين خود، جستجو ميكنند، زياد طول نميكشد و آنان پي ميبرند كه آن، به قيمت از دست دادن بسياري از اطمينان خاطرهاي ديگر به دست آمده است.(1)
اين گونه ارتباطها هرچند در ابتدا بسيار دلانگيز است، ولي در ادامه به جنگي فرسايشي مبدل ميگردند، آري داستان عشق آغازي دلانگيز و پاياني بس غمانگيز دارد، چنان كه امير المؤمنين(ع) مي فرمايد: «اوّل الشهوة طرب و آخرها عطب».(2)
3- نكته مهم ديگري كه بايد در روابط دختر و پسر و تداوم عشق و عاشقي ميان آنان مورد نظر قرار گيرد، اين است: بر فرض اين كه عاشق شدن متضمن هيچ گناهي نباشد(كه معمولاً چنين نيست)، از آن جايي كه اين گونه عشقها از حالت سلامت كه حاصل معرفت است، جدا گشته و به صورت مرضي(افسردگي، اضطراب، وسواس و...) درميآيد و از طرفي انگيزه هاي ناهشيار جنسي نيز سهم به سزايي در تداوم اين گونه علايق بيمبنا دارد، از نظر روانشناختي داراي پيامدهاي بسيار منفي است.
4- نگاه دختر و پسر به هم، آتش شهوت را در دل شعله ور مي كند، زمينه را براي فتنه انگيزي شيطان فراهم مي سازد. امير المؤمنين(ع) مي فرمايد: «النَّظْرَةُ بَعْدَ النَّظْرَةِ تَزْرَعُ فِي الْقَلْبِ الشَّهْوَةَ وَ كَفَى بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتْنَةً»(3) نگاه بعد از نگاه(به نامحرم ) بذر شهوت را در دل كشت مي كند، همين براي منحرف ساختن فرد و كشاندنش به سمت فتنه و فساد كافي است.
5- نيازهاى عاطفى و غرايز ديگر در ايام نوجوانى و جواني، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزيدن» سوق مىدهد كه البته اين يك امر طبيعى و غريزى است و كمتر مىتوان راهى براى گريز از آن پيدا كرد.
آنچه اهميت دارد، كنترل عقلايى بر احساسات و پرهيز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارىهاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.
«دوست داشتن و عشق ورزيدن» اگر از مسير معين، مشخص و صحيح استيفا نشود، ممكن است عوارض نامطلوبى را براى انسان ايجاد كند.
شما خوب مىدانيد جاذبه بين دو جنس مخالف بسيار فراوان است؛ مخصوصا در سنين جوانى، كه اين جاذبه و حساسيت در اوج خود مىباشد، در نتيجه هر چند جوان بخواهد رعايت مسايل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنمايد، اما تمايلات نفسى و وسوسههاى شيطانى قوىتر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همين جهت عقل اقتضا مىكند انسان خود را در معرض خطرى كه بسيارى از خوش باوران را گرفتار كرده قرار ندهد. روشن است كه هر فرد خود بهتر مىتواند تشخيص دهد كه كجا از مرز فراتر رفته است:"بل الانسان على نفسه بصيره."(4) آدمى بر نفس خود آگاه و بيناست.
- حاصل سخن اينكه:
علاقههايي از اين دست اگرچه ممكن است از نظر شرعي گناه نباشد، اما نتايج آن به كارهاي غير شرعي منجر ميشود و به گناه كشيده مي شود. و اگر اين حالت ادامه داشته باشد، مطمئناً مشكلات مختلفي را براي دختر فراهم ميآورد.
قرآن از دوستي بين دختر و پسر و اين گونه روابط نهي كرده است. زيرا عفت عمومي جامعه با اينگونه روابط آسيب جدي مي بيند، پايه هاي ازدواج و خانواده سست مي شود و صدها مفسده اخلاقي براي دختر و پسر و جامعه دارد.
- منابع كمكي جهت اطلاعات بيشتر:
1- علي اصغر احمدي، روابط دختر و پسر در ايران، تهران، سازمان انجمن اولياء و مربيان.
2- جوانان و روابط (پاسخ به پرسشهاي پيرامون روابط دختر و پسر) مقيمي، مركز مطالعات حوزه.
پي نوشت ها:
1. علي اصغر احمدي، روابط دختر و پسر در ايران، تهران، سازمان انجمن اولياء و مربيان، ص 118.
2. عبد الواحد بن محمد تميمي آمدي، معجم الفاظ غرر الحكم، مركز الابحاث و الدراسات الاسلاميه،1413ق، ص 563.
3. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه-ترجمه غفارى، ج4، ص18، نشر صدوق.
4. قيامت(75)، آيه 14.
موفق باشید.






