سلام. دختری 18 ساله هستم. در خاوناده مذهبی و طلبه .تازه امسال دانشگاه قبول شدم و ورودی بهمن هستم رشته علوم آزمایشگاهی

و خواستگار هم متعدد دارم. خودم معتقدم که از نظر عقلی می تونم یک نفر دیگر رو در زندگی بپذیرم اما فکر می کنم هنوز سنم کم است و اگر ازدواج کنم موقعیت درس و دانشگاهم به هم خواهد خورد.

با این که خواستگار ها در ویژگی های اولیه مورد پسند خانواده و خودم هم هستند ولی پایخ رد می دهم. پدر م می گوید که این کار موجب میشه در نهایت خواستگار نداشته باشی و یا مورد دلخواهت دیگر نیاید و همچنین می گوید حدیث داریم که خیلی جدی رد کردند این کار رو که اگر از نظر دین طرف مورد نداره نباید بی خودی رد کرد. شما به من چه پیشنهادی می کنید؟
من بیشتر از سن کم و همچنین از درسم می ترسم.چون خودم دوست دارم که بخونم و مدارک بالاتر بگیرم و کار هم بکنم اگر شد اما با این حال بیشتر دوست دارم همسر آینده من طلبه باشد و پدر و مادر من هم بیشتر به این و سید بودن اصرار دارند و می گویند ممکن است دیگر همچین مواردی نیاید و من هم می ترسم.
اگر می شه من رو راهنمایی کنید.

با سلام و آرزوي قبولي طاعات و عبادات شما و سپاس از ارتباط تان با مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی
پرسشگر گرامي من قبل از پاسخ به فرازهاي نامه ي شما، به معيارهاي يك ازدواج پايدار و كم ريسك اشاره مي كنم، خواهرگرامي آرزوي هرجواني و به خصوص دختران داشتن ازدواجي پايدار، با نشاط و با ريسك پايين است، من در راستاي اين قاعده به معيارهاي يك ازدواج موفق و پايدار اشاره مي نمايم تا ببينيد كه آيا معيارهايي را كه براي ازدواج برگزيده ايد براي شروع يك سفر به درازاي يك عمر مناسب است يانه؟ و اما درباره معيارهاي يك ازدواج موفق بايد به ادبيات تحقيق در اين باره مراجعه كرد و معيارهاي خود ساخته كه برخاسته از ديدگاههاي غير واقعي و احيانا احساسي است، و در ادامة زندگي مشترك همچون حبابي محو خواهد شد، نمي تواند كارايي چنداني در اين مورد داشته باشد. واقعيت اينست كه هيچ كدام از ما نمي توانيم از همان آغاز زندگي زناشويي تمام پيچ و خم هاي آن را در سالهاي آتي پيش بيني كنيم و آنچه اين پيش بيني را دشوارتر مي سازد. اين است كه در جامعة كنوني ما متاسفانه غالب افراد بيش از آنكه تشابه فرهنگي، اقتصادي و فكري را براي انتخاب زوج در نظر بگيرند، در پيروي از احساسات و عواطف خود و معيارهاي غير ضروري و خود ساخته كه مبتني بر باورهاي غلط است، به دنبال ازدواج مي روند. روال تعيين اينكه دو زوج براي ازدواج مناسب هم هستند و يا نه، بدين گونه است كه طرفين بعد از آشنايي هاي اوليه كه زير نظر خانواده ها انجام مي گيرد به يك مشاوري كه متخصص در امر مشاورة قبل از ازدواج است مراجعه مي نمايند و ايشان با تسلط بر آيتمهايي تعيين كننده اي چون تاريخچة خانوادگي طرفين و خاطرات دوران كودكي آنها و گرفتن تست هاي كتل و گلاسر و Ass و ياساير تستهايي كه بومي شده براي ايران هستند و نيز همخواني و همساني نگرشهاي طرفين در مسائل مختلف اجتماعي، فرهنگي، باورهاي ديني، سياسي و غيره كه در طي سه جلسه انجام مي گيرد نظر خود را راجع به ازدواج آن دو اعلام مي كند. بدين صورت كه 1- در حدوده پانزده درصد از موارد مي گويد اين پسر و دختر عليرغم علاقه ظاهري كه به هم دارند در صورت ازدواج با همديگر؛ دچار مشكل خواهند شد و بعد از اُفت علايق احساسي و عاطفي به هم؛ وارد فاز درگيري هاي لفظي و احيانا فيزيكي خواهند شد. 2- و در حدود پانزده و بيست درصد از موارد مي گويد اين دو با توجه به آيتم هاي مختلف شخصيتي و خانوادگي و فرهنگي و اجتماعي كاملا به درد ازدواج با هم مي خورند و بعد از ازدواج با مشكل جدي اي برنخواهند خورد. 3- و در حدود شصت هفتاد درصد از موارد مي گويد اين دو مي توانند با هم ازدواج كنند به شرطي كه فلان توصيه ها را بطور جدي در زندگي مد نظر داشته و فلان امور را رعايت كنند، مثلا به پسر مي گويد شما مي توانيد با اين خانم ازدواج كنيد. اما ايشان بسيار عاطفي و احساسي هستند و لذا اگر فردا از جنبه عاطفي محروميتي را به وي تحميل نماييد. ممكن است برسر سفره كس ديگري كه از جهت عاطفي او را سيراب مي كند بنشيند! و يا مثلا به دختر مي گويد دختر خانم ازدواج شما با اين آقا پسر بلامانع است. اما بايد بدانيد كه او وابستگي زيادي به مادرش دارد. لذا بايد در اين جهت با او مدارا نماييد. لازم به ذكر است مشاورة قبل از ازدواج علي رغم در نظر گرفتن پارامترهاي ضروري كه تحقيقات بسياري در سطح جهان بر روي آنها انجام گرفته فقط در حدود 75% مي تواند به پيش بيني موفقيت يك ازدواج حكم نمايد. و 25% بقيه مربوط به رعايت مسائلي است كه بعد از ازدواج مي تواند در غني سازي زندگي مشترك نقش جدي داشته باشد.
پس پيشنهاد ما به شما اينست كه از قواي عقلي و نه احساسي و نيز مشاورة قبل از ازدواج براي انتخاب شريك زندگي آينده خود سود جوييد يعني در مرحلة اول آگاهي بيشتري در مورد خود تان بدست آوريد بدين معني كه با تدبر در خود دريابيد حقيقتا چگونه فردي هستيد؟ اهداف، ارزشها و علايق اساسي و اصلي شما در زندگي چيست؟ و انتظارات اصلي و اساسي شما از زندگي مشترك چيست؟ و در مرحلة بعد به همراه شخصي كه قصد ازدواج با او را داريد نزد يك مشاور با تجربه برويد تا وي با راهكارهاي پيش گفته، نظر خود را در مورد انتخاب شما اعلام كند و احيانا مشكلات فراروي را با توجه به آيتمهاي شخصيتي شما و فرد انتخابي؛ به شما تذكر دهد.
و وقتي اين مراحل را پشت سرگذاشتيد مي توانيد با طيب خاطر و توكل بر خداي مهربان و با جرات مندي اقدام به پذيرش خواستگارتان نماييد. البته قضيه به همين جا ختم نمي شود و انشاء الله بعد از ازدواج راههاي غني سازي زندگي زناشويي و دستوراتي كه اسلام در اين زمينه براي بهتر زيستن ارائه نموده به عرض شما خواهد رسيد.
به نظر من مطالعه دو كتاب زير مي تواند شما را در اخذ تصميم فوق بيشتر ياري نمايد:
1- تحكيم خانواده، تاليف آيت الله محمدي ري شهري انتشارات حوزه نمايندگي ولي فقيه در امور حج و زيارت
2- عشق هرگز كافي نيست تاليف پرفسور آرون تي بك ترجمه مهدي قراچه داغي انتشارات ذهن آويز
اگر در تهران زندگي مي كنيد من شماره تلفن كلينيك يك مشاور با تجربهي قبل از ازدواج را به شما ارائه مي نمايم دكتر يونسي02144015879 و 02144030585
و اما در مورد اينكه فرموده ايد: « از نظر عقلي مي توانم يك نفر ديگر رو در زندگي بپذيرم. اما فكر مي كنم هنوز سنم كم است.» بايد عرض نمايم كه ملاك براي اقدام به ازدواج رسيدن به بلوغهاي پنجگانه در دختران است كه در زير به آنها اشاره مي نمايم:
1- بلوغ جسمي(تغييرات فيزيكي و شيميايي بدن)
2- بلوغ جنسي(رشد اندامهاي جنسي براي توليد مثل)
3- بلوغ عاطفي(تمايل به دوست داشتن سالم ديگران نه بر اساس منفعت طلبي شخصي)
4– بلوغ يا استقلال از والدين(چنين فردي بدون حمايت همه جانبه از طرف والدين و بدون نياز هميشگي به نظر خواهي از جانب آنان به زندگي خود ادامه مي دهد. به عبارتي او چسبيده به والدين يا وابسته به آنها نيست و خودش مي تواند براي زندگيش تصميم بگيرد.)
5– بلوغ اجتماعي(در اين مرحله بلوغ فرد براي زندگي اجتماعي آماده شده و نحوه ارتباط صحيح بدون تحت فشار قرار گرفتن غرايز را يادگرفته مي گيرد).
پس اگر فكر مي كنيد به بلوغ هاي ذكر شده رسيده ايد مي توانيد بدون ملاحظات سني اقدام به ازدواج نماييد.
فرموده ايد: « و اگر ازدواج كنم موقعيت درس و دانشگاهم به هم خواهد خورد» در اين خصوص بايد عرض نمايم كه ضرورتا اينگونه نيست كه با ازدواج درس و دانشگاه بهم خورد بلكه اين بستگي به شرايط و موقعيت ها دارد زيرا موارد بسياري وجود دارد كه طرفين با ازدواج نه تنها از درس و بحث نيفتاده اند. بلكه با كسب آرامش روحي و رواني با گامهايي استوارتر به سوي آينده ي درخشان علمي و حرفه اي را افتاده اند. آيا همسر انتخابي شما موافق ادامه ي تحصيل شما است؟ آيا در اين رابطه شما را ياري خواهد كرد؟ و آيتمهايي از اين قبيل كه در مشاوره ي قبل از ازدواج روشن مي گردد مي تواند روشنگر آينده علمي و تحصيلي شما بعد از ازدواج باشد.
فرموده ايد كه:« پدر م مي گويد كه اين كار موجب ميشه در نهايت خواستگار نداشته باشي و يا مورد دلخواهت ديگر نيايد و همچنين مي گويد حديث داريم كه خيلي جدي رد كردند اين كار رو كه اگر از نظر دين طرف مورد نداره نبايد بي خودي رد كرد» اين روايتي كه پدر محترمتان نقل مي كنند درست است. اما تنها روايت در مورد ازدواج نيست. بلكه يكي از صدها روايات در اين باب است، كه چكيده تمام آنها معيارهايي بود كه در ابتدا به خدمتتان عرض شد.
و در نهايت عرض مي كنيم كه با توسل به ائمه عليهم السلام شوهري مناسب كه بتواند شما را در دنيا و آخرت سعادتمند سازد را از اين نورهاي پاك بخواهيد.
موفق و موید باشید